درمان شناختی رفتاری (CBT)

درمان شناختی رفتاری (CBT) در حال حاضر به عنوان یک درمان رایج مطرح است. این روش برای درمان بسیاری از مشکلات روانی شایع توصیه شده است. CBT در نتیجه انجام تحقیقات دقیق و مطالعات مختلف به وجود آمده است.

به­ طور کلی این درمان شامل نظریه­ ای در مورد علت مشکلات هیجانی، مفهوم ­پردازی در مورد فرآیند تغییر و تکنیک ­های مخصوصی برای کاهش نشانه­ های مراجع است. به عقیده بک (از بنیانگذاران درمان شناختی رفتاری)، ویژگی برجسته تعدادی از اختلال­ های روانی، وجود افکار خودآیند یا خودکار است. این افکار خودکار ناگهان برانگیخته می ­شوند و نادیده گرفتن آن ­ها دشوار است. برای مثال، ممکن است فردی هنگام گفتگو با دوست خود فکر کند که “چقدر آدم کسل­ کننده­ ای هستم” یا “چقدر حرف احمقانه­ ای زدم”. بک معتقد است که “همیشه” قبل از هیجانات خاص، افکار منفی رخ می ­دهند. به عنوان مثال قبل از غمگینی، فکر “از دست رفتن چیزی باارزش” واقع می ­شود. یا قبل از اضطراب، فکر “تهدید آسیب” رخ می دهد و قبل از خشم، فکر “حقوق شخصی من مورد تجاوز قرار گرفته است” واقع می­ شود.

طبق دیدگاه شناختی رفتاری، مشکلات روانشناختی به علت فرایندهای فکری ناسازگارانه ­ای ایجاد می ­شود که به رفتار نابهنجار منجر می ­شود. این نابهنجاری­ ها ناشی از یادگیری های نادرست و تفکر نادرست است و با روش­ هایی می­ توان آن را تغییر داد. منظور از شناخت، اندیشه ­ها و افکار آدمی است که در تعیین رفتار و پاسخ ­های هیجانی، نقش دارند. دیدگاه زیربنایی الگوی شناختی این است که رویدادهای ذهنی یعنی انتظارها، عقاید، خاطرات و غیره می ­توانند علت رفتار باشند. اگر این رویدادهای ذهنی تغییر کنند، تغییر در رفتار رخ خواهد داد. فرضیه دیگر مربوط به درمان شناختی رفتاری بر این پایه استوار است که موقعیت­ ها به خودی خود باعث ایجاد ناراحتی­ های روانشناختی نمی ­شوند، بلکه چیزی که اهمیت دارد روشی است که افراد مختلف در قالب آن به تعبیر و تفسیر موقعیت ­ها می ­پردازند، به این موقعیت­ ها معنا می ­بخشند و به آن­ ها واکنش نشان می دهند. اگر افراد یک موقعیت را با نگاهی منفی بنگرند یا با روشی منفی به آن واکنش نشان بدهند دچار اضطراب یا افسردگی یا مشکلاتی از این قبیل خواهند شد. در درمان شناختی رفتاری این شیوه تفکر منفی­ گرایانه اصلاح خواهد شد. البته برخی از وقایع زندگی و موقعیت­ ها باعث ایجاد افکار منفی در اکثر افرادی خواهند شد که آن را تجربه می ­کنند مانند از دست دادن شغل یا از دست دادن نزدیکان و عزاداری ­ها. انتظار وقوع همچین مواردی همواره وجود دارد و امری طبیعی به نظر می­رسد. اما افراد مبتلا به اضطراب، افسردگی و دیگر مشکلات روحی روانی، تفکرشان دچار سوگیری است و این باعث ایجاد تفسیر منفی می ­شود. هدف از درمان شناختی رفتاری نیز بررسی کردن چنین سوگیری­ هایی است.

در ارتباط با فرضیه ­های زیربنایی درمان شناختی رفتاری، بک معتقد است که اختلال در شیوه تفکر افراد سبب می­شود واکنش های عاطفی و رفتاری نابهنجار از خود نشان بدهند. از نظر بک، مراجعین افسرده دارای طرز فکر و باورهای منفی نسبت به خودشان، دنیا و آینده هستند. آنان اغلب احساس می ­کنند که کسی در این جهان حامی آنان نیست، بی ­انصافی و بی ­عدالتی قانون زندگی است و امیدی برای بهبودی در آینده وجود ندارد. روش ­های شناختی که می ­تواند به درمان این نابهنجاری­ ها کمک کند عبارتند از:

  • برنامه­ ریزی فعالی که برخلاف عدم فعالیت و احساس افسردگی مراجع باشد.
  • ازدیاد فعالیت ­های لذت ­بخش و آن ­هایی که به شخص احساس قدرت می ­دهد.
  • آموزش جراتمندی
  • شناسایی افکار منفی خودکاری که قبل و حین اتفاق افسرده­ کننده رخ می­ دهد.
  • بررسی صحت این نوع افکار توسط روان ­درمانگر با طرح پرسش­ ها.

