محمدجواد پسری ۹ ساله با نشانه های اختلال یادگیری به همراه والدینش به کلینیک روانشناسی آتیه مراجعه کردند.

شرح حال مراجع با اختلال یادگیری از زبان مادر ایشان

من یک پسر ۹ ساله دارم. هرچند مشکلات من با او از زمان ورود به مدرسه شدید شد اما قبل از آن هم محمدجواد نسبت به همسالانش دست و پا چلفتی تر و ضعیف تر بود. در ورزش ها و کارهای ظریف دستی، مهارتی نداشت و معمولا بچه ها او را در بازی های گروهی نمی پذیرفتند. با ورود به کلاس اول دبستان محمدجواد بخش متفاوتی از مشکلاتش را نشان داد. با گذشت چند ماه از سال، او نه تنها شکل نشانه ها را یاد نگرفت، بلکه معلم حتی نتوانست شکل صحیح مداد گرفتن را به او آموزش دهد. از معلمش خواستیم که در منزل هم به صورت خصوصی به او آموزش بدهد، اما تقریبا پیشرفت چشمگیری حاصل نشد.

شرایط محمد جواد در ریاضی بهتر بود، اما چون خواندن و نوشتنش مشکل داشت، نمی توانست آنچه را که در ریاضی یاد گرفته، به درستی استفاده کند. کلاس دوم و سوم هم به همین شکل سپری شد، و شرایط روز به روز وخیم تر می شد. تا جایی که معلم کلاس سوم پسرم به ما گفت محمد جواد را به مدرسۀ کودکان استثنایی منتقل کنید. شوک عظیمی به من و همسرم وارد شد. برایم قابل قبول نبود که محمد جواد مشکل هوشی داشته باشد، از طرفی دلیلی هم برای مشکلات یادگیری او پیدا نمی کردم. در این سه سال او پا به پای من و معلم خصوصی تلاش کرده بود، اما باز هم یاد نمی گرفت. معلم خصوصی، تنبیه، تمرین و هر راه دیگری را امتحان کرده بودم و چاره ای جز مراجعه به آموزش و پرورش کودکان اشتثنایی نداشتم. با مراجعه به آموزش و پرورش استثنایی، آن ها از پسرم تست هوش گرفتندو در کمال ناباوری به ما گفتند که هوش محمد جواد طبیعی است و احتمالا مشکلی به نام اختلال یادگیری در او وجود دارد. متاسفانه در اهواز تست ویژه ای برای سنجش اختلال یادگیری وجود نداشت.

به محض رسیدن به خانه شروع به جستجو کردم، در سایت مرکز آتیه اطلاعات کاملی در مورد اختلال یادگیری بدست آوردم و متوجه شدم آن ها از طریق کمیسیون پزشکی و آزمون وودکاک جانسون می توانند یک تشخیص نهایی به من بدهند. با همراهی همسرم یک وقت کمیسیون اولیه برای پسرم گرفتیم و راهی تهران شدیم.

در کمیسیون تشخیص آتیه چه گذشت؟

در جلسۀ کمیسیون پزشکی ضمن مصاحبه با من و همسرم، یک ارزیابی کامل از محمد جواد انجام شد. و در نهایت ما برای انجام ارزیابی تحصیلی وودکاک جانسون و نقشۀ مغزی ارجاع شدیم.

پس از آماده شدن جواب تست­ها، مسئول کمیسیون من را از نرمال بودن هوش فرزندم مطمئن کرد ولی عنوان کرد که اختلال یادگیری در محمد جواد وجود دارد که باید تحت نظر کلینیک یادگیری و شناخت تحت درمان قرار گیرد.

