علائم استرس در بدن و نحوه مدیریت آن چیست؟

علائم استرس در بدن و نحوه مدیریت آن چیست؟

استرس می‌تواند بر روال زندگی همه ما تاثیر مخربی بگذارد. ممکن است علائم استرس در اوج مشغله کاری یا زمانی که با یک چالش اساسی در مدرسه و یا روابط روزمره خود مواجه می‌شوید، پدیدار شوند. همه اتفاقات زندگی ممکن است باعث بروز استرس در شما شوند. بعضی اوقات، استرس‌ها واقعا مفید هستند، اما در مقابل، استرس بیش از اندازه بازده کاری شما را پایین می‌آورد و باعث ضعف جسمی و روانی می‌شود.

استرس چیست؟

استرس واکنش بدن به موقعیت‌های خطرناک و مضر واقعی یا ذهنی است. زمانی که احساس تهدید و خطر می‌کنید، یک واکنش شیمیایی در بدن شما اتفاق می‌دهد که به شما این امکان را می‌دهد به شیوه‌ای عمل کنید تا از آسیب جلوگیری کنید. این واکنش به عنوان “پاسخ جنگ یا گریز” یا “پاسخ استرس” مشهور است . طی فرایند پاسخ به استرس، ضربان قلب شما افزایش می‌یابد، تنفس تند می‌شود، عضلات منقبض می‌شوند و فشار خون بالا می‌رود. این روشی است که به وسیله آن شما از خودتان محافظت می‌کنید.

اثرات متداول استرس بر روی بدن
• سردرد
• گرفتگی یا درد ماهیچه
• درد قفسه سینه
• خستگی
• ناراحتی معده
• مشکلات خواب

اثرات متداول استرس بر خلق و خوی

• اضطراب
• بی‌حوصلگی
• عدم انگیزه یا تمرکز
• تحریک‌پذیری یا خشم
• غم و اندوه یا افسردگی

اثرات متداول استرس بر رفتار

• تیک‌های عصبانی
• مصرف مواد مخدر یا الکل
• استفاده از تنباکو
• گوشه‌گیری اجتماعی
• کاهش میزان ورزش و فعالیت فیزیکی

استرس به معنی چیزهای متفاوت برای افراد مختلف است. چیزی که باعث استرس در یک فرد می‌شود ممکن است نسبت به فرد دیگر اهمیت کمی داشته باشد. برخی افراد بهتر می‌توانند استرس خود را نسبت به دیگران کنترل کنند. همانطور که گفتیم استرس همواره مضر و بد نیست و مقدار کم استرس می‌تواند به شما کمک کند کارهایتان را بهتر انجام دهید. برای مثال، استرس همان چیزی است که شما را وادار می‌کند با چند توقف چند ثانیه‌ای از برخورد با اتومبیل و بروز حادثه وخیم جلوگیری کنید. اگر استرس در همین حد بماند، می‌تواند مفید باشد.
بدن ما برای رسیدگی به دوزهای کم استرس طراحی شده‌است و ما مجهز به کنترل طولانی‌مدت استرس مزمنی که ممکن است عواقب خطرناکی داشته باشد نیستیم.
اولین قدم برای کنترل استرس، تشخیص و شناخت علایم استرس است. اما تشخیص علایم استرس ممکن است سخت‌تر از چیزی باشد که فکر می‌کنید.

نشانه‌های استرس چیست؟

شرایط و فشارهایی که باعث استرس می شوند، به عنوان عوامل استرس‌زا شناخته می شوند. ما معمولا از عوامل استرس‌زا به عنوان عواملی منفی یاد می‌کنیم، مانند یک برنامه کاری خسته‌کننده و یا یک رابطه پر چالش. با این حال، هر چیزی که استرس و تنش شما را بالا می برد، می تواند علت بروز استرس باشد و این شامل رویدادهای مثبت از قبیل ازدواج، خرید یک خانه، رفتن به دانشگاه یا ترفیع گرفتن نیز می‌شود.
البته، تمام تنش ها ناشی از عوامل خارجی نیستند. استرس همچنین می‌تواند در درون ما نهفته باشد زمانی که بیش از حد در مورد چیزهایی که ممکن است رخ دهد و یا اصلا ممکن است رخ ندهد، یا افکار غیر منطقی و بدبینانه که باعث می‌شود در مورد زندگی نگران باشید.
در واقع هر چیزی که فشار درونی شما را افزایش دهد و باعث شود همان حال عادی قبل را نداشته باشید، علت بروز استرسدر شماست.

عوامل خارجی استرس عبارتند از:

فشار زیاد کار یا مدرسه
مشکلات ارتباطی
مشکلات مالی
مشغله زیاد
کودکان و خانواده

علل درونی استرس عبارتند از:

بدبینی
ناتوانی در پذیرش شرایط نامعلوم
تفکر سختگیرانه و عدم انعطاف پذیری
واگویه (زیر لب سخن گفتن) منفی
انتظارات غیر واقعی/کمال گرایی
تفکر همه یا هیچ چیز (دو پاره سازی)

استرس می‌تواند تمام جنبه‌های زندگی شما از جمله احساسات، رفتارها، توانایی تفکر و سلامت جسمی را تحت تاثیر قرار دهد و در این حالت هیچ کدام از بخش‌های روحی و جسمی شما مصون نخواهد بود. اما از آنجا که افراد در موقعیت‌های مختلف، سطح متفاوتی از استرس را تجربه می‌کنند، علایم استرس می‌تواند متفاوت باشد.
برای آگاهی از اثرات استرس بر بدن می‌توان از آزمون ارزیابی پاسخ استرس SRE بهره برد. آزمون SRE با ارزیابی دقیق واکنش‌های بدن در برابر استرس، نشان می‌دهد که عملکرد کدام اندام‌ها در اثر استرس مختل می‌شود و مشخص می‌کند که برای مدیریت و درمان علائم و عواقب استرس، باید بر کدام اندام‌ها تمرکز شود.
نکته مهم این است که چگونه باید علائم ذکر شده استرس را مدیریت کنید. بهترین کاری که می‌توانید برای جلوگیری از عواقب بد استرس انجام دهید این است که با آگاهی از مشکلاتی که ممکن است برای شما به دنبال داشته باشد، بتوانید آن را به خوبی مدیریت کنید. برای مثال می‌توانید با شخص مورد علاقه خود صحبت کنید.
والدین نیز باید به خوبی بر روش‌های آموزش مدیریت استرس به کودکان مسلط باشند و آن‌ها را به کودک خود یاد دهند.

چطور توانایی مقابله با استرس را در خود تقویت کنیم

• تحرک خود را افزایش دهید
بالا بردن سطح فعالیت شما یک تاکتیک است که می توانید برای کمک به کاهش استرس و رسیدن به احساس آرامش از آن استفاده کنید. ورزش منظم می تواند خلق و خوی شما را بهبود بخشد و حواس شما را از عوامل استرس‌زا دور کند تا از چرخه افکار منفی که باعث تحریک استرس می شود بیرون بیایید. تمرینات ریتمیک مانند پیاده روی، شنا و رقص، از جمله ورزش‌های مناسب برای کنترل استرس هستند.

با دیگران ارتباط برقرار کنید
زمانی که احساس ناامیدی یا ناراحتی می‌کنید، عمل ساده صحبت کردن با یک فرد دیگر می‌تواند باعث ترشح هورمون‌هایی شود که استرس را از بین می‌برند. فقط یک تبادل نظر کوتاه و یا یک گپ دوستانه با یک دوست صمیمی می‌تواند به آرامش و تسکین سیستم عصبی شما کمک کند.

حواس خود را مشغول کنید
یکی دیگر از راه های سریع برای از بین بردن استرس، درگیر کردن یک یا چند حس دیگرتان است. دیدن، شنیدن، چشیدن طعم، بوییدن، لمس کردن یا تحرک جسمی؛ شما باید حسی را که می‌تواند استرس شما را به حاشیه براند، بشناسید و به موقع از آن استفاده کنید. آیا گوش دادن به موسیقی باعث آرامش شما می شود؟ یا نوشیدن قهوه؟ یا خوشحال کردن کسی که دوستش دارید شما را آرام می‌کند؟

یک رژیم غذایی سالم
غذایی که می خورید می تواند روحیه شما را بهبود بخشد یا آن را بدتر کند و بر توانایی شما برای مقابله با فشارهای زندگی تأثیر بگذارد. داشتن رژیم غذایی پر از مواد فرآوری شده، کربوهیدرات‌های تصفیه شده و میان وعده‌های شیرین می تواند علائم استرس را بدتر کند، در حالی که رژیم غذایی حاوی میوه و سبزیجات تازه، پروتئین با کیفیت بالا و اسیدهای چرب امگا ۳ می تواند به شما کمک کند تا استرس خود را کنترل کنید.

• استراحت کنید
احساس خستگی باعث می‌شود که نتوانید منطقی فکر کنید و از این طریق استرس شما را افزایش می‌دهد. بعلاوه، استرس مزمن می تواند خواب شما را مختل کند. خواب راحت و کافی باعث می‌شود شما احساس استرس و تنش کمتری داشته باشید.

برگرفته از: helpguide

کاری از: امیر عبداللهی

 

چرا نمی‌توانیم تمرکز کنیم؟

چرا نمی‌توانیم تمرکز کنیم؟

امروزه عوامل مهمی مانند تمرکز و توجه که در زندگی افراد نقشی کلیدی دارند، بنا به دلایل اجتماعی و فردی رفته رفته رو به کاهش هستند. کاهش توانایی تمرکز کردن بر روی وظایف کوچک و بزرگ می‌تواند مشکلات زیادی را برای شما به وجود بیاورد و زندگی شما را مختل کند.

