چرا روانسنجی باعث حفظ طولانی مدت کارمندان می‌شود؟

با نفوذ روز افزون علم روانشناسی و روانسنجی در زندگی مردم و جامعه، جوامع و ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی افراد در جامعه وارد مرحله‌ی جدیدی شده است. سازمان‌ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. امروز اکثر سازمان‌ها تمایل دارند در استخدام نیروی انسانی، استفاده از روان‌سنجی و آزمون‌های روانسنجی را جزو فاکتورهای موثر جذب خود قرار دهند.

تجربه ثابت کرده است که سازمان‌ها کارمندان را براساس نیاز خود استخدام و جذب می‌کنند، ولی آنچه که سبب ماندگاری و وفاداری آن‌ها می‌شود آزادی عمل آنهاست. بنابراین سازمان‌ها برای اینکه بتوانند کارمندانی وافادار و ماندگار و همچنین طبق نیاز خود استخدام کنند، به دنبال راهکارهای موثر هستند که یکی از این راهکارها استفاده از آزمون‌های روانسجی می‌باشد.

زیرا زمانی که سازمان‌ها از تست‌های روانسنجی استفاده می‌کنند، قادر خواهند بود با توجه به نتایج آزمون و نیاز خود، تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرند.

اما شاید در ذهنتان سوال ایجاد شود که آزمونهای روانسنجی دارای چه ویژگی هایی هستند که امکان تصمیم گیری آگاهانه را برای سازمان‌ها فراهم می‌کنند. برای پاسخ به این سوال ما را تا پایان این مطلب همراهی کنید.

ایجاد شرایط منصفانه برای تمام متقاضیان

تمام متقاضیان باتوجه به زمینه استخدام سازمان‌ها تا حدی مدارک تحصیلی و رزومه مشابهی دارند، با این وجود، گستره‌ی تجربه، زمینه آموزشی و سابقه کاری، تصمیم گیری برای سازمان‌ها را دشوار می‌سازد.

سازمان: این متقاضی دارای مدرک دانشگاهی عالی در زمینه مورد نیاز ماست و این متقاضی تجربه کاری منحصر به فردی در زمینه استخدامی ما دارد. اما کدام یک از این دو نفر به طور کامل پاسخگوی نیازهای ما خواهند بود؟ و سازمان از کدام فرد بهربرداری بیشتر و بهتری در این موقعیت شغلی خواهد داشت؟

پاسخ سوال  در تست‌های روانسنجی مختص هر سازمان نهفته است.

این که ما یک آزمون مشابه در اختیار متقاضیان قرار دهیم، اما تصاویر کامل و در عین حال، متفاوت از یکدیگر و با توجه به شخصیت هرکدام از متقاضیان در اختیار ما قرار گیرد، از ویژگی‌های بسیار جذاب و قابل توجه آزمون‌های روان‌سنجی است.

سازمان‌ها می‌توانند طبق نتایج آزمون‌های روانسنجی، و تکیه‌ی کمتری نسبت به گذشته بر روی رزومه ارسالی متقاضیان، انتخاب آگاهانه‌تری را داشته باشند و کسی را که با نیازهای آنها هماهنگی بیشتری داشته باشد، انتخاب کنند.

تعیین فرمت مصاحبه

فرمت تست‌های روان‌سنجی بصورت سوالات درست یا غلط نخواهد بود. بلکه بصورت یک سناریوی چالشی با توجه زمینه استخدام مورد نیاز سازمان‌، نقاط قوت، نقاط ضعف، میزان احساس مسئولیت، ارزش‌گذاری‌ها، جاه‌طلبی و بلندپروازی‌های هر کدام از متقاضیان را مشخص خواهد کرد.

در واقع با این سناریو سازمان‌ها به راحتی می‌توانند به توانایی فرد متقاضی در پیشبرد نقش و موقعیت شغلی مورد نیاز سازمان پی ببرند.

سازمان‌ها برای استخدام نیروی مورد نیاز خود بیشتر به دنبال گزینه‌ای هستند که در موقعیت‌های خاص و مهم از نظر سازمان، در موقعیت شغلی مورد نظر، بهترین تصمیم را بگیرند و اقدام کنند و بیشترین کارایی را در آن موقعیت شغلی داشته باشند که همه این ویژگی ها تنها در رزومه نمایان نمی‌شود. برای سیل به این هدف میتوان از تست‌های روانسنجی که در قالب سناریوهای ویژه سازمان استخدام‌کننده طراحی شده است و یک فرمت کوچک از موقعیت شغلی مورد استخدام است، استفاده کرد.

انتخاب مناسب‌ترین گزینه ممکن

بسیاری از متقاضیان برای موقعیت‌های شغلی رزومه ارسال می‌کنند و متقاضی می‌شوند که استعداد ذاتی و علاقه قلبی به آن موقعیت شغلی ندارند. بنابراین اگر سازمان‌ها بدون توجه به این موارد و صرفاً با تکیه بر رزومه، اقدام به استخدام چنین افرادی بکنند، غریب به یقین آن فرد و موقعیت شغلی‌اش را به سمت شکست سوق می‌دهند.

به عنوان راه چاره برای جلوگیری از این اتفاق‌، تست‌های روانسنجی وارد فرآیند استخدام متقاضی شده و موقعیت شغلی مورد نظر سازمان را به بهترین حالت ممکن پر می‌کنند.

به کمک تست‌های روانسنجی، سازمان با علایق، شخصیت درونی، استعداد ذاتی و تجربیات متقاضیان روبرو خواهد شد، که این امر به سازمان کمک می‌کند تا موقعیت شغلی متناسب با شخصیت متقاضی را برای او در نظر بگیرد که ممکن است با زمینه شغلی‌ای که متقاضی در ابتدا برای آن کاندید شده بود متفاوت باشد.

زمانی که متقاضی متوجه شود سازمان با توجه به شخصیت منحصر به فرد و استعداد ذاتی‌ای که دست بر قضا به آن علاقه نیز دارد، در شرکت استخدام شده است، به وجود خود در سازمان افتخار خواهد کرد و تمام تلاشش را می‌کند تا به سازمان و شغلش وفادار بماند.

این بی نظیر است! زیرا سازمان‌ها نیز به دنبال نیروهای کاری هستند که با توجه به سرمایه‌گذاری زمانی و مالی که می‌کنند بلندمدت‌ترین بازده را داشته باشند و به سازمان و اهداف سازمان وفادار بمانند.

امروز هدف نهایی سازمان، استخدام هر چه سریع‌تر نیرو در موقعیت شغلی مورد نیاز نیست، بلکه سازمان به دنبال راهکارهایی می‌باشد که توسط آن‌ها از استخدام مجدد و جایگزینی فرد نامناسب جلوگیری کند، و این مسأله ممکن نخواهد بود، مگر با تست‌های روانسنجی.

