نیما پسری ۱۱ساله با نشانه های اختلال یادگیری به همراه مادرش به کلینیک روانشناسی آتیه مراجعه کردند.

شرح حال مراجع با اختلال یادگیری از زبان مادر ایشان

پسر من تقریبا ۱۱ سال داشت که ما به کلینیک روانشناسی آتیه مراجعه کردیم. متاسفانه از اول دبستان ما با نیما دچار مشکل شدیم. نیما به سختی خواندن و نوشتن را یاد گرفت و در مفاهیم و مسئله های ریاضی مشکل جدی داشت. اما با وجود تمرین زیاد و معلم خصوصی، باز هم نمی توانست مثل همسالان خود بخواند و بنویسد. نمرات امتحانی نیما بسیار پایین بود و من مرتب از سمت مدرسه بازخواست می ­شدم. هر زمان به مدرسه نیما می رفتم دچار اضطراب می شدم، زیرا می دانستم که قرار است در مورد مشکلات او برایم بگویند. به خاطر سرزنش­ های مدرسه و فشارهای زیادی که من و پدر نیما به او می ­آوردیم، نیما کم کم دچار اضطراب شد. دلش نمی­ خواست مدرسه برود و در مقابل درس خواندن مقاومت جدی می­ کرد.

کار به جایی رسید که مدرسه نیما را برای انجام آزمون هوش به مرکز مشاوره آموزش و پرورش ارجاع داد. در آن جا به ما گفتند هوش نیما، طبیعی و مشابه همسالانش است. مستاصل شده بودم. نمی­ دانستم ریشه مشکل کجاست و چرا فرزند باهوش من با وجود تمام تلاشی که می ­کند، نمی­ تواند آن طور که باید نتیجه بگیرد. اوایل من و معلم نیما تصور می­ کردیم نیما مشکل تمرکز دارد، زیرا بسیاری از چیزها را یاد می ­گرفت، اما خیلی زود فراموش می­ کرد. یک کلمه را در دیکته درست می­نوشت، ولی در دیکته بعد همان کلمه غلط بود. مسئله ریاضی را اگر برایش می ­خواندم و توضیح می­ دادم، به راحتی حل می­ کرد. کلاس سوم به روانپزشک مراجعه کردم، او برای نیما ریتالین تجویز کرد. ریتالین کمی همکاری نیما را در نوشتن تکالیف بهتر کرد، اما نمرات و غلط ها همچنان پابرجا بودند.

کلاس چهارم نیما که تمام شد، من حال بسیار بدی داشتم. نمی ­توانستم تصور کنم که سال بعد هم قرار است این مسیر از سر گرفته شود. من هر سال تحصیلی مجبور بودم ۹ ماه کنار نیما باشم. دیگر هیچ زمان استراحت و تفریحی برای خودم نداشتم و این مسئله من را شدیدا فرسوده کرده بود. تا این که به صورت اتفاقی در یکی از برنامه ­های “به خانه بر می گردیم”، توصیف آقای دکتر رضا رستمی را از مشکلی تحت عنوان اختلال یادگیری شنیدم. بله، تمام علایم شبیه به مشکلات نیما بود. کودک باهوشی که در درس مشکل جدی دارد. یاد می گیرد، ولی زود فراموش می کند. بلافاصله برای درمان اختلال یادگیری با کلینیک روانشناسی آتیه تماس گرفتم تا فرصت تابستان را از دست ندهم.

در کمیسیون تشخیص آتیه چه گذشت؟

در جلسه کمیسیون تشخیص مجموعه ­ای از نشانه ­ها در مورد مسائل توجهی، تحصیلی و رفتاری بررسی شد. و  برای اطمینان از اختلال یادگیری، ارزیابی پیشرفت تحصیلی وودکاک جانسون انجام شد. طبق این آزمون، نیما در حوزه خواندن دارای اختلال شدید یادگیری و در حوزه نوشتن و ریاضی نیز دارای مشکل بود. در این جلسه مطرح شد که علاوه بر درمان اختلال یادگیری، بایستی روی اعتماد به نفس و رابطه آسیب دیده من و نیما هم کار شود. آن ها از پدر نیما خواستند تا برای بازه ای در رسیدگی به تکالیف نیما به من کمک کند، تا تنش رابطه ما کمتر شود. ما برای بررسی های بیشتر و شروع درمان به کلینیک یادگیری و شناخت آتیه ارجاع شدیم.

ورود به کلینیک یادگیری و شناخت آتیه

ورود ما به مسیر درمان با یک جلسۀ معرفی و تشریح با مدیر کلینیک یادگیری و شناخت بود که در آن علاوه بر تشریح روند درمان اختلال یادگیری، دستگاه tDCS و لزوم انجام جلسات مشاوره نیز توضیح داده شد.

