آنچه درباره رواندرمانی نمی دانید

وقتی مراجعین برای اولین بار به درمانگاه یا کلینیک روانشناسی مراجعه می ­کنند، غالباً نمی ­دانند به طور دقیق چه پیش خواهد آمد. برخی از آنان مضطربند و عده­ ای دیگر نیز شکاک. عده ­ای دستپاچه هستند و فرق درمان طبی و رواندرمانی را نمی ­دانند و برخی نیز از این­ که در صدد کمک برآمده­ اند، احساس ضعف می­ کنند. پس اولین قدم این است که برای آنان توضیح داده شود که درمانگر به طور کلی چه کار می­ کند و چه نوع کمک­ هایی می ­تواند بدهد. به عبارت دیگر باید رواندرمانی را برای آنان تعریف کرد. در این مطلب سعی داریم تا شما را بیشتر با رواندرمانی آشنا کنیم.

 

رواندرمانی چیست؟ قرار است چه اتفاقی در رواندرمانی بیفتد؟

رواندرمانی (psychotherapy) فعالیتی برنامه ­ریزی ­شده از سوی یک روانشناس است که با هدف ایجاد تغییراتی در فرد، زندگیش را شادتر و سازنده ­تر می نماید –  و یا هر دو. منظور از رواندرمانی، درمان اختلال ­های روانی به کمک راهبردهای روانشناختی است – و نه تدابیر جسمی. روان ­درمانگران از طیف وسیعی از تکنیک­ ها برای تاثیر گذاشتن یا متقاعد کردن مراجع جهت سازگاری یا تغییر در مسیری که انتخاب کرده است، استفاده می­ کنند. شیوه مورد استفاده در اغلب رواندرمانی ­ها، مکالمه گفتاری است. برخی نیز، از انواع دیگر ارتباط نظیر نوشتار، کار هنری، نمایش، روایت یا موزیک استفاده می ­کنند.

به نظر شما بین درد دل کردن با یک دوست و مراجعه به یک روان ­درمانگر، چه تفاوتی وجود دارد؟

درست است که روان ­درمانگر مانند یک دوست به حرف ­های مراجع گوش می­ دهد و همدلی خود را ابراز می کند اما او بر خلاف دیگر اطرافیان و دوستان در زمینه مشکلات انسانی دارای تخصص است و تجربه زیادی در این­گونه موارد دارد. همچنین روان درمانگر بنا بر تخصصی که در زمینه اختلالات و مشکلات هیجانی دارد، می­ تواند درک عمیق ­تری از مسائل داشته باشد و چیزهایی را درک کند و ببیند که معمولاً از چشم افراد دیگر پنهان است. روان ­درمانگر این قابلیت را دارد که از دید مراجع به مشکل وی نگاه کند، بررسی بسیار عمیق ­تری از مشکلات مراجع به عمل ­آورد، به علل مشکلات وی پی ببرد، همچنین بر خلاف دیگران، مراجع را به خاطر داشتن مشکلاتش سرزنش نکند و برای حل مشکل به نصیحت کردن مراجع نپردازد.

در ضمن، به نظر برخی از صاحب نظران، ماهیت رابطه ­ای که بین درمانگر و مراجع برقرار می ­شود مهم ­ترین نقش را در موفقیت درمانی دارد. مراجع تنها می ­تواند در درمان فضایی توام با پذیرش و عدم قضاوت را تجربه کند که در آن بتواند در مورد خصوصی ترین تمایلات، رازها و سرخوردگی ­های خود  صحبت کنند. چنین بحث ­هایی با یک دوست یا با یکی از بستگان همیشه در هاله ای از ارزیابی و قضاوت فرو می­ رود و غالبا عوارض ناخواسته ­ای در پی دارد چون طرف مقابل هم در این بحث ذی نفع است. آیا یک شوهر می­ تواند با همسر خود در مورد اضطراب وابستگی خویش صحبت کند بدون آن ­که با این درد دل به نقش خودش به عنوان شوهر لطمه بزند؟

اگر رواندرمانی یک کار ساده و یکنواخت بود که در آن درمانگر مشکل را تشخیص می­ داد، تشخیص را به مراجع منتقل می­ کرد، یک دو سخنرانی و خطابه می­ کرد و مراجع خیلی سریع شفا می ­گرفت که خیلی خوب بود. اما کار به این سادگی نیست. در واقع در درمان باید وقت زیادی را صرف اصلاح این توقع مراجعان کرد که قرار نیست یک تجویز ساده روانشناختی برای آنان بشود. چون رواندرمانی یک فرایند فعال و پویا است.

