آقایی ۳۲ ساله، متاهل با شکایت‌هایی چون فراموشی، بی‌نظمی، آستانه تحمل پایین و مشکل عملکردی در حوزه شغلی و خانوادگی به همراه همسرش به کلینیک روانشناسی آتیه مراجعه کردند.

شرح حال مراجع بزرگسال با اختلال بیش فعالی نقص توجه از زبان خود ایشان

من ۳۲ سال سن دارم و متاهل هستم. آشنایانم مرا فردی مهربان، باهوش و پرانرژی می ­دانند. شرکت کوچکی در زمینه گرافیک دارم که اوضاع نسبتا خوبی دارد، اما همکارانم همیشه می‌ گویند که اگر «حواسم به کارم بود» می توانستم موفقتر از این باشم. مشکل این جاست که من انرژی زیادی روی کارهایم می­ گذارم، پروژه ‌های شرکت و دلگرم کردن همکارانم برایم بسیار مهم است، و ساعت ­های زیادی را در محل کار سپری می­ کنم. ولی بعضی قرارهای کاری را فراموش می­ کنم، از موعد تحویل کارها عقبم، و گاهی چنان غرق کامپیوتر یا موبایل می­ شوم که فراموش می­ کنم کارم را تمام کنم. چون هر کاری زود مرا خسته می کند و حوصله ام را سر می برد، معمولا چند پروژه مختلف را با هم قبول کنم تا بتوانم هر وقت از یک کار خسته و بی‌ حوصله شدم آن را رها کنم و روی موضوع دیگری کار کنم. در واقع این که مجبور باشم به صورت همزمان روی چند چیز کار کنم هم برایم دشوار است و هم به من احساس هیجان و انرژی می ­دهد.  این اوضاع شلوغ و به ‌هم ‌ریخته باعث شده همیشه استرس داشته باشم. بعضی اوقات چنان فشار کاری و مسئولیت زیادی روی خودم احساس می کنم که گمان می کنم آدم ناموفق و کم ‌ارزشی هستم و راهی جز بستن شرکتم ندارم.

اوضاع در خانه نیز آن قدرها امیدوارکننده نیست. کارهایی که همسرم به من می­ سپارد را فراموش می­ کنم، دائما موبایل یا کلید ماشین را جا می‌ گذارم و دیر به قرارهایم می­ رسم. تمام این‌ ها باعث شده تا همسرم تصور کند به قدر کافی به او و خانواده‌ ام اهمیت نمی ­دهم و از سر بی‌ مسئولیتی و سهل ‌انگاری کارهای خانه را پشت گوش می ‌اندازم. همسرم فکر می کند که من نمی ‌توانم روی قول­ هایم بمانم، زود عصبانی می ­شوم و با دیگران تندی می ­کنم، افسرده و مضطربم و از نظر او مهمترین دغدغه زندگی من گوشی موبایل و لپ تاپم است. در ابتدا من با همسرم مخالفت می کردم و اصرار داشتم که فراموشی ها و حواسپرتی های من طبیعی است و او انتظارات زیادی از من دارد. ولی وقتی این گلایه ها از سمت دوستان و همکارانم به من منتقل شد، تصمیم گرفتیم برای حل مشکلات من و مسائل زوجی پیش آمده به کلینیک روانشناسی آتیه مراجعه کنیم.

در کمیسیون تشخیص آتیه چه گذشت؟

در جلسه کمیسیون تشخیص همسرم علت مراجعه را مسائل زوجی ­ای مطرح کرد که مقصر اصلی آن من بودم، و مطرح کرد که نگران آینده شغلی من است. من هم حساسیت های همسرم و موفقیت های شغلی و تحصیلی ام را تشریح کردم. روانشناس مجموعه از میزان انرژی من در صبح‌ ها، کارهای پرخطری که انجام می ‌دهم، حالت اضطراب و تپش قلب و علایم بسیار دیگری پرسید. سپس از کودکی من پرسید. من در کودکی بسیار پرحرف و پرشیطنت بودم و معلم ‌ها همیشه به مادرم می­گفتند که اگر بیشتر حواسش به درس باشد و سر امتحان­ ها دقت کند بسیار موفقتر خواهد بود. پس از جلسه مصاحبه در کمیسیون، به آزمایشگاه روانسنجی ارجاع داده شدم. در نهایت روانپزشک کمیسیون براساس شکایت­ هایی که من و همسرم داشتیم، نقشه مغزی من و جواب آزمون­ ها، تشخیص داد که من از کودکی دارای اختلال نقص توجه- بیش فعالی هستم و ما را به کمیسیون یادگیری و شناخت ارجاع دادند.

