مردی ۳۹ ساله، کارمند با سطح تحصیلی کارشناسی و خانمی ۳۶ ساله، خانه دار و با سطح تحصیلی کارشناسی به کلینیک آتیه مراجعه کردند. زوج حدود ۹ سال است که زندگی مشترک دارند و اکنون دارای ۲ فرزند هستند.

شرح حال مراجعان از زبان خود ایشان

آقا: هنگامی که خواستم از یک زوج درمانگر کمک بگیرم، زود از کوره در می رفتم، با همسرم خیلی مشکل داشتم و با او پرخاش و مشاجره داشتم. فرزند پسرم افت تحصیلی پیدا کرده بود و این موضوع من را نگران کرده بود و مدام همسرم را مقصر می دانستم که به اندازه کافی وقت برای رسیدن به تکالیف درسی فرزندم اختصاص نمی دهد. بین ما، تنش و درگیری های زیادی وجود داشت. قهرهای طولانی مدت داشتیم و دوست داشتم ساعات زیادی را در بیرون از منزل سپری کنم. این مسائل باعث شده بود که در محیط کار هم با همکارانم مشکل داشته باشم و زود عصبانی می شدم. با خانواده همسرم مشکل داشتم و رابطه ام با آن ها را هم به خاطر بی احترامی هایشان محدود کرده بودم.

خانم: زمانی که با همسرم به کلینیک خانواده آتیه مراجعه کردیم، نمی توانستیم با هم صحبت کنیم. شوهرم زبان خوش نداشت، به من پرخاش می کرد، در جمع به من توهین می کرد؛ در صورتی که احترام گذاشتن برای من خیلی مهم بود و همیشه هم این مساله را به او گوشزد می کردم. از دید همسرم همه کارهای من مشکل داشت، مدام به من ایراد می گرفت و بهانه های مختلف می آورد. من از این که نمی توانستم به فرزندان خود مثل گذشته محبت کنم و برایشان وقت بگذارم، ناراحت بودم. در زمینه رابطه جنسی هم دچار مشکل شده بودیم و از ۳ ماه قبل از شروع جلسات زوج درمانی، هر دو دچار کاهش میل جنسی شده بودیم و ارتباط جنسیمان به ماهی یک بار تقلیل یافته بود. بعد از فاش شدن موضوع اعتیاد شوهرم به تریاک، تا یک سال پس از آن هم به علت تنش ها و درگیری های رخ داده، هیچ ارتباط جنسی بین ما وجود نداشت. پس از به دنیا آمدن فرزند اولم و افسردگی پس از زایمان نیز تا مدت یک سال روابط جنسی به شکل معدود بود.

حدود چهار سال پس از شروع زندگی مشترکم، متوجه شدم که همسرم تریاک مصرف می کند. این موضوع را با خانواده خودم مطرح کردم و باعث شد که تنش و درگیری زیادی بین برادران من و شوهرم به وجود آید که از آن به بعد تعاملات همسرم با آن ها کم و محدود شد. همسرم در پی فاش شدن این مساله تصمیم به ترک و تحت درمان قرار گرفت. اما از آن به بعد، اعتمادم را به همسرم از دست داده بودم؛ دیگر مثل سابق نبودم و نسبت به روابط همسرم  با دوستانش حساسیت زیادی نشان می دادم.

 ما توسط یکی از دوستانمان با کلینیک خانواده گروه آتیه درخشان ذهن آشنا شدیم. دوست خانوادگی ما، یکسری جلسات زوج درمانی را در کلینیک خانواده گذرانده بود و این جلسات را به ما هم پیشنهاد داد. زمانی که در کمیسیون تشخیص کلینیک خانواده شرکت کردیم، توسط یک روانپزشک و روانشناس بالینی مورد ارزیابی قرار گرفتیم و بعد از اجرای چند تست در آزمایشگاه روانسنجی، به مدیر کلینیک خانواده و پس از آن به جلسات زوج درمانی ارجاع داده شدیم.

در جلسات ابتدایی زوج درمانی سعی کردیم با کمک درمانگر، یک سری اهداف درمانی را به منظور بهبود و ارتقاء رابطه و حل مسأله برای مشکلات پیش آمده، تنظیم و اولویت بندی کنیم. در هر جلسه زوج درمانی، به یکی از اهداف درمانی پرداخته می شد و سایر مهارت های پایه زندگی مشترک مانند حل تعارض و حل مسأله نیز به ما آموزش داده شدند. در خلال جلسات زوج درمانی، با تکنیک ها و راهکارهای افزایش صمیمیت در رابطه مشترک آشنا شدیم و این تکنیک ها را در فواصل بین جلسات، تمرین و اجرا می کردیم.

قبل از شروع جلسات زوج درمانی ما نه تنها نمی توانستیم ویژگی های مثبت یکدیگر را ببینیم و به یکدیگر بازخورد مثبت بدهیم، بلکه احساس ارزشمندی یکدیگر را هم زیر سؤال می بردیم. در خلال جلسات زوج درمانی، با انواع سبک های ارتباطی آشنا شدیم و متوجه شدیم که سبک ارتباطی و رفتاری هر کدام از ما به چه شکلی است. پس از آگاه شدن از سبک ارتباطی خود، در ادامه جلسات زوج درمانی توانستیم تکنیک های رفتار کارآمد را به خوبی یاد بگیریم.

در خلال این جلسات، به تعدادی از حقوق و مسئولیت های بین فردی خود هم آگاه شدیم. زوج درمانگر پس از پیشرفت جلسات زوج درمانی و کاسته شدن فشار اختلافات و چالش ها، تکنیک ها و راهکارهایی را برای بهبود رابطه جنسی ما به کار برد و ما موظف بودیم این تکنیک ها را به صورت منظم در خلال جلسات اجرا کنیم. شرکت منظم و مشترک ما در جلسات زوج درمانی و اجرای تکنیک ها و راهکارها در فاصله بین جلسات، باعث شد تا بتوانیم به اهدافی که در ابتدای درمان با کمک درمانگرمان تنظیم کرده بودیم، دست پیدا کنیم و رضایتمندی ما از رابطه مشترک مان افزایش پیدا کند.

نظر مدیر کلینیک خانواده

زوج با شکایت از وجود تعارض و اختلافات زناشویی در رابطه مشترک به کلنیک خانواده مراجعه کردند و پس از شرکت در جلسه کمیسیون کلینیک خانواده و ارزیابی اختصاصی صورت گرفته توسط متخصص روانپزشک و روانشناس (اطمینان از عدم مصرف مواد آقا در زمان حاضر، اطمینان از عدم ابتلا به افسردگی در حال حاضر)، به اجرای یک سری تست های تکمیلی (پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ و تست تشخیصی اختلال شخصیت) و نیز شرکت در جلسات زوج درمانی ارجاع داده شدند.

این زوج توانستند در طول ۱۸ جلسه منظم هفتگی زوج درمانی شناختی ـ رفتاری، به اهدافی که در ابتدای درمان وضع شده بود، دست یابند. پس از جلسات زوج درمانی، جلسات پیگیری با فاصله دو ماه و سپس شش ماه برای زوج در نظر گرفته شد تا پیشرفت های حاصله بازبینی و تثبیت گردند و مشکلات احتمالی بررسی شوند. زوج در ابتدای درمان، پرسشنامه رضایت زناشویی (پرسشنامه انریچ) را به منظور ارزیابی فرایند درمان تکمیل کردند که نمره ۷۳ به دست آمد و در انتهای جلسات درمانی، نمره ۱۸۲ حاصل شد که نشان از افزایش کیفیت و رضایت از رابطه مشترک بود.