طلاق عاطفی

طلاق عاطفی

تعریف

طلاق عاطفی چیست؟

طلاق عاطفی به کناره­ گیری عاطفی زوجین از یکدیگر و سرد و بی ­اعتنا شدن آن­ ها نسبت به یکدیگر اشاره دارد. طلاق عاطفی زمانی اتفاق می ­افتد که زوجین، “تنهایی دو نفره” را تجربه می ­کنند.

اگر چه آمار دقیقی برای طلاق عاطفی در دسترس نیست، اما از میزان مراجعه به دفاتر ثبت طلاق و سن افراد مراجعه ­کننده می­ توان دریافت که طلاق عاطفی در هر سنی می­ تواند اتفاق بیفتد.علاوه بر این، طلاق عاطفی در خانواده های تحصیل ­کرده به مراتب بالاتر از خانواده ­های بی­ سواد و کم سواد یا با تحصیلات پایین است. میزان تحصیلات زوج ها آگاهی آن ها را به نیازهای عاطفی شان افزایش می ­دهد.

همسران در این شرایط بیشتر نقش همخانه را برای هم ایفا می­ کنند، درکی از روحیات همدیگر ندارند و کم کم به این وضعیت تن می­ دهند و به آن خو می ­گیرند و بیشتر ترجیح می­ دهند تنها باشند، یا حداقل کمتر با دیگری باشند و حتی ترجیح می­ دهند تنها غذا بخورند یا تلویزیون تماشا کنند. جملات و گفت وگوها به صورت کلیشه ­ای و کوتاه است و بی ­میلی برای هم ­صحبتی در نگاه و کلام کاملاً پیداست.

در برخی خانواده­ ها به ویژه در خانواده­ های سنتی، بچه ­دار شدن در کنار مسائل فرهنگی مانع طلاق قانونی می ­شود و آن­ ها ترجیح می ­دهند به زندگی بدون پیوند عاطفی ادامه دهند. در چنين خانواده ‌اي، زوجین مجبورند بدون اين که تفاهمي داشته باشند زير يک سقف زندگي کنند، چون نياز مالي، حضور بچه ‌ها و ترس از قضاوت ‌هاي اجتماعي مانع تصميم ‌گيري جدي براي روشن کردن تکليف زندگي مي ‌شود.

طلاق عاطفی با افزایش عمر زندگی عمق بیشتری پیدا می ­کند و روابط را به سردی بیشتری سوق می ­دهد و به ویژه تولد فرزند می ­تواند در شکل­ گیری فاصله عاطفی نقش داشته باشد. معمولاً در سال­ های اول ازدواج عاطفه و توجه در زوج ها بیشتر است، اما با تولد فرزند، بیشتر توجه به فرزند متمرکز می­ شود و زوج­ ها چنان در نقش پدر و مادری غرق می­ شوند که به مرور از نقش زن و شوهری غافل شوند.

طلاق عاطفی عموماً در سال ‌های نخست زندگی رخ نمی ‌دهد.در سال ‌های نخست هر چقدر هم كه معيارهای انتخاب همسر سطحی باشد، ميان زن و شوهر كشش‌ ها و علايقی وجود دارد يا حتی اگر علاقه ‌ای در اين حد وجود نداشته باشد، اين اميد وجود دارد كه ممكن است شرايط تغيير كند.

معمولاً طلاق عاطفي از سال‌ هاي پنجم و ششم زندگي شروع مي ‌شود؛ يعني وقتي كه افراد اميد به تغيير همسر را از دست می ‌دهند و البته از طلاق رسمی هم نااميد هستند و به تدريج فاصله ميان آن­ ها بيشتر و بيشتر می ‌شود. در طلاق ‌های عاطفی اين گونه نيست كه لزوماً دو نفر هيچ ارتباط عاطفی ‌ای با يكديگر نداشته باشند. در نوعی از طلاق عاطفی با توجه به تغيير موقعيت، تغييرات خلقی و روانی ­ای كه در افراد رخ می دهد، ممكن است رابطه بين زوج بهبود پيدا كند؛ يعنی ميزان عدم علاقه كاهش يا افزايش پيدا كند اما اين بهبود موقت است و با تغيير شرايط، دوباره وضعيت به‌ حالت قبلی بر می گردد تا جايی كه ديگر روابط زناشويی آن ها حذف می ‌شود و آن ها تنها به ‌عنوان دو همخانه در كنار يكديگر زندگی می كنند.