ورود به کلینیک یادگیری و شناخت آتیه

درمان طبق صلاحدید مدیر کلینیک یادگیری و شناخت با ده جلسه درمان tDCS به صورت سه بار در هفته آغاز شد. در طول جلسه ‌های tDCS علاوه بر دریافت تحریک با کمک نوروتراپیست تکالیف شناختی کامپیوتری دشواری انجام می دادیم که نیازمند به حافظه سپردن، توجه کردن و کنترل رفتار بودند.  از جلسه ‌های دوم و سوم متوجه تغییر محسوسی در خوابم شدم. سپس رفته رفته دفعات عصبانی شدنم در خانه کاهش یافت، صبح ها با انرژی و انگیزه بیشتری بلند می شدم و وقت کمتری را صرف وبگردی میکردم. با این حال هنوز تغییر محسوسی در بی‌نظمی، فراموش کردن و مشکلات توجهی ام در محیط کار و خانه نمی دیدم. پس از جلسه دهم tDCS، طبق نتایج نقشه مغزی دومم و جلسه ‌ای که با مدیر کلینیک یادگیری و شناخت داشتیم بنا شد تا در ادامه ۱۵ جلسه نوروفیدبک داشته باشم و به شکل یک بار در هفته در باقی جلسات tDCS شرکت کنم. در طول درمان نوروفیدبک تغییرات به سرعت و شدت تغییرات مثبت درمان با tDCS نبود، اما طبق توضیح نوروتراپیستم و مدیر بخش بنا بود از طریق گذراندن جلسات نوروفیدبک تغییرات عمقی‌تری در مغزم انجام شوند و به نتایج ماندگاری در حفظ توجهم و کنترل تکانشگری دست پیدا کنم.

در جلسه انتهایی درمان، دوباره آزمونهای IVA و CANTAB-ADHD را انجام دادم و نقشه مغزی گرفتم. طبق توضیحات مدیر کلینیک یادگیری و شناخت نتایج تغییرات بسیاری در نقشه مغزی م نشان میداد. بعلاوه از لحاظ دقت، حافظه، حساسیت به هدف و انجام ندادن حرکتهای تکانشی در آزمون CANTAB-ADHD پیشرفت خوبی داشتم. به توصیه مدیر بخش برای بار دوم آزمونهای مربوط به افسردگی و اضطراب را هم دادم و نتایج نشان میداد با کم شدن مشکلات نقص توجه – بیش فعالی من در محیط کار و خانواده و رسیدن من به حالت آرامش همراه با توجه، علایم بدنی و روانشناختی مربوط به این دو مشکل نیز تقریبا محو شده بودند.

ورود به درمان و اتمام درمان

درمان طبق صلاحدید مدیر کلینیک یادگیری و شناخت با ده جلسه درمان tDCS به صورت سه بار در هفته آغاز شد. در طول جلسه ‌های tDCS علاوه بر دریافت تحریک با کمک نوروتراپیست تکالیف شناختی کامپیوتری دشواری انجام می دادیم که نیازمند به حافظه سپردن، توجه کردن و کنترل رفتار بودند.  از جلسه ‌های دوم و سوم متوجه تغییر محسوسی در خوابم شدم. سپس رفته رفته دفعات عصبانی شدنم در خانه کاهش یافت، صبح ها با انرژی و انگیزه بیشتری بلند می شدم و وقت کمتری را صرف وبگردی میکردم. با این حال هنوز تغییر محسوسی در بی‌نظمی، فراموش کردن و مشکلات توجهی ام در محیط کار و خانه نمی دیدم. پس از جلسه دهم tDCS، طبق نتایج نقشه مغزی دومم و جلسه ‌ای که با مدیر کلینیک یادگیری و شناخت داشتیم بنا شد تا در ادامه ۱۵ جلسه نوروفیدبک داشته باشم و به شکل یک بار در هفته در باقی جلسات tDCS شرکت کنم. در طول درمان نوروفیدبک تغییرات به سرعت و شدت تغییرات مثبت درمان با tDCS نبود، اما طبق توضیح نوروتراپیستم و مدیر بخش بنا بود از طریق گذراندن جلسات نوروفیدبک تغییرات عمقی‌تری در مغزم انجام شوند و به نتایج ماندگاری در حفظ توجهم و کنترل تکانشگری دست پیدا کنم.

در جلسه انتهایی درمان، دوباره آزمونهای IVA و CANTAB-ADHD را انجام دادم و نقشه مغزی گرفتم. طبق توضیحات مدیر کلینیک یادگیری و شناخت نتایج تغییرات بسیاری در نقشه مغزی م نشان میداد. بعلاوه از لحاظ دقت، حافظه، حساسیت به هدف و انجام ندادن حرکتهای تکانشی در آزمون CANTAB-ADHD پیشرفت خوبی داشتم. به توصیه مدیر بخش برای بار دوم آزمونهای مربوط به افسردگی و اضطراب را هم دادم و نتایج نشان میداد با کم شدن مشکلات نقص توجه – بیش فعالی من در محیط کار و خانواده و رسیدن من به حالت آرامش همراه با توجه، علایم بدنی و روانشناختی مربوط به این دو مشکل نیز تقریبا محو شده بودند.

