راهکارهای کنار آمدن با اطرافیان غیر حامی در هنگام افسردگی

راهکارهای کنار آمدن با اطرافیان غیر حامی در هنگام افسردگی

در هنگام افسردگی، دوستان و خانواده غیرحامی ممکن است بر مشکلات بیفزایند. لازم است در زندگی افرادی را داشته باشید که شرایط شما را درک کنند یا لااقل برای این کار تلاش کنند. دوستان و خانواده غیرحامی که شما را به خاطر علائم­‌تان سرزنش می­کنند یا اظهارات بی­‌ملاحظه­‌ای دارند، ممکن است ناامیدی شما را بیشتر کنند. چاره چیست اگر در چنین وضعیتی گرفتار شدید و افراد حامی در کنار خود نیافتید؟ در ادامه نکاتی را ارائه می­کنیم که در این شرایط می­تواند به شما کمک کند.

۱) به دنبال دلیلی باشید که ممکن است در پشت احساسات این افراد باشد. دلایل بسیاری وجود دارد که ممکن است موجب شود فردی شرایطی مثل افسردگی را درک نکند. شاید آنها در محیطی بزرگ شده باشند که اظهار ناتوانی پذیرفتنی نیست. یا در روزگاری زندگی می­کردند که بیماری روانی شرم‌آورتر از امروز بود. در این حالت ممکن است رفتار آنها نسبت به شما عمیقا ریشه در کودکی داشته باشد و به صورت خودکار نسبت به شما ابراز شود.

۲) بزرگ­ترین حامی خود باشید. تمرین کنید که با خودتان مهربان و پذیرا باشید. خودگویی­‌هایتان را مثبت کنید. منفی­‌گرایی فقط بر میزان افسردگی شما می­افزاید.

۳) حمایت را در جای دیگری جستجو کنید. وقتی خانواده و دوستان نزدیک شما نمی­توانند آن چیزی را که نیاز دارید برایتان فراهم کنند، می­توانید به دنبال افرادی باشید که چنین خصوصیتی دارند. ممکن است گروه­های حمایتی افسردگی که هم به صورت حضوری و هم آنلاین فعالیت دارند، بهترین گزینه باشد. اگرچه افراد درون گروه ابتدا برای شما غریبه به نظر می­رسند، اما چون تجربیات مشترکی از افسردگی را با هم به اشتراک می­گذارید، اغلب دوستی نزدیکی میان شما شکل خواهد گرفت.

۴) اجازه ندهید برداشت­های اشتباه دیگران، ذهن شما را پر کند. افسردگی نشانه ناتوانی و تنبلی نیست. اساسا افسردگی یک بیماری زیستی است که به احتمال بسیار زیاد، عدم توازن مواد شیمیایی تنظیم کننده خلق در مغز شما آن را ایجاد کرده است. وقتی از کسی کمک می­خواهید، به دنبال جلب توجه نیستید. با این کار فقط در تلاشید تا به بهترین روش زندگی را ادامه دهید تا زمان بهبودی فرا رسد. مهم نیست دیگران چه چیزی به شما می­گویند، نگذارید این واقعیت­ها در ذهن شما کم رنگ شوند.

۵) این موضوع را به خاطر بسپارید که ممکن است برخی افراد نسبت به وضعیت شما همدردی کنند اما توانایی حمایت از شما را نداشته باشند. مثلا ممکن است دوستی داشته باشید که خودش دچار افسردگی است و در این شرایط کاری از دستش برای شما برنیاید. این مسئله بدین معنا نیست که او توجهی به شما ندارد؛ بلکه به خاطر وضعیتی که در آن گرفتار شده، به غیر از خودش نمی­تواند برای کس دیگری دل بسوزاند.

۶) از اینکه درباره نیازهایتان با دیگران صحبت کنید، خجالت نکشید. در بسیاری از موقعیت­ها اطرافیان شما کاملا به حمایت و کمک رغبت دارند؛ اما از نیازهای شما اطلاعی ندارند. شاید شرایط فعلی شما اصلا به ذهنشان هم خطور نکند. چون همیشه شما را قوی می‌دیدند، یا هیچ وقت نشده که شما از آنها بخواهید تا از کودکتان برای چند ساعت نگهداری کنند. خیلی خوب بود اگر دیگران می‌توانستند ذهن ما را بخوانند اما در واقعیت چنین اتفاقی نمی­‌افتد. گاهی اوقات بهتر است به جای انتظار داشتن بیهوده، صحبت کنیم و دیگران را از آنچه در ذهن­مان می­گذرد، آگاه سازیم.

۷) افراد منفی را از زندگی خود حذف کنید یا لااقل راهی برای کاهش آزارهای آنها پیدا کنید. گاهی اوقات افرادی در زندگی ما حضور دارند که بدون توجه به اینکه چه می­‌کنند، نامهربان و آزاردهنده‌­اند. اگر قادرید، آنها را از زندگی خود حذف کنید. در غیر اینصورت، روابط خود را با آنها محدود کنید و یا خودتان را در برابر رفتارهای بی‌عاطفه آنها آبدیده کنید. مثلا ممکن است عمه شما همیشه کنایه‌­های نیش‌داری را در جمع‌­های خانوادگی در جیبش داشته باشد و با آن­ها شما را گیج و ناامید کند. علاج این فرد همان است که گفتیم!

۸) خشم خود علیه دیگران را به روش­های سالم تبدیل کنید. به جای اینکه عصبانیت از دیگران را به درون خود برگردانید و خودتان را به خاطر اشتباهات آزار دهید، انرژی این عصبانیت و خشم را به چیزی مفید و سودمند تبدیل کنید. به خارج از منزل بروید و قدری ورزش کنید، غذای خوشمزه­ای برای خود بپزید، یا خانه را تمیز و مرتب کنید. فعالیتی فیزیکی انجام دهید تا این احساس تنهایی از بین برود. در این شرایط عصبانیت شما می­خوابد و لحظه خوبی را تجربه خواهید کرد.

(۲۶) بازدید

 

راهکارهای غلبه بر نشخوار ذهن

نشخوار ذهنی چیست؟
بر اساس تعاریف علمی معتبر، نشخوار ذهنی نوعی الگوی پاسخدهی به تنش است که در آن شخص به صورت منفعل بر علل احتمالی تنش و نتایج آن متمرکز میشود و در مقابل هیچ قدمی برای حل مسئله فعال بر نمیدارد. مطالعات نشان دادهاند که در هنگام نشخوار ذهنی، افراد به این فکر میکنند که چقدر احساس بدی دارند و به شکل تکرار شونده مشکل پیشرو در ذهنشان مرور میکنند. محتوای نشخوار منفی است و با تعدادی از دیگر اشکال ناسازگارانه تفکر مثل نگرش ناکارآمد، روان‌رنجورخویی و بدبینی مرتبط است. اما نشخوار ذهنی حتی در غیاب این سبکهای تفکری منفی، با افسردگی ارتباطی قوی دارد. علاوه بر این، نشخوار ذهنی را بیشتر به عنوان نوعی سبک تفکری میشناسند و محتوای منفی در درجه دوم اهمیت است.
به نظر میرسد افراد مختلف به دلایل گوناگونی به نشخوار ذهنی روی می‌آورند و تعدادی از آنها رغبت بیشتری به این امر نشان میدهند. برخی افراد برای درک یک موقعیت یا رویداد به نشخوار ذهنی میپردازند اما با اینحال نمیتوانند آنرا درک کنند یا بپذیرند و به همین خاطر به تکرار مکرر آن در ذهن خود میپردازند. برخی دیگر تلاش دارند تا با این کار اطمینان پیدا کنند که درست عمل کرده‌اند (به خصوص وقتی به صورت ناخودآگاه احساس میکنند عمل آنها اشتباه بوده است). تعدادی از این افراد هم تلاش میکنند تا مشکلی را حل کنند یا از وقوع مجدد آن در آینده جلوگیری کنند اما نمیدانند چطور باید این کار را انجام دهند. سرانجام دستهای از نشخوارگران میخواهند با تکرار رویدادها، کارهای خود را توجیه کنند و به اعمل خود اعتبار بخشند. در نهایت علت نشخوار هرچه باشد مهم نیست، پیدا کردن راهی برای توقف نشخوار اهمیت بیشتری دارد.

در ادامه تعدادی راهکار برای گریز از نشخوار و بازیابی تمرکز مناسب بر مشکلات ارائه شده است:

محدود کردن زمان

شاید صحبت کردن با دوستان و گرفتن حمایت و تایید از جانب آنها راه‌حل مناسبی باشد اما بحث طولانی درباره اشتباهات ممکن است به پیچیدگی موقعیت بیفزاید و در نتیجه به جای یافتن راهحل و نتیجه، بیشتر گیج و ناامید شوید. اگر میخواهید مسائل خود را با دوستانتان در میان بگذارید، حتما به طور مخفیانه زمانی را برای این کار در نظر بگیرید و مراقب باشید تنها در این زمان محدود تعیین شده، به صحبت درباره مشکلات و احساسات خود پیرامون آنها بپردازید. بعد از اینکه درباره مشکلات صحبت کردید، به یافتن راه‌حل مناسب برای مشکلات بپردازید. تنها در میان گذاشتن مشکلات دردی را دوا نمیکند و باید سرانجام راهی برای جلوگیری از تکرار آن در موقعیتهای آینده پیدا کنید.

