شکست عاطفی

تعریف

شکست عاطفی چیست؟

از آن جایی که عواطف بخش مهمی از زندگی ما انسان ها را تشکيل می دهند، مشکلات عاطفی نيز بخش جدايی ناپذيری از زندگی هستند. جدايی و پايان یک رابطه می تواند آسيب‌ های فراوانی را به دنبال داشته‌ باشد، به ‌خصوص اگر این تجربه شکست عاطفی برای فرد غیرمنتظره باشد و نداند در چنين موقعيتی بايد چگونه برخورد کند. شما نیز شاید تا به حال تجربه تلخ یک رابطه ناموفق و يا حتی از دست دادن پدر، مادر، همسر، شریک عاطفی، فرزند و غیره را داشته ايد. قطعاً این رخدادها چالش های عاطفی بسيار بزرگی برای ما انسان ها به وجود می آورند و در اصطلاح عاميانه باعث” شکست عاطفی” یا “شکست عشقی” می گردند.

وقتی فردی دچار شکست عاطفی می شود، فکر می کند که دیگر نمی تواند به شرايط اوليه زندگی خود باز گردد. اين که بعد از جدايی و پايان رابطه چگونه می توان همه چيز را فراموش كرد و دوباره به زندگی عادی برگشت و اینکه چگونه می توان فقدان یک رابطه را پذیرفت، سؤال خيلي از افراد است. شکست عاطفی مسلماً با چالش ها و دشواری هایی روبرو است، اما با پشت سر گذاشتن مراحل سوگ پایان و فقدان یک رابطه، مي‌ توان بدون آسيب روانی جدی، زندگی تازه ای را آغاز كرد. از نظر روانشناختی، افراد هنگام تجربه پایان و فقدان یک رابطه عاطفی، وارد فرایند سوگ می شوند و باید از چند مرحله عبور کنند.

دلایل نیاز به رابطه

آیا ما به رابطه عاطفی نیاز داریم؟

شاید در طول تاریخ زندگی بشر و نیز در جوامع مختلف، هیچ جنبه ای از پدیده های فردی و اجتماعی زندگی انسان به اندازه روابط صمیمانه، دوستانه یا عاشقانه بین دو نفر اهمیت و گسترش نداشته باشد. پیچیدگی و راز و رمزهای این گونه ارتباط انسانی به حدی است که بسیاری از ابعاد دیگر زندگی انسان را نیز تحت تأثیر خود قرار می دهد.

برقراری رابطه صمیمانه می تواند یکی از مهم ترین منابع لذت برای فرد و در عین حال یکی از مهم ترین منابع ناراحتی وی باشد. عشق یا امیدهای رؤیایی زیادی شروع می شود؛ رؤیای روزی که با فردی آشنا شوید، در اعماق دل او پذیرفته شوید، رؤیای احساس تعلق، آرامش و اطمینان، رؤیای معاشقه ای عمیق و رؤیای پیوندی پایدار. اما این امیدها با واقعیت هایی که در مسیر روابط عاشقانه هستند مواجه می شوند؛ به مرور نیازها برآورده نمی شود، عصبانیت باعث شکاف بین طرفین می شود، احساس تنهایی به وجود می آید و گاه عمر رابطه به پایان می رسد.

ما به عشق ورزیدن و مراقبت کردن از دیگران نیاز اساسی داریم. نیاز به صمیمیت ما را سوق می دهد تا در جستجوی رابطه نزدیک و معنادار یک به یک با فرد دیگری باشیم. فقدان پیوند و رابطه با دیگران یا وجود رابطه ناخشنود، تقریباً منبع اصلی تمامی مشکلات روانشناختی پایدار افراد است. قطع رابطه یا فقدان پیوند، که جزء لاینفک بیشتر مشکلات روانشناختی افراد است، به تمام انواع روابط انسانی، قابل تعمیم است. صرف نظر از نوع مشکل و نشانه های آن، همواره قطع رابطه یا رابطه نارضایتبخش علت زیربنایی مشکلات روانشناختی است.