ویژگی های درمان شناختی رفتاری

  1. رابطه ­ای که بین مراجع و روان ­درمانگر در جلسات درمانی برقرار می ­شود یکی از مهم ترین اجزای درمان شناختی رفتاری محسوب می شود. شکل گرفتن یک ارتباط درمانی خوب بین روان­ درمانگر و مراجع، باعث ایجاد اعتماد متقابل بین آن ­ها و تسریع فرایند درمان می شود. اگر رابطه درمانی خوب و توام با اعتمادی بین روان ­درمانگر و مراجع شکل نگیرد، مراجع به راحتی نمی ­تواند مشکلات خود را بیان کند و روان­ درمانگر نیز نمی­ تواند یک برنامه درمانی موثر را طراحی و اجرا کند. از طرف دیگر شکل نگرفتن رابطه درمانی باعث می­ شود که مراجع درمان را نیمه­ کاره رها کند.
  1. مفهوم اصلی در درمان شناختی رفتاری، همکاری است. در درمان شناختی رفتاری مراجع به عنوان کارشناس در مورد مشکلاتش در نظر گرفته خواهد شد و هماهنگ با روان­ درمانگر فعالیت می­ کند تا بتواند تغییراتی را در زندگی خود ایجاد کند. در درمان ­های شناختی رفتاری مراجع نقش فعالی در جلسه درمان دارد، به این صورت که روان­ درمانگر و مراجع با یکدیگر همکاری می­ کنند و مراجع، نقش برابری با روان­ درمانگر دارد. این همکاری متقابل، شکل یک رویکرد تیمی به خود می­ گیرد. روان­ درمانگر در تمامی مراحل درمان، نیازمند گفته ­ها و اطلاعات مراجع است و مراجع کسی است که بیشتر از روان درمانگر نسبت به خود، آگاهی دارد و بنابراین بهترین فردی است که می ­تواند همکار روان درمانگر باشد.
  2. درمان شناختی رفتاری دارای ساختار است. بدان معنا که پس از جلسات ارزیابی و شناسایی مشکل مراجع، گام­ های درمان و ساختار هر جلسه درمان مشخص است. در ابتدای هر جلسه روان­ درمانگر و مراجع با همکاری یکدیگر، یک دستور جلسه تعیین می­ کنند که در آن، موضوعاتی که قرار است در آن جلسه بدان پرداخته شود، گنجانده می ­شود. بدون وجود یک ساختار مشخص در جلسات درمانی و درمان، تمرکز و مسیر اصلی منحرف می ­شود.
  3. مراجع و روان ­درمانگر با همکاری یکدیگر، اهدافی در مورد درمان مشخص می­ کنند تا به عنوان راهنمایی برای ایشان باشد. این اهداف ممکن است در طول جلسات تغییر کنند یا به آن اضافه شود. اهداف با توجه به شکایات و مشکلات مراجع طراحی شده و بر اساس توافق مراجع و روان ­درمانگر، اولویت ­بندی می ­شوند. درمان، زمانی به پایان می­ رسد که به اهداف درمانی رسیده باشیم.
  4. پایه و اساس درمان شناختی رفتاری کار کردن بر روی افکاری است که منجر به احساس ناخوشایند می­شود. همان­طور که اشاره شد، درمان شناختی رفتاری معتقد است که نحوه تفکر ما، رفتار و هیجان ما را شکل می­دهد. فکر مثبت، منجر به هیجان و رفتار مثبت می­شود و فکر منفی، بالعکس. بنابراین تمرکز اصلی درمان شناختی رفتاری بر روی شناسایی و تغییر افکار منفی است.
  5. درمان شناختی رفتاری آموزشی است. هدف از آموزش این است که مراجع، درمانگر خودش باشد تا بعد از اتمام درمان، از برگشت مشکلش جلوگیری شود. یادآوری این نکته مهم است که مراجعین، در جریان تغییراتی که خودشان ایجاد کرده­اند، قرار می­ گیرند. زمان در نظر گرفته شده برای جلسات درمانی و ملاقات با روان ­درمانگر معمولاً یک ساعت در هفته است نه بیشتر. بنابراین مسئولیت اصلی پیشرفت درمان به عهده خود مراجع است و انتظار می­رود که روش و تکنیک ­های شناختی رفتاری را تا پس از پایان درمان نیز ادامه دهد.
  6. درمان شناختی رفتاری بدون تکلیف معنا ندارد. منظور از تکالیف، فعالیت­ هایی است که با توافق مراجع و روان­ درمانگر طراحی شده است و مراجع آن ­ها را بین جلسات درمانی انجام می ­دهد. مراجعینی که تکالیفشان را به طور منظم انجام می ­دهند در مقایسه با مراجعینی که این تکالیف را انجام نمی ­دهند، بیشتر بهبود می­ یابند.
  7. درمان شناختی رفتاری روشی است با محدودیت زمانی. بدین معنا که همیشه درمان در زمان مشخصی به پایان می رسد. هدف از درمان این است که به مراجع آموزش داده شود تا به جای وابسته بودن به روان­ درمانگر، خودش درمانگر خود باشد.