خودتان را جای دیگران بگذارید

درمانگران بسیاری بر این باورند که آن خصوصیتی که در دیگران ناخوشایند جلوه میکند، دقیقا انعکاسی از چیزی است که ما وجود آن را در خودمان نمیپذیریم. وقتی به رفتاری فکر میکنید که شما را عصبانی کرده است، آیا قادرید تجربه مشابهی را در خودتان بیاد آورید تا بتوانید از چشمانداز طرف مقابل و دلایل او برای این کار آگاه شوید؟ حتی اگر با رفتار او موافق نیستید، آیا میتوانید او را ببخشید؟ برای تمرین بخشش و گذشت میتوانید از تمرینات مدیتیشن که ابزاری بسیار شگرف در این زمینه هستند، استفاده کنید.

تعیین محدوده

عبارت شگفت انگیز “اولین بار شرم بر تو باد و بار دوم شرم بر من باد”. این جمله به طور کامل تعهد و اهمیت تعیین مرز را به شما نشان میدهد و اگر هیچ فایدهای هم نداشته باشد به شما این مسئله مهم را گوشزد میکند که باید از هر بار رویارویی با مشکلات برای یادگیری نکته‌هایی درباره خودتان و دیگران استفاده کنید تا بتوانید در آینده آنها را تغییر دهید. بنابراین رویه کهنه سرزنش کردن دیگران را کنار بگذارید و به تمام چیزها با عینک تغییر نگاه کنید تا بتوانید به راه‌حلهایی دست یابید که طی آن دیگر وضعیت مشابه قبلی در آینده اتفاق نیفتد. در این حالت به جای اینکه عصبانی یا آزرده شوید، احساس توانایی و درک میکنید.
این مهارتها قدری به تمرین نیاز دارند، اما با اجرای مناسب آنها میتوانید الگوهای فکری عادت شده خود را کنار بگذارید و بعد از آن در موقعیتی قرار بگیرید که بتوانید تجربه استرس‌زای خود را تغییر دهید. این تغییرات یکدفعه اتفاق نمیافتند اما به هر حال طی مدتی تمرین، دیگر به نشخوار نمیپردازید و استرس کمتری را تجربه میکنید. فقط یادتان باشد که صبور باشید و تمرکزتان را حفظ کنید؛ استرس شما به مرور کاهش مییابد.

منابع:
Wisco, B. E., & Nolen-Hoeksema, S. (2008). Ruminative response style. In Risk factors in depression (pp. 221-236).

(۲۶) بازدید

 

کنار آمدن با افسردگی در زندگی زناشویی

اگر با یک شخص افسرده زندگی میکنید، نکات زیر میتواند شما را در کمک و همراهی همسرتان راهنمایی کند.

۱. در مورد افسردگی مطالعه کنید
لازم است از جنبه‌های مختلف افسردگی مثل علل زیربنایی، نشانهها و انواع درمانهای افسردگی آگاه باشید. آگاهی بیشتر میتواند در کنار آمدن با افسردگی مسیر مناسب‌تری هم برای شما و هم برای همسرتان فراهم کند. سعی کنید تا میتوانید مطالب معتبر بیشتری در این باره مطالعه کنید. مقالاتی که در بخش افسردگی آمده‌اند میتوانند به شما در این زمینه کمک کنند.

۲. حقایق را از افسانهها جدا کنید
هرچند خیلی راحت میتوان به افراد افسرده مثل انسان‌های تنبل و ناتوان نگریست، اما باید بدانید که افسردگی یک بیماری زیستی است و بسیار شبیه دیگر بیماریها قابل درمان و بهبود است. قالبهای ذهنی خود را رها کنید و به واقعیت بچسبید. همچنین از برچسب زدن به افراد افسرده خودداری کنید.

۳. مراقب خودتان باشید
کنار آمدن با یک فرد افسرده در زندگی بسیار دشوار و تنشزا است. اگر مراقب نباشید، ممکن است خودتان هم به این بیماری دچار شوید. حتما زمانی را به خودتان اختصاص دهید و در آن به بازیابی خودتان بپردازید. این کار برای هر دو شما بهتر است.

۴. از دیگران کمک بخواهید
وقتی از یک بیمار افسرده مراقبت میکنید، در یک موقعیت بسیار دشوار قرار دارید و بسیار طبیعی است که احساساتی مثل ناامیدی، خشم و غم را تجربه کنید. هرگز اجازه ندهید چنین احساساتی در درون شما رشد کنند. با یک گروه حمایتگر (مثل خانواده)، یک دوست و یا یک روانشناس صحبت کنید و از آنها کمک بخواهید.

۵. در کنار آنها باشید
یکی از مهمترین کارهایی که میتوانید برای یک فرد افسرده انجام دهید این است که در کنارشان باشید. آنها را بغل کنید یا اگر شرایط مناسب فراهم نبود فقط به آنها گوش کنید و در احساساتشان شریک شوید. پیشنهاد کنید که در کارهای روزمره که برای آنها مشقت بار است، کمک کنید. جوری رفتار کنید که احساس کنند تا وقتی سلامت خود را بدست آورند به هر نحوی به لازم باشد، یاریشان میکنید. محبت و همراهی شما میتواند اثر بسیار قدرتمندی در کاهش آلام آنها داشته باشد.

۶.. برداشت شخصی نکنید
در حالت افسردگی رفتار افراد به گونهای است که در شرایط عادی و نرمال از آنها دیده نمیشود. شاید آنها عصبانی و طردکننده باشند. ممکن است علاقه‌ای به بیرون رفتن یا انجام کارهای لذتبخش قبلی نداشته باشند. همچنین شاید علاقه‌ای به رابطه جنسی با شما نداشته باشند. این نشانه‌ها را برداشت شخصی نکنید و تصور نکنید که از علاقه آنها به شما کم شده است. تمام این موارد نشانه‌های افسردگی است و با رفع این بیماری برطرف میشوند.

۷. در انجام کارهای روزمره آنها را یاری کنید
درست مثل بسیاری از بیماری‌های دیگر، افراد افسرده ممکن است انرژی و توان کافی برای انجام کارهای عادی مثل تمیز کردن منزل یا درست کردن غذا نداشته باشند. در این حالت ممکن است مثل بسیاری از بیماری‌های دیگر به طور موقت نیاز باشد که شما کارهای او را انجام دهید تا دوباره سلامت خود را بازیابند. سعی کنید این مطلب را به خوبی رعایت کنید و هرگز به جهت اضافه باری که بر شما تحمیل میشود بیمار افسرده را سرزنش نکنید.

۸. درمان افسردگی امری ضروری است
درمان فرد برای بازیابی از افسردگی امری بسیار حیاتی است. شما میتوانید با یادآوری زمان مصرف دارو و یا نوبت روانپزشک یا روانشناس، به همسر خود کمک کنید. همچنین میتوانید با یادآوری این نکته که طلب کمک نشانه ناتوانی نیست و نباید از آن احساس شرمندگی کند، انگیزه او را برای ادامه درمان افزایش دهید.

۹. امید آنها را افزایش دهید
امید آنها را با یادآوری دلایل ادامه زندگی افزایش دهید. فرقی نمیکند از چه دلایلی استفاده میکنید. شاید کودک آنها یا پدر و مادرشان که به حضور او نیاز دارند، یا ایمان به خدا در این زمینه کمک کند. این دلایل که کاملا به شخص مقابل بستگی دارد، میتواند به آنها کمک کند تا زمان فروکش افسردگی دوام آورند.

۱۰. آنها را بدون قید و شرط دوست داشته باشید
به آنها بفهمانید که میدانید بیماری افسردگی باعث تفکرات، احساسات و رفتارهای آنهاست و شما بدون توجه به این موضوع، به آنها عشق میورزید. علاقه بی‌قید و شرط، میتواند اثر درمانبخش موثری داشته باشد و آنها را از احساس افسردگی رها کند.