زمانی که توانایی خود در تمرکز کردن را از دست دهید، ذهن شما قادر نخواهد بود تا روی فعالیتی که قصد انجام آن را دارید متمرکز شود. برای مثال در حال کتاب خواندن هستید و در حالی که به کلمات نگاه می‌کنید، غرق در افکار دیگری می‌شوید، یا تصمیم می‌گیرید به برنامه ریزی و کار روزمره خود بپردازید، اما ناگهان به خودتان که می‌آیید و می‌بینید در رویای خود در یک خیابان در حال قدم زدن هستید.

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا نمی‌توانید تمرکز کنید؟ امروزه متهم ردیف اول هر اتفاقی، تکنولوژی است، زیرا گوشی‌های هوشمند، تبلت و لپ‌تاپ، همه و همه بخش انبوهی از تمرکز ما را از آن خود کرده‌اند. اما اگر بخواهیم واقع‌بینانه به موضوع نگاه کنیم، خواهیم دید که تکنولوژی تنها دلیل عدم تمرکز ما نیست.

در ادامه به دلایل فیزیکی و روانی عدم تمرکز و همچنین راه‌های افزایش تمرکز می‌پردازیم.

  • اضطراب

نگرانی و فکر کردن بیش از حد، تمام تمرکز شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد و شما نمی‌توانید روی افکار و کارهای اصلی خود تمرکز کنید. اضطراب و استرس از آن لحظه‌ای که شما را فرا می‌گیرد، تا لحظه بیرون آمدن از آن، ذهن و تمرکز را کاهش می‌دهد و شما را در بدترین لحظات، افکار و حالت قرار می‌دهد که نه تنها واقعی نیستند، بلکه به احتمال زیاد حتی اتفاق نخواهد افتاد.

  • خستگی

در کنار استراحت کم، یکی دیگر از دلایل خستگی مفرط، کار بیش از حد است، به طوری که مغز شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد و مغز شما نسبت به همه‌ اینها حساس شده و سبب عدم تمرکز می‌شود.

  • افسردگی

کمبود تمرکز یکی از نشانه های رایج افسردگی است. گاهی اوقات افسردگی عمیق می تواند کار یا مطالعه را به طور موثری غیرممکن کند و ممکن است نیاز به درمان پزشکی داشته باشد.

 

  • کمخوابی

کاهش یا مختل شدن خواب می تواند منجر به عدم تمرکز در روز بعد شود. در صورتی که خواب شما به مدت طولانی با اختلال مواجه باشد، باید سریعاً برای درمان آن اقدام کنید تا علت اصلی آن کشف و برطرف شود.

 

  • مصرف الکل یا مواد مخدر

وابستگی به الکل یا حتی استفاده تفریحی الکل یا مخدرها باعث می شود که عملکرد مغز را به کمتر از حد مطلوب می‌رساند. بعلاوه، برخی از داروها نیز ممکن است چنین اثری داشته باشند، بنابراین باید حتماً با مشورت و تجویز پزشک مصرف شوند.

  • سکته مغزی

بروز مشکل در جریان خون در مغز می تواند باعث تغییر در عملکرد مغز، و در نتیجه گاهی اوقات سبب از دست دادن حافظه و یا عدم تمرکز می‌شود. در این حالت، کاردرمانی می تواند به بازسازی برخی از مهارت های ذهنی کمک کند.

  • مشکلات تیروئید

کم‌کاری تیروئید می تواند منجر به تغییر در فعالیت سلول‌های مغزی شود که این امر می‌تواند به کاهش توانایی فرد در تمرکز کردن منجر شود.

  • کم خونی

کاهش سطح گلبول های قرمز خون مانع از انتقال منظم اکسیژن در بدن شده و می‌تواند باعث ضعف و خستگی شود که از عوامل بروز عدم تمرکز می‌باشند.

  • آسیب رسیدن به سر

در حالی که یک ضربه جزئی به سر در هنگام ورزش باعث ایجاد سردرگمی موقت می شود، آسیب‌های جدی‌تر مانند تصادف اتومبیل می‌تواند باعث آسیب دائمی شده و منجر به بروز مشکلات شدید در تمرکز کردن شود. در افراد مسن نیز به زمین افتادن یکی از علل شایع آسیب رسیدن به سر است و می تواند منجر به سردرگمی و اختلال در تمرکز شود. برای به حداقل رساندن این عوارض باید بلافاصله پس از آسیب، برای درمان آن اقدام کرد.

  • سردرگمی در کار

این مساله که ندانید دقیقا چه کاری را می‌خواهید انجام دهید یعنی مسیر و هدف تعیین شده‌ای برای فعالیت‌ها و وظایف خود نداشته باشید، باعث می‌شود تا در انجام کارهایتان دچار عدم تمرکز شوید.

تمرکز کردن مهارتی است که اگر با اختلال مواجه شود، می‌تواند مانع از انجام فعالیت‌های شما شده و زندگی روزمره‌تان را با مشکل مواجه کند. بنابراین باید ناتوانی در تمرکز کردن را جدی بگیرید و برای برطرف کردن آن اقدام کنید.

برای بررسی توانایی تمرکز کردن آزمون‌هایی طراحی شده‌اند که یکی از پیشرفته‌ترین این آزمون‌ها، آزمون سنجش توجه و تمرکز IVA است. این آزمون قادر است سطح توجه و تمرکز را در بازه سنی کودکی تا بزرگسالی، به دقت اندازه‌گیری کند و از این طریق، به تشخیص و برطرف کردن ناتوانی در تمرکز کمک کند.

آزمون دیگری که برای ارزیابی تمرکز به کار می‌رود، آزمون ارزیابی توجه و تمرکز کوتاه‌مدت COG می‌باشد. این آزمون نیز با ارزیابی مهارت‌های شناختی مانند دقت، توجه و تمرکز، مشخص می‌کند که فرد تا چه میزان در تمرکز کردن مشکل دارد.

امروزه روانشناسان و روان‌پزشکان بر این باورند که برای کمرنگ کردن اثرات عدم تمرکز در زندگی بهتر است از چالش‌های ذهنی و فعالیت‌های بدنی مختلفی استفاده کنیم:

  • تلاشکنیدتا یکچالشجدیددرفعالیت‌هایذهنیخودبگنجانید،بهعنوان مثال،یادگیرییکزبانجدیدو یانحوهنواختن یکی از آلاتموسیقی
  • ورزش‌هایی را کهبرایحفظ سلامتقلبوریه‌ها مفید هستند، انجام دهید
  • تمریناتذهنی مانند جدول و معما را در برنامه خود بگنجانید
  • بازی‌هایکامپیوتریاستراتژیکمی‌توانندسرگرم‌کنندهوچالشبرانگیز باشندالبته به شرطی که خشن نباشد
  • دقتکنیدکه زماناستراحتوخوابکافیداشتهباشید
  • هرچه سریعتر برای درمان افسردگی یا اضطراب اقدام کنید

برگرفته از: health24

 

 

 

 

اختلال یادگیری در کودکان چه علایمی دارد؟

اختلالات یادگیری گروهی از اختلالات روانی هستند که ساده‌ترین توانایی‌ها مانند خواندن، نوشتن و حل مسائل ساده ریاضی را برای کودک مختل و دشوار می‌کنند. در ادامه با علائم این اختلال آشنا می‌شویم و یاد می‌گیریم تا با آن چگونه مقابله کنیم.
متأسفانه بسیاری از کودکانی که با اختلالات یادگیری مواجه هستند، قبل از تشخیص این اختلال، بدون این که در مورد آن اطلاعاتی داشته باشند یا در مورد آن صحبت کنند، مدت زیادی به مبارزه با آن می‌پردازند. این اختلال باید از راه درست تشخیص داده شود تا با بهترین راهکار ممکن برای معالجه آن اقدام شود .

انواع رایج اختلال یادگیری

اختلال یادگیری به طور مستقیم برخی از مهارت‌های یادگیری مانند خواندن، نوشتن و محاسبه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اختلال یادگیری ناتوانی ذهنی و فیزیکی نیست و به هیچ عنوان نشان‌دهنده ضعف هوشی کودک نمی‌باشد. اما در عوض، این اختلال تمرکز کودک در مدرسه و توانایی او در انجام و اتمام کارها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در ادامه با انواع اختلالات یادگیری آشنا خواهیم شد. لازم به ذکر است که هر کودک ممکن است به بیش از یک اختلال دچار شود.
شایع‌ترین اختلالات یادگیری عبارتند از:
اختلال در خواندن (نارساخوانی): یکی از انواع اختلال یادگیری است که در آن، کودک در خواندن، تلفظ و یادآوری کلمات با مشکل مواجه است.
اختلال در محاسبه: این اختلال یادگیری مربوط به یادگیری مفاهیم ریاضی است و باعث بروز مشکل در حل مسائل ساده ریاضی و اتفاقات و حوادث متوالی است.
اختلال در نوشتن: یکی دیگر از اختلالات یادگیری مربوط به نوشتن می‌باشد و مشکلات نگارش، املا و دست‌خط بد را به دنبال دارد.
چه عواملی سبب ایجاد اختلالات یادگیری می‌شوند؟

عواملي كه ممكن است بر گسترش اختلالات يادگيري تأثير بگذارند عبارتند از:

ژنتیک: برخی از اختلالات یادگیری مانند خواندن و اختلالات ریاضی ارثی هستند.
شرایط پزشکی: رشد ضعیف جنین در رحم (محدودیت رشد شدید داخل رحمی)، استعمال الکل یا دارو قبل از زایمان و کم وزنی، عوامل خطرناکی هستند که ارتباط مستقیم با اختلالات یادگیری دارند. آسیب رسیدن و ضربه دیدن سر نیز ممکن است در ایجاد اختلالات‌ یادگیری ‌نقش‌ داشته ‌باشند.
عوامل محیطی: قرار گرفتن در معرض میزان زیادی سرب، احتمال ابتلا به اختلالات یادگیری را بالا می‌برد.

