برای ورود به صفحه

آزمون سلامت روان کلیک کنید.

شروع آزمون

آزمونBSI

پرسشنامه‌ی مختصر نشانگان یا آزمون BSI، در ۵۳ پرسش خود به دنبال غربالگری بر اساس شاخص‌های مطرح در افسردگی است. غمگینی یکی از احساساتی است که انسان از ابتدای چشم گشودن به دنیا با آن دست و پنجه نرم می‌کند. احساس غمگینی در مواجهه با اتفاقات ناخوشایند زندگی یا از دست دادن افراد یا چیزهایی که به آن‌ها علاقه داریم، واکنشی کاملاً طبیعی است. اما اگر این احساسات برای هفته‌ها یا ماه‌ها به طول بینجامد، می‌تواند به الگوی تکراری رفتاری تبدیل شود. همان الگوی تکراری که آن را اغلب با افسردگی قرین می‌دانیم.
شناسایی اینکه در معرض خطر افسردگی هستیم، می‌تواند با اقدام به موقع، ما را از موقعیت‌های آسیب‌زا دور نگه دارد. پرسشنامه‌ی BSI بدون نیاز به واسطه‌گری روانسنج، قابلیت تکمیل شدن توسط خود مراجع را دارد. به عبارت دیگر این پرسشنامه بر مبنای خوداظهاری مراجعان است. پرسشنامه‌ی مختصر نشانگان (BSI) فرصت مناسبی را برای بررسی وضعیت روحیه‌ی ما در اختیارمان قرار می‌دهد.
به دست آوردن آگاهی در مورد شرایط کنونی، به خودی خود، از بار فشار روانی می‌کاهد. صحبت کردن با یک روانشناس ارزیاب، می‌تواند گام نخست برای دستیابی به شناخت بهتر از وضعیت روانی ما باشد. در گام‌های بعدی استفاده از نقشه مغزی (qEEG) به عنوان یک شیوه‌ی تکمیلی در تشخیص مطرح می‌شود. در ادامه‌ی این صفحه می‌توانید اطلاعات بیشتری از نشانه‌های افسردگی، راهکارهای تشخیصی و درمانی آن به دست آورید.

قلب‌های غمگین و روزهای تیره (نمونه‌ی موفق)

آقای ه. گ. ، ۲۷ ساله و متاهل با شکایات زیادی از مشکلاتی که در طی چند ماه گذشته افزایش یافته است، به کلینیک روانشناسی آتیه مراجعه کرد.
شرح حال مراجع مبتلا به افسردگی از زبان خود ایشان
چند ماهی بود که احساس می کردم روحیه ام نسبت به قبل تغییر کرده است. خیلی زود عصبی می شدم، تحملم خیلی کمتر از قبل شده بود و به محض رخ دادن اتفاقی غیرمنتظره، به شدت از کوره در می رفتم، به حدی که دیگران از شدت عصبانیت من تعجب می کردند. احساس می کردم تمرکزم را کاملا از دست داده ام، پرخور و پرخواب شده بودم و با وجود خواب کافی و حتی بیشتر از حد معمول، انرژی کافی طی روز نداشتم و دائم خسته بودم. احساس غمگینی شدیدی داشتم و هیچکدام از کارهای سابق خوشحالم نمی کرد. بی دلیل به گریه می افتادم و در حین صحبت با دیگران، احساس بغض در گلو داشتم. با وجود همه این ها، مجبور بودم به موقع سرکار حاضر شوم و فعالیت های روزمره ام را کما فی السابق و با همان کیفیت قبل انجام دهم.

سر و صدا کردن بچه ها و صدای تلویزیون کلافه ام می کرد و به نظر می رسید نسبت به صدای بلند، حساس تر از قبل شده ام. مدیریت این حجم از کار واقعا برایم دشوار و شکنجه آور بود، ولی برای حفظ موقعیت شغلی و جایگاهم در خانواده چاره ای نداشتم جز این که هرطور شده خودم را سرپا نگه دارم. در روابط اجتماعی ام ضعیف شده بودم و حوصله حرف زدن با هیچ فردی را نداشتم. هیچ کدام از کارهایم را به طور کامل انجام نمی دادم و همیشه کارها را به روز دیگری موکول می کردم و روز دیگر هم، آن کار را انجام نمی دادم.