(۱۹) بازدید

 

نشخوار ذهنی

 چرا نوار ما روی بعضی چیزها گیر می‌کند؟

آیا برای شما هم اتفاق افتاده که تمام روز را به خاطر فکر کردن درباره رویداد ناخوشایندی که امروز یا هفته قبل برایتان پیش آمده در استرس به سر ببرید؟ تلاش برای مرور ذهنی رویدادهای ناخوشایند، امری رایج و طبیعی در میان انسان‌ها است. اگر شما هم مشابه دیگران باشید، تجربه مرور خوره‌وار موارد استرس‌زا را در زندگی خود تجربه کرده‌اید. ممکن است از گفته‌های کسی ناراحت باشید، یا موقعیتی را تجربه کرده باشید که با تمام وجود آرزوی برگشت وجبران خطای خود را داشته‌اید، یا شاید یک مشکل و مسئله به خصوص، بدون اینکه راه حلی برای آن داشته باشید، مرتب در ذهن شما تکرار شود.
وقتی این تفکرات منفی و ناامید کننده باشند، تحت عنوان نشخوار شناخته می‌شوند. نشخوار ذهنی در میان انسان‌ها بسیار رایج و استرس‌زاست. نشخوار در واقع موقعیتی را در ذهن ما تکرار می‌کند که قبلا استرس‌زا بوده و هنگام مرور استرس و اهمیت رویداد را در ذهن ما افزایش می‌دهد. از سوی دیگر ریشه این مکانیزم روانی در نوعی احساس ناامیدی است که ما از ایجاد تغییر در رویدادها احساس می‌کنیم. بدیهی است که نمی‌توان موقعیت گذشته را در آینده دوباره خلق و واکنش مناسب را جایگزین واکنش نادرست قبلی کرد. این حقیقت خود بر احساس ناتوانی و استرس ما می‌افزاید. همچنین درک این نکته که چه میزان انرژی برای نشخوار ذهنی صرف کرده و با تکرار یک موقعیت برگشت ناپذیر وقت خود را تلف کرده‌ایم، بر احساس ناامیدی ما می‌افزاید.

عوامل زیربنایی نشخوار ذهنی

نشخوار از دو متغیر مجزا شامل تامل و اندوه تشکیل شده است. جزء تامل نشخوار خاصیت یاری رسانی دارد. در واقع تامل در باب یک مشکل می‌تواند شما را به یک راه حل سودمند برساند. همچنین تامل بر یک رویداد خاص می‌تواند به شما در پردازش هیجانات قدرتمند مرتبط با آن کمک کند. اما به طور کلی فرآیند نشخوار و به صورت خاص جزء اندوه آن، کمتر با فرآورده‌های سودمند و بیشتر با هیجانات منفی در ارتباط است. همچنین نشخوار مشترک، که طی آن رویدادی را با دوستان خود بازسازی می‌کنید و درباره جوانب مختلف آن صحبت می‌کنید، وقتی از سطح سازندگی آن عبور کند (یعنی در آن افراط شود)، استرس بیشتری به هر دو طرف وارد می‌کند. خلاصه اگر به طور مرتب چیزی را در ذهن خود مرور می‌کنید و از وقوع آن تاسف می‌خورید، یا درباره کاری که باید انجام می‌دادید و حرفی که باید می‌زدید بدون هیچگونه اقدام عملی فقط فکر می‌کنید، مشغول تزریق استرس به جریان زندگی‌تان هستید و احتمالا برخی اثرات منفی نشخوار را در زندگی تجربه می‌کنید.

هزینه‌های نشخوار ذهنی

چرا افراد وسواس فکری پیدا می‌کنند؟ نشخوار ابتدا غیر عمدی شروع می‌شود. در واقع این ذهن شماست که تلاش می‌کند موقعیت‌های ناامید کننده را مرور کند و به آن‌ها معنا دهد. اما نشخوار شما را در دور باطلی از ناامیدی و استرس گرفتار می‌کند. وقتی با تعارض‌های جدی در روابط خود روبرو باشید، نشخوار ذهنی تنش گسترده‌ای به شما تحمیل می‌کند. بنابراین یافتن راهی برای قطع نشخوار پیش از اسیر شدن در آن و رسیدن به راهی سالم برای حل مشکلات، امری ضروری است.
نشخوار شدیدا مقاومت ناپذیر است و می‌تواند حتی تا یک ساعت بدون اینکه متوجه آن باشید، شما را درگیر کند. نشخوار افزون بر درگیر کردن توجه، چندین بعد منفی دیگر دارد که در ادامه ذکر می‌کنیم.

استرس: کتاب‌های پرفروش بسیاری در زمینه بهوشیاری وجود دارد که به عنوان بهترین منبع کاهش استرس شناخته می‌شوند، مثل نیروی حال و زمینی نو. یکی از اصلی‌ترین دلایل توانایی این کتاب‌ها در کاهش استرس این است که راهکارهایی برای غلبه بر نشخوار فراهم می‌کنند. مطالعات نشان داده‌اند که نشخوار ذهنی می‌تواند سطح کورتیزول شما را بالا ببرد و در نتیجه پاسخ فیزیولوژیکی استرس را ایجاد کند.

قالب منفی ذهن: تعجبی ندارد که نشخوار اثر منفی بر روحیه ما دارد و باعث ایجاد خلق غمگین می‌شود. نه تنها این موضوع به خودی خود ناخوشایند است، در قالب سبک تفکر خوش‌بینانه و بدبینانه هم برای افراد نتایج نامطلوبی به همراه دارد.

رفتار نافعال: اگرچه افراد به امید حل مشکلات به نشخوار ذهنی روی می‌آورند، پژوهش‌ها نشان داده‌اند که نشخوار بی‌اندازه با رفتار نافعال، اجتناب از مشکلات و یک حالت منفی ذهنی همراه است. این بدان معنی است که نشخوار ذهنی اثرات مطلوبی به همراه ندارد.

خودتخریب‌گری: پژوهش‌ها نشان داده اند که فرآیند نشخوار با رفتارهای مقابله‌ای منفی مثل پرخوری همراه است. انواع رفتارهای مقابله‌ای خودتخریب‌گرانه استرس بیشتری ایجاد می‌کنند که این خود بر تداوم دور منفی و ویرانگر نشخوار می‌افزاید.

فشار خون: همچنین پژوهش‌ها نوعی ارتباط میان نشخوار ذهنی و فشار خون را نشان داده‌اند. نشخوار پاسخ استرس بدن را افزایش می‌دهد و در نتیجه آن اثرات منفی استرس بر قلب اضافه می‌شود. به جهت خطرات قلبی فشار خون، ضروری است با نشخوار مقابله شود و استراتژی‌های سالم برای کنارآمدن با استرس و مشکلات آموخته شود.

منابع:
Wisco, B. E., & Nolen-Hoeksema, S. (2008). Ruminative response style. In Risk factors in depression (pp. 221-236).
Schoofs, H., Hermans, D., & Raes, F. (2010). Brooding and reflection as subtypes of rumination: Evidence from confirmatory factor analysis in nonclinical samples using the Dutch Ruminative Response Scale. Journal of Psychopathology and Behavioral Assessment, 32(4), 609-617.

(۲۱) بازدید

 

علائم استرس در بدن و نحوه مدیریت آن چیست؟

علائم استرس در بدن و نحوه مدیریت آن چیست؟

استرس می‌تواند بر روال زندگی همه ما تاثیر مخربی بگذارد. ممکن است علائم استرس در اوج مشغله کاری یا زمانی که با یک چالش اساسی در مدرسه و یا روابط روزمره خود مواجه می‌شوید، پدیدار شوند. همه اتفاقات زندگی ممکن است باعث بروز استرس در شما شوند. بعضی اوقات، استرس‌ها واقعا مفید هستند، اما در مقابل، استرس بیش از اندازه بازده کاری شما را پایین می‌آورد و باعث ضعف جسمی و روانی می‌شود.

استرس چیست؟

استرس واکنش بدن به موقعیت‌های خطرناک و مضر واقعی یا ذهنی است. زمانی که احساس تهدید و خطر می‌کنید، یک واکنش شیمیایی در بدن شما اتفاق می‌دهد که به شما این امکان را می‌دهد به شیوه‌ای عمل کنید تا از آسیب جلوگیری کنید. این واکنش به عنوان “پاسخ جنگ یا گریز” یا “پاسخ استرس” مشهور است . طی فرایند پاسخ به استرس، ضربان قلب شما افزایش می‌یابد، تنفس تند می‌شود، عضلات منقبض می‌شوند و فشار خون بالا می‌رود. این روشی است که به وسیله آن شما از خودتان محافظت می‌کنید.