برخی از مراجعان از این می ­ترسند که در جلسات رواندرمانی قرار است به دنبال مقصر باشیم. آیا در طی این جلسات، ما واقعا به دنبال این موارد هستیم؟

نکته مهمی که در مورد رواندرمانی و روان ­درمانگر باید به یاد داشته باشیم، این است که یک روان­ درمانگر هیچ­ گاه به دنبال مقصری برای مشکلات مراجع نمی­ گردد. مهم­ ترین خصوصیتی که یک روان ­درمانگر دارد، پذیرش کامل مراجع حتی با وجود نقطه ­ضعف­ های اوست. روان­ درمانگر به این اصل معتقد است که همه انسان ­ها حتی خطاکارترین افراد، قابل­ احترامند و این احترام باید بدون قید و شرط باشد. روان­ درمانگر توجه مثبت خود را به مراجعین ابراز می­ کند و این توجه، عاری از سرزنش، نصیحت و قضاوت است. در خلال رابطه درمانی، مراجع تشویق می­ شود که ترس ­ها و هیجان ­ها و تجربه ­های خصوصی خود را آزادانه و بدون ترس از داوری یا سرزنش روان ­درمانگر بیان کند. بنابراین هدف رواندرمانی، پیدا کردن مقصر نیست.

به نظر شما اهداف رواندرمانی چیست؟

اهداف رواندرمانی عبارتند از:

  1. برطرف کردن، تغییر دادن و یا متوقف ساختن علایم بیماری
  2. مداخله در الگوهای نابهنجار رفتار
  3. تقویت، رشد و تکامل جنبه های سالم و مثبت شخصیت

لزوم مراجعه به روان ­درمانگر چیست؟ چرا نسبت به گذشته، افراد بیشتر نیاز دارند به متخصص ­های مختلف از جمله روان ­درمانگر، مراجعه کنند؟

دنیایی که ما در آن زندگی می­ کنیم بسیار پیچیده است و با سرعتی بسیار زیاد در حال تغییر و تحول است. زندگی در این دنیای پیچیده نیازمند داشتن اطلاعات زیادی درباره پدیده­ هایی است که در اطراف ما وجود دارند و ما آگاهی کمی درباره آن ها داریم. در واقع با گسترده ­تر شدن جوامع انسانی و افزایش نقش­ ها از یک طرف، و افزایش نیازهای بشر از طرف دیگر باعث شده است که هر کسی به تنهایی قادر نباشد تمام نیازهای خود را برآورده کند. بنابراین ما نیاز داریم برای برطرف کردن نیازهایمان به سراغ افرادی برویم که در آن زمینه تخصص دارند و البته دیگران نیز برای برخی از نیازهایشان به ما مراجعه می­ کنند.

در نتیجه، هر قدر جامعه گسترده ­تر و از پیچیدگی بیشتری برخوردار باشد، ضرورت مشاوره و راهنمایی بیشتر احساس می­ شود. به موازات گسترش اجتماع و پیچیدگی نهادهای آن، مشکلاتی بروز می­ کند و مسائل جدیدی ضرورت می ­یابد که قبلاً نیازی به آن احساس نمی ­شد. مثلاً در جوامع پیچیده، روابط اجتماعی سست ­تر می ­شود و افراد همبستگی عاطفی خود را، که در پاره ­ای از موارد می­ تواند مشکل­ گشای ناراحتی ­های روحی باشد، از دست می ­دهند. بنابراین مراجعه برای مشاوره در زمینه ­های مختلف و از جمله مشاوره روانی، یکی از نیارهای مبرم و اساسی است.

پس چرا افراد به راحتی به مشاور املاک یا مشاور حقوقی مراجعه می­ کنند اما در مراجعه به روان درمانگر تعلل دارند؟

عمده ­ترین دلیل این موضوع، یکی شناخت کم و غیرواقعی از اختلالات و مشکلات روانی در بین اکثر مردم است و دلیل  دیگر ترس افراد از برچسب بیماری روانی است. متاسفانه یکی از واقعیت ­های اجتماعی ما این است که اغلب افرادی که از ناراحتی های روانی رنج می ­برند، با آن­که می ­توانند به راحتی درمان شوند، مراجعه به درمانگر را به علل گوناگون از قبیل موقعیت ­های شغلی موفق خویش و نظایر آن نقطه ضعف تلقی می­ کنند. بسیاری از آنان، اختلال روانی را مایه شرم و ننگ می­ دانند.

آیا درباره آموزش روانی، چیزی می ­دانید؟

یک روش برای افزایش میزان همکاری مراجع با روان­ درمانگر “آموزش روانی” است. آموزش روانی عبارت است از ارائه اطلاعات درباره اختلالات روانشناختی به مراجع. در آموزش روانی، اطلاعاتی درباره اصول روانشناختی شکل­دهنده رفتار انسان با هدف فهم بهتر مراجع از مسائل و مشکلاتش به منظور برخورد مناسب تر با اختلال و مشکلات کنونی­ اش، فراهم می­ شود. هدف آموزش روانی، سهیم شدن مراجع با اطلاعات روان ­درمانگر درباره مسائل و مشکلاتش است. یک سری از لوازم آموزشی که به منظور آموزش روانی به کار می ­رود شامل کتاب ­های خودیاری، بروشورها، برنامه ­های کامپیوتری و سایت­ های مختلف است.

