ما به شیوه متفاوتی

یاد میگیریم.

پرسشنامه مشکلات یادگیری کلورادو ویلکات و همکاران (CLDQ)

سنجش روانی از مهمترین مراحل آغاز فرآیند ارتقای عملکرد فردی و درمان مشکلات رفتاری و شناختی است. اختلال یادگیری به عنوان یکی از مشکلات رایج در میان دانش‌آموزان مقطع ابتدایی، اغلب با مشکلاتی در هوش یا تمرکز و توجه اشتباه گرفته می‌شود. راهکارهای سنجشی متفاوتی برای تشخیص اختلال یادگیری با استفاده از پرسشنامه، تدوین شده است. با این حال خلاء موجود در این زمینه پژوهشگرانی همچون اریک ویلکات را بر آن داشت تا پرسشنامه‌های کارآمدتری را تعریف نماید. پرسشنامه مشکلات یادگیری کلورادو، ابزاری جدیدی است که به تشخیص سریع و آسان‌تر مشکلات یادگیری در میان دانش‌آموزان می‌انجامد. شما می‌توانید پس از تکمیل اطلاعات فردی خود، فرزندتان را با سؤالات این پرسشنامه بسنجید.

اختلال یادگیری چیست؟

وجود مشکل در خواندن، نوشتن و ریاضیات اغلب با کم بودن نمرات هوش یک فرد اشتباه گرفته می‌شود. بی‌شک بسیاری از افرادی که نمرات هوش پایینی دارند، با مشکلاتی در این حوزه‌ها مواجه هستند. با این حال تعداد قابل توجهی از افراد، با وجود داشتن هوش مناسب، در یادگیری و به کارگیری آن چه که آموخته‌اند، عملکرد مناسبی ندارند. هنگامی که عملکرد یک فرد در حوزه‌های تحصیلی، از چیزی که از سن و هوش وی انتظار می‌رود، پایین‌تر باشد، احتمال آن که فرد دارای اختلال یادگیری باشد، افزایش می‌یابد.

در اختلال یادگیری کسب و به کار بردن مهارت‌های تحصیلی با افت جدی مواجه می‌شود. برخی از والدین و آموزگاران مدارس، مشکلات خواندن، نوشتن و محاسبه را دلیلی بر ناتوانی‌های فیزیکی، اختلال‌های روانی و یا هوش پایین کودک به شمار می‌آورند. این در حالی است که کودکان دارای اختلال یادگیری با داشتن تمامی توانایی‌های فیزیکی و هوش مشابه سایر دانش‌آموزان، در کامل کردن یک تکلیف یا استفاده از مهارت‌های معین، با چالشی جدی دست و پنجه نرم می‌کنند.

اختلال‌های یادگیری را معمولاً در دسته‌بندی زیر از یکدیگر تمایز می‌دهند. نشانه‌های بارز هر یک از این اختلال‌ها، در ذیل آن آورده شده است. دقت داشته باشید که برخی از دانش‌آموزان ممکن است بیش از یک اختلال یادگیری داشته باشند.

۱) اختلال یادگیری در خواندن (نارساخوانی)
– مشکل در خواندن
– ضعف در شناسایی کلمات
– کند خواندن

۲) اختلال یادگیری در ریاضی (اختلال در محاسبه)
– ضعف در درک مفاهیم ریاضی
– مشکل در حل مسائل ساده ریاضی
– ضعف در به کار بردن دانش ریاضی در زندگی روزمره
– کند حل کردن مسائل ریاضی

۳) اختلال یادگیری غیرکلامی
– مشکل در درک و تفسیر سرنخ های غیرکلامی (از قبیل زبان بدن و حالات چهره)
– ضعف در هماهنگی روانی –حرکتی (مثلاً در تایپ کردن)

۴) اختلال یادگیری در نوشتن (نارسانویسی)
– دستخط ضعیف
– ضعف در املانویسی
– ضعف در فکر کردن و نوشتن به صورت همزمان

برای مطالعه بیشتر درباره اختلال یادگیری، کلیک کنید.