اثرات متداول استرس بر روی بدن
• سردرد
• گرفتگی یا درد ماهیچه
• درد قفسه سینه
• خستگی
• ناراحتی معده
• مشکلات خواب

اثرات متداول استرس بر خلق و خوی

• اضطراب
• بی‌حوصلگی
• عدم انگیزه یا تمرکز
• تحریک‌پذیری یا خشم
• غم و اندوه یا افسردگی

اثرات متداول استرس بر رفتار

• تیک‌های عصبانی
• مصرف مواد مخدر یا الکل
• استفاده از تنباکو
• گوشه‌گیری اجتماعی
• کاهش میزان ورزش و فعالیت فیزیکی

استرس به معنی چیزهای متفاوت برای افراد مختلف است. چیزی که باعث استرس در یک فرد می‌شود ممکن است نسبت به فرد دیگر اهمیت کمی داشته باشد. برخی افراد بهتر می‌توانند استرس خود را نسبت به دیگران کنترل کنند. همانطور که گفتیم استرس همواره مضر و بد نیست و مقدار کم استرس می‌تواند به شما کمک کند کارهایتان را بهتر انجام دهید. برای مثال، استرس همان چیزی است که شما را وادار می‌کند با چند توقف چند ثانیه‌ای از برخورد با اتومبیل و بروز حادثه وخیم جلوگیری کنید. اگر استرس در همین حد بماند، می‌تواند مفید باشد.
بدن ما برای رسیدگی به دوزهای کم استرس طراحی شده‌است و ما مجهز به کنترل طولانی‌مدت استرس مزمنی که ممکن است عواقب خطرناکی داشته باشد نیستیم.
اولین قدم برای کنترل استرس، تشخیص و شناخت علایم استرس است. اما تشخیص علایم استرس ممکن است سخت‌تر از چیزی باشد که فکر می‌کنید.

نشانه‌های استرس چیست؟

شرایط و فشارهایی که باعث استرس می شوند، به عنوان عوامل استرس‌زا شناخته می شوند. ما معمولا از عوامل استرس‌زا به عنوان عواملی منفی یاد می‌کنیم، مانند یک برنامه کاری خسته‌کننده و یا یک رابطه پر چالش. با این حال، هر چیزی که استرس و تنش شما را بالا می برد، می تواند علت بروز استرس باشد و این شامل رویدادهای مثبت از قبیل ازدواج، خرید یک خانه، رفتن به دانشگاه یا ترفیع گرفتن نیز می‌شود.
البته، تمام تنش ها ناشی از عوامل خارجی نیستند. استرس همچنین می‌تواند در درون ما نهفته باشد زمانی که بیش از حد در مورد چیزهایی که ممکن است رخ دهد و یا اصلا ممکن است رخ ندهد، یا افکار غیر منطقی و بدبینانه که باعث می‌شود در مورد زندگی نگران باشید.
در واقع هر چیزی که فشار درونی شما را افزایش دهد و باعث شود همان حال عادی قبل را نداشته باشید، علت بروز استرسدر شماست.

عوامل خارجی استرس عبارتند از:

فشار زیاد کار یا مدرسه
مشکلات ارتباطی
مشکلات مالی
مشغله زیاد
کودکان و خانواده

علل درونی استرس عبارتند از:

بدبینی
ناتوانی در پذیرش شرایط نامعلوم
تفکر سختگیرانه و عدم انعطاف پذیری
واگویه (زیر لب سخن گفتن) منفی
انتظارات غیر واقعی/کمال گرایی
تفکر همه یا هیچ چیز (دو پاره سازی)

استرس می‌تواند تمام جنبه‌های زندگی شما از جمله احساسات، رفتارها، توانایی تفکر و سلامت جسمی را تحت تاثیر قرار دهد و در این حالت هیچ کدام از بخش‌های روحی و جسمی شما مصون نخواهد بود. اما از آنجا که افراد در موقعیت‌های مختلف، سطح متفاوتی از استرس را تجربه می‌کنند، علایم استرس می‌تواند متفاوت باشد.
برای آگاهی از اثرات استرس بر بدن می‌توان از آزمون ارزیابی پاسخ استرس SRE بهره برد. آزمون SRE با ارزیابی دقیق واکنش‌های بدن در برابر استرس، نشان می‌دهد که عملکرد کدام اندام‌ها در اثر استرس مختل می‌شود و مشخص می‌کند که برای مدیریت و درمان علائم و عواقب استرس، باید بر کدام اندام‌ها تمرکز شود.
نکته مهم این است که چگونه باید علائم ذکر شده استرس را مدیریت کنید. بهترین کاری که می‌توانید برای جلوگیری از عواقب بد استرس انجام دهید این است که با آگاهی از مشکلاتی که ممکن است برای شما به دنبال داشته باشد، بتوانید آن را به خوبی مدیریت کنید. برای مثال می‌توانید با شخص مورد علاقه خود صحبت کنید.
والدین نیز باید به خوبی بر روش‌های آموزش مدیریت استرس به کودکان مسلط باشند و آن‌ها را به کودک خود یاد دهند.

چطور توانایی مقابله با استرس را در خود تقویت کنیم

• تحرک خود را افزایش دهید
بالا بردن سطح فعالیت شما یک تاکتیک است که می توانید برای کمک به کاهش استرس و رسیدن به احساس آرامش از آن استفاده کنید. ورزش منظم می تواند خلق و خوی شما را بهبود بخشد و حواس شما را از عوامل استرس‌زا دور کند تا از چرخه افکار منفی که باعث تحریک استرس می شود بیرون بیایید. تمرینات ریتمیک مانند پیاده روی، شنا و رقص، از جمله ورزش‌های مناسب برای کنترل استرس هستند.

با دیگران ارتباط برقرار کنید
زمانی که احساس ناامیدی یا ناراحتی می‌کنید، عمل ساده صحبت کردن با یک فرد دیگر می‌تواند باعث ترشح هورمون‌هایی شود که استرس را از بین می‌برند. فقط یک تبادل نظر کوتاه و یا یک گپ دوستانه با یک دوست صمیمی می‌تواند به آرامش و تسکین سیستم عصبی شما کمک کند.

حواس خود را مشغول کنید
یکی دیگر از راه های سریع برای از بین بردن استرس، درگیر کردن یک یا چند حس دیگرتان است. دیدن، شنیدن، چشیدن طعم، بوییدن، لمس کردن یا تحرک جسمی؛ شما باید حسی را که می‌تواند استرس شما را به حاشیه براند، بشناسید و به موقع از آن استفاده کنید. آیا گوش دادن به موسیقی باعث آرامش شما می شود؟ یا نوشیدن قهوه؟ یا خوشحال کردن کسی که دوستش دارید شما را آرام می‌کند؟

یک رژیم غذایی سالم
غذایی که می خورید می تواند روحیه شما را بهبود بخشد یا آن را بدتر کند و بر توانایی شما برای مقابله با فشارهای زندگی تأثیر بگذارد. داشتن رژیم غذایی پر از مواد فرآوری شده، کربوهیدرات‌های تصفیه شده و میان وعده‌های شیرین می تواند علائم استرس را بدتر کند، در حالی که رژیم غذایی حاوی میوه و سبزیجات تازه، پروتئین با کیفیت بالا و اسیدهای چرب امگا ۳ می تواند به شما کمک کند تا استرس خود را کنترل کنید.

• استراحت کنید
احساس خستگی باعث می‌شود که نتوانید منطقی فکر کنید و از این طریق استرس شما را افزایش می‌دهد. بعلاوه، استرس مزمن می تواند خواب شما را مختل کند. خواب راحت و کافی باعث می‌شود شما احساس استرس و تنش کمتری داشته باشید.

برگرفته از: helpguide

کاری از: امیر عبداللهی

(۲۵) بازدید

 

ورزش و کاهش افسردگی

افسردگی شایع‌ترین بیماری روانی است. آمار افسردگی در دنیا روز به روز افزایش می‌یابد تا جایی که بر اساس پیش‌بینی‌های صورت گرفته، در سال ۲۰۲۰ این بیماری به دومین عامل مرگ میر در دنیا تبدیل می‌شود. درمان اصلی افسردگی معمولا شامل دو طبقه کلی دارودرمانی و روان‌درمانی است. اما مطالعه ای که توسط پژوهشگران دانشگاه برن انجام شد نشان داد که ورزش و فعالیت فیزیکی تغییرات نوروفیزیولوژیکی مشابه داروهای ضد افسردگی دارد. این مسئله نتایج حجم گسترده‌ای از فراتحلیل‌ها را روشن کرد که همواره تاثیر مثبت ورزش را بر افسردگی نشان می‌دادند. در ادامه رابطه ورزش و کاهش افسردگی را از زوایای مختلف بررسی می‌کنیم.

تاثیر ورزش بر کاهش افسردگی

مطالعات بسیاری نشان داده‌اند افرادی که به طور مرتب ورزش می‌کنند، از کیفیت خلق بهتر و میزان پائین‌تر افسردگی برخوردارند. ورزش عاملی است که به سلامتی انسان کمک می‌کند. تاثیر ورزش فقط به این محدود نیست که از نظر روحی احساس بهتری به شما بدهد، بلکه در عین حال شما را از خانه خارج می‌کند و اندام مناسب‌تری به شما می‌بخشد. دلیلی ندارد که ورزش را تنها در باشگاه و کلاس‌های ایروبیک جستجو کنید؛ پیاده روی و شنا کردن هم می‌تواند موثر باشد. حتی سرگرمی‌های پرجنب و جوشی مثل بولینگ هم می‌تواند راه خوبی برای بیرون آمدن از خانه و داشتن فعالیت سودمند باشد. اگر مدت طولانی از آخرین ورزش شما می‌گذرد، باید مراقب باشید و به آرامی کار را شروع کنید. از سوی دیگر شاید احساس بی‌حوصلگی شما مانعی قوی برای ورزش کردن باشد. بنابراین سعی کنید در یک برنامه منظم ورزشی تحت نظر یک مربی درگیر شوید. در این حالت مطمئن هستید که به اندازه کافی و نه زیاد، ورزش می‌کنید و این کار را ادامه می‌دهید. روانشناس یا روان‌پزشک شما هم می‌تواند در این مسیر به شما کمک کند.