برای خواندن کامل این نوشتار، کلیک کنید.

افسردگی سرماخوردگی اختلال‌های روانی

افسردگی اختلالی شایع است که به علت شیوع بالای آن در افراد، سرماخوردگی اختلال‌های روانی لقب گرفته است، اما در عین حال مشکلی جدی است که بر احساسات، افکار و انجام اعمال روزانه تاثیر منفی می‌گذارد. افسردگی با کاهش روحیه و از دست دادن حس لذت بردن همراه می‌شود. افسردگی انواع مختلفی دارد که بر اساس زمان و بازه بروز نشانه‌ها و همچنین شدت علائم، طبقه‌بندی می‌شوند.
اختلال افسردگی اساسی: افسردگی اساسی بر نحوه فکر، احساس و رفتار تأثیر می‌گذارد و می‌تواند منجر به انواع مختلفی از مشکلات هیجانی و جسمی منجر شود. در صورت بروز افسردگی اساسی، انجام فعالیت‌های روزمره دچار مشکل می‌شود و گاهی اوقات ارزش زندگی کردن زیر سؤال می‌رود. افسردگی اساسی در بسیاری از موارد نیازمند درمان بلندمدت است. اما دلیلی برای دلسردی وجود ندارد؛ چرا که دارودرمانی، روان درمانی، تحریک مغناطیسی مغز و تکنیک‌های فردی‌سازی شده توان بالای خود را در کنترل علایم افسردگی اثبات کرده‌اند.
اختلال افسرده‌خویی: افسرده‌خویی شدت کمتری نسبت به اختلال افسردگی اساسی دارد. وجود نشانه‌های اختلال افسردگی از قبیل احساس ناامیدی، غمگینی، بی لذتی، مشکلات خواب و اشتها، مشکل در تمرکز و انرژی پایین از ویژگی‌های این اختلال است. تنها تفاوت در آن است که این نشانه‌ها باید دست‌کم به مدت دو سال ادامه داشته باشند.
اختلال افسردگی پس از زایمان: بسیاری از زنان در دوران بعد از زایمان، بعضی علایم منفی عاطفی را تجربه می‌کنند. این دوره مهم مدت زمان زایمان تا ۴ یا ۶ هفته بعد از آن را شامل می‌شود. در صورتی که علایم برای بیش از ۲ هفته ادامه داشته باشد، تشخیص اختلال افسردگی پس از زایمان به صورت جدی مطرح می‌گردد.
اختلال ملال پیش از قاعدگی: این سندروم مجموعه‌ای از علایم فیزیکی،‌ روانی و هیجانی است که با چرخه قاعدگی زنان در ارتباط است و قبل از شروع عادت ماهیانه آنان ‌خود را نشان می‌دهد. تغییر نوسانی روحیه، تحریک پذیری، افسردگی، خستگی و احساس اضطراب یا تنش در بیشتر چرخه های عادت ماهیانه در طی یک سال گذشته، از علائم این مشکل است. البته باید دقت کرد که این علایم باید به نحوی باشند که در هفته آخر قبل از شروع دوره رخ داده و چند روز پس از شروع دوره به تدریج کمتر شوند.
اختلال بدتنظیمی خلق ایذایی: متخصصین سلامت روان با استفاده از مصاحبه با نوجوان و همچنین بر اساس گزارش والدین، تشخیص می‌دهند که آیا نوجوان نشانه‌های این اختلال را دارد یا نه. طغیان‌های خشم مکرر و شدید نوجوان، به صورت کلامی یا رفتاری آشکار می‌شوند. این رفتارها از نظر شدت یا مدت، بی‌تناسب با موقعیت یا تحریک هستند. برای تشخیص اختلال بدتنظیمی خلق ایذایی، نوجوان باید تحت معیارهای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) قرار گیرد. نشانه‌های این اختلال که ممکن است بر احساس و افکار در مورد خود و یا زندگی تاثیر بگذارد. انفجارهای خشم باید حداقل سه بار در هفته رخ دهند. حداقل یک سال ادامه یابند، و در حداقل ۲ محیط از سه محیط خانه، مدرسه و جمع دوستان رخ دهد.
اختلال افسردگی ناشی از بیماری های جسمی: افسردگی می تواند تحت تاثیر بیماری های جسمی نیز ایجاد شود. شایع‌ترین این بیماری‌ها عبارتند از: ام‌اس (MS) و کم‌کاری تیروئید. علایم افسردگی در این قبیل مشکلات همانند نشانه‌های معمول افسردگی است. احساس غمگینی، خستگی، ناامیدی، مشکلات تمرکز و اختلال در خواب و اشتها از آن جمله است.
اختلال افسردگی نوجوانی: افسردگی در دوران نوجوانی ممکن است برخلاف بزرگسالی به صورت خشم بروز پیدا کند. از این رو شناخت افسردگی به طور خاص در نوجوانان اهمیت ویژه‌ای دارد. علاوه بر تغییر نگرش، گاه تغییراتی در هیجانات و رفتارهای نوجوان نمایان می‌گردد. احساس آزردگی و خشم نسبت به جزئی‌ترین موضوعات، وارد کردن انتقادات زیاد به خود، افکار مرتبط با مرگ، آسیب به خود و یا خودکشی غالباً به دلیل تغییرات هیجانی است. از سویی دیگر، خستگی و از دست دادن انرژی، تمایلْ یافتن به استفاده از مواد مخدر و بی‌قراری در رفتارهای نوجوان، می‌تواند بیانگر نشانه‌های رفتاری ناشی از افسردگی باشد.