وودکاک – جانسون، مرز بین هنجار و نابهنجار

آزمون‌های وودکاک – جانسون، نخستین آزمو‌ن‌های پیشرفت تحصیلی هستند که نمرات شاخص آن‌ها، بر اساس داده‌های ایرانی گردآمده است. توانایی‌های تحصیلی معمولاً از کشوری به کشور دیگر، به شکل متفاوتی در افراد بروز می‌یابد. از این رو به دست آوردن نمراتی که مرز میان وجود مشکل یا عدم آن را به دقت و با در لحاظ گرفتن تفاوت‌های محیطی و فردی تمییز دهد، بسیار مهم است. این آزمون‌ها در کشورهایی همانند امریکا و کانادا، در حوزه‌های آموزشی و پژوهشی کاربرد وسیعی داشته است. متخصصان حوزه سلامت روان و حوزه آموزش و پرورش با استفاده از این آزمون‌ها، توانایی تشخیص و مداخله به موقع را پیدا می‌کنند.

آزمون های پیشرفت تحصیلی وودکاک – جانسون توانایی سنجش مهارت‌های خواندن، نوشتن، ریاضی، شفاهی، تحصیلی، کاربردهای تحصیلی و روانی – تحصیلی را به صورت مجزا و دقیق دارد.

گستردگی آزمون‌های وودکاک – جانسون در قالب ۲۲ آزمون، ارزیابی جامعی را از مهارت‌های تحصیلی در اختیار قرار می‌دهد. این ارزیابی گسترده، به درک بهتر و بیشتر نقاط قوت و ضعف فرد، ریشه‌یابی دقیق‌تر اختلالات یادگیری خاص و شناسایی مو به موی مهارت‌های یادگیری منجر می‌شود. متخصصان حوزه سلامت روان با توجه به ویژگی‌های منحصر به فرد آزمون‌های وودکاک – جانسون، این مجموعه را به عنوان مبنایی برای شناسایی نواحی تحصیلی، آگاهی از فرآیندهای شناختی درگیر در مهارت‌های تحصیلی، آموزش روانسنجی و گسترش آزمون‌های پیشرفت تحصیلی به زبان فارسی، پیشنهاد می‌دهند.

هایپرلینک: برای اطلاع بیشتر درباره وقت‌دهی آزمون وودکاک – جانسون، به صفحه تماس با ما مراجعه کنید.

درصد بالایی از کودکان دارای اختلال خواندن بر سختی‌های خود غلبه می‌کنند

درمان اختلال‌های یادگیری تحت تأثیر عواملی است که هر کدام نقش مهمی را در روند درمان ایفا می‌کنند. به عنوان مثال ویژگی‌های شناختی، ادراکی و حرکتی فرد، نمره هوشبهر یا IQ، سن فرد، انگیزه‌های فرد و همچنین همکاری خانواده، مسیر و زمان درمان را تغییر می‌دهند. از آن جایی که اختلال یادگیری نتیجه تفاوت در کارکرد‌های حوزه زبان، ادراک، حرکت و استدلال مغز افراد است، نقص در هر یک از این کارکردها به بروز علایم متفاوتی از اختلال‌های یادگیری منجر می‌شود. عدم ثبات و ماندگاری آموخته‌ها یکی از مهم‌ترین ویژگی افراد دارای اختلال یادگیری است. در واقع کودک آن چه را که به او آموزش داده می‌شود، یاد می‌گیرد؛ اما پس از مدت کوتاهی از یاد می‌برد.

با توجه به این مقدمه، می‌توان انتظار داشت که یکی از اصول محوری درمان، تمرکز بر ماندگاری آموخته‌ها باشد. شیوه‌هایی که در ادامه خصوصیات بارز آن، بیان شده است، بستر مناسب برای تقویت مشکلات پایه‌ای در آگاهی واجی، ادراکی، حسی – حرکتی و شناختی را فراهم می‌آورند.

