آیا افراد باهوش بیشتر مبتلا به اختلالات روانی می شوند؟

رابطه بین هوش و اختلالات روانی و بیماری های جسمی

باهوش بودن مزایای بسیاری دارد. افرادی که در آزمون های هوش استاندارد –تستIQ یا هوشبهر- نمرات بالایی کسب می کنند، به احتمال زیاد در کلاس درس و محل کار موفق تر از دیگران خواهند بود. با این که دلایل این امر به طور کامل مشخص نیست، افراد باهوش زندگی طولانی تر و سالم تری خواهند داشت و کمتر احتمال دارد که رویدادهای بد زندگی مانند ورشکستگی را تجربه کنند.

حقیقت این است که با وجود تمام مزیت هایی که برشمردیم و دیگر مواردی که خود می دانید، خبر بدی برای این افراد داریم. در پژوهشی که نتایج آن به تازگی منتشر شده است، دانشمندان پرسشنامه ای درباره اختلالات روانشناختی و فیزیولوژیکی را به اعضا منسا (MENSA) دادند. منسا یا جامعه هوش بالا، شامل افرادی است به لحاظ هوشی، جز دو درصد بالای جامعه هستند. یعنی اگر میانگین هوش جامعه را ۱۰۰ فرض کنیم، کسانی می توانند عضو منسا شوند که بهره هوشی بالاتر از ۱۳۲ داشته باشند. تحقیق از اعضای منسا مشخص کرد که افراد باهوش بیشتر احتمال دارد که از بیماری های جدی رنج ببرند.

پرسشنامه ای که روی اعضای منسا اجرا شد درباره اختلالات خلقی (افسردگی، افسرده خویی و دوقطبیاختلالات اضطرابی (اضطراب فراگیر، اضطراب اجتماعی و وسواس فکری-عملی)، اختلال بیش فعالی نقص توجه و اوتیسم بود. هم چنین سوالاتی درباره آلرژی های محیطی، آسم و بیماری های خودایمنی نیز در آن گنجانده شده بود. از شرکت کنندگان پرسیده شد که آیا هر یک از این اختلالات درباره آن ها به طور رسمی تشخیص داده شده بود یا به ابتلای به آن ها مشکوک بودند یا خیر.

بیشترین تفاوتی که بین اعضای منسا و افراد عادی یافت شد، در مورد اختلالات خلقی و اضطرابی بود. بیشتر از یک چهارم افراد باهوش، اختلال خلقی تشخیص داده شده و حدود ۲۰ درصد اختلال اضطرابی را گزارش دادند در حالی که این آمار در میان دیگر افراد جامعه ۱۰ درصد است. هم چنین شیوع آلرژی ها در میان اعضای منسا سه برابر جامعه بود.

برای توضیح این یافته ها، می توان از نظریه “مغز پرکار/ بدن پرکار” استفاده کرد. این نظریه بیان می کند که با وجود تمام مزایایی که هوش بالا دارد، با تحریک پذیری بیش از حد روانی و فیزیولوژیکی برای فرد همراه است. تحریک پذیری، واکنش شدید و غیرمعمول به یک تهدید محیطی است. این تهدید می تواند هر چیزی باشد؛ از صدایی که شما را از جا می پراند تا مواجهه با یک فرد.

تحریک پذیری های بیش از حد روانی از پاسخ بدن به استرس به وجود می آیند. بنابراین، تحریک پذیری بیش از حد روانی با تمایل افزاینده به نشخوار افکار و نگران شدن همراه است. با توجه به نظریه مغز پرکار/ بدن پرکار، تحریک پذیری جسمی و روانی در میان افراد بسیار باهوش متداول تر است و با هم چرخه ای معیوب به وجود می آورند و به این ترتیب در عملکرد روانی و فیزیولوژیکی فرد اختلال ایجاد می کنند. برای مثال، یک شخص بسیار باهوش انتقاد رئیسش را بیش از حد تعبیر و تفسیر می کند و به نتایج بسیار منفی درباره خود می رسد که در حالت عادی، فردی با هوشی معمولی به این نتایج نمی رسد. این امر ممکن است پاسخ استرس را در فرد برانگیزد، که می تواند فرد را حتی بیشتر مضطرب کند.

البته نتایج این مطالعه، باید با احتیاط تفسیر شوند، زیرا تنها همبستگی بین عوامل را نشان می دهند و نه علیت را. نشان دادن این که یک اختلال در بین افراد باهوش شایع تر از دیگر افراد جامعه است، ثابت نمی کند که هوش بالا دلیل این اختلال باشد. این امکان هم وجود دارد که افرادی که به منسا می پیوندند، در ویژگی های دیگری نیز با افراد عادی جامعه تفاوت داشته باشند. برای مثال، کسی که مشغله فکری فراوان دارد احتمالا زمان کمتری را نسبت به یک فرد عادی برای ورزش کردن و تعاملات اجتماعی اختصاص می دهد؛ در حالی که هر دوی این موارد برای سلامت روانی و جسمانی مزایای فراوانی دارند.

این تحقیق به راهکارهایی عملی برای افزایش بهزیستی روانی و جسمانی افراد باهوش منجر شده است. اگر تحریک پذیری بیش از حد، مکانیسم زیربنایی رابطه بین هوش و سلامت باشد، پس با انجام مداخلاتی می توان به افراد کمک کرد تا زندگی سالم تر و شادتری داشته باشند.