بنابراین تست‌های روانسنجی راهکاری مناسب برای استخدام و حفظ متقاضیان شایسته هستند و سازمان‌ها برای رسیدن به اهداف خود، باید این تست‌ها را جزو پروسه استخدام خود قرار دهند

(۷) بازدید

 

بیش فعالی در کودکان چه علایمی دارد؟

معمولاً کودکان دوست دارند فعال، غیرقابل کنترل و پرجنب و جوش باشند. آن‌ها اغلب با صدای بلند بازی می‌کنند، از بلندی‌ها بالا می‌روند، به این طرف و آن طرف می‌دوند و عاشق کشف دنیای اطراف خود هستند. این رفتارها بخش جدایی‌ناپذیر شخصیت و زندگی یک کودک می‌باشد، اما گاهی اوقات والدین انرژی بالا و جنب و جوش زیاد یک کودک را نشانه‌ای از وجود اختلال بیش فعالی در او تعبیر می‌کنند و این در حالی است که بیش فعالی تعریف بسیار متفاوتی دارد.
«اختلال کم‌توجهی-بیش فعالی» (Attention Deficit Hyperactivity Disorder) یا به‌طور خلاصه «بیش فعالی»، یک اختلال عصبی تکاملی پیچیده است که می‌تواند موفقیت کودک در مدرسه و حتی روابطش با دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد. علایم بیش فعالی بسیار متنوع‌اند و غالباً تشخیص آن کار ساده‌ای نیست، بنابراین برای تشخیص آن، دکتر متخصص باید کودک را در مورد شاخص‌ها و آزمون‌های متعددی مورد ارزیابی قرار دهد.
• علایم اختلال کم‌توجهی-بیش فعالی
موارد زیر جزء علایم عمومی بیش فعالی در کودکان هستند.
۱ .رفتار خودمحور
یکی از نشانه‌های عمومی بیش فعالی، ناتوانی در تشخیص نیازها و خواسته‌های دیگران است. این مسأله می‌تواند منجر به دو نشانه بعدی شود.
۲. قطع صحبت دیگران
رفتار خودمحور ممکن است منجر به این شود که یک کودک مبتلا به ADHD صحبت دیگران را قطع کند، یا به یکباره وسط مکالمه یا بازی‌هایی که در آن‌ها حضور ندارد بپرد.
۳. صبر نداشتن
کودکان بیش فعال ممکن است در فعالیت‌های کلاسی یا هنگام بازی با سایر کودکان، نتوانند منتظر شوند تا نوبت‌شان برسد.
۴. آشفتگی احساسی
کودکان بیش فعال ممکن است در کنترل احساساتشان دچار مشکل شوند. آن‌ها ممکن است در زمان‌های نامناسب، انفجارهای ناگهانی خشم از خود بروز دهند. این آشفتگی در خردسالان بیشتر در قالب بداخلاقی و اوقات‌تلخی نمایان می‌شود.
۵. بی‌قراری
این کودکان اغلب نمی‌توانند یک‌جا بنشینند. آن‌ها بلند می‌شوند و به این طرف و آن طرف می‌دوند و وقتی که مجبور باشند بنشینند، در جای خود حرکت می‌کنند و به اصطلاح، وول می‌خورند.
۶. پر سر و صدا بازی کردن
این کودکان به علت بی‌قراری نمی‌توانند کم سر و صدا بازی کنند و اوقات فراغت خود را با آرامش سپری کنند.
۷. ناتمام گذاشتن کارها
یک کودک با اختلال بیش فعالی ممکن است به کارهای خیلی زیادی علاقه نشان دهد، اما در تمام کردن آن‌ها مشکل داشته باشد. مثلاً ممکن است یک کار یا تکلیف را شروع کند اما پیش از تمام کردن آن، به سراغ چیزی که توجه و علاقه او را بیشتر جلب کرده است، برود.
۸. تمرکز نداشتن
این کودکان حتی اگر کسی به طور مستقیم با آن‌ها صحبت کند، در توجه کردن به او مشکل دارند. آن‌ها ادعا می‌کنند که حرف‌های شما را شنیده‌اند، اما نمی‌توانند آن‌ها را تکرار کنند.
۹. اجتناب از کارهایی که مستلزم تلاش ذهنی مستمر است
نداشتن تمرکز باعث می‌شود تا کودک از فعالیت‌هایی مانند نشستن و توجه کردن در کلاس، که نیازمند توجه و تلاش ذهنی مستمر و طولانی‌مدت است، پرهیز کند.
۱۰. اشتباهات
کودکان بیش فعال در انجام کارها و دستورالعمل‌هایی که نیازمند برنامه‌ریزی یا پیروی از یک برنامه است، مشکل دارند. این امر می‌تواند منجر به بی‌دقتی و اشتباهات مکرر شود، اما به هیچ وجه نشان‌دهنده تنبلی یا هوشِ کم کودک نیست.
۱۱. خیالبافی
کودکان بیش فعال همیشه غیرقابل کنترل یا پر سر و صدا نیستند. یکی از نشانه‌های آن‌ها می‌تواند آرام‌تر و ساکت‌تر بودن‌شان نسبت به سایر کودکان باشد. یک کودک بیش فعال ممکن است به یک نقطه خیره شود، خیال‌بافی کند و به آنچه در اطرافش می‌گذرد توجه نکند.
۱۲. مشکل در سازمان یافتن
کودک بیش فعال ممکن است در پیگیری کردن وظایف و فعالیت‌ها مشکل داشته باشد. این مسأله باعث ایجاد مشکلاتی در مدرسه برای آن‌ها خواهد شد، چون اولویت‌بندی تکالیف، پروژه‌ها و سایر تمرینات مدرسه برایشان دشوار خواهد بود.
۱۳. فراموشکاری
کودکان مبتلا به این اختلال، در امور روزانه خود فراموشکار هستند و ممکن است فراموش کنند که کارهای اساسی یا تکالیفشان را انجام دهند. همچنین ممکن است وسایل و اسباب‌بازی‌هایشان را گم کنند.
۱۴. وجود علایم در موقعیت‌های مختلف
یک کودک مبتلا به اختلال کم‌توجهی-بیش فعالی، علایم این اختلال را در بیش از یک محیط و موقعیت از خود نشان می‌دهد. برای مثال، ممکن است هم در خانه و هم در مدرسه تمرکز کافی را نداشته باشد.
همان طور که گفته شد، تمام کودکان تعدادی از این رفتارها را در شرایط مختلف از خود نشان می‌دهند. خیالبافی، بی‌قراری و به طور مداوم وسط صحبت دیگران پریدن، همگی رفتارهای مشترک در کودکان هستند و شما باید زمانی نگران شوید و به قدم‌های بعدی فکر کنید که:
° کودک شما به‌طور مرتب علایم اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی را نشان دهد
° این رفتارها موفقیت او در مدرسه را تحت تأثیر قرار دهد و باعث کنش و واکنش‌های منفی بین او و همسالانش شود
•آزمون‌های تشخیص اختلال کم‌توجهی-بیش فعالی
گفتیم که تشخیص اختلال بیش فعالی کار ساده‌ای نیست و حتماً باید توسط متخصص و با در نظر گرفتن شاخص‌های مختلفی انجام شود. وجود علایم ذکر شده در کودک شما، احتمال ابتلا به بیش فعالی را در او نشان می‌دهد. در کنار این علایم، آزمون‌هایی نیز وجود دارند که باعث تشخیص هرچه بهتر و صحیح‌تر بیش فعالی می‌شوند و درصد خطا را تا حد زیادی پایین می‌آورند. از جمله این آزمون‌ها، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱ .بسته ارزیابی اختلال بیش فعالی-کم‌توجهی CANTAB
این بسته که توسط دانشگاه کمبریج ارائه شده، از اعتبار بسیار بالایی در حوزه روانشناختی برخوردار است و آزمون‌های متعددی برای ارزیابی توجه و تمرکز، حافظه دیداری، تصمیم‌گیری و کنترل پاسخ، کارکردهای اجرایی و شناخت اجتماعی دارد که در تشخیص اختلالات مختلف از جمله بیش فعالی بسیار کاربرد دارد.
۲. آزمون ارزیابی توجه IVA
این آزمون‌ها که یکی از مهمترین و پرکاربردترین آزمون‌های کمکی در تشخیص بیش فعالی می‌باشند، برای ارزیابی توجه و کنترل پاسخ در افراد بالای ۶ سال طراحی شده‌اند.
۳. آزمون ارزیابی توجه و تمرکز کوتاه‌مدت COG
این آزمون نیز یکی از پرکاربردترین آزمون‌ها در ارزیابی توجه و تمرکز و سرعت واکنش است و برای کودکان بالای ۴ سال قابل استفاده است.
درست است که آزمون جامعی برای تشخیص بیش فعالی وجود ندارد، اما این آزمون‌ها ابزارهایی بسیار مهم و کمکی برای تشخیص بیش فعالی هستند و می‌توانند تشخیص اولیه این اختلال را رد یا تأیید کنند. در اصل، بررسی دقیق علایم ذکر شده در کنار نتایج این آزمون‌ها، منجر به تشخیص هرچه صحیح‌تر بیش فعالی می‌شود.