تغییرات عصبی ناشی از ورزش

ورزش و فعالیت فیزیکی تغییرات گوناگونی در مغز پدید می‌آورد که در غیر این صورت تنها به وسیله داروها ایجاد می‌شدند. ورزش و فعالیت فیزیکی مشابه داروها برای درمان افسردگی بر توانایی مغز در جذت سروتونین تاثیر می‌گذارند. آنها فعالیت اپی‌نفرین را تقویت می‌کنند و به آزاد شدن عوامل گوناگون موثر بر رشد عصبی کمک می‌کنند. این عوامل، رشد سلول‌ها را مغز افزایش می‌دهند و از نابودی سلول‌های هیپوکامپ که در غیر این صورت با مرگ خود باعث افسردگی می‌شوند، جلوگیری می‌کنند. علاوه بر این تغییرات، ورزش و فعالیت فیزیکی به کاهش فعالیت هورمون استرس (کورتیزول) می‌انجامد و تاثیری مشابه داروهای روان گردان اعمال می‌کنند.

فواید روان‌شناختی ورزش

افزایش اعتماد به نفس یکی از اصلی‌ترین اثرات ورزش بر سلامت روانی است. وقتی ورزش می‌کنید بدن شما نوعی ماده شیمیایی به نام اندورفین ترشح می‌کند. این مواد با گیرنده‌هایی در مغز شما تعامل می‌کنند و موجب کاهش احساس درد در شما می‌شوند. در عین حال، اندورفین احساس مثبتی مشابه مورفین در بدن شما ایجاد می‌کند. برای مثال احساسی که دویدن یا یک فعالیت فیزیکی سخت به شما می‌دهد تحت عنوان “یوفوریک” شناخته می¬شود. این احساس که به آن “سرخوشی دویدن” هم می‌گویند، با چشم‌اندازی انرژی‌بخش و مثبت از زندگی همراه است.
اندورفین‌ها شبیه داروهای مسکن عمل می‌کنند و احساس درد را در ما کاهش می‌دهند. علاوه بر این، عملکردی شبیه داروهای آرامبخش دارند. این مواد در مغز، نخاع و بسیاری از دیگر قسمت‌های مغز ساخته می‌شوند و در پاسخ به مواد شیمیایی مغز، تحت عنوان انتقال دهنده‌های عصبی، آزاد می‌شوند. محل گیرنده عصبی که اندورفین‌ها بر روی آن قرار می‌گیرند، با محل قرار گرفتن داروهای ضد درد یکسان است. اما بر خلاف مورفین که یک ماده خارجی است، فعالیت اندورفین‌های درون‌زاد در بدن اعتیاد و وابستگی نمی‌آورد.

فعالیت ورزشی نتایج زیر را به همراه دارد:

• کاهش استرس
• نابودی احساس اضطراب و افسردگی
• افزایش اعتماد به نفس
• بهبود خواب

فعالیت ورزشی فایده‌های سلامت‌بخش زیر را هم به همراه دارد:

• فعالیت قلب شما را تقویت می‌کند
• سطح انرژی شما را افزایش می‌دهد
• فشار خون را کاهش می‌دهد
• قدرت ماهیچه‌ها را افزایش می‌دهد
• به تقویت استخوان‌بندی بدن کمک می‌کند
• چربی بدن را کاهش می‌دهد

در نتیجه، با توجه به پژوهش‌های صورت گرفته در این زمینه، به نظر می‌رسد برنامه ورزشی منظم می‌تواند در کاهش علائم افسردگی به شما کمک کند. این مکانیزم درمانی، از فواید بسیار و عوارض جانبی اندک برخوردار است. بنابراین می‌تواند به عنوان یک ابزار سودمند و مکمل در راه درمان افسردگی به کار رود. اکثریت افراد به راحتی و بدون دغدغه می‌توانند فعالیت ورزشی مناسب را شروع کنند اما اگر مدت زیادی است که ورزش نکرده‌اید یا از بیماری‌های جسمانی مثل دیابت و بیماری قلبی رنج می‌برید، برای شروع تمرینات ورزشی با متخصص خود مشورت کنید.

منابع:
افسردگی/ کوآم مکنزی/ بابک سراسکانی/نشر هرمس
Cooney G. M., Dwan K., Greig C. A., Lawlor D. A., Rimer J., Waugh F. R., McMurdo M., Mead G. E. Exercise for depression. Cochrane Database of Systematic Reviews 2013, Issue 9. Art. No.: CD004366. DOI: 10.1002/14651858.CD004366.pub6.

(۷) بازدید

 

اختلال افسردگی بالینی

آستانه تشخیص اختلال افسردگی بالینی

لغت افسردگی برای اشاره به مجموعه مبهمی از نشانه‌ها به کار میرود. اما افسردگی بالینی موضوع متفاوتی است. این لغت نشانه‌هایی را شامل میشود که به آستانه معینی رسیدهاند و میتوانند فرد را واجد تشخیص رسمی افسردگی کنند. ملاک‌های افسردگی بالینی در صورتی برآورده می‌شوند که پریشانی و اندوه فرد عملکرد روزمره او را مختل کند. این مسئله با یک غمگینی ساده برابر نیست.

چه زمانی افسردگی فرد یک اختلال بالینی است؟

ملاک‌های اختلالات خلقی و اهمیت بالینی آنها به وسیله راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) تنظیم می‌شود. هر چند سال یکبار، DSM مورد بازنگری قرار می‌گیرد و گاهی تغییراتی جزئی در ملاک‌های اختلال افسردگی بالینی ایجاد می‌شود. ویرایش سوم DSM طیف وسیعی از ملاک‌های تشخیصی برای بیماری‌های روانی را شامل می‌شد. بنابراین در سال ۲۰۰۰، در ویرایش چهارم این مجموعه، عبارت “پریشانی و ناتوانی قابل توجه بالینی” به ملاک‌های تشخیصی تمام بیماری‌های روانی افزوده شد. تیم حرفه‌ای مسئول تدوین DSM با افزودن این عبارت تلاش کرد تا تشخیص بیماری های روانی را از افرادی که تنها یک سری از نشانه‌ها را از خود نشان می‌دهند به آنهایی که این نشانه‌ها مشکلات جدی در زندگی‌شان ایجاد می‌کند، محدود کنند.
در جدیدترین ویرایش DSM که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، استانداردهای مربوط به اهمیت بالینی تداوم یافت. ویراستاران این مجموعه، ملاک‌های تشخیصی را با افزودن ارزیابی‌های شدت اختلال، یک گام دیگر به جلو بردند. در واقع آنها با این کار می‌خواستند تا ملاک‌های تشخیصی را به درمان و برون‌داد مرتبط سازند.

غمگینی در برابر افسردگی بالینی

هر انسانی گاهی اوقات احساس غمگینی می‌کند و دوره‌هایی از این غمگینی طبیعی و عادی است. اما افراد مبتلا به افسردگی بالینی احساس غمگینی، کاهش علاقه شدید به فعالیت‌های روزمره و چندین نشانه دیگر را تجربه می‌کنند که عملکرد آنها را مختل می‌کند. بنابراین نشانه‌های کسی که غمگین است اما به فعالیت‌های خود بدون مشکل ادامه می‌دهد و کارکرد اجتماعی خوبی دارد، احتمالا به سطح آستانه نمی‌رسد. اما در مقابل فردی که به کلاس‌های دانشگاه نمی‌رود چون نمی‌تواند از خواب برخیزد یا کسی که از کارش عقب می‌ماند چون نمی‌تواند تمرکز کند، ممکن است دچار افسردگی بالینی باشد.

نشانه‌های افسردگی بالینی پایداری دارند. فردی که به اندازه یک بعد از ظهر یا حتی چند روز غمگین باشد و سپس این غمگینی برطرف شود، ملاک‌های افسردگی بالینی را برآورده نمی‌کند. اما در صورتیکه نشانه‌ها برای دو هفته یا بیشتر ادامه یابند و تغییر محسوسی در عملکرد پیشین فرد نشان دهند، ممکن است او را مبتلا به افسردگی بالینی تشخیص دهند.
گاهی اوقات تمایز میان اندوه و افسردگی دشوار است. آنها اگرچه با هم فرق دارند، ممکن است همزمان با هم روی دهند. به دنبال فقدان‌های بزرگ، برزو غمگینی شدید و برخی نشانه‌های افسردگی بالینی قابل انتظار است؛ با اینحال نشانه‌های آن در طول زمان کاهش می‌یابند. اگر بهبودی حاصل نشد، این فرد تشخیص افسردگی بالینی را دریافت می‌کند.