علائم اختلالات یادگیری

شناسایی یک اختلال یادگیری می تواند دشوار باشد. فرزند شما در صورتی ممکن است اختلال یادگیری داشته باشد که:

• در مورد درک و فهمیدن راهنمایی‎‌ها و دستورالعمل‎‌ها، دچار مشکل شود
• در یادآوری سخنان دیگران نسبت به او دچار مشکل شود
• در راه رفتن، ورزش کردن و مهارت هایی مانند در دست گرفتن مداد، هماهنگی لازم را نداشته باشد
• در انجام تکالیف کتاب‌های مدرسه یا موارد دیگر دچار مشکل می‌شود و یا در ساده‌ترین مسائل اشتباه کند
• در برنامه‌ریزی و زمان‌بندی مشکل داشته باشد
• تمایلی به انجام تکالیف یا فعالیت‌هایی که شامل خواندن، نوشتن یا حل مسائل ریاضی می‌شود، نداشته باشد
• به طور مداوم نتواند تکالیف خود را به تنهایی و بدون کمک دیگران انجام دهد
• مقاومت یا واکنش‌های بیش از حد عاطفی در مدرسه یا در حین انجام فعالیت‌های تحصیلی مانند درس خواندن
کمک به درمان اختلالات یادگیری

درمان و تحت نظر بودن کودکانی که به اختلالات یادگیری مبتلا هستند، باید دراز مدت باشد، زیرا اختلالات یادگیری می توانند با گذر زمان حادتر شوند. به عنوان مثال، یک کودک که در دوران ابتدایی جمع زدن را یاد نگرفته است، مطمئناً در دوران دبیرستان با درس ریاضی نیز مشکل خواهد داشت. کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری، اضطراب عملکرد، افسردگی و عزت نفس پایین را تجربه می‌کنند و همین موارد باعث کاهش انگیزه آنها می‌شود. بعضی از کودکان نیز ممکن است تلاش کنند تا توجه خود را از مسائل مهم دور کنند.
اگر شما یا معلم فرزندتان با این احتمال مواجه شده‌اید که فرزندتان دچار اختلال یادگیری شده است، حتما همراه کودک خود به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید و یا با حضور در مراکز روانسنجی، با تست‌ها و آزمون‌های مخصوص اختلالات یادگیری، زودتر درصدد تشخیص این اختلال باشید.

برای تشخیص هرچه صحیح‌تر اختلالات یادگیری، ابتدا کودک تحت آزمون‌های بینایی، شنوایی و سایر مهارت‌های تحصیلی قرار می‌گیرد. سپس یک متخصص روانشناسی یا متخصص علم یادگیری با توجه به نتایج آزمایشات و تست‌ها، شرایط او در مدرسه و همچنین گفتگو با شما و فرزندتان، تعیین می‌کند که فرزند شما دارای کدام نوع از اختلالات یادگیری است.
از مهمترین و پرکاربردترین آزمون‌های ارزیابی مهارت‌های تحصیلی، آزمون ارزیابی پیشرفت تحصیلی «وودکاک-جانسون» (Woodcock-Johnson) است که با سنجش کامل مهارت‌های کودک، هرگونه ضعف در خواندن، نوشتن، محاسبات ریاضی و درک دستورالعمل را که نشان‌دهنده اختلالات یادگیری هستند، شناسایی می‌کند.

در نظر داشته باشید که بعضی از کودکان به طور طبیعی، مراحل یادگیری مهارت‌های خواندن و نوشتن را به کندی سپری می‌کنند. اما وجود علایم اختلال یادگیری به هیچ عنوان نباید نادیده گرفته شود.

درمان اختلالات یادگیری

اگر کودک شما دچار اختلال یادگیری باشد، ممکن است پزشک برای درمان او از گزینه‌های زیر استفاده کند:
آموزش اختصاصی: یک متخصص و معلم ماهر در زمینه آموزش به کودکان مبتلا به اختلال یادگیری می‌تواند مهارت‌های مورد نیاز را به کودک شما آموزش دهد و سبب بهبود تدریجی توانایی‌های تحصیلی او شود. معلمان همچنین می توانند مهارت‌های آموزشی و سازمانی کودکان شما را بهبود دهند.
درمان: بسته به نوع اختلال یادگیری، برای برخی از کودکان ممکن است از درمان روان‌شناختی استفاده شود. برای مثال، گفتاردرمانی می تواند به کودکان دارای ناتوانی تکلم کمک کند. حرکت‌درمانی نیز ممکن است به بهبود مهارت‌های حرکتی کودک از جمله مشکل نوشتن، کمک کند.
دارو: پزشک کودک شما ممکن است دارو را برای کاهش عوارض ناشی از اختلال یادگیری توصیه کند. در طول پروسه این اختلال کودک شما ممکن است دچار افسردگی یا اضطراب شدید شود و بعضی از داروها ممکن است بره حل این مسئله کمک کنند. برای تصمیم‌گیری بهتر در مورد خطرات و مزایای استعمال دارو با پزشک فرزند خود مشورت کنید.
طب مکمل و جایگزین: برخی تحقیقات نشان می دهد که درمان‌های مکمل و جایگزین مانند موسیقی درمانی می تواند برای کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری مفید باشد. با این وجود، تحقیقات بیشتری در این زمینه لازم است.

در حالی که اختلالات یادگیری می تواند مشکلات طولانی مدت ایجاد کند، اما با این حال امید وجود دارد. تشخیص اولیه و درمان می تواند به طور کامل برخی از اختلالات یادگیری را بهبود بخشد. خانواده و معلمان همچنین می توانند به کودکانی که مشکلات مداوم دارند، با یرنامه ریزی و معالجه درست، موفقیت در مدرسه و دیگر حوزه های زندگی کمک کنند.

کاری از:امیر عبداللهی

 

10 صفت شخصیتی که برای شروع کسب و کار باید داشته باشید

هیچ دو نفری در این دنیا وجود ندارند که خصوصیات شخصیتی یکسانی داشته باشند و به همین دلیل است که ما در سرتاسر دنیا کارآفرینان و فعالان موفق و ناموفق داریم. تفاوت افراد موفق با افراد ناموفق در این است که افراد و کارآفرینان موفق صفات شخصیتی مورد نیاز برای پیشرفت را به خوبی می‌شناسند و همواره برای تقویت آن‌ها تلاش می‌کنند.
همه انسان‌ها برای موفق شدن به دنیا نیامده‌اند و اگر می‌خواهید به تعریفی که در ذهن خود از موفقیت دارید برسید، باید عواملی را که شما را به سمت هدفتان سوق می‌دهند به خوبی بشناسید و آن‌ها را در خود تقویت کنید. هیچگاه شانس و بخت به تنهایی عامل موفقیت نبوده‌اند و نخواهند بود، بلکه این تلاش مستمر برای پرورش صفات شخصیتی ضروری برای موفقیت است که تفاوت‌ها را رقم می‌زند.

این خصوصیات عبارتند از:

نظم
یک فعال و کارآفرین موفق همواره بر روی اهداف خود متمرکز است و هیچ‌گاه اجازه نمی‌دهد عوامل بیرونی سبب حواس‌پرتی او از اهداف خود در کسب و کار شود. او همواره برای کسب و کار خود برنامه‌های کوتاه و بلند مدت دارد و برای پیشبرد اهداف خود برنامه‌ریزی می‌کند.

• اعتماد به نفس
برای رسیدن به هدفتان باید باور این که هدفتان ارزش جنگیدن دارد را در ذهن خود بپرورانید. مطمئناً شروع هر کسب و کاری با چالش‌های زیادی روبرو است. لذا شما باید اعتماد به نفس خود را بالا ببرید.
افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند، همواره توانایی غلبه بر چالش‌های پیشِ روی خود را خواهند داشت. اگر به اهداف خود ایمان دارید، با اعتماد به نفس بر استرس و چالش‌ها غلبه کنید و با قدرت به سمت هدفتان پیش بروید.

• انعطاف‌پذیری
اگر کسب و کارتان را تازه شروع کرده‌اید، باید بدانید که در دنیای کسب و کار، همه چیز یک فرصت است. ممکن است شما از شرایط و موقعیت‌هایی بهره ببرید که دیگران آن‌ها را ندیده‌اند و همین امر باعث برتری شما نسبت به آن‌ها شود.
همواره ذهن باز و گوش شنوا برای شنیدن انتقادات و نظرات بقیه داشته باشید. بدون شنیدن ایده‌ها و دیدگاه‌های دیگران، شما هرگز نمی‌توانید بهترین راه را از بین هزاران راه، برای رسیدن به هدف خود پیدا کنید.

• شهامت و ریسک‌پذیری
اگر نگاهی به زندگی افراد موفق در دنیا بیاندازید خواهید دید که زندگی آنها مملو از انواع خطر و ریسک بوده‌ است و آن‌ها همواره برای رسیدن به اهداف خود با خطرات زیادی دست و پنجه نرم کرده‌اند. همین یک گواه برای شماست که از خطر و ریسک کردن نترسید.

• رقابت
برای این که در کاری بهترین باشید، باید اطمینان داشته باشید که می‌توانید آن را بهتر از دیگران انجام دهید. این شبیه به برنده شدن در ورزش است، بازیکنان باید انگیزه داشته باشند و باور کنند که می‌توانند برنده شوند، و فقط در این صورت است که می‌توانند بهترین باشند.