(۱۹) بازدید

 

آلزایمر را پیش بینی کنید

شما نیز برای تغییرات رفتاری خودتان و یا این که نزدیکانتان که در سنین بالا و پیری نگران هستید؟ آیا مادر شما نیز در هنگام برگشت به منزل گهگاه راه را گم می نماید یا این که گهگاه پدرتان آغاز به سوال پرسیدن های مکرر می نماید و حرف های تکراری می زند؟ احتمال دارد این ها نشانه های آلزایمر باشند .
می بایست دقت داشت که به جای نگران شدن های بی نتیجه شایسته ترین فعالیت این است که در مرحله نخستین علامت ها فراموشی را بشناسید تا در صورت دیدن این علامتها , بهترین رویه را انتخاب فرمایید .

علامتها اول آلزایمر از این قرارند :
۱ – مشکل ها بیانی : همگی ما گهگاه در گزینش بهترین واژه برای ساختن جمله مان مشکل داریم , ولی مبتلایان به آلزایمر احتمال دارد به صورت گوناگون در پیدا کردن کلمه ها برای تولید و یا کامل کردن صحبتشان مشکل داشته باشند .

۲ – بروز رفتار های عجیب : همگی ما گاهی اوقات پیش می‌آید که به عنوان مثال کلیدمان را گم کنیم , ولی اشخاص در گیر به آلزایمر , شدیدا مستعد اینگونه رفتارها می باشند , برای مثال وسایلشان را در جاهای نا مناسب و عجیب و غریب می‌گذارند , برای مثال مسواک را در داخل فریزر می‌گذارند یا این که شیر را در کابینت .

۳ – ضعف حافظه : هرچند در آلزامیر , حافظه بلندمدت سالم به نظر میرسد , ولی اشخاص دچار احتمال دارد اتفاقات گذشته های دور , یا این که حادثه ها و رویداد های اصلی زندگی شان را هم فراموش کنند .

۴ – نداشتن بهداشت شخصی : خیلی اوقات این خصوصیت بارزترین نشانه ابتلا به آلزامیر است . اشخاصی که گذشته از بیماری همیشه به لباس ها و بهداشت خویش شدیدا اهمیت می دادند , احتمالا لباس هایشان را دیر به دیر عوض نمایند و یا این که از حمام رفتن بیزار شوند .

۵ – عدم اطلاع از مکان و زمان و گیجی : خیلی از مبتلایان به آلزایمر به صورت مکرر در مکان هایی که پیش از این به خوبی آنجا را می شناختند گم می‌شوند . آنان شاید در انجام مسئولیت های سبک هم مشکل داشته باشند , نظیر غذا درست کردن و یا این که حمام کردن .

۶ – بروز تغییرات شخصیتی : مبتلایان به آلزایمر احتمال دارد تغییرات ناگهانی در خلق و خو را داشته باشند . برای مثال یکدفعه بدون دلیل خاصی رمانتیک , اندوهگین و یا این که ذوق زده شوند , بعضی اوقات نتوان آنها را از انجام کاری که از آن لذت می‌برند منصرف کرد , به تبلیغات تلویزیون به شدت اعتقاد پیدا نمایند و یا این که نسبت به یکی‌از اشخاص خانواده ( به ویژه همسر ) بدگمان شوند .

۷ – تکرار کردن : اشخاص در گیر به آلزایمر شاید سخن هایشان را تکرار نمایند , به خصوص قصه ها و تعریف اتفاق ها را و هر مرتبه آن را با کلماتی خاص می‌گویند . آن ها احتمال دارد یک سوال را چند بار بپرسند .

چگونه با اشخاص دچار به آلزایمر رفتار کنیم :

در حالتی‌که اشخاص از پشت سر به وی نزدیک شوند احتمالا بیمار وحشت زده یا این که آشفته شود .

همواره می بایست به سخن گفتن با بیمار ادامه داد , چه بسا هنگامی که دیگر متوجه عبارات سایرافراد نمی‌شود . و درباره‌ی موضوعاتی حرف زد که شخص هنگام گیجی و سردرگمی , با مریض نباید سرزنش آمیز رفتار کرد و اشتباهات او را با ارائه پیشنهاد اصلاح کرد .

می بایست با وی با لحنی ملایم و اطمینان بخش صحبت گفته شود .

در هر زمان بهتر است صرفا یک سؤال از وی پرسیده و مهلتی برای جواب دادن به وی داده شود . در‌صورتی‌که به نظر می‌رسد بیمار آلزایمری متوجه گفتار بقیه افراد نشده است , بهتر است از همان جمله ها دوباره استفاده نمایید . در حالتی‌که باز نیز متوجه نشد , چند دقیقه دیگر با لغات دیگری پرسش خویش را تکرار نمایید .

بایستی مطمئن شد شخص مبتلا به آلزامیر به خوبی شخص مورد گفت وگوی خویش را ببیند یا این که صدای او‌را کاملاً می شنود . به این مضمون‌ که آیا شخص مبتلا به آلزایمر در حال استفاده از عینک یا این که سمعک می با شد و آیا سکوت کافی در محیط برقرار است .

هرجا ممکن باشد از شوخی استفاده شود , ولی هیچوقت نباید مریض مورد تمسخر قرار گیرد .

کلیه وظیفه‌های وی به مراحل کوچک تر تقسیم شود . هر بار بایستی به شخص گفته شود که در‌این تراز او چه می بایست انجام دهد . اعلام کردن دستورالعمل های زیاد در یک زمان یا این که با سرعت بسیار , سر در گمی بیمار را ارتقا میدهد . در‌صورتی‌که شخص برآشفته شد و همکاری نکرد , مراقب مریض باید کار را متوقف کرده و بعداً مجدد تلاش کرد .

پیش از این‌که از مریض انجام کاری خواسته شود , بهتر است اورا با اسم خطاب کرد . زمانی با وی صحبت می شود بایستی , تماس چشمی با او برقرار کرد تا به تمرکز وی کمک شود .

وقتی که با شخص در گیر به آلزامیر صحبت می شود , رادیو و تلویزیون را خاموش کرده تا حواس او منحرف نشود .

می بایست از اعلام کردن جملا‌ت منفی جلوگیری کرد . مثلاً به جای از منزل بیرون نرو به وی گفته شود در منزل بمان .

شایسته ترین روش برای تشخیص الزایمر :
در پیشین به‌این سرعت نمیتوانستند به تشخیص زودهنگام آلزایمر پی ببرند البته امروزه با به کارگیری از نوعی ام آر آی توسعه یافته به اسم ( QEEG ) می توانید با تشخیص سرعت بالا و زود هنگام بوجود آلزایمر پی ببریم .