شخصی که نشانه‌هایش به لحاظ بالینی قابل توجه نیست هم ممکن است پریشانی را تجربه کند اما ملاک‌های یک اختلال افسردگی را برآورده نکند. غم و غصه خودبخود با گذشت زمان و یا با حمایت یک دوست یا خانواده رفع می‌شوند. از سوی دیگر، این حالت ممکن است به یک افسردگی بالینی منتهی شود و به کمک درمانگر حرفه‌ای نیاز داشته باشد.

شیوع افسردگی

افسردگی علامت ناتوانی نیست. هر کسی ممکن است در دوره‌ای از زندگی به این اختلال مبتلا شود. بر اساس برآورد سازمان بهداشت جهانی ۳۰۰ میلیون نفر در سراسر دنیا به افسردگی مبتلا هستند. همچنین بر اساس برآوردها در ایران حدود ۱۵ درصد از زنان و ۱۰ درصد مردان به اختلال افسردگی مبتلا هستند. افسردگی بیشتر از همه در میان زوج‌های طلاق گرفته و افراد بیکار شایع است. زندگی شهری عامل خطر دیگری است که بر میزان بروز افسردگی می‌افزاید. نتایج پژوهش‌ها همچنین نشان داده است که افسردگی به طبقه اجتماعی افراد نیز ارتباط دارد. بروز افسردگی در طبقه پائین اجتماعی ۹/۱۴ درصد و طبقه بالای اجتماعی ۷/۱۱ درصد بود.

اشکال مختلف افسردگی بالینی

انواع مختلفی از افسردگی وجود دارد که در ابعاد مربوط به مدت، زمان‌بندی، علل زیربنایی فرق دارند یا اشکال گوناگونی از نشانه‌ها را شامل می‌شوند. این انواع مختلف در زمینه روش‌های درمانی هم متفاوت‌اند. در ادامه تعدادی از اصلی‌ترین انواع افسردگی را که در DSM-5 تحت عنوان “اختلالات افسردگی” طبقه‌بندی شده‌اند، مرور می‌کنیم.
اختلال ناتنظیمی خلقی اخلال‌گرانه: نوعی اختلال مربوط به کودکان که با فوران‌های خشم، غضب و تحریک پذیری مشخص می‌شود.
اختلال افسردگی عمده: لازم است که یک دوره دو هفته‌ای اندوه شدید یا از دست دادن علاقه به اکثر فعالیت‌ها به همراه چندین علامت دیگر از افسردگی حاضر باشد.
اختلال افسردگی پایدار: اختلال وخیمی است که ممکن است برای مدت دو سال یا بیشتر ادامه یابد.
اختلال ملال پیش‌قاعدگی: نشانه‌هایی از افسردگی را شامل می‌شود که اندکی پیش از شروع دوره‌های قاعدگی در بیشتر دوره‌ها اتفاق می‌افتد.

منابع:
راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM-5)/انجمن روان‌پزشکی آمریکا
خلاصه روان‌پزشکی کاپلان/ترجمه فرزین رضاعی/انتشارات ارجمند

(۹) بازدید

 

“conflict ” – تعارض

این مقاله به بحث درباره تعارض و حل تعارض با شریک زندگی یا هر شخص دیگری می پردازد
امیدواریم مطالب ما برای شما مثمر ثمر واقع گردد و شما در پایان این مقاله بتوانید به درستی تعارضات پیش آمده در زندگی خود را به راحتی حل نمایید
پس با ما همراه باشید

مقدمه
قراین و مدارک فراوانی گواهی از آن دادند که اکثر ما اغلب در مدیریت و کنترل تعارض با یکدیگر با مشکل مواجه می شویم نمونه هایی از این شکست و مشکل شامل آمار بالای طلاق،درگیری های خیابانی،استفاده از مواد مخدر و در عرصه های بین الملل وقوع جنگ بین کشورها ست

“conflict ” – تعارض
تعارض در لغت به معنی اختلاف داشتن، متعرض و مزاحم یکدیگر شدن و با هم مخالفت کردن است
تعارض را می توان یکی از جنبه های غیر قابل انکار زندگی امروزی دانست.
به عبارتی تعارض وقتی شکل می‌گیرد که در یک وضعیت اجتماعی بر سر مسائل اصلی و کلیدی عدم توافق نظر وجود دارد و یا تضاد های احساس می‌شود که باعث ایجاد اختلاف و اصطکاک بین افراد می گردد
کوتاه ترین تعریف از منظر استیفن رابینز به شرح زیر است:
عدم توافق بین دو یا چند گروهی از افراد است تعارض را فرایندی می پندارد که شخص اول در آن به طور عمده می کوشد تا به گونه ای بازدارنده سبب ناکامی شخص دوم را در رسیدن به علایق و سلایق و اهداف او شود
انواع تعارض
در اینجا قصد داریم تا برای شما انواع تعارض را تبیین نماییم
تعارض بنیادی
تعارض عاطفی
در تعارض بنیادی غالباً به شکل عدم توافق اساسی بر سر اهداف اصلی کار و وسایل لازم برای انجام آن رخ می‌دهد و موقعی است که افراد همه روزه با یکدیگر در ارتباط هستند
در تعارض عاطفی که مشکل میان اشخاص است و احساسات را درگیر می‌کند شامل عصبانیت عدم اطمینان ترس و نارضایتی نفرت و مواردی از این قبیل این تعارض به عنوان برخورد شخصیت ها معروف است این تعارض انرژی افراد را در سطوح بالاتر از بین می‌برد و افراد و بیشتر ناراحت می سازد
مسئله بسیار مهمی که ما باید همیشه آن را به خاطر بسپارید این است که هر نوع تفاوت دیدگاه و اختلاف نظر تعارض به حساب نمی آید بلکه تعارض وقتی شکل می‌گیرد که تفاوت به یک چالش جدی تبدیل شود و نشانه های بیرونی پیدا کند
در کتاب مبانی سازمان و مدیریت دکتر علی رضائیان تقسیم بندی تعارضات سازمانی به شرح زیر می باشد:
تعارضات درون فردی: که این تعارضات شامل مشکلات و معضلاتی است که در درون شخص رخ می دهد و مانعی در جهت رسیدن فرد به اهدافش می شود مثال فردی تلاش می‌کند از بین دو هدف خوب و مطلوب یکی را انتخاب کند (انتخاب دو شغل در دو سازمان معتبر)
تعارضات میان فردی: این تعارضات بین دو یا چند نفر از افراد رخ می دهد مثل رد کردن عقاید همدیگر در مباحثه و گفت و گوهای گروهی
تعارض درون گروهی: شامل برخورد برخی افراد با تمام اعضای گروه است که غالب بر فرایند اثربخشی گروه تاثیر بسزایی دارد
تعارض میان گروهی: از آنجایی که گروه‌ها تمایل دارند خود را برتر از گروه‌های دیگر جلوه دهند این امر موجب تعارض بین گروه ها میشود
تعارض درون سازمانی این تعارض را شما می توانید در تمامی سازمان ها ببینید
تعارض درون سازمانی یکی از رایج‌ترین تعارض ها در سازمان هاست
تعارض میان سازمانی تعارض است که معمولا بین دو یا چند سازمان شکل می گیرد مثل رقابت در بازار
تعارض میان فرهنگی تعارضی است که بین فرهنگ ها مختلف به وجود میاد مثل چگونه اندیشیدن چگونه عمل کردن و…
چکیده مطالب تا به اینجای کار برای مرور بیشتر
تعارض امری اجتناب ناپذیر در زندگی فردی و سازمانی ماست که به شکل های مختلف درون فردی، درون گروهی، بین فردی، بین گروهی، بین سازمانی، درون سازمانی و میان فرهنگی نمود پیدا می‌کند

در اینجا ما به دنبال این نیستیم که چرا تعارض در خانواده یا به عبارتی با شریک زندگی ما شکل می گیرد بلکه هدف ما رفع این تعارض ها در نهاد خانواده یا در بیرون از خانه می باشد

