paper97-05-13-4

دهه‌ها از استفاده‌ی پژوهشگران از نقشه‌ی مغزی یا qEEG به منظور شناخت فعالیت‌های مغز، ارزیابی و تشخیص اختلال‌های روانی می‌گذرد. به تازگی نشریه‌ی نوروفیزولوژی بالینی (Clinical Neurophysiology)، یافته‌های محققان هلندی را در تشخیص علایم بیماری پارکینسون بر اساس نقشه‌ی مغزی منتشر کرده است. افق جدیدی که با استفاده از نقشه‌ی مغزی بر روی محققان، متخصصان علوم اعصاب و از سویی دیگران بیماران مبتلا به پارکینسون گشوده شده، امیدها برای تعیین راهکارهای کارآمد درمانی به منظور کنترل علایم بیماری پارکینسون را افزایش داده است.

به نوشته‌ی نشریه‌ی نوروفیزولوژی بالینی، گروهی از پژوهشگران به رهبری ویکتور گرادس با استفاده از ثبت نقشه‌ی مغزی به بررسی میزان موفقیت احتمالی شیوه‌ی «تحریک عمیق مغزی (DBS)» در تنظیم عملکردهای مغزی در بیماران مبتلا به پارکینسون پرداخته‌اند. پارکینسون که معمولاً با اختلال در عملکردهای حرکتی در بزرگسالی شناخته می‌شود، جنبه‌های دیگری همچون اختلال در عملکردهای شناختی را نیز با خود به همراه می‌آورد. محرومیت خواب، نوسانات خلقی، مشکلات گفتاری و تکانشگری مجموعه‌ای از علایم شناختی بیماری پارکینسون به شمار می‌آید.

پژوهش‌ها در دهه‌های گذشته حاکی از ایفای نقش دوپامین به عنوان عامل کلیدی بروز علایم این بیماری بوده است. دوپامین انتقال‌دهنده‌ای عصبی است که بسیاری از عملکردهای حرکتی انسان در گرو آزادشدن به موقع و به اندازه‌ی آن در مغز است. از این رو، پژوهشگران بر اساس میزان تاثیرگذاری دوپامین در پارکینسون، علایم آن را در دو طبقه‌ی دوپامینی و غیر دوپامینی دسته‌بندی می‌کنند.

هنگامی که داروهای خوراکی توانایی کنترل علایم بیماری پارکینسون را نداشته باشند، متخصصان علوم اعصاب به تحریک عمیق مغزی پناه می‌آورند. با توجه به پیچیدگی‌های نوروفیزولوژیک بیماری پارکینسون، در «تحریک عمیق مغزی (DBS)» که یکی از شیوه‌های درمانی تهاجمی محسوب می‌شود، با کاشت الکترود در مناطق عمیقی از مغز تلاش می‌شود تا عملکردهای حرکتی مبتلایان به آن بهبود یابد.

به گفته‌ی اعضای تیم علمی دکتر گرادس، ارزیابی دقیق از شدت بیماری برای پیشروی به سوی تحریک عمیق مغزی، مسئله‌ای غیرقابل اجتناب و ضروری است. این در حالی است که به گفته‌ی همان محققان تا پیش از اجرای طرح پژوهشی پارکینسون در مرکز پزشکی دانشگاه لیدن، هیچ نشانگر زیستی قابل اعتمادی برای تعیین شدت علایم غیر دوپامینی پارکینسون وجود نداشته است.

در جریان پژوهش این گروه تحقیقاتی هلندی، ۶۳ بیمار که تشخیص بیماری پارکینسون در آنان قطعی شده بود و برای اجرای عمل جراحی تحریک عمیق مغزی آماده می‌شده‌اند، در جریان روند‌های تشخیصی موازی قرار گرفتند. اخذ تست‌های روان‌شناختی ویژه‌ی بیماری پارکینسون، همچون «آزمون واحد بیماری پارکینسون (UPDRS)» و «آزمون علایم غیر دوپامینی (SENS-PD)» توانست شدت هر دو طیف از علایم بیماری را به صورت کمی درآورد.

نکته‌ی قابل تأمل در یافته‌های این پژوهش ارتباط تنگاتنگ عملکردهای شناختی بیماران مبتلا به پارکینسون و پارامترهای نقشه‌ی مغزی است. این در حالی است که نتایج آزمون واحد بیماری پارکینسون که به مطالعه‌ی علایم دوپامینی می‌پردازد، هیچ ارتباط معناداری با مؤلفه‌های نقشه‌ی مغزی را نشان نداده‌اند.

به گفته‌ی تیم علمی دکتر ویکتور گرادس، مطالعات بیشتری برای تعیین نقشه‌ی مغزی به عنوان ابزار قطعی برای پیشبینی دخالت علایم غیردوپامینی در ارزیابی و درمان بیماری پارکینسون مورد نیاز است.

— به نقل از نوروفیزیولوژی بالینی