مراحل سوگ

مراحل سوگ پس از شکست عاطفی

مراحلی که افراد هنگام سوگ پس از شکست عاطفی و فقدان یک رابطه پشت سر می گذارند به شرح زیر است:

  1. شوک و انکار: وقتی فردی با پایان یک رابطه و شکست عاطفی مواجه می شود، واکنش ابتدایی او همراه با شوک است که ممکن است فرد از قبول آن سر باز زند و منکر هر گونه پایان رابطه شود. قبول جدایی و پایان رابطه برای فرد، بسيار غيرممكن به نظر می رسد. در این مرحله، فرد سوگوار نمی تواند شکست عاطفی که برای او اتفاق افتاده است را باور کند. فرد بعد از شنیدن خبر، دچار شوک و ناباوری می شود که ممکن است چند ساعت تا چند هفته ادامه یابد. برخی از افراد ممکن است مدت ها در این مرحله از سوگ باقی بمانند.
  2. خشم: افراد از اینکه با شکست عاطفی مواجه شده اند، احساس ناکامی و خشم می کنند. آنان اغلب از خود می پرسند که “چرا من؟”. خشم این افراد ممکن است که متوجه خداوند، سرنوشت، طرف مقابل، و یا دوستان شود و حتی ممکن است خودشان را سرزنش کنند. فرد ممکن است خشم خود را متوجه طرف مقابل کرده و وی را به دلیل پایان رابطه مورد سرزش قرار دهد. مدارا کردن با افراد در این مرحله از خشم دشوار است. خشم، واکنشی قابل پیش بینی و در واقع، نوعی “جا به جایی” است که فرد تجربه می کند. در اصل، زیربنای این خشم، احساسات عمیق تری نظیر سوگ، ترس و تنهایی است. همچنین خشم می تواند نشانگر تمایل فرد برای کنترل بیشتر در موقعیتی باشد که احساس می کند کاملاً خارج از کنترل است.
  3. چانه زدن: در این مرحله از سوگ، افراد ممکن است از هر روشی و از هر کسی برای بازگشت مجدد رابطه کمک بگیرند و به اصطلاح چانه بزنند. فرد ممکن است سعی کند با اطرافیان، دوستان و یا حتی خداوند معامله کند؛ به این معنا که در مقابل بازگشت مجدد رابطه، شخص به قول های خود وفا خواهد کرد، نظیر اجرای نذرها.
  4. افسردگی: در مرحله چهارم، فرد علایم بالینی مشابه اختلال افسردگی اساسی نظیر احساس های شدید اندوه، نشخوار ذهنی مربوط به فقدان پیش آمده، کناره گیری، آشفتگی خواب، بی اشتهایی، کندی روانی ـ حرکتی و ناامیدی را نشان می دهد. این علایم ممکن است مشابه یک دوره افسردگی اساسی به نظر برسند. گرچه معمولاً بروز این علایم قابل درک و متناسب با شرایط پیش آمده در نظر گرفته می شوند، ولی همیشه باید احتمال بروز یک دوره افسردگی اساسی در کنار واکنش های طبیعی به یک شکست عاطفی با اهمیت به وجود آمده را در نظر داشته باشیم. احساس افسردگی ممکن است واکنشی در برابر اثرات این شکست عاطفی بر زندگی شخص باشد. هر کسی در مواجهه با شکست عاطفی و پایان رابطه دچار غمگینی خواهد شد و این غمگینی طبیعی نیازمند مداخلات زیستی نیست. اما اختلال افسردگی اساسی و افکار خودکشی فعال را می توان با مداخلات مناسب تخفیف داد و نباید آن ها را واکنش های بهنجار و طبیعی در برابر پایان رابطه در نظر گرفت. شخصی که از اختلال افسردگی اساسی رنج می برد، ممکن است نتواند امیدواری خود را حفظ کند. عاطفه غالب در سوگ، احساس تهی بودن و فقدان است. شدت ملال ناشی از سوگ، با گذشت روزها و هفته ها به تدریج رو به کاهش می گذارد و به صورت موجی بروز می کند؛ به همین جهت به نام موج غم های ناگهانی سوگ است. این موج ها معمولاً در رابطه با فکر و خاطرات رابطه به پایان رسیده بروز پیدا می کند و فرد دچار مشغولیت ذهنی می گردد. محتوای افکاری که در سوگ دیده می شود، اغلب حول و حوش خاطرات رابطه به پایان رسیده سیر می کند.