در اینجا قصد داریم مهارتهایی را به شما آموزش دهیم تا به وسیله ی این مهارت ها تعارضات بین زوجین کاهش پیدا کند
مهمترین مرحله کاهش تعارض بین زوجین خوب گوش کردن و درک کردن ادراکات و احساسات همسر به شیوه قابل احترام می باشد پس به حرف های شریک زندگی تان با متانت و با دقت گوش فرا دهید
پس از گوش دادن به صحبت های همسر خود با همفکری و مشورت هم یک راه را پیشنهاد دهید
شاید شما بپرسید که ما برای مقابله با تعارض ها غیرقابل حل چه راهکاری داریم
شاید جالب باشد تا بدانید که بیشتر از ۶۰ درصد تعارضات بین زوجین با ادامه گفتگو و تبادل نظر حل می شود البته به عقیده اندیشمندان این حوزه هیچ تعارض قابل غیر قابل حلی وجود ندارد که با گفتمان درمان نشود
نکته حائز اهمیت در حل تعارض بین زوجین دریافت این نکته می باشد که هرچقدر گفتگوهای بین زوجین دنبال دار و همراه با ادب و متانت باشد مشکلات و تعارضات به راحتی قابل حل خواهد بود
یکی دیگر است راههای درمان تعارضات بین زوجین میتواند روان درمانی باشد
حال سوال این است که روان درمانی چیست و چه تفاوتی با روانکاوی دارد؟
روان درمانی روشی است برای کمک به اشخاصی که دچار به اختلالات روانی و مشکلات عاطفی هستند این روش قادر است با کاهش نشانه‌های اخالالی افراد آنها را در رفع مشکلات و معضلات خود توانمند سازد
خالی از لطف نیست که ما تفاوت روان درمانی با روانکاوی را بدانید و این دو واژه را به جای دیگر به کار نبریم
روانکاوی یکی از انواع روان درمانی است بنابراین روانکاوی زیر مجموعه روان درمانی قرار می گیرد که بیش از یک قرن پیش توسط زیگموند فروید معرفی شد اما روش های آن در طی سالهای متمادی تغییر و توسعه یافته است درود بر این باور بود که تعارضات ناهشیار نقش بسزایی در اختلالات روانی دارد از این جهت باید با پرداختن به این رویاها و ناخودآگاه افراد این تعارض ها را حل نمود.
سوال دیگری که خیلی مطرح می‌شود این است که آیا روان درمانی عوارضی دارد یا نه ؟
باید اشاره کرد که به طور کلی روان درمانی عوارض جدی ندارد اما از آنجایی که در روند آن احساسات و تجربیات دردناک شخص بیمار توسط پزشک معالج یا روانکاو اجتماعی مورد کند و کاو قرار می گیرد می تواند احساس ناراحتی و نارضایتی را در شخص بیمار برانگیزد
در اکثر موارد این احساس نارضایتی ماحصل تغییراتی است که به واسطه روان درمان در حال وقوع است به عبارت دیگر این فرایند بخشی از درمان فرد بیمار محسوب میشود.
اگر درمانگر شما فردی حاذق و توانمند است و توانایی لازم را برای تعیین بهترین درمان داراست روان درمانی کاملا و بدون هیچ عوارضی برای شخص بیمار خواهد بود.
شاید جالب به نظر برسد که در جریان روان درمانی فرد بیمار مهارت‌های انطباقی را فرا میگیرد و این امر سبب می‌شود که فرد بیمار در مدیریت این احساسات ناخوشایند توانمند شود و در آینده بتوانند تعارض‌های پیش آمده را کنترل کند.

(۱۰) بازدید

 

Multiple Sclerosis)MS)ام اس یک بیماری مزمن با علت ناشناخته است

Multiple Sclerosis
MS

تعریف ام اس:
ام اس مخفف واژه انگلیسی Multiple Sclerosis می باشد
ام اس یک بیماری مزمن با علت ناشناخته است که سبب به علت ها و از بین رفتن میل در سیستم عصبی مغز می‌شود که نتیجه آن اختلال در کارکرد سیستم عصبی است
(میلین،فسفولیپید پروتئینی است که به صورت عایقی رشته های عصبی بزرگ را می پوشاند و در انتقال پیام های عصبی نقش دارد)

علامت های بمیاری ام اس:
علائم این بیماری در اشخاص مبتلا بستگی به این دارد که کدام بخش از اعصاب آنها آسیب ببیند.
علائم اولیه ظاهر شده بسیار خفیف بوده و شامل موارد زیر است:
۱. سرگیجه و عدم تعادل
۲. خستگی
۳. ضعف دست و پا
۴. بی حسی و سوزش موضعی
۵. نقص در بینایی شامل تار شدن و یا دوبینی
۶. درد شدید در ناحیه صورت
۷. التهاب اعصاب چشم
با پیشرفت این بیماری سایر علائم نیز ظاهر می‌شوند که از جمله آن میتوان موارد زیر اشاره کرد:
 دردهای مزمن در ناحیه کمر و ماهیچه ها
 افسردگی
 فلج و ناتوانی جسمی
 مشکل در بلع
 مشکل در تفکر و عملکرد حافظه
 از دست دادن بینایی و یا نابینایی کامل
 ناتوانی جنسی
 مشکلات روده و مثانه

دیگر عوامل ام اس:
از دیگر عوامل بیماری ام اس می توان به مور مور شدن انگشتان دست یا پا،بی حس شدن و کرخت شدن بعضی از انگشت های دست یا پا،یخ زدگی قسمتی از بدن یا داغ شدن قسمتی از بدن،عدم هماهنگی اعضا خصوصاً پاها به هنگام راه رفتن عصبی شدن بی مورد،بیخوابی زیاد،تنبلی و کرختی،خستگی زودرس،عدم هماهنگی بین کلمات،سنگینی سر،دیدن کابوس علاقه شدید به خوردن غذاهای سرد یا اسیدی مثل لبنیات،انزوا طلبی و گوشه گیری اشاره کرد
در مواردی که بیماری هنوز شدت پیدا نکرده پست ممکن است علایم به قدری ضعیف و ناچیز باشند که حتی نتوان وجود بیماری را تشخیص داد.
زمانی که بیماری بسیار پیشرفت کرد و شدت یافت فرد کاملا فلج میشود بیمار در این شرایط توانایی راه رفتن را از دست می دهد و دیگر قادر نیست از خود مراقبت کنند

علت بروز ام اس چیست؟
علت دقیق بروز این بیماری هنوز مشخص نیست

همه‌گیرشناسی یا اِپیدمیولوژی ام اس (ms)

• شیوع بیماری با فاصله گرفتن از خط استوا زیاد می شود
• وقوع این بیماری در نژادهای مختلف متفاوت است.
• محققان سن شروع این بیماری ام اس را معمولاً ۱۰ تا ۵۹ سالگی تشخیص دادند لازم به ذکر است که ۷۰ درصد بیماران ۲۰ الی ۴۰ ساله هستند.

راههای تشخیص بیماری ام اس چیست؟
هیچ‌گونه تست آزمایشگاهی قطعی برای تشخیص ام اس وجود ندارد اما بهترین روش تشخیصی که ۹۰ درصد بیماران از آن طریق به بیماری خود پی بردند MRI است.
سایر تست هایی که میتوان از طریق آن از وجود بیماری ام اس مطلع گردید آزمایش مغز نخاع یا CFS است که در مواردی که ام آر آی تشخیصی نیست می تواند به تشخیص این بیماری کمک شایانی کند.
آزمون های پتانسیل های فراخوانده نسبتMRI و CFS ارزش کمتری دارد ولی غالباً نشان دهنده کنده شدگی سرعت هدایت در مسیرهای عصبی است.

نکاتی که یک بیمار ام اس باید در مورد بیماری بداند و خود رعایت کند:
هنوز محققان توانستند راهی برای جلوگیری از مبتلا شدن به ام اس پیدا کنند
در هر صورت اگر فردی متوجه شد که بیماری ام اس را دچار شده است در قدم اول باید روحیه خود را قوی گرداند در مرحله بعدی بیمار باید از حمایت خانواده،دوستان و اعضای تیم پزشکی در درمان بر خوردار گردد تا روند درمان تسریع یابد و از طرفی فرد بیمار نباید احساس ضعف و تنهایی کند.

علل ابتلا به بیماری ام اس
محققان هنوز علت قطعی برای این بیماری شناسایی نکردند ولی بعضی از نظریه ها درباره مبتلا شدن به بیماری ام اس شامل موارد زیر است:
 شرایط جوی در سراسر جهان بر اساس این فرضیه نظر می رسد افرادی که در نواحی اطراف مدار چهل و نیم درجه ساکن هستند مثل کشورهای کره شمالی و جنوبی کره این بیماری شایع تر است
 ژنتیک ابتلای والدین و یا یکی از نزدیکان به این بیماری خطر ابتلا را در فرد افزایش می‌دهد
 عامل ایمنی به طور کلی این امر پذیرفته شده است که بیماری ام اس نوعی اختلال در سیستم ایمنی خودکار می باشد
 عامل ویروسی این احتمال نیز وجود دارد که یک عامل ویروسی در بروز ام اس نقش بسزایی داشته باشد

چه کسانی بیشتر به MS مبتلا می شوند؟
جالب است بدانید که افراد حساس و زودرنج زودتر از دیگران به ام اس مبتلا می شوند.
این نوع افراد که عموما اشخاصی فوق العاده حساس،زودرنج،عصبی،با کمترین ناملایمات تعادل خود را از دست میدهند و فکر خود را درگیر می سازند و به خود ودیگران پیله می کند زود تر از سایر افراد به ام اس مبتلا میگردند.