ورود به درمان و اتمام درمان

در ابتدای درمان به ما تاکید و یادآوری شد که مسیر درمان اختلال یادگیری یک مسیر کوتاه مدت نیست و نمی توان برای حمایت از این کودکان انتهایی قائل شد. حداقل مسیر درمانی پیش­ بینی شده برای ما شامل ۶۰ جلسه آموزش ویژه اختلال یادگیری با tDCS، چهل جلسه کاردرمانی و کلاس ­های روش کار با کودکان دارای اختلال یادگیری در منزل بود. ما متوجه شدیم که بسته به هوش، همکاری و انگیزه نیما و همچنین حمایت ما در منزل، این مسیر ممکن است کوتاه­تر یا بلند تر شود. قبل از جلسه اول از نیما یک نقشۀ مغزی گرفته شد تا علاوه بر اطمینان از نبود امواج صرعی، بر اساس آن پروتکل های درمانی مشخص شود.

از حدود جلسه ۱۰، ما و معلم شروع تغییرات را حس کردیم. نیما مستقل­ تر و علاقمندتر از قبل درس می ­خواند. اولین تغییرات در سرعت و دقت دیکته ­ها دیده شد و البته علاقمندی به کتاب خواندن در نیما افزایش قابل توجهی داشت، چون می ­توانست روان­ تر بخواند.  جلسه دهم مدیر بخش بیان کرد که درمان اختلال یادگیری نیما تغییرات مثبتی ایجاد کرده و ما می­ توانیم درمان را ادامه بدهیم، هرچند نباید انتظار داشته باشیم که این مشکلات به صفر برسد.

در این زمان جلسات آموزش والدین برای ما برگزار شد. در این جلسات ما علاوه بر آشنایی با نشانه­ ها و علایم اختلال یادگیری با مسائل رفتاری و هیجانی ناشی از اختلال یادگیری نیز آشنا شدیم. روش درست همراهی در تکالیف که بهترین نتیجه را در مورد یادگیری و حافظه این کودکان داشته باشد، به ما آموزش داده شد. در این جلسات ما از آسیب­هایی که ممکن است در اثر فشار نادرست به این بچه ها زده شود، آشنا شدیم.

هر چه جلوتر می رفتیم، رضایت معلم نیما و من بیشتر می ­شد. با توجه به نامه ­ای که کلینیک برای معلم ارسال کرده بود، همکاری معلم در میزان تکالیف و نحوه برگزاری امتحانات متفاوت شده بود. پدر نیما نیز با توجه به آموزش ­هایی که دیده بودیم، بخشی از مسئولیت کارهای تحصیلی نیما را بر عهده گرفته بود و من زمان بیشتری برای بازی با نیما و رسیدگی به روحیه خودم داشتم. مهمترین تغییر بدست آمده برای نیما، بهبود رابطه­اش با من و کاهش اضطراب­هایش بود. نیما دوباره اعتماد به نفسش را بدست آورده بود و احساس نمی­کرد از همسالانش پایین­تر است.

نمونه املا و ریاضی نیما در طی جلسات (اول تا ۶۰)

progress

نظر مدیر کلینیک یادگیری و شناخت آتیه

از ابتدای گزارش های مادر، بیشترین احتمال در مورد نیما اختلال یادگیری بود، هرچند احتمال اختلال بیش فعالی نقص توجه (ADHD) نیز وجود داشت. نامه ­ای که معلم نیما برای ما ارسال کرده بود و همچنین دیدن نمونه امتحانات نیما باعث شد ما او را برای انجام تست اختلال یادگیری و تست اختلال بیش فعالی نقص توجه ارجاع دهیم. طبق تست ­ها نیما از نظر توجه و تمرکز مشابه همسالان بود و ضعف ­های جزئی در سرعت واکنش داشت. اما در هر سه حیطه خواندن، نوشتن و ریاضی دچار اختلال بود.

کار روی اختلال خواندن، با توجه به اثرات آن روی نوشتن و ریاضی در اولویت قرار گرفت. پروتکل­ های tDCS و بازتوانی شناختی کامپیوتری (CRT) نیز بر مبنای ضعف­ های ادراکی و شناختی برنامه ریزی شد. در جلسات کاردرمانی نیز روی سرعت و کیفیت مهارت های حرکتی با هدف بهتر شدن سرعت نوشتن و دستخط کار شد.

از نظر ما، همکاری خوب والدین و معلم نیما، دیدگاه واقع بینانه آن ­ها و نظم درمانی، کلید موفقیت این پکیج درمانی برای درمان اختلال یادگیری بود.