بسیاری از پژوهشگران کاربرد روش شناختی رفتاری را در درمان افسردگی مورد تائید قرار داده ­اند. شواهد قانع­ کننده­ ای وجود دارد که نشان می ­دهد درمان ­های شناختی رفتاری جزء موثرترین مداخلات روانشناختی هستند. اندازه تاثیر درمان شناختی رفتاری نشان می ­دهد که عملکرد مراجعینی که تحت این درمان قرار گرفته ­اند به طور متوسط از عملکرد ۸۷% کسانی که تحت این نوع درمان قرار نگرفته ­اند بهتر است. مطالعات نشان داده ­اند که درمان شناختی رفتاری در درمان اختلال افسردگی اساسی موثر است؛ در اکثر این مطالعات معلوم شده که اثربخشی درمان شناختی رفتاری با دارو درمانی مساوی است، عوارض آن کمتر از دارو درمانی است و در پیگیری هم نتایجی بهتر از دارو درمانی داشته است.

در ادامه، لیستی از اختلالاتی آمده است که درمان شناختی رفتاری برای آن موثر است:

کودکان و نوجوانان

  • افسردگی (در میان نوجوانان و نشانه­ های افسردگی در میان کودکان)
  • اختلالات اضطرابی
  • اضطراب جدایی
  • اختلال اجتنابی
  • اختلال وسواس فکری- عملی
  • انواع فوبیا
  • اختلال استرس پس از سانحه
  • اختلال سلوک (اختلال نافرمانی مقابله­ جویی)
  • پریشانی ناشی از روند بیماری پزشکی (خصوصاً سرطان)
  • برگشت دردهای شکمی
  • شکایات جسمانی که تحت­ تاثیر شرایط پزشکی نیستند (اختلالات جسمانی شکل)
  • درد مزمن

بزرگسالان

  • افسردگی
    • افسردگی دوران پیری
    • جلوگیری از برگشت افسردگی
  • اضطراب
    • اختلال اضطراب فراگیر
    • اضطراب دوران پیری
    • اختلال هراس
    • آگورافوبیا یا گذرهراسی و اختلال هراس همراه با گذر هراسی
    • اضطراب اجتماعی/ فوبی اجتماعی
  • اختلال وسواس فکری- عملی
  • اختلال استرس پس از ضربه
  • ترس از دندانپزشکی
  • اختلال دوقطبی (در کنار دارو درمانی)
  • اسکیزوفرنی (در کنار دارو درمانی)
  • اختلالات تجزیه ­ای
  • اقدامات خودکشی
  • اختلالات خوردن
  • اختلال بدشکلی بدن (عدم رضایت افراطی از تصویر بدنی)
  • اختلال جسمانی ­سازی
  • سوءمصرف مواد
    • سوءمصرف الکل
    • سوء­مصرف کوکائین (در جلوگیری از برگشت مصرف موثر است)
    • وابستگی به مواد افیونی
    • قطع مصرف سیگار (درمان شناختی رفتاری گروهی موثر است)
  • قماربازی (در کنار دارو درمانی)
  • اختلافات زناشویی
  • خشم
  • اختلال شخصیت مرزی
  • اختلال نقص ­توجه
  • رفتارهای نامعمول جنسی/ مجرمین جنسی
  • اختلالات عادتی
  • اختلال عاطفی فصلی (افسردگی فصلی)

وضعیت پزشکی مرتبط با اختلالات

  • درد مزمن (درمان شناختی- رفتاری در کنار درمان­های جسمی در بسیاری از شرایط پزشکی برای درد مزمن موثر است)
  • کمردرد مزمن
  • سردردهای میگرنی
  • درد قفسه سینه که قلبی- عروقی نباشد
  • سرطان
  • خستگی و آسیب­های کارکردی در میان بازماندگان بیماران سرطانی
  • اختلال جسمانی کردن
  • شکایات جسمانی که تحت تاثیر شرایط پزشکی نباشد (اختلالات جسمانی شکل)
  • درد مرتبط با بیماری که علت شناخته­ شده ندارد
  • خودبیمارانگاری
  • سندروم روده تحریک­ پذیر
  • چاقی
  • آسم همراه با اختلال هراس
  • روماتیسم
  • اختلال نعوظ
  • واژینیسم
  • ناباروری
  • اختلالات خواب
  • اختلال خواب دوران پیری
  • بی­خوابی
  • سندروم خستگی مزمن
  • فشار خون بالا
  • درد ماهیچه ­های عصبی

دیگر موارد کاربرد درمان شناختی رفتاری

  • استرس
  • عزت­ نفس پایین
  • مشکلات ارتباطی
  • گروه­ درمانی
  • خانواده ­درمانی
  • بیماران سرپایی روانپزشکی
  • مشکلات شغلی و اهمال­کاری و به تعویق انداختن
  • جدایی و طلاق
  • سوگ و فقدان (از دست دادن)
  • پیری