راه درمان بیماری ام اس چیست؟
درمان قطعی هنوز برای ام اس پیدا نشده است.
امروزه ترکیب درمان های دارویی و طب فیزیکی برای کاهش علائم ام اس به فرد بیمار توصیه می گردد.

یک راه دیگر برای درمان بیماری ام اس
یکی دیگر از راه های درمانی بیماری ام اس کار درمانی می‌باشد
کاردرمانی یعنی کاری هدفمند به فرد ارائه می شود تا آن را انجام دهد این کار ممکن است یا به شکل درمان فیزیکی باشد یا به شکل ذهنی.
هدف کاردرمانی این است تا بر روی مهارت های حرکتی مثل گرفتن و رها کردن اشیا،مهارت های نوشتاری و همچنین برای ارتقای هماهنگی دست و چشم افراد بیمار کار شود تا از پیشرفت ام اس جلو گیری به عمل آید و روند درمانی با پیشرفت مواجه شود.

(۷) بازدید

 

اختلال نقص‌توجه-بیش‌فعالی (ADHD) در سال‌های نوزادی، نوپایی و پیش‌دبستانی

دانشمندان برخی خصوصیات رشد اولیه کودک را شناسایی کرده‌اند که می‌تواند پیش‌بینی کننده خطر بالاتر بروز بیش‌فعالی یا ADHD در سال‌های آینده کودکان باشد. تاخیر در رشد توانایی مهارت‌های حرکتی، اندازه کوچکتر سر هنگام تولد و دوازده ماهگی، آلودگی مایع آمنیون با مکونیوم (ماده‌ای سبز رنگ از روده جنین که نخستین مدفوع او را تشکیل می‌دهد)، علائم آسیب به سیستم عصبی در دوران پس از تولد، مشکلات تنفسی پس از تولد و وزن کم در هنگام تولد از جمله مواردی هستند که به‌عنوان موارد مرتبط با خطر بیش‌فعالی در سنین بعدی شناسایی شده‌اند. اما با وجود این عوامل نیز خطر ابتلا همچنان پایین است. همچنین کودکانی که در طی نوزادی یا پیش‌دبستان از سلامتی کمتری برخوردارند و کودکانی که از نظر هماهنگی حرکتی، رشد کندی را تجربه می‌کنند هم در معرض خطر بروز علائم با نقص‌توجه و بیش‌فعالی هستند.
کودکان خردسالی که در نوزادی بیش از حد فعال هستند، ممکن است بیشتر در معرض خطر ابتلا به نقص‌توجه و بیش‌فعالی باشند. همچنین کودکانی که زمانی کوتاه به اسباب‌بازی‌ها و به اشیاء توجه می‌کنند و کودکانی که نمی‌توانند به خوبی اشیا را در میدان دید خود تعقیب کنند، یا کودکانی که شدت عمل زیادی در واکنش به تحریکات نشان می‌دهند نیز ممکن است بیشتر در معرض خطر ابتلا به نقص‌توجه و بیش‌فعالی قرار داشته باشند. نوزادانی هم که از والدین خود همواره چیزی (آغوش، محبت و غیره) طلب می‌کنند، احتمال بیشتری دارد که بعدا به نقص‌توجه و بیش‌فعالی مبتلا شوند. محققان گمان نمی‌کنند که این خصوصیات کودکان یا خصوصیات مربوط به رشد اولیه آنها، علائم نقص‌توجه-بیش‌فعالی در سنین بعدی باشد، بلکه بسیاری از دانشمندان بر این اعتقاد هستند که این خصوصیات تنها علائم اولیه نقص‌توجه و بیش‌فعالی در نوزادی هستند که شاید هنوز به سطح نهایی خود نرسیده‌اند و در قالب چنین علائمی بروز می‌یابد. کودکان خردسال تنها رفتاری را بروز می‌دهند که در چنین مرحله‌ای از رشد مغز برای آنها مقدور است. ممکن است آمادگی بروز نقص‌توجه-بیش‌فعالی در این کودکان وجود داشته باشد ولی تا مراحل بعدی رشد که دامنه توجه، کنترل روی رفتار و سایر توانایی‌های ذهنی و مغزی موثر در کنترل رفتار و در انجام فعالیت‌ها پدید می‌آیند، خود را بروز ندهد. در چنین مراحلی است که کودکان با مشکل بیش‌فعالی در رشد از سایر کودکان عقب می‌افتند.
در سال‌های پیش از دبستان (از دو تا پنج سالگی) پدید آمدن مشکلات اولیه و پایدار در زمینه بیش‌فعالی، سازگاری و کنار آمدن با سایر کودکان می‌تواند نشانه‌ای از خطر ابتلا کودک به نقص‌توجه و بیش‌فعالی باشد. جای شگفتی نیست که در کودکان خردسال دچار بی‌توجهی و مشکلات عاطفی شدید (نظیر عصبانیت‌های مکرر یا فوران احساسات یا زودرنجی زیاد) احتمال ابتلا به نقص‌توجه و بیش‌فعالی در سنین بعدی بیشتر است.
احتمال ابتلا به اختلال نقص‌توجه و بیش‌فعالی در سنین بعدی در کودکان با مزاج اولیه منفی و مطالبه‌گر بیشتر است. مزاج به معنی الگوی اولیه و ماندگاری از خصوصیات شخصیتی است. از جمله این خصوصیات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: میزان فعالیت، شدت و میزان انرژی در واکنش به محیط، ممارست یا دامنه توجه، مطالبه از دیگران، کیفیت سطح انرژی (تحریک‌پذیری یا سرعت عصبانی شدن و ابراز احساسات)، سازگاری یا توانایی سازگار شدن با تغییرات، الگوی منظم یا انضباط در دوره‌های خواب-بیداری و همچنین خوردن و دفع (کنترل ادرار و دفع). به نظر می‌رسد این خصوصیات به‌عنوان پیش‌بین، همان قدر که در دوران نوزادی اهمیت دارند، در دوران پیش از دبستان نیز مهم باشند. پس از پدید آمدن نقص‌توجه و بیش‌فعالی نیز این خصوصیات، بخصوص بیش‌فعالی، شدت واکنش به محیط، بی‌توجهی، حالت روانی منفی و توانایی سازگاری با مشکلات پایین معمولا پیش‌بین تداوم نقص‌توجه-بیش‌فعالی به دوران بعد از کودکی است. کودکانی که علائم بیش‌فعالی و بی‌توجهی آنها به اندازه کافی شدید است که در اوایل کودکی مبتلا به نقص‌توجه و بیش‌فعالی تشخیص داده شوند، احتمالا پنج تا ده سال بعد نیز همچنان به این اختلال مبتلا باشند (درصورتی که درمان دریافت نکنند). در همین راستا تحقیقات دکتر سوزان کمپل و همکارانش در دانشگاه پیتسبورگ چنین یافته‌های را تایید کرده است.
با توجه به شواهد علمی، یافته‌ای تحقیقاتی نشان می‌دهد که می‌توان خطر پدید آمدن الگویی زود هنگام و ماندگار از علائم نقص‌توجه-بیش‌فعالی را در سنین پیش از کودکستان و شاید حتی در دو یا سه سالگی تشخیص داد. به نظر می‌رسد برای چنین تشخیصی، ترکیبی از عوامل مربوط به کودک و والدین متخصصان را به خوبی راهنمایی کند. عوامل زیر که از نظر اهمیت به ترتیب آمده‌اند، می‌توانند مفیدترین پیش‌بین‌های ظهور و ماندگاری زود هنگام نقص‌توجه-بیش‌فعالی در کودکان باشند:
۱. ظهور زود هنگام میزان بالای فعالیت و مطالبه‌گری در سنین نوزادی و پیش‌دبستانی در کودک
۲. سابقه خانوادگی در ابتلا به نقص‌توجه-بیش‌فعالی
۳. مصرف الکل و سیگار توسط مادر و سلامت نامطلوب او در دوران بارداری
۴. تعداد بیش از حد طبیعی مشکلات و عارضه‌های رخ داده در دوران بارداری (بخصوص زایمان زود هنگام یا وزن پایین در هنگام تولد که به خونریزی در مغر مرتبط باشد)
این علائم و مشکلات زود هنگام در کودک، با توجه به اینکه می‌تواند در تشخیص زود هنگام‌تر نقص‌توجه-بیش‌فعالی موثر باشد، به والدین و خانواده‌ها کمک می‌کند تا بتوانند زودتر در درمان فرزندانشان اقدام کنند و از بروز مشکلات متعددی که این مشکل می‌تواند برای کودک بوجود آورد، پرهیز کنند. مرکز آتیه درخشان ذهن، با بهره‌گیری از تکنولوژی‌های روز دنیا مانند نقشه مغزی (QEEG)، نوروفیدبک و تحریک مغزی ابزارهای تشخیصی و درمانی بسیار کارآمدی را فراهم آورده است تا به این کودکان و خانواده‌های آنها بهترین خدمات درمانی را ارائه دهد.

(۱۲) بازدید