۵ جمله آسیب رسان که نباید به افراد افسرده بگویید

توصیه های زیادی درباره درمان افسردگی وجود دارد. هزاران کتاب، مجله و سایت به این موضوع پرداخته اند. هرکسی نظر خود را دارد: این دمنوش یا آن ویتامین را امتحان کن. شکر نخور. تو فقط به هوای تازه و پاک نیاز داری. برو دنبال درمان. اصلا به سمت درمان نرو چون هدر دادن پول و زمان است. شکرگزار باش.

البته که بعضی از توصیه ها مفید واقع می شوند. برخی دیگر نیز به نظر مفید می آیند، اما این نکته را که افراد با افسردگی به صورت جدی درگیرند، در نظر نمی گیرند. اما بعضی دیگر از توصیه ها مضر هستند. این توصیه ها حتی می توانند به فرد آسیب بزنند. در این مقاله سعی داریم به این توصیه های مضر بپردازیم.

یک. تصمیم بگیر که شادتر باشی.

بسیاری از نزدیکان فرد افسرده به او توصیه می کنند که شادتر باشد. احتمالا آن ها فکر می کنند که او تنها روز بدی را پشت سر گذاشته است و اگر تلاش کند شاد باشد، حالش خوب می شود. اما مسئله، به این سادگی که آن ها فکر می کنند نیست. افسردگی عمیق تر از چیزی است که بیشتر مردم تصور می کنند و ریشه در مسائل گذشته فرد و حتی مسائل جسمی دارد و فرد نیاز به مداخله و درمان جدی و عمیق دارد.

این توصیه که سعی کن شادتر باشی، به فرد القا می کند که او خودش تصمیم گرفته است که افسرده شود، بنابراین می تواند تصمیم بگیرد که شاد باشد و در نتیجه  او را تشویق می کند تا نقابی به صورت بزند. این نقاب که با آن فرد سعی دارد بگوید خودش این تصمیم را گرفته، باعث می شود که او برای درمان اقدام نکند. افرادی که به توصیه شاد بودن عمل کرده اند، با اجتناب از کار دشوار رویارویی با مشکلات که برای غلبه بر افسردگی لازم است، تنها زمان رنج کشیدن خود را طولانی می کنند. توصیه های مثبت اندیشی و شکرگزار بودن هم وضعیت مشابهی دارند. در کل ایده های خوبی هستند. اما برای کسی که با یک بیماری جدی به نام افسردگی درگیر است، چسباندن پوسترها و جملات انگیزشی روی دیوار اتاق، تأثیر چندانی نخواهد داشت.

دو. تنها از درمان های طبیعی و جایگزین استفاده کن.

درمان هایی مثل مراقبه، آروماتراپی (رایحه درمانی)، نوردرمانی و ماساژدرمانی برای کاهش نشانه های افسردگی کمک کننده هستند، اما نمی توانند به تنهایی آن را درمان کنند؛ زیرا افسردگی یک بیماری پزشکی واقعی است و می تواند زندگی فرد را به خطر بیندازد.

سه. دنبال درمان نباش چون خیلی طول می کشد.

یکی از باورهای نادرستی که درباره افسردگی وجود دارد این است که درمان افسردگی سال ها طول می کشد. این باور باعث می شود افراد به این نتیجه برسند که درمان گزینه مناسبی برای آن ها نیست. درمان های کوتاه مدت و موثر فراوانی برای افسردگی وجود دارد که درمان شناختی رفتاری، رفتاردرمانی دیالکتیکی، روان درمانی بین فردی، روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده و درمان حل مسئله از آن جمله هستند.

برای مثال، درمان حل مسئله، یک درمان شناختی رفتاری است که به مراجع مهارت های سازگاری با تجربیات پراسترس زندگی را آموزش می دهد.

یا روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده (ISTDP) به مراجعان کمک می کند تا با صحبت کردن درباره ریشه های افسردگی خود در گذشته، مرور مسائل حل نشده شان،  مشکلات دلبستگی، انتقال و مکانیسم های دفاعی، جنبه های هیجانی افسردگی شان را کشف کنند. این روش بسیار شبیه روان درمانی تحلیلی است اما بسیار بسیار کوتاهتر.