دانشمندان موفق به اختراع نوعی تصویربرداری نو شده‌اند که قادر است از بخش های فعال مغز تصویر بگیرد . این مسئله می تواند گامی گران قدر در تشخیص بیماری‌های نورولوژیک به ویژه آلزایمر باشد . در گذشته برای تشخیص این بیماری‌ها از MRI استفاده می شود .

۲ نفر از دانشمندان دانشگاه ژنو و مدرسه پلی تکنیک فدرال لوزان در سوئیس توانسته‌اند که تکنولوژی ( QEEG ) را ارتقا دهند . در MRI کلاسیک قابلیت و امکان تشخیص نقاط فعال مغز وجود داشت ولی لک‌‌های رنگی تشخیص فعال بودن یا این که نبودن این نقاط را سخت می کرد . در روش تازه این مسائل برطرف شده و کارشناس به راحتی قادر است متوجه شود کدام بخش ها مغز فعال و کدامین قسمت غیرفعال است . این ترقی ها یا این که به عبارتی ( QEEG ) می تواند در تشخیص بیماری‌‌‌های نورولوژیک گام بزرگی باشد .

دانشمندان می گویند در فراموشی برخی از نقاط مغز چه بسا قبل از آنکه علامت ها بالینی ظواهر شود در گیر ازکارافتادگی زودرس می‌گردد . به کمک این روش می‌توان از کارافتادگی این نقاط را شناسایی و بیماری را سریع تشخیص داد و درمان‌‌ را شروع نمود. محققان می‌گویند این تکنولوژی در درمان افسردگی‌های حاد و اختلال‌های دوقطبی هم کاربرد بسیار زیادی دارد.

(۱۱) بازدید

 

چگونه بر اضطراب امتحان غلبه کنیم؟

بسیاری از کودکان پیش از امتحان با استرس و اضطراب مواجه می‌شوند. در واقع، درست است که مقدار کمی نگرانی در مورد امتحان می‌تواند باعث بهبود عملکرد کودک شود، اما اگر این استرس و پریشانی به اندازه‌ای زیاد شود که عملکرد کودک در جلسه امتحان را تحت تأثیر قرار دهد، آن را اضطراب امتحان می‌نامند.
زمانی که فرد در کلاس درس توجه کافی را داشته است، تمام تکالیفش را انجام می‌دهد، پیش از امتحان مطالعه کرده و آماده امتحان می‌شود، اما با شروع امتحان به قدری مضطرب می‌شود که حتی نمی‌تواند سوالات بسیار ساده را نیز پاسخ دهد، در این صورت اضطراب امتحان بر او غلبه کرده است.

اضطراب امتحان چیست؟

اضطراب امتحان یک حالت روانی است که در آن، فرد اضطراب و پریشانی بیش از حدی را در شرایط امتحانی تجربه می‌کند. بسیاری از افراد درجات مختلفی از استرس را در طول آزمون و حتی پیش از آن تجربه می‌کنند، اما اگر این استرس به درجه اضطراب امتحان برسد، می‌تواند یادگیری را ضعیف کرده و به عملکرد امتحانی آسیب برساند.
اضطراب امتحان نوعی از اضطراب عملکرد به شمار می‌آید. اضطراب عملکرد در شرایطی رخ می‌دهد که فرد تحت فشار قرار می‌گیرد و از او انتظار می‌رود که عملکرد قابل قبولی از خود نشان دهد، اما او به اندازه‌ای مضطرب می‌شود که نمی‌تواند کارایی لازم را داشته باشد.
در واقع، زمانی که فرد تحت فشار قرار می‌گیرد، نمی‌تواند بر روی یک چیز خاص تمرکز کند و حافظه فعال فرد در ایجاد این حواس‌پرتی نقش مهمی دارد. حافظه فعال نیرو محرکه‌ای شناختی است که به ما این امکان را می‌دهد تا بر روی چیزهایی که مرتبط با حل یک مشکل یا وظیفه هستند تمرکز کنیم و چیزهایی که مرتبط نیستند را نادیده بگیریم.
حافظه فعال را می‌توان به چرک نویس ذهنی تشبیه کرد. در موقعیت‌های پُر استرس، توانایی حافظه فعال در متمرکز کردن توجه بر روی چیزهای مرتبط، در معرض خطر قرار می‌گیرد و به همین دلیل، تمرکز کردن روی یک مسأله خاص دشوار می‌شود. عملکرد یک کامپیوتر مثال مناسبی برای این شرایط است. اگر همزمان برنامه‌های متعددی را بر روی کامپیوتر اجرا کنید، از سرعت همه آن‌ها کاسته می‌شود. حالا اگر نگرانی و استرس را نیز به آن‌ها اضافه کنید، تمرکز کردن بر روی وظیفه‌ای خاص بسیار دشوار می‌شود.

در موقعیت‌هایی که استرس شدید بر کودک حکم فرماست، عملکرد حافظه فعال تحت تأثیر قرار می‌گیرد و کودک در یادآوری و بازخوانی اطلاعات با مشکل مواجه می‌شود. مثلاً ممکن است صحبت‌های معلم در کلاس یا درس‌هایی که برای امتحان خوانده است را به خاطر نیاورد.
نمونه‌هایی از غلبه اضطراب عملکرد بر فرد زمانی رخ می‌دهد که یک بسکتبالیست آماتور در طول بازی غرق در استرس می‌شود و امتیازات ساده را نیز از دست می‌دهد، یا یک تاجر اطلاعاتی که برای ارائه آماده کرده بود را فراموش می‌کند. در حالی که هر دو این افراد توانایی و دانش کافی را در تخصص خود داشته‌اند، اما استرس شدید مانع از انجام وظایفشان شده است.

اضطراب امتحان چه نشانه‌هایی دارد؟

نشانه‌های اضطراب امتحان ممکن است در افراد مختلف بسیار متنوع باشند. برخی دانش آموزان حالت خفیفی از اضطراب را تجربه می‌کنند و می‌توانند از پس امتحان برآیند، در‌ حالی که برخی از آن‌ها توسط استرس ناتوان می‌شوند و حتی ممکن است در طول امتحان دچار حمله عصبی نیز بشوند.
بر اساس طبقه‌بندی انجمن اضطراب و افسردگی آمریکا، نشانه‌های اضطراب امتحان می‌توانند فیزیکی، رفتاری، شناختی یا عاطفی باشند.
علائم فیزیکی شامل عرق کردن، لرزیدن، افزایش ضربان قلب، خشک شدن دهان، غش کردن و حالت تهوع می‌باشد. حالت‌های خفیف اضطراب امتحان ممکن است باعث ایجاد حس دلشوره در دانش‌آموزان شود، در حالی که حالت‌های شدیدتر می‌تواند منجر به بیمار شدن آن‌ها شود.
علائم شناختی و رفتاری می‌تواند شامل بی‌قراری یا اجتناب کامل از شرایط و محیط‌های امتحان و آزمون باشد. در بعضی موارد، اضطراب امتحان به قدری تشدید می‌شود که دانش آموز ممکن است برای دور شدن از منبع ترس خود، از مدرسه فرار و یا حتی ترک تحصیل کند. همچنین ممکن است برخی از دانش آموزان برای کاهش اضطراب خود از داروهای آرامبخش و الکل استفاده کنند و دچار سوء مصرف مواد شوند. علاوه بر این موارد، وجود مشکل در تمرکز کردن و واگویه (آهسته با خود صحبت کردن) منفی نیز از علائم شناختی دیگر هستند.
نشانه‌های عاطفی اضطراب امتحان شامل افسردگی، اعتماد به نفس پایین، خشم و احساس ناامیدی می‌شود. دانش آموزان اغلب نسبت به تغییر وضعیتی که دچار آن شده‌اند ناامید و تسلیم می‌شوند و به خاطر این علائم و عملکرد ضعیفشان، خودشان را سرزنش می‌کنند.
خوشبختانه، روش‌هایی وجود دارد که دانش آموزان بتوانند این علائم مصر و ناخوشایند را تسکین دهند. با یادگیری هرچه بیشتر نسبت به علت‌های احتمالی اضطراب امتحان، آن‌ها می‌توانند این شرایط را بهتر مدیریت کنند.