• مصمم بودن
اگر می‌خواهید کسب و کارتان را به موفقیت برسانید، باید شکست را به عنوان یک فرصت برای کامیابی و موفقیت ببینید. برای رسیدن به موفقیت مصمم باشید، در غیر اینصورت هیچ استراتژی‌ای به کار شما نمی‌آید، چرا که شما اراده کافی برای بکارگیری استراتژی‌ها جهت سوق به موفقیت را ندارید.

• خلاقیت
خلاق باشید، یعنی همواره ذهنی باز و آماده برای داشتن ایده‌های جذاب داشته باشید، هر لحظه به دنبال ایده‌های جدید و بکر برای گسترش و بهبود کسب و کار خود داشته باشید.
خلاقیت به این معناست که بتوانید بین دو موقعیت و اتفاق نامربوط، ارتباط برقرار کنید و از آن به نفع موقعیت و کسب و کار خود استفاد کنید. اگر کسب و کارتان در رابطه با تولید یک محصول است، به دنبال محصولی جدید و منحصر به فرد باشید، و اگر کسب و کاری در زمینه ارائه خدمات دارید، به دنبال خدماتی جذاب و مفید و پرطرفدار باشید که بتواند نیاز مشتری را به خوبی برطرف کند.

• اخلاق کاری

در دنیای کسب و کار، رؤسایی که به دنبال موفقیت بیشتری هستند، هرگز در گوشه‌ای نمی‌ایستند و شاهد روند انجام کار نمی‌شوند، بلکه آن‌ها نیز دست به کار می‌شوند و به کارمندانشان روند صحیح انجام کار را نشان می‌هند و کاملا مسلط بر روند کار کارمندانشان، تلاش می‌کنند نتیجه‌ای دلخواه و به نفع کسب و کارشان بدست بیاورند. در نظر داشته باشید که برای پیشرفت شغلی همواره باید دو فاکتور اخلاق کاری و کار منطقی، اصولی و درست را در کنار یکدیگر قرار دهید و به آن‌ها عمل کنید.

• مهارت‌های اجتماعی
هیچکس نمی‌تواند به تنهایی موفق شود. اگر می‌خواهید کسب و کاری همواره رو به رشد داشته باشید، باید مهارت‌های ارتباطی قوی داشته باشید. همه این‌ها همیشه در پیشرفت کسب و کارتان به شما کمک می‌کند.

• اشتیاق
آخرین اما مهم‌ترین فاکتور اشتیاق است. اگر به دنبال کسب درآمد هستید، باید عاشق کارتان باشید. اگر می‌خواهید همواره انگیزه لازم برای کارتان را داشته باشید، باید آن را دوست داشته باشید. و مهمتر از همه این که اگر می‌خواهید ساعت‌های طولانی و متمادی برای کسب و کارتان وقت صرف کنید بدون این که از آن دل‌زده و خسته شوید، باید عاشق کارتان باشید. صاحبان کسب و کارهای موفق از رده پایین شروع می‌کنند و به بالای نردبان می رسند. هنگامی که شروع به کوهنوردی می‌کنید، انگیزه شما رسیدن به قله است.

اگر این صفات شخصیتی در شما وجود ندارند یا به اندازه کافی برجسته نیستند، به این معنانیست که شما نمی‌توانید در کار خود موفق شوید، بلکه این تازه شروع کار برای شماست. در واقع تشخیص دقیق صفات شخصیتی کار ساده‌ای نیست و گاهی افراد به اشتباه فکر می‌کنند که یک خصوصیت خاص در آن‌ها بسیار ضعیف یا بسیار برجسته است، در حالی که واقعیت چیز دیگری است. مثلاً ممکن است شما به اشتباه فکر کنید که خلاقیت کافی برای شروع کسب و کاری جدید را ندارید.
در این حالت شما باید با استفاده از روش علمی، میزان دقیق هر یک از خصوصیات شخصیتی فوق را در خود بسنجید و در صورتی که یکی از آن‌ها به اندازه کافی در شخصیت شما برجسته نباشد، تلاش کنید که آن را تقویت کنید و راه را برای موفقیت خود هموار کنید.

 

بهترین ورزش برای کودک شما چه ورزشی است؟

سوالی که ممکن است برای همه، خصوصاً والدین پیش بیاید این است که چه ورزشی برای یک کودک مناسب‌تر است. پاسخ این سوال به عوامل متعددی بستگی دارد که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم.
در حقیقت شما می‌توانید با تشویق کودکتان به تحرک بدنی و ورزش، با یک تیر دو نشان بزنید، یعنی هم او را به تحرک فیزیکی و جسمی تشویق کنید و هم باعث شکوفایی و بروز مهارت‌های او شوید.
گفته می‌شود بعد از ۶ الی ۷ سالگی، ویژگی‌های فیزیکی و خصوصیات ذهنی و رفتاری کودکان شکوفا می‌شود، به همین دلیل برای این که این شکوفایی فیزیکی و جسمی در سمت و سوی موثر و مناسبی پیش برود، بهتر است کودک را به ورزش و تحرک جسمی تشویق کنیم.
حضور منظم در یک برنامه ورزشی فواید زیادی در رشد فیزیکی، جسمی و ذهنی کودک شما خواهد داشت.
برخی از این فواید به شرح زیر هستند:
• فعالیت بدنی منظم
• توسعه مهارت های حرکتی
• تجربه لذت و هیجان
• ایجاد اعتماد به نفس
• توسعه مهارت‌های اجتماعی
• یادگیری حضور در کار گروهی و ورزش
• ارتباط و برخورد با افراد مختلف
• به چالش کشیدن خود
• یادگیری انجام تمرینات و کارها بصورت منظم
• یادگیری نحوه گوش دادن به دستورالعمل‌ها و پیروی از قوانین
آیا کودک شما آمادگی لازم برای ورزش را دارد؟
منطقی است قبل از تنظیم برنامه ورزشی برای کودکتان، ابتدا این مسأله را بررسی‌ کنید که آیا کودک شما از نظر جسمی، ذهنی و روحی، آمادگی حضور در برنامه‌های ورزشی را دارد یا نه؟ منظور از آمادگی این است که کودک در موارد زیر به آمادگی کافی رسیده باشد:
• بلوغ فیزیکی: انواع ورزش‌ها با توجه به ویژگی‌های فیزیکی افرادی که تمایل به انجام آن‌ها دارند، متفاوت هستند. آیا فرزند شما توانایی، قد، انعطاف‌پذیری، استقامت و یا سایر ویژگی های مورد نیاز برای شروع یک ورزش خاص را دارد؟
• بلوغ عاطفی: شاید برایتان جالب باشد که بدانید انجام هر ورزشی نیاز به آمادگی روحی و بلوغ عاطفی دارد. آموزش، کار گروهی، فشار، استرس فیزیکی و ذهنی، کنترل و رقابت با دیگران با نگرش و ذهنیت مثبت، همگی نیاز به آمادگی روحی کافی دارند.
• تایید پزشک: ناتوانی جسمی یا شرایط فیزیکی مزمن در صورتی که با ورزش نامناسب همراه شود، می تواند یک چالش یا حتی یک خطر را برای کودکتان ایجاد کند. پس قبل از تنظیم و انتخاب برنامه ورزشی، با مشورت پزشک، از سلامت جسمی و روحی کودکتان اطمینان حاصل کنید.

انتخاب ورزش مناسب برای کودکان

پیدا کردن یک ورزش که به تناسب جسمی و ذهنی کودک شما بستگی دارد. از جمله عوامل موثر در انتخاب ورزش مناسب برای کودک عبارتند از:
• سن: کودکان ۶ تا ۹ ساله دارای مهارت های ابتدایی حرکتی هستند و مهارت‌های حرکتی پیچیده کمتری دارند. کودکان در سنین پایین‌تر، آشنایی کمتری با کار گروهی و پیروی از قوانین و دستورالعمل‌ها دارند، اما به تدریج که بزرگ‌تر می‌شود با چیزهایی مانند استراتژی و همکاری در کار گروهی آشنا می‌شوند و می‌توانند فشار و استرس خود را کنترل کنند و در ورزش و تیم خود مؤثرتر واقع شوند.
ن علاقه شخصی: آیا کودک شما گرایش به ورزش خاصی دارد؟ بیشتر دوست دارد به تماشای بازی‌های محلی بنشیند یا بازی‌های تلویزیونی را دنبال می‌کند؟ کنجکاوی و شور و شوق، محرک‌های خوبی برای کودک هستند تا ورزش مورد علاقه خود را دنبال کند.
• خلق و خوی: کودکان با توجه به شخصیت و خلق و خوی خود، ممکن است به ورزش‌های گروهی یا انفرادی روی بیاورند. کودکانی که دارای شخصیت اجتماعی هستند بیشتر به ورزش‌های تیمی و گروهی مانند بسکتبال و فوتبال و… روی‌ می‌آورند. در مقابل، کودکانی که به نسبت کمتری اجتماعی هستند و بیشتر به دنبال اهداف شخصی هستند، ورزش‌های انفرادی مانند شنا، شطرنج و… را انتخاب ‌می‌کنند.
• ویژگی‌های فیزیکی: آیا کودک شما قد بلندی دارد؟ آیا بدن او انعطاف‌پذیر است؟ آیا او دارای قدرت بدنی کافی است؟ افراد با ویژگی‌های بدنی مختلف، می تواند ورزش‌های مختلفی را که مناسب ویژگی‌های فیزیکی بدن آنهاست انجام دهند. اما به خاطر داشته باشید که این بدان معنا نیست که اگر ورزشی مناسب ویژگی بدنی فردی نباشد، او از آن لذت نخواهد برد.
• برنامه زمانبندی کودک: برخی ورزش‌ها از لحاظ زمان‌بندی، نیاز به تمرین‌ها و شرکت در جلسات یادگیری در زمان خاص دارند. آیا کودک شما می‌تواند در زمان معین تمام این کارها را انجام دهد به طوری که به برنامه تحصیلی و دیگر برنامه‌های او آسیبی نرسد؟
• برنامه خانواده: قبل از انتخاب ورزش مناسب برای کودکتان به این نکته توجه کنید که ممکن است برنامه خانوادگی شما تحت تاثیر ورزش کودکتان قرار گیرد. ممکن است جلسات تمرین و یادگیری کودکتان، آخر هفته تشکیل شود. پس قبل از انتخاب ورزش مناسب کودکتان بهتر است تمام جوانب آن را بسنجید.
• هزینه: برخی از ورزش‌ها نیازمند هزینه مالی بالایی مانند هزینه تجهیزات و لباس هستند. آیا خانواده شما می‌تواند از پس این هزینه‌ها برآید؟

آزمون‌های استعدادیابی ورزشی

گفتیم که از مهم‌ترین عوامل موفقیت ورزشی کودکان، ویژگی‌ها و توانایی‌های فیزیکی اوست. اما چطور باید تشخیص دهید که کودکتان از نظر جسمی چه توانمندی‌هایی دارد؟ خوشبختانه آزمون‌های استعدادیابی ورزشی به کمک شما می‌آیند و این کار را برای شما انجام می‌دهند. این آزمون‌ها با ارزیابی دقیق مهارت‌های جسمی و حرکتی کودک، نقاط قوت و ضعف او را شناسایی می‌کنند و در انتخاب ورزش مناسب به شما کمک می‌کنند.