مشاوره و راهنمایی با رواندرمانی تفاوت دارند؟

معمولاً راهنمایی ۷ یا ۸ جلسه بیشتر به طول نمی ­کشد و هدف آن برطرف کردن مشکل روانی محدودی است که مراجع با آن دست به گریبان است. در این روش، روان ­درمانگر به عمق خصوصیات روانی مراجع وارد نمی ­شود. او فقط می­ خواهد که مراجع بتواند در مورد وضعیت خود تصمیم بگیرد و یا بتواند با مشکلات خود بهتر بسازد. راهنمایی مفهوم وسیعی دارد و تمام برنامه ­ها و فعالیت ­هایی را که برای کمک به مراجع تهیه می ­شوند را شامل می­ گردد و جنبه پیشگیری دارد. مفهوم مشاوره و راهنمایی برای اولین­ بار در مذهب مطرح شده است و پیشوایان دینی اولین مشاوران و راهنمایان تاریخ بشری بوده ­اند. از این ­رو مشاوره و راهنمایی، هیچ ­وقت از زندگی انسان ­ها جدا نبوده است و جزء لاینفک زندگی آن­ هاست. از نظر روانشناسی رشد، مشاوره و راهنمایی یک ضرورت حیاتی است. این مساله را می­ توان از مقایسه نوزاد انسان با نوزاد حیوانات دیگر دریافت.

مشاوره به عنوان یک فعالیت تخصصی، به تجزیه و تحلیل مشکلات و یافتن راه­ حل­ های مناسب مبادرت می ­شود. مراجع از طریق گفتگو با مشاور در یک جو مملو از تفاهم، خود را بهتر می ­شناسد، چگونگی تصمیم ­گیری را می ­آموزد و سرانجام راه ­حلی برای مشکلش پیدا می­ کند. مشاوره قلب راهنمایی محسوب می ­شود. امنیت و اعتماد را می ­توان دو شرط لازم و اساسی مشاوره به شمار آورد. فقط باید به خاطر داشت که دادن اطلاعات صرف، نصیحت­ گویی و پند دادن و تلقین عقاید را نمی ­توان مشاوره به حساب آورد.

البته باید این موضوع را نیز در نظر داشت که برخی از روانشناسان و برخی از روان­ درمانگران بین رواندرمانی و مشاوره تفاوت قائل می­ شوند، و معتقدند که رواندرمانی در پاسخ به جلوه ­های اختصاصی یا غیراختصاصی مشکلات بالینی قابل ­تشخیص مورد استفاده قرار می ­گیرد. در حالی­که مشاوره به درمان مشکلات روزمره می ­پردازد. اما اغلب اوقات مشاوره و روان­درمانی به جای یکدیگر به کار می­ روند.

چرا در کنار رواندرمانی، به دارودرمانی نیاز است؟ نظر شما درباره درمان ترکیبی چیست؟

در حال حاضر می­ دانیم که بیماری­ ها و اختلالات روانی از علل زیستی و روانی تشکیل شده ­اند که سهم هر یک از این علل در افراد و اختلالات مختلف، متفاوت است.

می ­توان گفت که چون علت ابتلا به اختلالات روانی یک علت نیست، پس درمان آن نیز یک درمان واحد نخواهد بود.

لازم به ذکر است که تلفیقی از رواندرمانی و دارودرمانی برای مقابله با مشکلات روانی، کارساز است و در بسیاری از موارد نشان داده شده است که نتایج درمان ترکیبی برتر از تک ­تک درمان ­ها به تنهایی است. داروها کمک می کنند تا علایم دردناک برطرف گردند و می ­توانند به بهبودی وضعیت کمک کنند اما به تنهایی نمی­ توانند اختلال را درمان کنند. دارودرمانی به رفع سریع نشانه­ های شدید مشکل کمک می ­کند و توانایی مراجع را برای برقراری رابطه در جریان رواندرمانی، بهبود می ­بخشد. در عین حال، رواندرمانی نیز می ­تواند سبب شود که مراجع داروی مورد نیاز را بپذیرد. چون اضطراب زیاد توانایی مراجع را برای درک مفاهیم درمانی مختل می­ کند، داروهای کاهنده اضطراب و یا مشابه آن، درک مفاهیم درمانی را بهتر می­ سازند. از دیگر مزایای درمان ترکیبی، کاهش خطر عود اختلال و بهبود کارکرد اجتماعی و شغلی است.