چه علت‌هایی اضطراب امتحان را به وجود می‌آورند؟

برای بسیاری از دانش آموزان، عوامل متعددی باعث بروز اضطراب امتحان می‌شوند. عادت‌های بدِ مطالعه کردن، عملکرد ضعیف در گذشته و مشکل همیشگی اضطراب، همگی در ایجاد اضطراب امتحان نقش دارند.
• علل بیولوژیکی اضطراب امتحان
در موقعیت‌های استرس‌زا، مانند قبل یا حین یک امتحان، بدن انسان هورمونی را به نام آدرنالین ترشح می‌کند. این فرآیند بدن را برای مقابله با چیزی که قرار است اتفاق بیافتد آماده می‌کند و معمولاً به آن پاسخ جنگ یا گریز می‌گویند. اساساً، این پاسخ بدن را هم برای ماندن و کنار آمدن با استرس، و هم برای فرار از موقعیت آماده می‌کند. در اکثر موارد، این ترشح آدرنالین اتفاق خوبی است و به بدن کمک می‌کند تا هوشیار و آماده باشد و با موقعیت‌های استرس‌زا به خوبی کنار بیاید.

• علل ذهنی اضطراب امتحان

تعدادی از عوامل ذهنی ایجاد اضطراب امتحان شامل موارد زیر است:
سابقه نتایج ضعیف: اگر دانش آموز در آزمون‌های قبلی خود، چه به خاطر درس نخواندن و چه به خاطر استرس، نتایج ضعیفی گرفته باشد، در امتحان بعدی نیز دچار اضطراب می‌شود.
درس نخواندن: آماده نبودن برای امتحان باعث افزایش استرس و پریشانی می‌شود
ترس از شکست: اگر دانش آموز احساس عزت نفس و ارزشمندی خود را با نتایج قابل قبول در امتحان گره بزند، فشاری که به او وارد می‌شود چند برابر شده و اضطراب شدیدی به او دست می‌دهد.

انتظارات دانش آموز: افکار دانش آموز پیش از شروع امتحان، یکی از اصلی‌ترین عوامل استرس‌زا می‌باشد. به طور مثال، اگر دانش آموز باور داشته باشد که نمره پایینی از امتحان خواهد گرفت، احتمال بروز اضطراب امتحان در او شدیداً افزایش می‌یابد.

چطور بر اضطراب امتحان غلبه کنیم؟

برای پیشگیری یا به حداقل رساندن اثرات مخرب اضطراب، روش‌هایی زیر می‌توانند بسیار مؤثر باشند.
• مطمئن شوید که آماده امتحان هستید: بهترین حالت این است که از قبل برای امتحان مطالعه کنید و تا شب قبل آزمون منتظر نمانید. مطالعه به موقع اعتماد به نفس را افزایش می‌دهد که باعث کاهش استرس می‌شود.
• افکار منفی را از خود دور کنید: اگر افکار منفی مانند «من به اندازه کافی درس نخواندم» یا «من نمی‌توانم» به سراغتان آمد، آن‌ها را با افکار مثبت جایگزین کنید.
• خواب کافی داشته باشید: خواب شبانه خوب و کافی می‌تواند به حفظ تمرکز و تقویت حافظه کمک کند.
• از تله کمالگرایی بپرهیزید: از خودتان انتظار نداشته باشید که کامل و بی‌نقص باشید. همه ما اشتباه می‌کنیم و چیزی که اهمیت دارد این است که بدانید تمام تلاش خود را کرده‌اید و بهترین عملکرد خود را داشته‌اید.
• نفس عمیق بکشید: اگر احساس کردید استرس به سراغ شما می‌آید، نفس عمیق بکشید. رساندن اکسیژن کافی به شش‌ها، به افزایش تمرکز کمک می‌کند و باعث ایجاد آرامش می‌شود.
فقط بر روی یک سوال تمرکز کنید: انرژی و توجه خود را برای فکر کردن در مورد پاسخ سوال بعد یا درست یا غلط بودن پاسخ سوال قبل هدر ندهید. برای رسیدن به عملکرد عالی، باید در یک لحظه فقط بر روی یک سوال تمرکز کرد.
بدن ما نسبت به اضطراب امتحان چه واکنشی نشان می‌دهد؟
گفتیم که نشانه‌های اضطراب امتحان به چهار دسته فیزیکی، رفتاری، شناختی و عاطفی تقسیم می‌شود که هر کدام از این نشانه‌ها، در افراد مختلف متنوع و متفاوت است.
در این میان، نشانه‌های فیزیکی تنها موردی است که می‌توان آن را سنجید. در واقع نشانه‌های فیزیکی نحوه واکنش سیستم عصبی بدن نسبت به شرایط استرس‌زای امتحان است. آگاهی از این واکنش‌ها پیش از قرار گرفتن در یک موقعیت استرس‌زا، می‌تواند به فرد در کنترل و مدیریت موقعیت کمک بسیاری کند. به طور مثال، اگر فرد بداند که با قرار گرفتن در جلسه امتحان، بدن او شروع به عرق کردن می‌کند، از استرس او کاسته می‌شود و بهتر می‌تواند با اضطراب خود کنار بیاید.
برای آگاهی از واکنش‌های سیستم عصبی بدن به استرس، آزمون‌هایی طراحی شده‌اند که یکی از مهمترین آن‌ها آزمون SRE است. این آزمون با ثبت و اندازه‌گیری امواج مغزی، امواج عضلات، ضربان قلب، میزان تنفس، دمای دست و تعریق بدن، فعالیت بدن در معرض استرس و اضطراب را بررسی می‌کند و نتایج به دست آمده از آن، به فرد کمک می‌کند تا بر اضطراب امتحان خود به طور مؤثر و کارآمدتری غلبه کند.

(۴۰) بازدید

 

چطور هوش هیجانی کودک خود را تقویت کنیم

وقتی صحبت از موفقیت تحصیلی کودک می‌شود، اولین چیزی که به ذهن بسیاری از ما می‌رسد، میزان هوش منطقی و بهر هوشی یا همان IQ اوست، ولی بر خلاف تصور، درست است که بهر هوشی اهمیت فراوانی دارد، اما فقط یک تکه از پازل است و موفقیت کودک در مدرسه به چیزی بیشتر از بهر هوشی او بستگی دارد.
نحوه‌ای که کودک شما احساساتش را می‌شناسد، درک می‌کند و آن‌ها را کنترل می‌نماید، بر روی همه چیز، از ارتباط با همکلاسی‌هایش گرفته تا عملکرد او در امتحانات، تأثیر می‌گذارد.
به همین خاطر، هوش هیجانی عامل مهمی در فرآیند موفقیت کودک، چه در مدرسه و چه خارج از آن می‌باشد. اما هوش هیجانی چیست؟ و چگونه می‌تواند به کودکان کمک کند؟

هوش هیجانی در کودکان به چه معناست؟

هوش هیجانی (Emotional Intelligence) توانایی کودک شما در شناختن، ارزیابی، کنترل و بیان احساساتش است. سطح بالای هوش هیجانی به کودک کمک می‌کند تا از احساساتش برای شناسایی و از پیشِ رو برداشتن چالش‌ها، برقراری ارتباط با دیگران و گرفتن تصمیمات صحیح استفاده کند.
هوش هیجانی شامل مؤلفه‌های زیر است:
• سواد عاطفی: شناختن احساسات خود و دیگران
• مدیریت احساسات: توانایی کنترل احساسات به طور مؤثر
• ایجاد همدردی: درک کردن و شریک شدن در احساسات دیگران
• انگیزه ذاتی: تحت فشار قرار دادن خود برای رسیدن به اهداف تعیین شده
لازم به ذکر است که بهر هیجانی یا بهر هوش هیجانی (Emotional Quotient) میزان هوش هیجانی را نشان می‌دهد. بنابراین بهر هیجانی (EQ) مفهوم یکسانی با هوش هیجانی (EI) دارد.