مهمترین آزمون‌های استعدادیابی ورزشی:

• آزمون تسلط بر مهارت‌های حرکتی بروینینکس-ازرتسکی (BOT-2)
این آزمون که پرکاربردترین آزمون مهارت‌های حرکتی به حساب می‌آید، با سنجش تمامی مهارت‌های حرکتی ظریف و درشت مانند هماهنگی اندام‌ها، دقت، ظرافت، تعادل، قدرت و سرعت انجام حرکات، برتری کودک در هریک از این موارد را تشخیص می‌دهد و نقاط قوت و مشکلات حرکتی او را شناسایی می‌کند.

• آزمون بِیلی (Bayley-III)
آزمون بِیلی از مهمترین آزمون‌های استعدادسنجی کودکان است و قادر است استعداد کودکان را از بدو تولد شناسایی کند. این آزمون علاوه بر مهارت‌های حرکتی، توانایی‌های کودک در سایر زمینه‌ها مانند استعداد اجتماعی، هوش و صفات شخصیتی دیگری که می‌تواند در تعیین گروهی یا انفرادی بودن ورزش به شما کمک کند را نیز برای شما آشکار کند.
کمک و همراهی شما در تمام مراحل از انتخاب تا به انجام و حصول هدف ورزش مناسب برای کودکتان، می‌تواند به عنوان محرک و انگیزه برای کودکتان باشد و او از پس تمام مراحل به خوبی برآید.

با پرسیدن چند سوال از جمله سوالات زیر، اطمینان حاصل کنید که ورزش انتخاب شده مناسب است و کودکتان احساس رضایت و خوشنودی کافی از انجام آن را دارد.
• آیا امروز از انجام تمرینات ورزش لذت بردی؟
• آیا امروز حرکت یا مهارت جدیدی در مورد ورزش خود یادگرفتی؟
• کدام قسمت از ورزش برای تو هیجان انگیز بود و کدام قسمت کمتر توجه تو را جلب کرد؟
• بیشترین و کمترین چیزی که در مورد تیم و مربی تیم دوست داری چیست؟
از این که کودک شما در مدت زمان کوتاه چند ورزش مختلف را امتحان کند به قول معروف از این شاخه به آن شاخه بپرد، تعجب نکنید، زیرا او به دنبال یافتن ورزشی است که در آن بهترین عملکرد را دارد و از آن لذت می‌برد. او با امتحان هر ورزش تجربه جدید و مفیدی را یاد خواهد گرفت.

 

اختلال وسواسی جبری چه نشانه‌هایی دارد؟

اختلال وسواسی-جبری (Obsessive-Compulsive Disorder) نوعی از اختلالات روانی به حساب می‌آید. افرادی که مبتلا به OCD معمولا افکار وسواسی و رفتارهای تکراری و یا جبری دارند و در برخی موارد حتی وسواس و اجبار به طور همزمان و با هم، فرد را درگیر خود می‌کنند.
اختلال وسواسی-جبری به معنای وجود افکار منفی و یا جویدن ناخن نیست، بلکه این اختلال می تواند کار، مدرسه و روابط فرد مبتلا به آن را تحت تاثیر قرار دهد و زندگی او را از روند عادی و نرمال خارج کند. در واقع با وجود این اختلال در ذهن یک شخص، اقدامات و افکار او خارج از کنترلش خواهند بود.
به عنوان مثال، یک فکر مبهم مانند این است که فرد فکر کند اعضای خانواده یا نزدیکانش در صورتی که لباس‌ها و وسایل خود را هر روز دقیقا جای خودشان قرار ندهند، صدمه خواهند دید. از سوی دیگر، عادت اجباری به این اطلاق می‌شود که فرد پس از دست زدن به یک وسیله کثیف، دست‌هایش را ۷ بار بشوید. در تمام این موارد، فرد بیمار به صورت ارادی هیچ تمایلی برای این افکار و اقدامات ندارد و ابتلا بهOCD باعث شده است که میل و اراده فرد، کنترل افکار و اعمال او را از دست بدهند.
افراد مبتلا به OCD قائل به این موضوع هستند که از افکار مبهم و اقدامات جبری خود، حس خوشایندی بدست نمی‌آورند، چون لذت نمی‌برند و نمیتوانند عادت انجام این کار را متوقف کنند. اما با این حال در صورت ترک این حالات نیز حس بدی به آن‌ها دست می‌دهد و دوباره افکار و اعمال خود را از سر می‌گیرند.
علائم
وسواس و جبر می‌تواند شامل بسیاری از موارد مختلف مانند نیاز به نظم و پاکیزگی، احتکار و افکار ناخواسته در مورد مذهب، خشونت، روابط جنسی و یا اعضای بدن باشد.
افکار وسواسی می تواند شامل موارد زیر باشد:
• ترس از میکروب یا کثیفی
• نگرانی در مورد صدمه دیدن یا آسیب دیدن دیگران
• وسواس در مورد این که همه چیز سر جای خود قرار گیرد
• اعتقاد بر این که برخی اعداد یا رنگ‌ها معنای خاصی از خوب بودن یا بد بودن دارند
• چشمک زدن، تنفس عمیق یا سایر واکنش‌های اعضای بدن
• حس ناخواسته سوء ظن و بی اعتمادی به دوست یا همسر
اقدامات اجباری نیز شامل موارد زیر می‌باشد:
• شستن چندین باره دست‌ها
• بررسی تکراری و چندین باره درب قفل شده، قفل ماشین، کلید برق و موارد مشابه
• نیاز به شمارش همه چیز، مانند قدم‌ها یا تعداد بطری‌های یک قفسه
• قرار دادن اقلام در یک نظم دقیق، مانند قوطی‌های دارای برچسب در یک ردیف
• ترس از گرفتن دستگیره‌های در، استفاده از توالت عمومی یا دست دادن با دیگران
علل
پزشکان هنوز کشف نکرده‌اند که چرا برخی افراد به اختلال وسواسی-جبری مبتلا می‌شوند. تحقیقات نشان می‌دهد که برخی از ناحیه‌های مغز در افراد مبتلا به OCD عادی به نظر نمی‌رسند، اما برای رسیدن به علل اصلی آن، نیاز به تحقیقات بیشتری است. تحقیقات همچنین نشان می‌دهند که OCD در زنان شایع‌تر از مردان است.
علائم OCD اغلب در نوجوانان یا جوانان ظاهر می شود و استرس می تواند علائم OCD را بدتر کند. ممکن است ژن یا ژن های مرتبط با OCD وجود داشته باشد که دلیل به وجود آمدن این اختلال باشند، اما این مسأله هنوز از نظر علمی ثابت نشده است.
احتمال ابتلا به اختلال وسواسی-جبری در صورت وجود موارد زیر در یک فرد بسیار بیشتر می‌شود:
• والدین، خواهر و برادر، یا فرزند مبتلا به OCD
• افسردگی، اضطراب یا تیک عصبی
• تجربه تروما یا ضایعه روحی
• سابقه سوء استفاده فیزیکی و جنسی در زمان کودک
تشخیص
برای تشخیص اختلال وسواسی-جبری، پزشک متخصص با معاینه فیزیکی و بررسی علائم بالینی فرد، نسبت به ابتلای فرد به OCD تصمیم می‌گیرد. برای بررسی علائم، پزشک احساسات، افکار و عادت‌های فرد را بررسی خواهد کرد و در صورتی که این افکار و عادت های وسواسی و جبری، حداقل یک ساعت در روز فرد را از فعالیت‌های روزمره و آنچه که می‌خواهد انجام دهد، دور نگه دارد و اختیار و ابتکار عمل را از او بگیرد، ممکن است مبتلا به OCD باشد.
آزمو‌ن‌های تشخیص اختلال وسواسی-جبری:
اختلال وسواسی-جبری علاوه بر نشانه‌هایی که ذکر شد، مشکلات دیگری را نیز برای فرد مبتلا به دنبال دارد. افراد مبتلا به این اختلال معمولاً در عملکردهای شناختی خود مانند حافظه دیداری، تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی با مشکلات بسیاری مواجه می‌شوند. برای شناسایی این مشکلات در فردی که احتمال ابتلا به OCD در او وجود دارد، از آزمون شناختی CANTAB استفاده می‌شود. این آزمون که یکی از کامل‌ترین آزمون‌های شناختی است، با ارزیابی دقیق و جامع عملکردها و مهارت‌های شناختی فرد، می‌تواند در تشخیص اختلال وسواسی-جبری و سایر اختلالات روانی، بسیار مؤثر باشد.
درمان
تا کنون هیچ درمان دارویی قطعی‌ای برای OCD یافت نشده است، اما با کمک گرفتن از روش‌های درمان روان‌شناختی می‌توان ظهور و اثرگذاری علایم OCD در زندگی فرد مبتلا را کاهش داد. برای این کار، پزشک معالج ممکن است گفتاردرمانی یا روان‌درمانی یا هر دو را برای فرد تجویز کند.

