paper97-05-13-6

تحریک الکتریکی مغز که با مخفف لاتین tDCS شناخته می‌شود، به عنوان ابزاری ارتقایی و درمانی، در کلینیک‌های روان‌شناسی به کار می‌رود. آزمایش‌هایی که به تازگی پیرامون ارتقای قضاوت‌های اخلاقی در دانشگاه پنسیلوانیا امریکا اجرا شده، نتایج چشمگیری را در کاهش رفتارهای پرخاشگری، ضداجتماعی و تعرض جنسی با استفاده از تحریک الکتریکی مغز (tDCS) به ارمغان آورده است. تحریک الکتریکی مغز (tDCS) با استفاده از یک جریان الکتریکی ضعیف، توانایی سلول‌های عصبی را در برقراری روابط بین سلولی جدید افزایش می‌دهد.

دکتر آدریان رین، سرپرست بریتانیایی آزمایش قضاوت‌های اخلاقی در دانشگاه پنسیلوانیا، در طی پژوهش‌های خود، تاثیر گذاری تحریک الکتریکی مغز (tDCS) را بر رفتار‌های پرخاشگرانه و بی‌رحمانه مورد بررسی قرار داده است. یافته‌های وی گویای موفقیت تحریک الکتریکی مغز (tDCS) در کاهش چشمگیر رفتارهای پرخاشگرانه‌ی فیزیکی و تمایل به تعرض جنسی است. تحریک الکتریکی مغز (tDCS) احتمال قصد اینکه فرد به صورت فیزیکی به فرد دیگری حمله‌ور شود را نصف (کاهش تقریباً ۵۰ درصدی)، و قصد ارتکاب تعرض جنسی را ۷۰ درصد کاهش داده است. این تغییرات با همسویی افراد شرکت‌کننده در این آزمایش با هنجارهای اجتماعی همراه بوده است.

بی‌شک ریشه‌یابی رفتارهای پرخاشگرانه بر نوع برخورد افراد با جامعه تاثیر می‌گذارد. هنگامی که نتایج این پژوهش را در معرض تفسیر متخصصان قرار می‌دهیم، به سادگی از این واقعیت مطلع می‌شویم که تحریک بخش معینی از مغز منجر به کاهش رفتارهای پرخاشگرانه شده است. این قدم اول به سمت یافتن ساز و کار نورونی است که پرخاشگری را تنظیم می‌کند. رویکرد عموم ما به ارتکاب جرم، رویکردی اجتماعی است. اغلب ما، جرم و خشونت را نتیجه‌ی فقر یا تضادهای قومیتی، دینی، اجتماعی و اقتصادی به شمار می‌آوریم و بدیهی است که این موارد از اهمیت بالایی برخوردارند؛ آما آنچه این پژوهش به آن اشاره دارد، بعد دیگری از ارتکاب جرم است که شاید تا کنون نادیده گرفته شده است: بخش زیستی ماجرا.

پژوهش‌های مشابه طرح دکتر آدریان رین می‌توانند با ایجاد دریچه‌ای برای تغییر رویکردها نسبت به خشونت و ارتکاب جرم، زمینه‌ی کنترل آن از راه‌های زیستی را فراهم سازد. پژوهش دکتر رین —که در ژورنال علوم اعصاب منتشر گردید—، ۸۱ فرد بزرگسال شامل ۳۶ مرد و ۴۵ زن را به طور تصادفی در دو گروه قرار داده بود. افراد یکی از این گروه‌ها برخلاف دیگری، تحریک واقعی دریافت نمی‌کردند. هدف از این اقدام، کنترل نتایج آزمایش و افزایش اعتبار آن بوده است. پیگیری تاثیرات روی رفتار این افراد با فاصله یک روز از آزمایش اصلی انجام می‌شده است. به شرکت کنندگان عکس‌هایی نشان داده شد که محتوای خشونت‌باری داشتند (مثلاً فردی که در حال شکستن شیشه روی سر فرد دیگر است). بعد از این، از افراد خواسته شد تا در مقیاسی از ۰ الی ۱۰ بگویند چقدر احتمال دارد آن‌ها خودشان چنین رفتاری را نشان دهند و اینکه چقدر از نظر اخلاقی آن کار اشتباه است؟ بعد از این بخش از آزمایش، روی صفحه‌ی کامپیوتر به آن ها یک عروسک نشان داده شد (که نمادی از دوست یا همسر آن ها بود) و به آن‌ها گفته شد که برای اینکه انرژی‌های منفی خود را تخلیه کنند می‌توانند به هر تعدادی که بخواهند در آن سوزن فرو کنند. سپس دستگاه تحریک الکتریکی مغز (tDCS) بر روی افراد هر دو گروه تحریک و کنترل قرار گرفت، با این تفاوت که گروه کنترل، هیچ تحریکی دریافت نمی‌کرد. الکترودهای قرار گرفته روی جمجمه‌ی افراد شرکت کننده، ناحیه‌ی پیش‌پیشانی مغز را با جریان الکتریکی خفیفی تحت تحریک قرار داد.

نتایج نهایی بسیار قابل تأمل بوده‌اند. میان افرادی که تحریک الکتریکی دریافت کرده بودند، میانگین احتمال انجام عمل خشونت‌بار نمره‌ی ۱.۱۵ را به خود اختصاص داده بود؛ این در حالی است که این مقیاس برای افرادی که تحریک دریافت نکرده بودند، ۲.۱۹ بود. یکی از تفسیر‌های احتمالی برای تبیین این تفاوت را می‌توان در آن دانست که افراد گروه تحریک، اقدام خشونت‌آمیز را از نظر اخلاقی بیشتر اشتباه می‌پنداشتند. البته نتیجه‌گیری کلی‌تر را می‌توان در شناسایی ناحیه‌ی پیش‌پیشانی مغز به عنوان مرکز درگیر در رفتارهای پرخاشگری، ضداجتماعی و تعرض جنسی به حساب آورد.

— به نقل از مدپیج‌تودی