برای اطلاعات بیشتر  پیرامون اختلالات روانی،کلیک کنید.

جابه‌جایی مرزهای درمان افسردگی با استفاده از تحریک مغناطیسی مغز (rTMS)

مراجعه به روانپزشک و ملاقات وی در جهت گرفتن یک برنامه‌ی دارودرمانی از روش‌های متداول در درمان همه‌ی انواع افسردگی است. دارو همیشه تاثیرات مشهودتر اما کوتاه مدتی دارد. همچنین استفاده برخی داروهای روانپزشکی گاهی اثرات جانبی برای فرد به همراه می‌آورد. پیشرفت علم و تکنولوژی روز در قالب درمان‌های غیردارویی و غیر تهاجمی به کمک روانپزشکان، روانشناسان و متخصصان علوم اعصاب رسیده است تا جایگزینی برای داروها بیابند.
تحریک مغناطیسی مغز (rTMS) یک روش موثر و پرکاربرد جدید است که در زمینه درمان انواع افسردگی از جمله افسردگی پس از زایمان و انواع خفیف اختلال دوقطبی تاثیر شگفتی در روند درمانی بر جای گذاشته است. تحریک مغناطیسی مغز (rTMS) به عنوان یک روش غیر تهاجمی به صورت سرپایی مورد استفاده قرار می‌گیرد و به هیچ‌گونه نیازی به بی حسی ندارد.

برای خواندن کامل این نوشتار، کلیک کنید.

آموزش روانی برای کنار آمدن با افسردگی (کلاس‌های SOS)

افسردگی یک اختلال جدی است که می‌تواند خسارات زیادی را به افراد و خانواده‌ها وارد کند. اگر برای درمان افسردگی اقدامی نشود اغلب بدتر می شود و در نهایت افسردگی درمان نشده می‌تواند منجر به مشکلات هیجانی و رفتاری شود که تمام حوزه‌های زندگی فرد را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. با توجه به اهمیت ارتقا سلامت روان و لزوم برخورد صحیح با افراد افسرده، در این کارگاه به این مقوله ها پرداخته شده است.