 

چرا روانسنجی باعث حفظ طولانی مدت کارمندان می‌شود؟

با نفوذ روز افزون علم روانشناسی و روانسنجی در زندگی مردم و جامعه، جوامع و ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی افراد در جامعه وارد مرحله‌ی جدیدی شده است. سازمان‌ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. امروز اکثر سازمان‌ها تمایل دارند در استخدام نیروی انسانی، استفاده از روان‌سنجی و آزمون‌های روانسنجی را جزو فاکتورهای موثر جذب خود قرار دهند.

تجربه ثابت کرده است که سازمان‌ها کارمندان را براساس نیاز خود استخدام و جذب می‌کنند، ولی آنچه که سبب ماندگاری و وفاداری آن‌ها می‌شود آزادی عمل آنهاست. بنابراین سازمان‌ها برای اینکه بتوانند کارمندانی وافادار و ماندگار و همچنین طبق نیاز خود استخدام کنند، به دنبال راهکارهای موثر هستند که یکی از این راهکارها استفاده از آزمون‌های روانسجی می‌باشد.

زیرا زمانی که سازمان‌ها از تست‌های روانسنجی استفاده می‌کنند، قادر خواهند بود با توجه به نتایج آزمون و نیاز خود، تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرند.

اما شاید در ذهنتان سوال ایجاد شود که آزمونهای روانسنجی دارای چه ویژگی هایی هستند که امکان تصمیم گیری آگاهانه را برای سازمان‌ها فراهم می‌کنند. برای پاسخ به این سوال ما را تا پایان این مطلب همراهی کنید.

ایجاد شرایط منصفانه برای تمام متقاضیان

تمام متقاضیان باتوجه به زمینه استخدام سازمان‌ها تا حدی مدارک تحصیلی و رزومه مشابهی دارند، با این وجود، گستره‌ی تجربه، زمینه آموزشی و سابقه کاری، تصمیم گیری برای سازمان‌ها را دشوار می‌سازد.

سازمان: این متقاضی دارای مدرک دانشگاهی عالی در زمینه مورد نیاز ماست و این متقاضی تجربه کاری منحصر به فردی در زمینه استخدامی ما دارد. اما کدام یک از این دو نفر به طور کامل پاسخگوی نیازهای ما خواهند بود؟ و سازمان از کدام فرد بهربرداری بیشتر و بهتری در این موقعیت شغلی خواهد داشت؟

پاسخ سوال  در تست‌های روانسنجی مختص هر سازمان نهفته است.

این که ما یک آزمون مشابه در اختیار متقاضیان قرار دهیم، اما تصاویر کامل و در عین حال، متفاوت از یکدیگر و با توجه به شخصیت هرکدام از متقاضیان در اختیار ما قرار گیرد، از ویژگی‌های بسیار جذاب و قابل توجه آزمون‌های روان‌سنجی است.

سازمان‌ها می‌توانند طبق نتایج آزمون‌های روانسنجی، و تکیه‌ی کمتری نسبت به گذشته بر روی رزومه ارسالی متقاضیان، انتخاب آگاهانه‌تری را داشته باشند و کسی را که با نیازهای آنها هماهنگی بیشتری داشته باشد، انتخاب کنند.

تعیین فرمت مصاحبه

فرمت تست‌های روان‌سنجی بصورت سوالات درست یا غلط نخواهد بود. بلکه بصورت یک سناریوی چالشی با توجه زمینه استخدام مورد نیاز سازمان‌، نقاط قوت، نقاط ضعف، میزان احساس مسئولیت، ارزش‌گذاری‌ها، جاه‌طلبی و بلندپروازی‌های هر کدام از متقاضیان را مشخص خواهد کرد.

در واقع با این سناریو سازمان‌ها به راحتی می‌توانند به توانایی فرد متقاضی در پیشبرد نقش و موقعیت شغلی مورد نیاز سازمان پی ببرند.

سازمان‌ها برای استخدام نیروی مورد نیاز خود بیشتر به دنبال گزینه‌ای هستند که در موقعیت‌های خاص و مهم از نظر سازمان، در موقعیت شغلی مورد نظر، بهترین تصمیم را بگیرند و اقدام کنند و بیشترین کارایی را در آن موقعیت شغلی داشته باشند که همه این ویژگی ها تنها در رزومه نمایان نمی‌شود. برای سیل به این هدف میتوان از تست‌های روانسنجی که در قالب سناریوهای ویژه سازمان استخدام‌کننده طراحی شده است و یک فرمت کوچک از موقعیت شغلی مورد استخدام است، استفاده کرد.

انتخاب مناسب‌ترین گزینه ممکن

بسیاری از متقاضیان برای موقعیت‌های شغلی رزومه ارسال می‌کنند و متقاضی می‌شوند که استعداد ذاتی و علاقه قلبی به آن موقعیت شغلی ندارند. بنابراین اگر سازمان‌ها بدون توجه به این موارد و صرفاً با تکیه بر رزومه، اقدام به استخدام چنین افرادی بکنند، غریب به یقین آن فرد و موقعیت شغلی‌اش را به سمت شکست سوق می‌دهند.

به عنوان راه چاره برای جلوگیری از این اتفاق‌، تست‌های روانسنجی وارد فرآیند استخدام متقاضی شده و موقعیت شغلی مورد نظر سازمان را به بهترین حالت ممکن پر می‌کنند.

به کمک تست‌های روانسنجی، سازمان با علایق، شخصیت درونی، استعداد ذاتی و تجربیات متقاضیان روبرو خواهد شد، که این امر به سازمان کمک می‌کند تا موقعیت شغلی متناسب با شخصیت متقاضی را برای او در نظر بگیرد که ممکن است با زمینه شغلی‌ای که متقاضی در ابتدا برای آن کاندید شده بود متفاوت باشد.

زمانی که متقاضی متوجه شود سازمان با توجه به شخصیت منحصر به فرد و استعداد ذاتی‌ای که دست بر قضا به آن علاقه نیز دارد، در شرکت استخدام شده است، به وجود خود در سازمان افتخار خواهد کرد و تمام تلاشش را می‌کند تا به سازمان و شغلش وفادار بماند.

این بی نظیر است! زیرا سازمان‌ها نیز به دنبال نیروهای کاری هستند که با توجه به سرمایه‌گذاری زمانی و مالی که می‌کنند بلندمدت‌ترین بازده را داشته باشند و به سازمان و اهداف سازمان وفادار بمانند.

امروز هدف نهایی سازمان، استخدام هر چه سریع‌تر نیرو در موقعیت شغلی مورد نیاز نیست، بلکه سازمان به دنبال راهکارهایی می‌باشد که توسط آن‌ها از استخدام مجدد و جایگزینی فرد نامناسب جلوگیری کند، و این مسأله ممکن نخواهد بود، مگر با تست‌های روانسنجی.

بنابراین تست‌های روانسنجی راهکاری مناسب برای استخدام و حفظ متقاضیان شایسته هستند و سازمان‌ها برای رسیدن به اهداف خود، باید این تست‌ها را جزو پروسه استخدام خود قرار دهند

 