نظر مدیر کلینیک یادگیری و شناخت آتیه

مراجعه به کلینیک

مراجع با شکایت‌هایی چون فراموشی، بی‌نظمی، آستانه تحمل پایین و مشکل عملکردی در حوزه شغلی و خانوادگی به همراه همسرش مراجعه کرد. علاوه بر علایمی که در جلسه کمیسیون تشخیص گزارش داده بود، نقشه مغزی و نتایج آزمونهای مراجع نیز حاکی از وجود اختلال نقص توجه – بیش‌فعالی بود. از طرفی اضطراب و افسردگی نسبی در نتیجۀ ناکامی ها و سرزنش های محیطی به ایشان منتقل شده بود که نیاز به کار داشت. با توجه به سن ایشان ابتدا از درمان tDCS برای رسیدن به اثرات سریع تر استفاده شد، سپس از درمان نوروفیدبک برای رسیدن به نتایج ماندگار و بلندمدت استفاده شد. در جلسۀ دهم تغییرات نقشۀ مغزی و تست ها خیلی خوب بود، همکاری مراجع و نظم درمانی ایشان با وجود مشغلۀ زیاد کاری، مهمترین فاکتور برای بهبود ایشان بود.

آزمون‌ها و تشخیص نهایی

آزمون ارزیابی اختلال بیش فعالی- کم توجهی CANTAB: ضعف عمده در حافظه کاری، ضعف نسبی در نگهداری توجه، ضعف نسبی در کنترل پاسخ

آزمون اضطراب بک: اضطراب متوسط

آزمون افسردگی بک: افسردگی خفیف

روند درمان

ابتدا ۱۰ جلسه درمان توسط تحریک الکتریکی مغز tDCS همراه با بازتوانی شناختی کامپیوتری انجام شد، تا علاوه بر بهبود توجه و کاهش نشانه های خلقی- اضطرابی، با افزایش انعطاف مغزی، مغز برای یادگیری ‌های بعدی در جلسات نوروفیدبک آماده‌ تر باشد. در ادامه کار ترکیبی از جلسات tDCS و ۱۵ جلسه درمانی نوروفیدبک انجام شد. پروتکل های درمانی tDCS و نوروفیدبک برای مراجع با توجه به الگوی امواج در نقشه مغزی مراجع و نیز شکایت ‌های همزمان او طراحی شدند. از مراجع و همسرشان خواسته شد برای کاهش مسائل زوجی به کلینیک خانواده مراجعه کنند.

نتایج نهایی

در جلسه ۱۰ تغییرات خیلی خوبی در وضعیت خوابم داشتم، که این مسئله باعث شده بود کلافگی ها و حواسپرتی هایم در طول روز کاهش پیدا کند. کارهای نیمه تمام من کمتر شده بود، و دوستانم می گفتند صبورتر شده ام، کمتر وسط حرفشان می پرم و کمتر هنگام کار از جایم بلند می شوم. همسرم هم می گفت نسبت به قبل با حوصله بیشتری به حرف هایش گوش می کنم. در پایان درمان تغییرات خیلی خوبی در فراموشکاری، جا گذاشتن ها و حواسپرتی ها داشتم. خوابم با کیفیت تر شده بود و هنگام رانندگی و کار کمتر از قبل از کوره در می رفتم. از طرفی با راهکارهایی که در جلسات زوج درمانی به ما ارائه شده بود، رابطه من و همسرم چالش های کمتری داشت، و بیشتر سعی می کردیم که همدلی و صمیمیت بین ما برقرار باشد.

نتایج آزمون ها

نام آزمونقبل از درمانپس از درمان
تاریخآزمونگرتاریخآزمونگر
    
CANTAB

نقص توجه – بیش‌فعالی

سرعت واکنش۶۹/۰۲۳/۰
دقت۵۷/۰۱۶/۱
حساسیت به هدف۲۵/۰-۳۰/۰
احتمال پاسخ درست۲۸/۰-۳۴/۰
نزدن پاسخ‌های نادرست۱۶/۰۶۵/۰
حافظه فعال فضایی۲۷/۰-۵۸/۰

مراجع در تمامی حیطه ها (دقت عمل، حافظه فعال، توانایی بازداری پاسخ، توجه مداوم، حافظه کوتاه مدت، توانایی استفاده از راهبرد مناسب، سرعت عمل) پیشرفت عملکرد داشته است و نمرات در محدوده ی متوسط و بالاتر از متوسط قرار دارد.

نام آزمونمقیاس­های آزمونقبل از درمانقبل از درمان
تاریخآزمونگرتاریخآزمونگر
BAIاضطراب۲۳ (متوسط)۱۳  (نرمال)
BDIافسردگی۱۷ (خفیف)۴ (نرمال)

همانطور که پیداست با کار بر روی علایم اختلال نقص توجه – بیش‌فعالی مراجع، نمره ایشان در مقیاس های اضطراب و افسردگی نیز تغییر آشکاری داشتند. این تغییرات به این خاطر است که اضطراب و افسردگی در ایشان ثانویه بر اختلال نقص توجه – بیش‌فعالی بودند، در نتیجه با کار بر روی مشکلات نقص توجه و تکانشگری مراجع و سازمان گرفتن شرایط شغلی، خانوادگی، و شخصی مراجع سایر علایم نیز بهبود یافته‌اند.