دلایل

علل طلاق عاطفی

بررسی پژوهش های مختلف نشان می دهد که طلاق عاطفی، پدیده ای تک عاملی نیست؛ بلکه مجموعه ای از عوامل در پیوند با یکدیگر منجر به طلاق عاطفی می شوند. میزان تأثیر این عوامل در ایجاد طلاق عاطفی متفاوت است و هر طلاق عاطفی، از دیدگاه سبب شناسی، متفاوت از طلاق عاطفی دیگر است. برخی شرایط و عوامل علّی طلاق عاطفی عبارتند از:

  • ازدواج های تکانشی و شتابزده
  • تفاوت فرهنگی و تربیتی زوج
  • فقدان مهارت های پایه ارتباط بین فردی (نظیر فقدان ظرفیت همدلی)
  • عدم شناخت زوج از نیازهای یکدیگر
  • فقدان صمیمیت بین فردی
  • عدم تأمین نیاز عاطفی
  • تفاوت شخصیتی زوج
  • وجود اختلال شخصیت در یک از زوجین
  • ناتوانی در مدیریت ارتباط با خانواده همسر
  • مشکلات مالی و اقتصادی
  • اختلاف در زمینه مسائل زناشویی و جنسی
  • اعتیاد

علائم

علایم و نشانه های طلاق عاطفی

  1. یکی از شاخص ­های کلیدی در طلاق عاطفی این است که در تنهایی، آرامش بیشتری دارند. کارها و تفریحات مشترک به شدت کم می ­شود و هر کس برنامه زندگی خود را انگار که تنها زندگی می­ کند پیش می ­برد. وقتی تنهایی عادت هر روزه شود، می ­تواند جزء علایم طلاق عاطفی باشد.
  2. عدم تمایل به گفت و گو، بی ­توجهی به صحبت ­های فرد مقابل، بی ­حوصلگی در گوش دادن و حرف زدن یا سکوت در برابر صحبت ­های همسر یا تلاش برای پایان دادن به مکالمه یا عوض کردن موضوع مکالمه از دیگر نشانه های طلاق عاطفی است.
  3. یکی از علایم دیگر طلاق عاطفی این است که به جای توجه به خواسته ­های همسر، بیشتر به خواسته­ های خود توجه می­ کند، به راحتی احساسات منفی و خشم را بروز می ­دهد، بدون این­که به احساسات همسرش توجه کند.
  4. در قبال اعتراض به بی ­توجهی و سردی، به راحتی مشکل را انکار می­ کند و حتی تمایلی به بحث در مورد آن ندارد.
  5. در طلاق عاطفی، رابطه جنسی و ابراز محبت طرفین بسیار کم می­ شود، حرف ­های دلپذیر، تمجید و تحسین، تبادل عاطفی چه کلامی چه لمسی، بسیار کاهش پیدا می­ کند.

آسیب طلاق عاطفی در اغلب موارد چند برابر طلاق قانونی است. این که فرد در عین زندگی با فردی دیگر زیر یک سقف، تنهایی و انزوا پیشه کند و رضایتی از زندگی ­اش نداشته باشد، فشار روحی مضاعفی است. بخش اعظم بی­ توجهی زوج ­ها به یکدیگر ناشی از ناآگاهی از مهارت­ های ارتباطی است که مانع از بروز احساسات و عواطف می ­شود یا مانع از بروز عواطف و احساسات به شکل سازنده و سالم می­ شود.