بیش فعالی در کودکان چه علایمی دارد؟

معمولاً کودکان دوست دارند فعال، غیرقابل کنترل و پرجنب و جوش باشند. آن‌ها اغلب با صدای بلند بازی می‌کنند، از بلندی‌ها بالا می‌روند، به این طرف و آن طرف می‌دوند و عاشق کشف دنیای اطراف خود هستند. این رفتارها بخش جدایی‌ناپذیر شخصیت و زندگی یک کودک می‌باشد، اما گاهی اوقات والدین انرژی بالا و جنب و جوش زیاد یک کودک را نشانه‌ای از وجود اختلال بیش فعالی در او تعبیر می‌کنند و این در حالی است که بیش فعالی تعریف بسیار متفاوتی دارد.
«اختلال کم‌توجهی-بیش فعالی» (Attention Deficit Hyperactivity Disorder) یا به‌طور خلاصه «بیش فعالی»، یک اختلال عصبی تکاملی پیچیده است که می‌تواند موفقیت کودک در مدرسه و حتی روابطش با دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد. علایم بیش فعالی بسیار متنوع‌اند و غالباً تشخیص آن کار ساده‌ای نیست، بنابراین برای تشخیص آن، دکتر متخصص باید کودک را در مورد شاخص‌ها و آزمون‌های متعددی مورد ارزیابی قرار دهد.
• علایم اختلال کم‌توجهی-بیش فعالی
موارد زیر جزء علایم عمومی بیش فعالی در کودکان هستند.
۱ .رفتار خودمحور
یکی از نشانه‌های عمومی بیش فعالی، ناتوانی در تشخیص نیازها و خواسته‌های دیگران است. این مسأله می‌تواند منجر به دو نشانه بعدی شود.
۲. قطع صحبت دیگران
رفتار خودمحور ممکن است منجر به این شود که یک کودک مبتلا به ADHD صحبت دیگران را قطع کند، یا به یکباره وسط مکالمه یا بازی‌هایی که در آن‌ها حضور ندارد بپرد.
۳. صبر نداشتن
کودکان بیش فعال ممکن است در فعالیت‌های کلاسی یا هنگام بازی با سایر کودکان، نتوانند منتظر شوند تا نوبت‌شان برسد.
۴. آشفتگی احساسی
کودکان بیش فعال ممکن است در کنترل احساساتشان دچار مشکل شوند. آن‌ها ممکن است در زمان‌های نامناسب، انفجارهای ناگهانی خشم از خود بروز دهند. این آشفتگی در خردسالان بیشتر در قالب بداخلاقی و اوقات‌تلخی نمایان می‌شود.
۵. بی‌قراری
این کودکان اغلب نمی‌توانند یک‌جا بنشینند. آن‌ها بلند می‌شوند و به این طرف و آن طرف می‌دوند و وقتی که مجبور باشند بنشینند، در جای خود حرکت می‌کنند و به اصطلاح، وول می‌خورند.
۶. پر سر و صدا بازی کردن
این کودکان به علت بی‌قراری نمی‌توانند کم سر و صدا بازی کنند و اوقات فراغت خود را با آرامش سپری کنند.
۷. ناتمام گذاشتن کارها
یک کودک با اختلال بیش فعالی ممکن است به کارهای خیلی زیادی علاقه نشان دهد، اما در تمام کردن آن‌ها مشکل داشته باشد. مثلاً ممکن است یک کار یا تکلیف را شروع کند اما پیش از تمام کردن آن، به سراغ چیزی که توجه و علاقه او را بیشتر جلب کرده است، برود.
۸. تمرکز نداشتن
این کودکان حتی اگر کسی به طور مستقیم با آن‌ها صحبت کند، در توجه کردن به او مشکل دارند. آن‌ها ادعا می‌کنند که حرف‌های شما را شنیده‌اند، اما نمی‌توانند آن‌ها را تکرار کنند.
۹. اجتناب از کارهایی که مستلزم تلاش ذهنی مستمر است
نداشتن تمرکز باعث می‌شود تا کودک از فعالیت‌هایی مانند نشستن و توجه کردن در کلاس، که نیازمند توجه و تلاش ذهنی مستمر و طولانی‌مدت است، پرهیز کند.
۱۰. اشتباهات
کودکان بیش فعال در انجام کارها و دستورالعمل‌هایی که نیازمند برنامه‌ریزی یا پیروی از یک برنامه است، مشکل دارند. این امر می‌تواند منجر به بی‌دقتی و اشتباهات مکرر شود، اما به هیچ وجه نشان‌دهنده تنبلی یا هوشِ کم کودک نیست.
۱۱. خیالبافی
کودکان بیش فعال همیشه غیرقابل کنترل یا پر سر و صدا نیستند. یکی از نشانه‌های آن‌ها می‌تواند آرام‌تر و ساکت‌تر بودن‌شان نسبت به سایر کودکان باشد. یک کودک بیش فعال ممکن است به یک نقطه خیره شود، خیال‌بافی کند و به آنچه در اطرافش می‌گذرد توجه نکند.
۱۲. مشکل در سازمان یافتن
کودک بیش فعال ممکن است در پیگیری کردن وظایف و فعالیت‌ها مشکل داشته باشد. این مسأله باعث ایجاد مشکلاتی در مدرسه برای آن‌ها خواهد شد، چون اولویت‌بندی تکالیف، پروژه‌ها و سایر تمرینات مدرسه برایشان دشوار خواهد بود.
۱۳. فراموشکاری
کودکان مبتلا به این اختلال، در امور روزانه خود فراموشکار هستند و ممکن است فراموش کنند که کارهای اساسی یا تکالیفشان را انجام دهند. همچنین ممکن است وسایل و اسباب‌بازی‌هایشان را گم کنند.
۱۴. وجود علایم در موقعیت‌های مختلف
یک کودک مبتلا به اختلال کم‌توجهی-بیش فعالی، علایم این اختلال را در بیش از یک محیط و موقعیت از خود نشان می‌دهد. برای مثال، ممکن است هم در خانه و هم در مدرسه تمرکز کافی را نداشته باشد.
همان طور که گفته شد، تمام کودکان تعدادی از این رفتارها را در شرایط مختلف از خود نشان می‌دهند. خیالبافی، بی‌قراری و به طور مداوم وسط صحبت دیگران پریدن، همگی رفتارهای مشترک در کودکان هستند و شما باید زمانی نگران شوید و به قدم‌های بعدی فکر کنید که:
° کودک شما به‌طور مرتب علایم اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی را نشان دهد
° این رفتارها موفقیت او در مدرسه را تحت تأثیر قرار دهد و باعث کنش و واکنش‌های منفی بین او و همسالانش شود
•آزمون‌های تشخیص اختلال کم‌توجهی-بیش فعالی
گفتیم که تشخیص اختلال بیش فعالی کار ساده‌ای نیست و حتماً باید توسط متخصص و با در نظر گرفتن شاخص‌های مختلفی انجام شود. وجود علایم ذکر شده در کودک شما، احتمال ابتلا به بیش فعالی را در او نشان می‌دهد. در کنار این علایم، آزمون‌هایی نیز وجود دارند که باعث تشخیص هرچه بهتر و صحیح‌تر بیش فعالی می‌شوند و درصد خطا را تا حد زیادی پایین می‌آورند. از جمله این آزمون‌ها، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱ .بسته ارزیابی اختلال بیش فعالی-کم‌توجهی CANTAB
این بسته که توسط دانشگاه کمبریج ارائه شده، از اعتبار بسیار بالایی در حوزه روانشناختی برخوردار است و آزمون‌های متعددی برای ارزیابی توجه و تمرکز، حافظه دیداری، تصمیم‌گیری و کنترل پاسخ، کارکردهای اجرایی و شناخت اجتماعی دارد که در تشخیص اختلالات مختلف از جمله بیش فعالی بسیار کاربرد دارد.
۲. آزمون ارزیابی توجه IVA
این آزمون‌ها که یکی از مهمترین و پرکاربردترین آزمون‌های کمکی در تشخیص بیش فعالی می‌باشند، برای ارزیابی توجه و کنترل پاسخ در افراد بالای ۶ سال طراحی شده‌اند.
۳. آزمون ارزیابی توجه و تمرکز کوتاه‌مدت COG
این آزمون نیز یکی از پرکاربردترین آزمون‌ها در ارزیابی توجه و تمرکز و سرعت واکنش است و برای کودکان بالای ۴ سال قابل استفاده است.
درست است که آزمون جامعی برای تشخیص بیش فعالی وجود ندارد، اما این آزمون‌ها ابزارهایی بسیار مهم و کمکی برای تشخیص بیش فعالی هستند و می‌توانند تشخیص اولیه این اختلال را رد یا تأیید کنند. در اصل، بررسی دقیق علایم ذکر شده در کنار نتایج این آزمون‌ها، منجر به تشخیص هرچه صحیح‌تر بیش فعالی می‌شود.

 

چطور هوش هیجانی کودک خود را تقویت کنیم

وقتی صحبت از موفقیت تحصیلی کودک می‌شود، اولین چیزی که به ذهن بسیاری از ما می‌رسد، میزان هوش منطقی و بهر هوشی یا همان IQ اوست، ولی بر خلاف تصور، درست است که بهر هوشی اهمیت فراوانی دارد، اما فقط یک تکه از پازل است و موفقیت کودک در مدرسه به چیزی بیشتر از بهر هوشی او بستگی دارد.
نحوه‌ای که کودک شما احساساتش را می‌شناسد، درک می‌کند و آن‌ها را کنترل می‌نماید، بر روی همه چیز، از ارتباط با همکلاسی‌هایش گرفته تا عملکرد او در امتحانات، تأثیر می‌گذارد.
به همین خاطر، هوش هیجانی عامل مهمی در فرآیند موفقیت کودک، چه در مدرسه و چه خارج از آن می‌باشد. اما هوش هیجانی چیست؟ و چگونه می‌تواند به کودکان کمک کند؟

هوش هیجانی در کودکان به چه معناست؟

هوش هیجانی (Emotional Intelligence) توانایی کودک شما در شناختن، ارزیابی، کنترل و بیان احساساتش است. سطح بالای هوش هیجانی به کودک کمک می‌کند تا از احساساتش برای شناسایی و از پیشِ رو برداشتن چالش‌ها، برقراری ارتباط با دیگران و گرفتن تصمیمات صحیح استفاده کند.
هوش هیجانی شامل مؤلفه‌های زیر است:
• سواد عاطفی: شناختن احساسات خود و دیگران
• مدیریت احساسات: توانایی کنترل احساسات به طور مؤثر
• ایجاد همدردی: درک کردن و شریک شدن در احساسات دیگران
• انگیزه ذاتی: تحت فشار قرار دادن خود برای رسیدن به اهداف تعیین شده
لازم به ذکر است که بهر هیجانی یا بهر هوش هیجانی (Emotional Quotient) میزان هوش هیجانی را نشان می‌دهد. بنابراین بهر هیجانی (EQ) مفهوم یکسانی با هوش هیجانی (EI) دارد.

چرا هوش هیجانی برای دانش آموزان مهم است؟

دانش آموزانی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند، قادرند خودشان را بهتر مدیریت کنند و با اطرافیانشان ارتباط مؤثر برقرار کنند. این توانایی به آن‌ها کمک می‌کند تا انگیزه درونی خود را بیشتر کنند و مهارت‌های ارتباطی‌شان را کارآمدتر کنند، یعنی همان دو مهارتی که برای تبدیل آن‌ها به دانش آموزانی با اعتماد به نفس بالا ضروری است.