چرا هوش هیجانی برای دانش آموزان مهم است؟

دانش آموزانی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند، قادرند خودشان را بهتر مدیریت کنند و با اطرافیانشان ارتباط مؤثر برقرار کنند. این توانایی به آن‌ها کمک می‌کند تا انگیزه درونی خود را بیشتر کنند و مهارت‌های ارتباطی‌شان را کارآمدتر کنند، یعنی همان دو مهارتی که برای تبدیل آن‌ها به دانش آموزانی با اعتماد به نفس بالا ضروری است.

از طرف دیگر، دانش آموزانی که هوش هیجانی کمتری دارند کمتر با اطرافیانشان در مدرسه ارتباط دارند که این امر بر عملکردشان تأثیر منفی می‌گذارد.
خبر خوب این است که هوش هیجانی، بر خلاف بهر هوشی، قابل تقویت است و می‌توانید با روش‌های مختلف، هوش هیجانی کودک خود را افزایش دهید. بدون شک، یکی از مهمترین مهارت‌هایی که می‌توانید به کودک خود آموزش دهید تقویت و بالا بردن هوش هیجانی اوست.
بهبود هوش هیجانی در کودکان به آن‌ها کمک می‌کند تا:
• خودآگاهی‌شان را تقویت کنند
• اضطراب و استرس خود را مدیریت کنند
• خودانگیزشی (انگیزه دادن به خود) را در خود تقویت کنند
• با دیگران همدردی کنند
• تصمیمات مناسب و درست بگیرند
• ارتباطات مؤثر برقرار کنند
• روابطشان را توسعه دهند

چطور هوش هیجانی کودک خود را افزایش دهید؟

۱. احساسات را به آن‌ها بشناسانید
با کودک خود در مورد احساسش صحبت کنید و به او کمک کنید تا نام آن (خشم، خوشحالی، ناراحتی، ناامیدی) را بداند.
۲. به احساسات کودک خود گوش دهید
از او بپرسید که یه موقعیت خاص باعث شد که چه کسی به او دست دهد و چرا. در مورد کارهایی که می‌تواند برای بهبود یک موقعیت نامساعد انجام دهد با او حرف بزنید.
۳. با کودک خود همدردی کنید
به کودک خود نشان دهید که می‌دانید او چه احساسی را تجربه می‌کند. یرای این کار از جمله‌هایی مانند «مثل اینکه هیجان‌زده‌ای» یا «عصبانی به نظر می‌رسی» استفاده کنید و به او بگویید که احساساتی که تجربه می‌کند، چطور روی او و اطرافیانش تأثیر می‌گذارند.
۴. حل مشکل را به او یاد دهید
به کودک خود کمک کنید تا احساس خود را بروز دهد تا مشخص شود چه چیزی باعث شده که چنین احساس خاصی داشته باشد. در کنار همدیگر، برای هر چالشی راه حل مناسب را پیدا کنید.
۵. خودتان یک الگو باشید
احساسات خود را بسیار واضح با کودک خود در میان بگذارید و به او بگویید که چرا این حس خاص به شما دست می‌دهد و چه واکنشی باید در برابر آن داشته باشید.

 

(۳۴) بازدید

 

چطور به کودک خود مدیریت استرس را آموزش دهیم

کودکان نیز مانند بزرگسالان با استرس و اضطراب دست و پنجه نرم می‌کنند، هرچند که دغدغه‌های آن‌ها کمی متفاوت از نگرانی‌های ما و متناسب با سن و سال‌شان است. عملکرد قابل قبول تحصیلی، مناقشه با اعضای خانواده و مشکلاتی که میان آن‌ها و هم‌سن و سالانشان وجود دارد، همگی عوامل استرس‌زایی هستند که کودکان را تحت تأثیر قرار می‌دهند. مسلم است که وجود مقدار معینی از استرس برای اتفاقات تازه‌ای مانند شروع یک دوره تحصیلی جدید یا یک امتحان مهم، در کودکان امری طبیعی است و والدین نباید در این باره نگران باشند و در عوض، باید کودک را برای حفظ کنترل چنین شرایطی آماده کنند.

نقش اصلی والدین در برابر استرس و اضطراب کودکشان، آموزش کنترل استرس به آن‌هاست. برای کمک به کودکان در مدیریت استرس باید مهارت‌هایی نظیر حل مشکل و تسلط به خود را به آن‌ها آموزش دهید، نه این که همه چیز را برای آن‌ها هموار و راحت کنید. اگر شما به عنوان والدین، به کودکتان نحوه صحیح مدیریت استرس را آموزش ندهید، آن‌ها رو به خوددرمانی آورده و با روش‌های دیگری مانند غذا یا دارو در صدد رفع آن برمی‌آیند. به عبارت دیگر، کودکان دست به دامان چیزی می‌شوند که بلافاصله و در مدت کوتاهی به آن‌ها حس آرامش دهد و این روش معمولا سالم نیست و آن‌ها را به خطر می‌اندازد.

در ادامه یاد می‌گیرید که چطور به کودکتان در مدیریت صحیح و کارآمد استرس کمک کنید.

۱. از برنامه‌های فشرده پرهیز کنید

یکی از بزرگ‌ترین عوامل استرس‌زا برای کودکان برنامه روزمره فشرده است. امروزه از کودکان انتظار می‌رود که به مدت چند ساعت در مدرسه نهایت توجه و کارایی را داشته باشند، در فعالیت‌های فوق برنامه‌ شرکت کنند، در خانه تکالیفشان را انجام دهند و بعد از چند ساعت خوابیدن، روز بعد این برنامه را تکرار کنند، در حالی که به زمان آزاد و استراحت آن‌ها توجه کافی نمی‌شود.

ذهن و بدن کودکان به استراحت نیاز دارد و متاسفانه معمولاً آن‌ها خودشان این مسئله را نمی‌دانند، بنابراین شما باید برنامه روزانه کودک را تنظیم کرده و زمان آزاد کافی برای کودک در نظر بگیرید.

۲. با کودک‌تان بازی کنید

بازی کردن با کودک، در حالی که کودک تحت فشار نباشد اهمیت بسیاری دارد. منظور از تحت فشار نبودن کودک این است که طوری با او بازی کنید که هیچ‌گونه رقابت، نصیحت یا هدف و پاداش نهایی دیگری د‌ر کار نباشد. کودکان در سنین پایین معمولاً به طور طبیعی این نوع بازی را تجربه می‌کنند، اما هر چه بزرگ‌تر می‌شوند ممکن است بازی کردن ساده و لذت بردن از آن را فراموش کنند و از فواید آن بی‌بهره بمانند. بهتر است بازی با فعالیت‌های فیزیکی که برای سلامت جسمی کودک مفید است همراه شود، مانند دوچرخه‌سواری که هم برای کودک لذت‌بخش  و هم برای سلامتی او مفید است.

