بازی و خلاقیت در کودکان

بازی چیست؟ بازی برای بزرگسالان شکلی از آرمیدگی و عملی است که پس از به اتمام رساندن کارشان انجام می ‌دهند. این در حالی است که برای کودکان بازی یکی از بخش ‌های محوری زندگی و کاری است که تمام روز انجام می‌ دهد. بازی برای کودکان، زندگی کردن و زندگی، بازی کردن است.

بازی که به دو قالب کلی بازی آزاد (یا خودجوش) و بازی سازمان‌ یافته تقسیم می ‌شود، فعالیتی است متشکل از یک یا گروهی از کودکان و لزوماً به تولید فرآورده منتهی نمی ‌شود. بازی می ‌تواند پیرامون اسباب ‌بازی ‌ها بنا شود و یا تنها در تخیل کودک شکل گیرد. یک بازی ممکن است چند دقیقه به طول انجامد و یا روزها ادامه یابد.

کودکان ذاتاً بازیگوش هستند و میان بازی، یادگیری، و کار تمایز قائل نمی‌ شوند. آن ‌ها از بازی کردن لذت می ‌برند و هر زمان که بتوانند بازی می‌ کنند. عشق کودک به بازی کردن ناشی از آن است که بازی به طور ذاتی برانگیخته می‌ شود؛ به عبارت دیگر شخص دیگری به کودک نمی‌ گوید چه کار کند و یا آن را چگونه انجام دهد. به همین جهت در نظر داشتن چند نکته در خصوص بازی و کودک حائز اهمیت است:

(الف) چنانچه بزرگسالان بازی را ساختار دهند و یا به صورت نامناسبی مانع بازی شوند، آن فعالیت دیگر بازی نخواهد بود و علاقه کودک به آن کاهش می ‌یابد،

و (ب) از کنترل بیش از حد کودک اجتناب کنید. اگر کودک در تفکر برای یافتن شیوه انجام یک کار دچار اشکال است دادن فرصت و فضای کافی به یافتن تدبیر آن مشکل توسط کودک کمک می ‌کند. همچنین چنانچه کودک از یک اسباب ‌بازی به شیوه‌ ای «نادرست» استفاده می ‌کند، او را تنها بگذارید. شاید بتواند یک راه «درست» تازه برای استفاده از آن اسباب‌بازی بیابد!

از بازی به عنوان “کار” کودک یاد می ‌شود، کاری که از مهم ‌ترین دستاورد‌های آن رشد جسمانی (رشد ماهیچه ‌ها و پرورش حواس)، رشد ذهنی (بسط و طبقه ‌بندی مفاهیم ذهنی)، رشد هیجانی، رشد شناختی، رشد اجتماعی (برقراری رابطه با دیگران، آموزش مهارت ‌های اجتماعی، بسط علایق و اهداف مشترک میان کودکان)، رشد تخیل، پرورش توانایی‌ های تفکر خلاق، تفکر انتقادی، حل مسئله، برخورد با مشکلات زندگی، قدرت اکتشاف، و کمک به توجه، حافظه، و استدلال منطقی است و چنانچه در فضای آزاد انجام شود به پرورش روابط اجتماعی و رفتارهای آموخته می ‌انجامد.

پژوهشگران همچنین بازی را مؤثرترین عامل پرورش خلاقیت می ‌دانند. تخیل و خلاقیت عمیقاً در بازی ریشه دارند؛ آن‌ چنان که برخی بازی را بخشی از فرایند خلاق می ‌دانند. گرایش کودکان با بازی و بازیگوشی، با مهارت‌ های تفکر خلاق مرتبط شده ‌اند و به طور معمول روحیه بازی کردن در طول دوران زندگی به بخش خلاق وجود فرد و گرایش به خلاقیت در بزرگسالی اشاره دارد.