۱) بازتوانی شناختی کامپیوتری (CCRT)
– برنامه‌ریزی مدون و هدفمند برای ارتقا و درمان مهارت‌های شناختی
– ارائه نرم‌افزارهای ویژه به منظور پرورش مهارت‌های مرتبط با حوزه‌های تحصیلی
– طراحی مجموعه‌ای از بازی‌های کامپیوتری با مراحل مختلفی از نظر پیچیدگی و نیازمندی‌های شناختی برای تمرین مراحل و تقویت مهارت‌های تحصیلی

۲) تحریک الکتریکی مغز (tDCS)
– استفاده از جریان الکتریکی خفیف برای تغییر توانایی سلول‌های عصبی در فعالیت‌های مرتبط با تحصیل
– افزایش یا کاهش تحریک پذیری سلول‌های عصبی جهت تغییر در عملکرد مغز

۳) روان درمانی
– ارائه راهکارهایی پیرامون افکار، احساسات و رفتارهای فرد برای افزایش توانایی فرد در شرایط چالش برانگیز
– تمرین رفتارهای مناسب در رویارویی با مشکلات تحصیلی

۴) کلاس‌های آموزش والدین (SOS)
– بررسی راهکارهای فرزندپروری برای والدینِ کودکان دارای اختلال یادگیری
– پیشگیری از قرار گرفتن والدین در جایگاه معلم و ناظم به جای نقش «والد خوب»
– مرور شیوه‌های مدیریت مشکلات، شناسایی هیجان‌ها و کاهش مشکل‌های رفتاری فرزندان

۵) کاردرمانی تکنولوژیک
– استفاده از ارزیابی و درمان برای گسترش، بازیابی و نگهداری مهارت های روزمره زندگی
– درمان اختلال‌های شناختی و حسی – حرکتی کودکان دارای اختلال یادگیری از طریق شیوه‌های تکنولوژیک (غیردارویی)

برای مطالعه بیشتر درباره نشانه‌های اختلال یادگیری و شیوه‌های درمان آن، کلیک کنید.

نمونه موفق

نیما، پسری ۱۱ ساله، با نشانه‌های اختلال یادگیری به همراه مادرش به کلینیک آتیه مراجعه کرد.

روایت مادر نیما
متاسفانه از اول دبستان ما با نیما دچار مشکل شدیم. نیما به سختی خواندن و نوشتن را یاد گرفت و در مفاهیم و مسئله‌های ریاضی مشکل جدی داشت. اما با وجود تمرین زیاد و معلم خصوصی، باز هم نمی‌توانست مثل همسالان خود بخواند و بنویسد. نمرات امتحانی نیما بسیار پایین بود و من مرتب از سمت مدرسه بازخواست می‌شدم. هر زمان به مدرسه نیما می‌رفتم، اضطراب به سراغم می‌آمد، زیرا می دانستم که قرار است در مورد مشکلات او برایم بگویند. به خاطر سرزنش‌های مدرسه و فشارهای زیادی که من و پدر نیما به او می‌آوردیم، نیما کم کم دچار اضطراب شد. دلش نمی‌خواست به مدرسه برود و در مقابل درس خواندن مقاومت شدیدی می‌کرد.

کار به جایی رسید که مدرسه، نیما را برای انجام آزمون هوش به مرکز مشاوره آموزش و پرورش ارجاع داد. در آن جا به ما گفتند هوش نیما، طبیعی و مشابه همسالانش است. نمی‌دانستم چه کار باید کرد. نمی‌دانستم ریشه مشکل کجاست و چرا فرزند باهوش من با وجود تمام تلاشی که می‌کند، نمی‌تواند آن طور که باید نتیجه بگیرد. اوایل من و معلم نیما تصور می‌کردیم نیما مشکل تمرکز دارد، چرا که بسیاری از چیزها را یاد می‌گرفت، اما خیلی زود فراموش می‌کرد. یک کلمه را در دیکته درست می‌نوشت، ولی در دیکته بعد همان کلمه غلط بود. با این حال اگر مسئله ریاضی را برایش می‌خواندم و توضیح می‌دادم، به راحتی حل می‌کرد. کلاس سوم به روانپزشک مراجعه کردم، او برای نیما ریتالین تجویز کرد. ریتالین کمی همکاری نیما را در نوشتن تکالیف بهتر کرد، اما نمرات و غلط‌ها همچنان پابرجا بودند.

برای خواندن روایت مدیر کلینیک یادگیری و شناخت آتیه درباره نیما، کلیک کنید.