۳. خواب را یک اولویت مهم بدانید

خواب برای همه چیز، از کاهش استرس گرفته تا بهبود عملکرد در مدرسه، حیاتی است. اگر کودک شما به اندازه کافی نمی‌خوابد، این به منزله زنگ خطری برای شماست. امروزه تعداد کودکانی که خواب کافی دارند کمتر و کمتر می‌شود. یکی از دلایل اصلی آن، افزایش استفاده و همه‌گیر شدن لوازم الکتریکی کوچک و بزرگ مانند تلویزیون و موبایل است. تحقیقات نشان می‌دهند که این امر تأثیر به‌سزایی بر کج‌خلقی، زودرنجی و افزایش استرس در کودکان دارد.

کاهش فعالیت‌های روزانه و تعهدات غیرضروری کودک، بر خواب او نیز تأثیر مثبتی می‌گذارد. هم‌چنین، برای مدیریت هرچه بهتر خواب کودک‌تان، ضرورت و اهمیت خواب و اثرات منفی نخوابیدن را به‌خوبی برای او بیان کنید و محیط مناسبی برایش فراهم کنید تا خواب او را تسهیل کند.

۴. به کودک‌تان یاد دهید که بدنش را بشناسد

فهمیدن عملکرد بدن و فیزیولوژی استرس، در کنترل استرس به کودک کمک می‌کند. علایم مختلفی که استرس در بدن ایجاد می‌کند را به کودک یاد دهید و به او بگویید که بدنش از طریق این علایم با او صحبت می‌کند و باید خوب به آن‌ها گوش دهد و واکنش مناسب را نشان دهد. به طور مثال، در حالی که امری عادی است که معده کودک در روز اول مدرسه عصبی شود، اما ترک کلاس بخاطر معده‌درد، یا بیدار شدن با سردرد به طور مکرر، نشان‌دهنده فشار بیش از حد روی کودک است.

۵. استرس خود را کنترل کنید

استرس به شدت مسری و واگیردار است و وقتی والدین تنش داشته باشند، کودک نیز دچار این تنش خواهد شد. اگر در محیط زندگی کودک سریالی از مشکلات و سختی‌ها جریان داشته باشد، کودک تحت تأثیر مستقیم این محیط و تنش‌های ناشی از آن قرار می‌گیرد. بنابراین باید محیطی آرام برای آن‌ها ایجاد کنید و با رفتار خود به آن‌ها نشان دهید که چطور باید به استرس واکنش نشان دهند.

۶. صبح‌های آرام‌تری بسازید

یک خانه بی‌نظم عامل استرس‌زای دیگری برای کودک است و این بی‌نظمی هنگام صبح بسیار تأثیرگذارتر می‌باشد، بنابراین ایجاد محیطی گرم و صبحی آرام، اضطراب را از کودک دور می‌کند و خانواده را سرحال نگه می‌دارد.

۷. کودک را از اشتباه نترسانید

مقدار قابل توجهی از استرس در کودکان، ناشی از ترس از اشتباه کردن است. قرار نیست کودک شما بلد باشد که هر کاری را به درستی انجام دهد و شما باید این مسئله را به او آموزش دهید. درست است که توانایی تصمیم‌گیری صحیح مهارت مهمی است، اما توانایی مسلط شدن بر شرایط حاصل از یک تصمیم بد و نادرست نیز به همان اندازه اهمیت دارد. درک این مسئله که اشتباه کردن بخشی از فرآیند طبیعی یادگیری و رشد کردن است، تنش و اضطراب کودک را تا حد چشمگیری کاهش می‌دهد. به کودک خود آموزش دهید تا قدم‌های بعدی را پس از یک اشتباه یا تصمیم نادرست به‌درستی بردارد. به او یاد دهید که این شرایط را اصلاح کند، درس‌های لازم را از آن یاد بگیرد و مسیر خود را رو به جلو ادامه دهد.

(۳۸) بازدید

 

نوروفیدبک، راهی برای کاهش علایم اوتیسم

پژوهش‌ها پیرامون آنچه اختلال‌های طیف اوتیسم (ASD) خوانده می‌شود، حاکی از توانایی نوروفیدبک در اصلاح نابهنجاری‌های فعالیت مغز است. این رویکرد درمانی، در نهایت به کاهش نشانه‌ها و بهبود عملکرد کودکان دارای اوتیسم منجر می‌شود. اوتیسم یا درخودماندگی، یک اختلال عصبی – رشدی است که نشانه‌های بارزی همچون فقدان ارتباط چشمی مناسب، بیان چهره‌ای، تعامل اجتماعی و از سوی دیگر ارتباط و رفتار تکراری و محدود دارد.

اختلال‌های طیف اوتیسم شامل خود اختلال اوتیسم و اختلال‌های رت، فروپاشنده کودکی، آسپرگر و مجموعه‌ای از اختلال‌های فراگیر رشد است که برای آن‌ها گونه دیگری مشخص نشده است. بر اساس برآورد مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها (Centers for Disease Control and Prevention)، شیوع این اختلال ۱ مورد در هر ۵۹ نفر، گزارش شده است. می‌توانید با مراجعه به صفحه اختلالات در وب‌سایت آتیه، اطلاعات بیشتری پیرامون اختلال اوتیسم به دست آورید.

پژوهشگران معتقدند که نشانه‌های مرتبط با اختلال‌های طیف اوتیسم ناشی از عملکرد پایین در چندین ناحیه حساس از مغز است. تکنیک‌های نگاشت مغزی (نقشه‌برداری از مغز) مانند الکتروآنسفالوگرافیِ کمّی (qEEG) نشان داده‌اند که مشکلات افراد دارای اوتیسم، در ارتباط‌های عصبی نابهنجار ریشه دارد. به عبارت دیگر در این افراد، اتصالات مغزی دچار مشکل است. در qEEG یا نقشه مغزی، می‌توان فعالیت نقاط مختلف مغز مراجعان را، نسبت به پایگاه داده که شامل میانگین عملکرد مغز مجموعه بزرگی افراد سالم است، مقایسه نمود.

در مطالعه‌ای پیرامون میزان تأثیرگذاری شیوه‌های تکنولوژیک مانند نوروفیدبک در درمان نشانه‌های اختلال‌های طیف اوتیسم، تحلیل آزمون‌های افراد پس از دریافت نوروفیدبک و مقایسه آن با آزمون‌های اولیه، حاکی از کاهش علایم اوتیسم تا ۴۰ درصد بوده است. از این روست که به باور بسیاری از محققان، نوروفیدبک قادر به اصلاح اختلال‌های موجود در اتصالات نواحی مغزی تأثیرگذار در بروز علایم اوتیسم است. در ادامه به جزئیاتی بیشتری از این پژوهش خواهیم پرداخت.