چهار. فقط دارو بخور.

دارو می تواند به طرز شگفت انگیزی به بهبود نشانه های افسردگی کمک کند. اما چون در واقع چیزی به فرد یاد نمی دهد، بعضی از روانشناسان نقش آن در درمان را بسیار کم برآورد کرده اند.

دارو درمانی، به فرد مهارت های سازگاری را یاد نمی دهد، عادت های ناسالم را نشان نمی دهد و مکانیسم های زیربنایی افسردگی را آشکار نمی کند. به این مثال توجه کنید: اگر شما به دلیل این که در شغلتان احساس ناامیدی و درماندگی می کنید افسرده شده اید، مصرف دارو باعث می شود کمی احساس بهبودی داشته باشید. اما به شما یاد نمی دهد که چگونه رابطه میان شرایط و خلق افسرده تان را بهبود بخشید. در نتیجه یاد نمی گیرید که شرایط را چگونه تغییر دهید.

ولی روان درمانی برای مثال به شما کمک می کند بفهمید چرا افسرده شده اید، به چه کسی می توانید تکیه کنید و چه عادات جدیدی به شما کمک می کنند تا با افسردگی مبارزه کنید و از عود مجدد آن جلوگیری کنید.

پنج. این روش را امتحان کن. برای من خیلی موثر بود.

به جای اين که بـه من «بگوييد» که چگونه کاری را انجام دهم، آن را به من «نشان دهيد»؛ و لطفاً خودتان را آماده کنيد که چند بار آن را نشان دهيد، نه يکبار. اين تکرار کردن‌ های صبورانه می ‌تواند به يادگيری من کمک کند. يک برنامه‌ روزانه‌ همراه با تصوير، می ‌تواند در طول روز برای انجام فعاليت ‌هايم بسيار کمک‌ کننده باشد؛ مرا از استرسِ به خاطر سپردن برنامه‌ های مختلف رها کـند؛ گـذار از فعاليت‌ های متنوع را برايم راحت سازد و به من در تنظيم کردن وقتم و انجام خواسته‌های شما کمک نمايد.

افراد آن چه را که برایشان مفید بوده به سرعت به همدیگر معرفی می کنند. این مسئله عموما مفید است اما وقتی پای افسردگی در میان باشد، هیچ کمکی نمی کند.

چیزی که می تواند به فرد افسرده بیشتر از هر چیزی از طرف نزدیکان کمک کند، گوش کردن است. به افکار و احساسات دوستتان یا عضو خانواده تان گوش کنید و ببینید که چگونه افسردگی خود را توصیف می کنند و به چه شکل آن را تجربه می کنند. زیرا تجربه افسردگی برای هر کسی متفاوت است. یکی احساس خستگی مفرط و غم می کند، اما دیگری ناامید می شود.

به افراد فرصت دهید تا حرف هایشان را بزنند. به آنها اجازه دهید احساسات شان را با شما به اشتراک بگذارند. اگر واقعا می خواهید راهکاری ارائه دهید ابتدا از فرد بپرسید که :”می تونم چیزی که به من خیلی کمک کرد رو بهت بگم؟”

و اگر شما کسی هستید که افسرده است و دوستتان می خواهد به شما توصیه ای بکند راحت بگویید :”ممنونم ازت که میخوای به من کمک می کنی. اما چیزی که بیشتر بهش نیاز دارم اینه که به من گوش بدی.”

از آن جایی افسردگی را همه می شناسند، عده ای فکر می کنند می دانند که دقیقا چیست و چه چیزی به درمان آن کمک می کند. اما معمولا این باور درست نیست. معمولا افسردگی دست کم گرفته می شود و حتی با بهترین نیت هم، توصیه ها بیشتر از آن که مفید باشند، صدمه می زنند.

در نهایت اگر افسردگی دارید، حتما به متخصص اختلالات خلقی مراجعه کنید. اگر دوست کسی هستید که افسرده است، مطمئن شوید که دقیقا می دانید افسردگی چیست. تا بتوانید از طریق گوش دادن به او کمک کنید زیرا مطمئنا توصیه هایی از قبیل سعی کن شاد باشی و شکرگزاری کن، به او کمکی نخواهد کرد.