امیرمحمد پسری ۷ ساله به همراه والدینش با مشکلاتی همچون لجبازی، اضطراب اجتماعی و ترس از تاریکی به کلینیک روانشناسی آتیه مراجعه کردند.

شرح حال امیرمحمد از زبان مادرش

من امیرمحمد را در سن بالا باردار شدم. بیشتر نگرانی ام این است که پسرم هنگام رفتن به جاهای جدید همکاری نمی ‌کند و خجالت می‌ کشد. در جمع و مهمانی ها با کسی خو نمی گیرد و از من دور نمی ‌شود. اغلب اوقات حرف گوش نمی‌ کند و لجبازی می کند.  اغلب یک جا بند نمی‌ شود و وول می ‌خورد. نسبت به من و پدرش پرخاشگری کلامی و ناسزاگویی دارد. در محیط های جدید اجتماعی، اضطراب دارد و از من دور نمی شود و از تاریکی می‌ ترسد.

از وقتی که به مدرسه رفت این رفتارهای نافرمانی، اضطراب و لجبازی در او شدت پیدا کرد و این باعث افزایش نگرانی من شد. بنابراین پس از پرس و جوها و مشورت­ با دوستان متخصصی که در این زمینه داشتم و از کادر درمانی این مجموعه نتیجه گرفته بودند با سایت کلینیک روانشناسی آتیه آشنا شدم، بعد از خواندن اطلاعات و خدمات درمانی این کلینیک تصمیم گرفتم برای حل مشکلات پسرم به مرکز روانشناسی آتیه مراجعه کنم.

در ابتدای ورود به کلینیک، ما را به کمیسیون تشخیص فرستادند. طبق بررسی های انجام شده در کمیسیون تخصصی که با حضور یک روانپزشک و روانشناس تشکیل می شود، شرایط خانواده مان و نشانه های پسرم را ارزیابی کردند. سوالات مختلفی از ما پرسیده شد و امیرمحمد نیز مورد مشاهده قرار گرفت. در ارزیابی ها همسرم نیز اضطراب خود را بیان کرد. امیر محمد در آن جلسه به هیچ عنوان حاضر به صحبت با اعضای کمیسیون نشد و به خاطر لجبازی و همکاری نکردن او، بیان کردند امکان بررسی هوش یا مهارت های فکری و شناختی اش  میسر نیست.

از ما سوالاتی در موارد مشکلاتی که او دارد پرسیدند و طبق نشانه های یافت شده از صحبت های ما و بر اساس بررسی های بالینی و مشاهده ای روانشناسان، مشکل امیرمحمد را اضطراب اجتماعی و نافرمانی مقابله ای تشخیص دادند و ما را برای روان درمانی به کلینیک رفتاری و هیجانی ارجاع دادند.

همچنین به ما گفتند که مضطرب و عصبی بودن پدرش نیز به عنوان تشدیدکننده اضطراب، لجبازی و نافرمانی امیرمحمد استو باعث ایجاد مشکل در برقراری ارتباط پدر با کودک شده است و گفتند به این مسئله توجه ویژه ای کنیم و روابط خودمان را با کودکمان بهبود بخشیم.

در کلینیک رفتاری و هیجانی، طی جلسه ­ای که با مدیر بخش داشتم ارزیابی تکمیلی صورت گرفت و با توجه به تشخیص ابتدایی و نشانه و مشکلات، من و فرزندم را به روان درمانگر ارجاع دادند. فرایند روان درمانی به صورت هفته ­ای یک جلسه کاردرمانی اختصاصی با پسرم بود، در هر یک از جلسات ۵۰ دقیقه ­ای، ۳۰ دقیقه را کاملا به فرزندم اختصاص می ­دادند و مابقی را با من و پدرش در مورد کارهای انجام شده در جلسه درمان و آموزش بازی­ ها و رفتارهای تعاملیِ هر چه بیشتر، برای ارتقاء زمان با کیفیت با پسرم، صحبت می­ کردند.

همچنین در این جلسات درمانگر با استفاده از تکنیک ­های مختلف سعی می کرد که علایم اضطراب اجتماعی و رفتارهای ناسازگارانه و لجبازی کودکم را کاهش داده و راهبردهای مناسب روبه رویی با اضطراب اجتماعی را به او آموزش دهد. در این درمان از بازی، تکنیک های هنردرمانی مثل قصه و نمایش، گفت و­گو و آموزش، تکالیف خانگی و… استفاده می­ شد.