۵. پذیرش: در این مرحله، فرد در می یابد که پایان یک رابطه و فقدان رابطه و فرد مورد نظر، یک امر اجتناب ناپذیر است که قابل بازگشت نیست. پذیرش، ابزار قدرتمندی است که زندگی انسان را دگرگون می کند. احساسات فرد در این مرحله، ممکن است از بی تفاوتی تا سرخوشی متفاوت باشد. سازگار شدن با شرایط فقدان، چیزی بیش از تکلیف هیجانی درونی است. به عبارت دیگر، در این مرحله غلبه بر تنهایی با شروع فعالیت های اجتماعی، بازسازی کردن زندگی روزمره بدون وجود رابطه از دست رفته، پرداختن به فعالیت ها و هدف های جدید، تقویت کردن پیوندهای قدیمی و برقرار کردن روابط جدید، امکان پذیر است

راهکارهای درمانی

راهکارهای درمانی برای شکست عاطفی

نبايد انتظار داشت كه بعد از شکست عاطفی بتوان همه چيز را فراموش كرد. گاهی پيش می ‌آيد كه فکر می کنید هرگز نمی ‌توانيد خاطراتی را که با بعضی از افراد در زندگی خود داشته اید فراموش كنيد؛ به‌ خصوص اگر خوشایند نیز بوده باشند. به هر صورت بخشی از آن خاطرات هميشه همراه شما خواهد بود. پس بهتر است:

– براي رها شدن از گذشته قبول کنید که همه چیز تمام شده است. در حقیقت، اولین قدم برای رسیدن به آرامش، پذیرش مشکل است.

– در این برهه ممکن است شما نظر مثبتی نسبت به خودتان نداشته باشید و دائماً در مورد خود به صورت منفی صحبت کنید و یا حتی خود را لایق زندگی ندانید. اما مطمئناً همچنان فرد ارزشمندی هستید که دارای ویژگی های مثبت فراوانی است. اما شرایط، قدرت دیدن این توانایی های مثبت را از شما گرفته است. بنابراین، بـر ویژگی های مثبت خود تمرکز کنید.

– بسیاری از افرادی که در عشق ناکام می شوند و دچار شکست عاطفی می شوند، باور دارند که دیگر هرگز آن را تجربه نخواهند کرد و شخص دیگری آن ها را دوست نخواهد داشت. جالب آنکه گاهی اوقات این باور به وقوع می پیوندد. شـما و همه انسان ها لیاقت دوست داشته شدن و عاشق شدن را دارید. اما هر قدر فردی بیشتر بگوید: «من هرگز عشقی را نخواهم یافت»، احتمال وقوع چنین انتظاری افزایش می یابد، بنابراین از پیشگویی خودکامبخش بپرهیزید.

– به خودتان زمان دهید.

– ياد بگيريد ذهن خود را مديريت كنيد و هر لحظه نسبت به ‌خودتان آگاه باشيد و نگذاريد ذهن هر گاه كه خواست به گذشته سفر كند.

لذا در تجربه شکست عاطفی، پیشنهاد می شود که فرد به يك روانشناس مراجعه کند؛ روانشناس از یکسو می تواند با تحليل‌ هايي از دوران كودكي و شخصيت فرد به او كمك كند تا از فضای وابستگی بيرون بيايد و از سوی ديگر با ایجاد یک فضای حمايتی او را در پذیرش راحت تر مسأله یاری رساند.


previous arrow
next arrow
Slider

اخبار مربوطه

کلینیک مربوطه

کادر درمانی مربوطه

دیگر اختلالات

فهرست