ورود به کلینیک یادگیری و شناخت آتیه

مدیر کلینیک به ما گفت که مشکل محمد جواد با روش های معمول آموزش تغییری نخواهد کرد و حتما باید با روش های درمانی، زیربناهای یادگیری را در فرزنمان اصلاح کنیم. او اشاره کرد که مسیر درمان ما حداقل ۶ ماه زمان می برد و ما باید در این مسیر همکاری لازم را با آن ها داشته باشیم. ما تصمیم گرفتیم ۳ ماه تابستان را در منزل خواهرم در تهران بمانیم و یک درمان فشرده را شروع کنیم. هرچند می دانستیم که خودمان باید در طول سال تحصیلی و احتمالا تابستان آینده ادامه دهیم.

ورود به درمان و اتمام درمان

مسیر درمان ما شامل، ۲۰ جلسه آموزش ویژۀ اختلال یادگیری همراه با تحریک الکتریکی مغز tDCS و بازتوانی شناختی، و همچنین۲۰ جلسه کاردرمانی و کلاس­های ویژۀ والدین بود. قبل از جلسۀ اول از محمد جواد یک نقشۀ مغزی گرفته شد تا علاوه بر اطمینان از نبود امواج صرعی، بر اساس آن پروتکل­های درمانی مشخص شود.

روش های جالبی برای یادگیری نشانه ها و املای کلمات به ما آموزش داده می شد که علاوه بر یادگیری سریع تر، ماندگاری خیلی خوبی هم داشت. به علت ارتباط خیلی خوبی که پسرم با درمانگرها داشت، همکاری بهتری هم در جلسات درمانی و در منزل داشت. با توجه به اینکه بیشتر تمرین ها بازی گونه بود، محمد جواد کمتر احساس خستگی می کرد.

به مرور، تغییرات بارزی در سرعت و کیفیت نوشتن و خواندن پسرم می دیدم. رفتارها و مهارت هایش دقیق تر و پخته تر از قبل بود و کم کم در انجام تمرین ها مستقل تر از قبل عمل می کرد. ما حدود ۵۰ جلسه را در تابستان گذراندیم و محمد جواد در بسیاری از حیطه ها به متوسط همسالانش رسیده بود. اما می دانستیم که بسیاری از این مهارت ها نیازمند تثبیت و کار بیشتر هستند. درمانگران پسرم چند جلسه را به آموزش ما و ارائه راهکار اختصاص دادند و قرار شد در صورت برخورد به مشکل با آن ها از طریق تلفن یا اسکایپ در ارتباط باشیم. معلم کلاس چهارم فرزندم بعد از یک ماه ما را خواست. خیلی اضطراب داشتم، اما معلمش گفت با توجه به بازخورد های همکارانم من انتظار یک دانش آموز بسیار ضعیف را داشتم. او بیان کرد که محمد جواد هنوز ضعف هایی دارد که نیازمند کار است، اما بسیار بهتر از تصور من عمل می کند و جزو دانش آموزان متوسط کلاس است. این صحبت معلم بهترین اتفاق برای من در سه سال گذشته بود.

نمونه املا محمد جواد در طی جلسات (اول تا ۲۰)

LD before LD after

نظر مدیر کلینیک یادگیری و شناخت آتیه

با وجود اضطراب و استیصال شدید در خانوادۀ محمد جواد، فکر می کردم با کودکی مواجه شوم که مشکل هوشی جدی داشته باشد. اما با یک صحبت کوتاه با محمد جواد مطمئن شدم او از نظر هوشی نرمال است زیرا مهارت های کلامی بسیار خوبی داشت. پس از ملاحظۀ تست هوش، آزمون وودکاک و نقشۀ مغزی برنامۀ درمانی چیده شد. در تمام مسیر تلاش کردیم تا انتظارات واقع بینانه ای در والدین ایجاد کنیم که خدا رو شکر با توجه به فضای مثبت در خانه و همکاری بسیار خوب والدین، سرعت پیشرفت مطلوبی در محمد جواد داشتیم. از والدین خواستیم تا در صورت امکان در تابستان بعد جهت تکمیل فرآیند درمان مراجعه کنند.