علاوه بر بازی درمانی، کلاس هایی با عنوان آموزش والدین (SOS) برای من و پدرش در نظر گرفته شد که در آن شیوه­ های همدلی و درک احساسات کودک، برقراری ارتباتط بهتر و صمیمانه تر با کودک، بازی والد- کودک و… آموزش داده شد. این کلاس ها شیوه فرزندپروری من و همسرم و نگرش های ما در این زمینه را کاملا متحول و اصلاح کرد. ما قبل از این کلاس ها، اختلاف نظرهایی با یکدیگر داشتیم. او نسبت به رفتارهای فرزندم، سخت گیری زیادی به خرج می داد، انتظار داشت مانند دو فرزند بزرگترم عمل کند و این موضوع به خودی خود باعث لجبازی امیرمحمد و ضعیف تر شدن رابطه­ ما با فرزندم شده بود.

ما در این جلسات به طور مفصل یاد گرفتیم که چگونه برای او قانون تعیین کنیم، قوانین متناسب با سن او را بشناسیم و چطور با بازی، به او این قوانین را بفهمانیم. شیوه ­های صحیح پاداش دادن به رفتارهای مثبت کودک، شیوه های استاندارد محرومیت و… را آموزش دیدیم و نهایتا با پرسش و پاسخ های مختلفی که با مربی کارگاه صورت گرفت، این موارد را در خانه و در موقعیت هایی که رخ می داد، تمرین کردیم.

در نهایت پس از گذشت ۱۰ جلسه درمانی برای امیرمحمد، ما مجددا مدیر کلینیک را ملاقات کردیم و وضعیت درمانی امیرمحمد مورد بررسی قرار گرفت. در این جلسه ما هم بیان کردیم که:

  • رفتارهای پرخاشگرانه او به شدت کاهش یافته است.
  • تعامل ما با کودک به وضوح بهتر شده و بازی آزاد در خانه انجام می شود.
  • خلق پدر افزایش یافته و در نتیجه برای کودک زمان با کیفیت تری دارد.
  • دستور پذیری کودک افزایش یافته است.

نتایج ارزیابی درمان، نشان دهنده وضعیت مناسب کودک بود، به ما توصیه کردند که ارتباط خود با کودک را طبق همین روال ادامه دهیم. طبق نظر مدیریت بخش، فرزند من، آماده ترخیص بود. برای انجام امور ترخیصی، ما را به بخش کیفیت فرستادند و ابعاد مختلف کلینیک، از دیدگاه ما مورد ارزیابی قرار گرفت. درباره نکات منفی و مثبت پرسیده شد و نظر ما را ثبت کردند. نهایتا طبق نظر مدیر بخش، برای این که فرزندم از درمان فاصله زیادی نگیرد، جلسات ماهیانه رایگان برای ما تنظیم شد تا به نوعی وضعیت ما مورد پیگیری قرار بگیرد. در این جلسات سوالات جدید را با هم مرور کردیم تا بتوانیم با یک کار تیمی، وضعیت را ثابت نگه داریم.

نظر مدیر کلینیک اختلالات رفتاری هیجانی

امیرمحمد، پسر ۷ ساله ­ای که با والدین خود مراجعه کرده بود، با تشخیص مشکلات لجبازی و وابستگی به مادر و ترس از محیط های جدید اجتماعی و تنظیم هیجانی وارد درمان شد. جلسات روان درمانی بر تنظیم هیجانی و آموزش رفتارهای مثبت به امیرمحمد متمرکز شد و جلسات والدین با رویکرد دلبستگی، به شناسایی نیازهای رابطه ­ای امیرمحمد پرداخت. به مادر آموزش داده شد که نیازهای خودش در رابطه با امیرمحمد را شناسایی کند، نیازهای امیرمحمد را بشناسد و آن ها را به شیوه صحیح، رفع کند.

در جلسات آموزش والدین بر پدر و هماهنگی بین این دو تاکید شد و به پدر نیز شیوه های ارتباط با امیرمحمد آموزش داده شد. همچنین به پدر آموزش داده شد که حمایت روانی خودش از همسرش را در وظایف مادرانه و برای درمان مشکلات اضطرابی و عصبی خود اقدام جدی تری نماید و در کلینیک روانشناسی آتیه درمان خود را آغاز کند.

در طول فرآیند تشخیص یا درمان هیچ گونه آزمون هوشی یا روانشناختی خاصی از این کودک انجام نشد. بهبود رابطه مادر با امیرمحمد به طرز محرزی قابل مشاهده بود. طی جلسات پیگیری بعد از پایان درمان نیز، آموزش های مازادی درباره چالش های جدید به خانواده داده شد که علایم کودک تثبیت گردد.