کودک از طریق بازی می‌ آموزد، با خود به مبارزه می ‌پردازد، و قوی‌ ترین علایق خود را کشف می‌ کند. رشد هیجانی کودک بالاخص در بازی ‌های خلاق نمود بیشتری می ‌یابد. از جمله ویژگی‌ های اساسی سلامت هیجانی کودک این است که چه احساسی نسبت به خود دارد. بازی ‌های خلاق کمک می‌ کند کودک خود‌پنداره ‌ای مثبت شکل دهد. در بازی هیچ پاسخ درست یا نادرست وجود ندارد و کودک با تهدید شکست رو به‌ رو نیست. او می ‌آموزد در خلال بازیِ خلاق، خود را ایفاگری توانمند و انسانی موفق و ارزشمند ببیند. این اولین قدم مهم در شکل دادن یک خودپنداره مثبت است. کودک از طریق تجربیات بازی خلاق هیجانات خود را ابراز و درک می‌ کند.

ارزش هیجانی دیگر بازی خلاق این است که به کودک فرصت دستیابی به تسلط بر محیط خود را می ‌دهد. یافته ‌های حاصل از پژوهش‌ ها نشان می ‌دهند کودکانی که پیش از انجام یک کار زمانی را صرف بازی می ‌کنند خلاق ‌تر از کودکانی هستند که مستقیماً پس از انجام یک کار به کار دیگر می ‌پردازند. اهمیتی که والدین برای بازی و نقش آن در پرورش کودکان قائل می‌ شوند به افزایش و پرورش خلاقیت در کودک منجر می ‌شود؛ در حالی‌که کنترل و مراقبت‌ والدین که با کاهش آزادی و میل به اکتشاف و کنجکاوی کودک همراه باشد انگیزش درونی و خلاقیت را کاهش می ‌دهد.

کودک و بازی خیالی

بازی به عنوان یک پدیده جهانی دوران کودکی اشکال متعددی دارد. از جمله اشکال بازی ‌ها، “بازی خیالی” است که ریشه در سال‌ های اولیه زندگی کودک دارد و شامل استفاده از خیال‌ پردازی، وانمود کردن، و استفاده از نمادگری می‌ شود. این شکل بازی بیشتر از سایرین با خلاقیت مرتبط است؛ آن ‌چنان که آن را شکل طبیعی خلاقیت نیز نامیده ‌اند. این نوع بازی همچنین عاطفه و ابراز هیجانات را نیز شامل می‌ شود.

کودک در حدود سن دو سالگی بازی خیالی را کشف می ‌کند و توانایی‌ های بازی خیالی خود را تا سن ده سالگی پرورش می‌ دهد. آن ‌چه کودک در بازی خیالی می ‌سازد و کاری که انجام می ‌دهد از درون او سرچشمه می‌ گیرد؛ او صرفاً از آن‌چه دیده تقلید نمی‌ کند، بلکه افکار خود را به آن اضافه می‌ کند و قادر است به طور نمادین بیاندیشد.

بازی خیالی علاوه بر کمک به رشد شناختی، باعث افزایش خودآگاهی، اعتماد به نفس، خویشتنداری، مهارت ‌های حافظه و زبان کودک می‌ شود. به علاوه با توجه به این امر که کودک علاقه ‌مند است خود را شایسته ‌تر ببیند، هنگامی‌که بازی او با خیالبافی زیادی همراه باشد احساس بهتری درباره خود پیدا می ‌کند. با رشد کودک نقش خیال ‌پردازی بیشتر می‌شود، شخصیت ‌ها و داستان ‌ها به تدریج پیچیده ‌تر می ‌شوند، و سناریوهایی که کودک خلق می ‌کند دیگر محدود به تجربه خودش از جهان نیست، بلکه شخصیت ‌ها و وقایعی را از داستان ‌ها و تلویزیون نیز در بر می‌ گیرد. گه ‌گاه والدین هنگامی‌که کودک‌شان سرگرم بازی خیالی است احساس تهدید یا نگرانی می ‌کنند. بازی خیالی کاملاً طبیعی و مفید است. این نوع بازی به کودک کمک می‌ کند مسائل روانی متفاوتی را که با آن ‌ها سروکار دارد حل نماید و همچنین خلاقیت او را بر می‌ انگیزد.