paper97-05-13-2

پیدا کردن ریشه‌ی مشکلات، هسته‌ی واقعی روان‌درمانی است، تا جایی که بسیاری از روان‌شناسان، فهمیدن مشکل را بخش اصلی فضای روان‌درمانی به شمار آورده‌اند؛ جز این نیز انتظار دیگری نمی‌رود. مگر می‌شود بدون داشتن درک درستی از مشکل، آن را حل کرد؟

مشکلاتی که در زندگی با آن‌ها مواجه می‌شویم، می‌توانند شکل‌های مختلفی به خود بگیرند، با این همه آنچه اهمیت دارد نگاهی است که ما نسبت به مشکلات داریم. برخی مشکلات ما بر اثر به اصطلاح «عوامل بیرونی» هستند، مانند یک خیانت زناشویی. این در حالی است که قسمت دیگری از مشکلات، از «عوامل درونی» نشات می‌گیرند. برای درک این نوع عوامل، مردی را در نظر بگیرید که معتقد است باید تا کنون پیشرفت چشمگیرتری در زندگی خود می‌داشته است.

ممکن است با خود فکر کنیم «زندگی گاهی اوقات سخت است. ما خیلی از چیزهایی را که می‌خواهیم به دست می‌آوریم و خیلی از چیزهایی که می‌خواهیم را نیز به دست نمی‌آوریم.» به همین سادگی!

می‌توانیم خیلی راحت با این دید که «زندگی نباید اینقدر سخت باشد»، یا «چرا من اینقدر بدبختم؟ چرا من اینقدر مشکل دارم؟» یا «زندگی من کلاً طلسم شده است» به مشکلاتمان نگاه کنیم. فارغ از درستی یا نادرستی این عبارات، اگر به شکل مداوم این نوع از افکار را در ذهنمان مرور کنیم، قابل باورتر می‌شوند. رویارویی با این واقعیت، ما را به یافتن ابزاری کارآمد برای حل مشکلات خود —به عنوان یک فرد بالغ— سوق می‌دهد.

حال با تمامی اوصافی که بیان شد، مؤثرترین ابزار روان‌درمانی چیست؟

جزء بزرگی از دستاوردهای درمانی، زمانی به دست می‌آید، که تغییری جدی در قالب‌بندی ادراکی ما ایجاد شود. به عبارت دیگر، زمانی می‌توان به کارآمدی درمان اطمینان یافت که نگاه ما تغییر کرده باشد. دیدن یک مسئله از «دیدگاهی متفاوت» می‌تواند این فرصت را فراهم آورد تا به «شکلی متفاوت» با مشکلات خود برخورد کنیم.

قالب‌بندی مجدد نتیجه و در عین حال عامل موفقیت روند درمان است.

این قالب‌بندی مجدد از دیدگاه روان‌درمانگران به معنای دیدن یک موقعیت، فکر و یا احساس از زاویه‌ای متفاوت و آموزش دادن آن به مراجعان است. موفقیت یک درمانگر در این خواهد بود که حمایتگر باشد، نسبت به شما و نگرانی‌هایتان همدلانه رفتار کند و علاوه بر همه‌ی این‌ها به شما کمک کند تا از پس مشکلات خود بربیایید. پس هر گاه یک درمانگر، چالش‌های مطرح شده از سمت شما را می‌پذیرد و دید دیگری نسبت به آن ارائه می‌دهد، در واقع در حال قالب‌بندی مجدد ذهنیت‌های شما و یاددهی آن به شماست.

در میان دیدگاه‌های انسانی، مسائلی که ناشی از بروز احساسات و هیجانات هستند، به کنترل بیشتری نیاز دارند؛ چرا که معمولاً تصمیم‌گیری و قدرت قضاوت را در سایه‌ی سنگین خود، مختل می‌سازند. احساساتی که ما تجربه می‌کنیم و افکاری که به ذهن ما می‌آید اغلب اوقات از الگوهایی قدیمی ریشه می‌گیرند که کارآمدی آن همواره با شک و شبهه همراه بوده است. هنر درمانگر در استفاده از قالب‌بندی دوباره و دیدگاه‌گیری مجدد، برای تنظیم الگوهای قدیمی و رها شدن از الگوهای ناکارآمد است. این روند ارتقایی و درمانی، تجربه‌ی فردی از سلامت روان را عمق می‌بخشد و از باعث ایجاد حس اطمینان از کنترل فردی بر افکار و ذهنیت‌های ما می‌شود.

استفاده از قالب‌بندی مجدد به عنوان یک ابزار برای تغییر پیش‌فرض‌ها و افکار غیرارادی آزاردهنده، باعث می‌شود دیدگاه بسیار سالم‌تری داشته باشیم: این‌که نسبت به موقعیت‌های آزاردهنده، گارد نگیریم و قدرت موقعیت‌های دشوار را در شکل‌دهی به شخصیت خود، به رسمیت بشناسیم.

— به نقل از پروژه‌ی گودمن