انواع و مراحل

مراحل طلاق عاطفی

روانشناس ها مراحل مزبور در دوران طلاق عاطفی را به شرح زير طبقه ‌بندی کرده ‌اند:

مرحله اول؛ سرزنش:

در مرحله اول، فرد شروع‌ کننده تمرکز خود را متوجه همسر مي‌ کند و او را در تمام اتفاق‌ های گذشته، حال و آينده مقصر می ‌داند. در اين مرحله فرد دارای يک تصوير بد و نامناسب نسبت به خود است و ممکن است به راحتی آسيب ببيند. فرد شروع‌ کننده در بيشتر موارد افسرده و غمگين است و احساس کمبود انرژی مي‌ كند و در نظر دوستان و خانواده هم بسيار آشفته به نظر ميی رسد.

خصوصيات و واكنش‌ های رفتاری فرد در مرحله اول، با توجه به اين که در زمره افراد شروع ‌کننده يا غير شروع ‌کننده باشد، فرق می کند. در چنين شرايطی مرد يا زنی كه درخواست طلاق داده (شروع ‌کننده) می خواهد از يک زندگی پر از استرس به آرامش برسد چرا كه دچار عصبانيت، افسردگی و ترس است، ولی سعی می کند همه چيز را عادی جلوه دهد. طرف غير شروع ‌کننده (كسي كه درخواست طلاق نداده) هم در اين مرحله شروع ‌کننده را فردی خيره‌ سر و سمج می ‌نامد.

مرحله دوم؛ سوگواری:

در اين مرحله غم و اندوه فراوان بر شروع‌ كننده مستولی مي‌ شود. به هر اظهارنظری واکنش تند نشان می ‌دهد و به شدت در افكار و احساسات خود غوطه‌ ور می شود. تمرکز حواس خوبی ندارد، به ‌گونه‌ ای كه در انجام کارهای روزمره ‌اش با مشكلاتی مواجه خواهد شد. در اين مرحله اگر زوج دارای فرزند باشند، به‌تدريج در انجام مسئوليت‌ هايشان سستی به خرج می دهند و ممکن است يکی از والدين دست روی بچه بگذارد تا شايد همسر از دست داده را دوباره صاحب شود.

مرحله سوم؛ خشم:

هر چند خشم در هر مرحله تظاهر پيدا مي‌ كند، ولي از خصوصيات بارز مرحله سوم است. این خشم، به ‌خصوص نسبت به دوستان و افراد خانواده است و بيشترين بخش آن متوجه همسر می ‌شود. با اين حال، ممکن است مرد به تمام زن ‌ها و حتی زن نسبت به تمام مرد ها حس خشم داشته باشد. فرد شروع‌ كننده در اين مرحله، خود را محق می داند كه عصبانی شود و همسرش بايد تاوان اعمالش را پس دهد و آزار و اذيت شود. حتی گاهی بی دليل نسبت به فرزندان خود حساسيت ‌های بی ‌مورد دارد و به نسبت آن ها پرخاش و توهين مي‌ كند، ولي با اين حال در پشت اين چهره، ترس ‌های بسياری نهفته است. چگونه می ‌توانم تنها زندگی کنم؟ توانايی گذران زندگی را دارم؟ می ‌توانم از خودم حمايت کنم؟ آيا موفق به پيدا کردن شخص ديگری خواهم شد؟ و …

راهکارهای درمانی

راهکارهای درمانی برای طلاق

اگر مطمئن هستید مسیر طلاق را درست طی کرده ­اید و از بابت طلاق شک ندارید باید آن را به عنوان بخشی از زندگی بپذیرید و فکر کنید برگی از دفتر زندگی است که دیگر گذشته است. در این صورت راحت ­تر می توانید خودتان را با شرایط موجود وفق دهید. وقتی طلاق را می ­پذیرید و آن را تمام شده تلقی می­ کنید، می ­توانید مثل هر انسان دیگری مسیر زندگیتان را طی کنید.

اگر فرایند طلاق را خوب طی نکرده ­اید و به مرحله ۱۸ نرسیده ­اید، توصیه می­ شود که از یک زوج درمانگر متبحر کمک بگیرید. اگر مسیر درست طی نشده باشد با کمک زوج درمانگر می ­توانید مسایل را بررسی کنید و ببینید چطور می ­توان آن­ ها را مدیریت کرد.

کلینیک مربوطه

کادر درمانی مربوطه

دیگر اختلالات

فهرست