از طرف دیگر، دانش آموزانی که هوش هیجانی کمتری دارند کمتر با اطرافیانشان در مدرسه ارتباط دارند که این امر بر عملکردشان تأثیر منفی می‌گذارد.
خبر خوب این است که هوش هیجانی، بر خلاف بهر هوشی، قابل تقویت است و می‌توانید با روش‌های مختلف، هوش هیجانی کودک خود را افزایش دهید. بدون شک، یکی از مهمترین مهارت‌هایی که می‌توانید به کودک خود آموزش دهید تقویت و بالا بردن هوش هیجانی اوست.
بهبود هوش هیجانی در کودکان به آن‌ها کمک می‌کند تا:
• خودآگاهی‌شان را تقویت کنند
• اضطراب و استرس خود را مدیریت کنند
• خودانگیزشی (انگیزه دادن به خود) را در خود تقویت کنند
• با دیگران همدردی کنند
• تصمیمات مناسب و درست بگیرند
• ارتباطات مؤثر برقرار کنند
• روابطشان را توسعه دهند

چطور هوش هیجانی کودک خود را افزایش دهید؟

۱. احساسات را به آن‌ها بشناسانید
با کودک خود در مورد احساسش صحبت کنید و به او کمک کنید تا نام آن (خشم، خوشحالی، ناراحتی، ناامیدی) را بداند.
۲. به احساسات کودک خود گوش دهید
از او بپرسید که یه موقعیت خاص باعث شد که چه کسی به او دست دهد و چرا. در مورد کارهایی که می‌تواند برای بهبود یک موقعیت نامساعد انجام دهد با او حرف بزنید.
۳. با کودک خود همدردی کنید
به کودک خود نشان دهید که می‌دانید او چه احساسی را تجربه می‌کند. یرای این کار از جمله‌هایی مانند «مثل اینکه هیجان‌زده‌ای» یا «عصبانی به نظر می‌رسی» استفاده کنید و به او بگویید که احساساتی که تجربه می‌کند، چطور روی او و اطرافیانش تأثیر می‌گذارند.
۴. حل مشکل را به او یاد دهید
به کودک خود کمک کنید تا احساس خود را بروز دهد تا مشخص شود چه چیزی باعث شده که چنین احساس خاصی داشته باشد. در کنار همدیگر، برای هر چالشی راه حل مناسب را پیدا کنید.
۵. خودتان یک الگو باشید
احساسات خود را بسیار واضح با کودک خود در میان بگذارید و به او بگویید که چرا این حس خاص به شما دست می‌دهد و چه واکنشی باید در برابر آن داشته باشید.

 

 

چطور به کودک خود مدیریت استرس را آموزش دهیم

کودکان نیز مانند بزرگسالان با استرس و اضطراب دست و پنجه نرم می‌کنند، هرچند که دغدغه‌های آن‌ها کمی متفاوت از نگرانی‌های ما و متناسب با سن و سال‌شان است. عملکرد قابل قبول تحصیلی، مناقشه با اعضای خانواده و مشکلاتی که میان آن‌ها و هم‌سن و سالانشان وجود دارد، همگی عوامل استرس‌زایی هستند که کودکان را تحت تأثیر قرار می‌دهند. مسلم است که وجود مقدار معینی از استرس برای اتفاقات تازه‌ای مانند شروع یک دوره تحصیلی جدید یا یک امتحان مهم، در کودکان امری طبیعی است و والدین نباید در این باره نگران باشند و در عوض، باید کودک را برای حفظ کنترل چنین شرایطی آماده کنند.

نقش اصلی والدین در برابر استرس و اضطراب کودکشان، آموزش کنترل استرس به آن‌هاست. برای کمک به کودکان در مدیریت استرس باید مهارت‌هایی نظیر حل مشکل و تسلط به خود را به آن‌ها آموزش دهید، نه این که همه چیز را برای آن‌ها هموار و راحت کنید. اگر شما به عنوان والدین، به کودکتان نحوه صحیح مدیریت استرس را آموزش ندهید، آن‌ها رو به خوددرمانی آورده و با روش‌های دیگری مانند غذا یا دارو در صدد رفع آن برمی‌آیند. به عبارت دیگر، کودکان دست به دامان چیزی می‌شوند که بلافاصله و در مدت کوتاهی به آن‌ها حس آرامش دهد و این روش معمولا سالم نیست و آن‌ها را به خطر می‌اندازد.

در ادامه یاد می‌گیرید که چطور به کودکتان در مدیریت صحیح و کارآمد استرس کمک کنید.

۱. از برنامه‌های فشرده پرهیز کنید

یکی از بزرگ‌ترین عوامل استرس‌زا برای کودکان برنامه روزمره فشرده است. امروزه از کودکان انتظار می‌رود که به مدت چند ساعت در مدرسه نهایت توجه و کارایی را داشته باشند، در فعالیت‌های فوق برنامه‌ شرکت کنند، در خانه تکالیفشان را انجام دهند و بعد از چند ساعت خوابیدن، روز بعد این برنامه را تکرار کنند، در حالی که به زمان آزاد و استراحت آن‌ها توجه کافی نمی‌شود.

ذهن و بدن کودکان به استراحت نیاز دارد و متاسفانه معمولاً آن‌ها خودشان این مسئله را نمی‌دانند، بنابراین شما باید برنامه روزانه کودک را تنظیم کرده و زمان آزاد کافی برای کودک در نظر بگیرید.

۲. با کودک‌تان بازی کنید

بازی کردن با کودک، در حالی که کودک تحت فشار نباشد اهمیت بسیاری دارد. منظور از تحت فشار نبودن کودک این است که طوری با او بازی کنید که هیچ‌گونه رقابت، نصیحت یا هدف و پاداش نهایی دیگری د‌ر کار نباشد. کودکان در سنین پایین معمولاً به طور طبیعی این نوع بازی را تجربه می‌کنند، اما هر چه بزرگ‌تر می‌شوند ممکن است بازی کردن ساده و لذت بردن از آن را فراموش کنند و از فواید آن بی‌بهره بمانند. بهتر است بازی با فعالیت‌های فیزیکی که برای سلامت جسمی کودک مفید است همراه شود، مانند دوچرخه‌سواری که هم برای کودک لذت‌بخش  و هم برای سلامتی او مفید است.

۳. خواب را یک اولویت مهم بدانید

خواب برای همه چیز، از کاهش استرس گرفته تا بهبود عملکرد در مدرسه، حیاتی است. اگر کودک شما به اندازه کافی نمی‌خوابد، این به منزله زنگ خطری برای شماست. امروزه تعداد کودکانی که خواب کافی دارند کمتر و کمتر می‌شود. یکی از دلایل اصلی آن، افزایش استفاده و همه‌گیر شدن لوازم الکتریکی کوچک و بزرگ مانند تلویزیون و موبایل است. تحقیقات نشان می‌دهند که این امر تأثیر به‌سزایی بر کج‌خلقی، زودرنجی و افزایش استرس در کودکان دارد.

کاهش فعالیت‌های روزانه و تعهدات غیرضروری کودک، بر خواب او نیز تأثیر مثبتی می‌گذارد. هم‌چنین، برای مدیریت هرچه بهتر خواب کودک‌تان، ضرورت و اهمیت خواب و اثرات منفی نخوابیدن را به‌خوبی برای او بیان کنید و محیط مناسبی برایش فراهم کنید تا خواب او را تسهیل کند.

۴. به کودک‌تان یاد دهید که بدنش را بشناسد

فهمیدن عملکرد بدن و فیزیولوژی استرس، در کنترل استرس به کودک کمک می‌کند. علایم مختلفی که استرس در بدن ایجاد می‌کند را به کودک یاد دهید و به او بگویید که بدنش از طریق این علایم با او صحبت می‌کند و باید خوب به آن‌ها گوش دهد و واکنش مناسب را نشان دهد. به طور مثال، در حالی که امری عادی است که معده کودک در روز اول مدرسه عصبی شود، اما ترک کلاس بخاطر معده‌درد، یا بیدار شدن با سردرد به طور مکرر، نشان‌دهنده فشار بیش از حد روی کودک است.

۵. استرس خود را کنترل کنید

استرس به شدت مسری و واگیردار است و وقتی والدین تنش داشته باشند، کودک نیز دچار این تنش خواهد شد. اگر در محیط زندگی کودک سریالی از مشکلات و سختی‌ها جریان داشته باشد، کودک تحت تأثیر مستقیم این محیط و تنش‌های ناشی از آن قرار می‌گیرد. بنابراین باید محیطی آرام برای آن‌ها ایجاد کنید و با رفتار خود به آن‌ها نشان دهید که چطور باید به استرس واکنش نشان دهند.

۶. صبح‌های آرام‌تری بسازید

یک خانه بی‌نظم عامل استرس‌زای دیگری برای کودک است و این بی‌نظمی هنگام صبح بسیار تأثیرگذارتر می‌باشد، بنابراین ایجاد محیطی گرم و صبحی آرام، اضطراب را از کودک دور می‌کند و خانواده را سرحال نگه می‌دارد.

۷. کودک را از اشتباه نترسانید

مقدار قابل توجهی از استرس در کودکان، ناشی از ترس از اشتباه کردن است. قرار نیست کودک شما بلد باشد که هر کاری را به درستی انجام دهد و شما باید این مسئله را به او آموزش دهید. درست است که توانایی تصمیم‌گیری صحیح مهارت مهمی است، اما توانایی مسلط شدن بر شرایط حاصل از یک تصمیم بد و نادرست نیز به همان اندازه اهمیت دارد. درک این مسئله که اشتباه کردن بخشی از فرآیند طبیعی یادگیری و رشد کردن است، تنش و اضطراب کودک را تا حد چشمگیری کاهش می‌دهد. به کودک خود آموزش دهید تا قدم‌های بعدی را پس از یک اشتباه یا تصمیم نادرست به‌درستی بردارد. به او یاد دهید که این شرایط را اصلاح کند، درس‌های لازم را از آن یاد بگیرد و مسیر خود را رو به جلو ادامه دهد.