شواهدی مبنی بر اثربخشی نوروفیدبک

گروهی از پژوهشگران به رهبری کوین و پادولسکی، ۳۷ مراجع دارای اختلال‌های طیف اوتیسم را تحت ۲۰ جلسه درمان نوروفیدبک قرار دادند. در اغلب برنامه‌های درمانی نوروفیدبک، دو راهکار کلی —که با توجه به داده‌های حاصل از نقشه مغزی (qEEG) تعیین می‌شوند—، مورد استفاده قرار می‌گیرند. نخست، تلاش برای تقویت مغز به منظور افزایش موج آلفا و دوم، کاهش امواج دلتا و بتای با فرکانس بالا. در این مطالعه گروه کنترل و گروه آزمایش از لحاظ سن، جنس، نژاد، استفاده از درمان‌های همزمان و شدت علایم اوتیسم همتا شده بودند.

نتایج تیم تحقیقاتی کوین و پادولسکی، خیره کننده بود؛ ۸۹ درصد از افراد شرکت کننده در این پژوهش، گستره‌ای از بهبود علایم اوتیسم را نشان می‌دادند. معنای این عبارت به سادگی در یک جمله خلاصه می‌شود: «نوروفیدبک تأثیرگذار است!». تحلیل آماری یافته‌های کوین و پادولسکی حاکی از تأثیرگذاری این شیوه تکنولوژیک در درمانجویان نوروفیدبک دارای اوتیسم، در قیاس با گروه کنترل شرکت‌کننده در این پژوهش بود. برخی ارتباطات مغزی در افراد دارای اوتیسم، بیش از حد معمول است. یافته مهم دیگر این پژوهش، کاهش ۴۰ درصدی علایم اساسی اوتیسم با استفاده از شاخصی به نام ATEC است. ATEC، چک لیست ارزیابی درمان اوتیسم است.

منابع:

مجله جامعه، شماره ۱۱، نیمه شهریور ۱۳۸۸

مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها

ساینس دیلی

انتهای پیام / آ.ق.

(۱۰۳) بازدید

 

آیا می‌توان از طریق qEEG، اوتیسم را تشخیص داد؟

اوتیسم چیست؟

اختلال‌های طیف اوتیسم (ASD) مجموعه‌ای از اختلال‌های عصبی و رشدی هستند که با نابهنجاری‌های اجتماعی، ارتباطی، حسی، رفتاری و شناختی و همچنین الگو‌های رفتاری یا فعالیت‌های محدود و تکراری شناخته می‌شوند. کودکان دارای اوتیسم تا حدود یک سالگی مانند سایر کودکان هستند؛ اما تا پیش از سه سالگی، تغییراتی در رفتار آنان ایجاد می‌شود که رفته رفته نگرانی‌های والدین را برمی‌انگیزد. با توجه به آن‌که دلایل بروز اوتیسم کاملاً زیستی است، نمی‌توان مانع از آن شد. با این حال، هر چقدر که اوتیسم را زودتر تشخیص بدهیم، می‌توانیم از راهکارهایی استفاده کنیم که به صورت نسبتاً کارآمدی، منجر به کاهش مشکلات فردی و خانوادگی کودکان دارای اوتیسم می‌شود.

چگونه با استفاده از نقشه مغزی (qEEG)، می‌توان اختلال‌های روانی را تشخیص داد؟

در مطالعه‌ای به رهبری پژوهشگران روس، نتایج ثبت نقشه مغزی یا همان qEEG مراجعان دارای اوتیسم، با یک پایگاه داده، مقایسه شده است. پایگاه داده، مجموعه‌ای از نقشه‌های مغزی افرادی است که هیچ گونه اختلال یا نابهنجاری شاخصی در آنان، تشخیص داده نشده است. هنگامی که نقشه مغزی یک مراجع را نسبت به پایگاه داده می‌سنجیم، در واقع به دنبال یافتن تفاوت‌های امواج مغزی مراجع خود با سایر افراد سالم هستیم. دومین هدف این پژوهش، «محاسبه طیف فراوانی وزنی فرکانس‌های مغزی» بوده است؟! به عبارت ساده‌تر، این پژوهشگران به دنبال یافتن امواج مغزی معینی در مراجعان بودند تا به کمک آن، یک شاخص جدید، برای بررسی وضعیت روانی افراد، تعریف کنند. انگیختگی، کلیدواژه این قسمت از پژوهش نادا پاپ-جوردانووآ، پژوهشگر ارشد بررسی نقشه‌های مغزی کودکان دارای اوتیسم بوده است. انگیختگی یک عبارت تخصصی در روانشناسی است که برای توصیف میزان آمادگی فرد برای واکنش نشان دادن به محرک‌های بیرونی، از آن استفاده می‌شود.

آیا می‌توان ردپای اوتیسم را در گزارش qEEG یافت؟

نتایج ثبت نقشه مغزی مراجعان دارای اوتیسم، حاکی از فعالیت افزایش یافته امواج دلتا و تتا در نواحی پیشانی مغز بود. تغییرات در الگوهای qEEG، حاکی از «یک همبستگی غیرخطی با فرآیندهای رسشی» بوده است. این بدان معنی است که مغز یک کودک دارای اوتیسم، به پختگی کامل در مجموعه‌ای از نواحی مغز، دست نمی‌یابد. امواج ثبت شده در ناحیه CZ (در تصویر زیر علامت خورده است) اعدادی را نشان می‌داد که به طور قابل توجهی، پایین‌تر از حد نرمال و حاکی از انگیختگی پایین است.

qEEG Autism

تصویر بالا، میانگین فعالیت مغز کودکان دارای اوتیسم است. همانطور که می‌بینید، فعالیت امواج دلتا و تتا با رنگ قرمز نشان داده شده است. رنگ قرمز در تفسیر qEEG به معنای فعالیت زیاد است. ناحیه‌ای که با دایره قرمز رنگ نشان داده شده است، CZ یا نقطه میانی مغز (در صورت داشتن دیدی از بالا) می‌باشد.

 

آیا درمانی برای اوتیسم وجود دارد؟

پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که اساس اختلال‌های طیف اوتیسم در ارتباط‌های عصبی نابهنجار است. مغز انسان، میلیاردها نورون یا سلول عصبی دارد. آنچه که توانایی‌های مغز انسان را پیچیده و در حد داشتن قدرت تفکر، حافظه، حل مسئله و سایر توانمندی‌های سطح بالای مغز می‌رساند، ناشی از ارتباط‌های نورونی پیچیده است. نوروفیدبک شیوه‌ای غیرتهاجمی (بدون نیاز به جراحی) است، که بر ارتقا و بهبود ارتباط‌های نورونی مغز انسان، تمرکز دارد. در این شیوه با استفاده از آنچه از فعالیت مغز مراجع دیده می‌شود، به او می‌آموزند که یکسری ارتباط‌های عصبی را تقویت و یا یک سری دیگر را تغییر مسیر دهد. با توجه به گزارش منتشر شده از مطالعه پژوهشگران روس، به نظر می‌رسد که نوروفیدبک توانایی تغییر ارتباط‌های عصبی ناسالم مغز کودکان دارای اوتیسم را دارد. این به شرطی است که اطلاعات دقیقی که از نقشه مغزی آنان به دست می‌آید، در شیوه به کارگیری نوروفیدبک، رعایت شود.

جمع‌بندی

  • پیش آگاهی (احتمال موفقیت درمان) این اختلال به توانایی‌های ذهنی یعنی عمدتاً همان هوش کودک، بستگی دارد. هر قدر که عملکردهای مرتبط با هوش کودک بهتر باشد، احتمال سازگاری بیشتر او با شرایط چالش برانگیزی که پیش‌روی خود دارد، بیشتر خواهد بود.
  • نتایج نقشه مغزی حاکی از فعالیت بالای امواج دلتا و تتا، در نواحی پیشانی مغز است که می‌تواند حاکی از ارتباط آن با توانمندی‌های شناختی ضعیف باشد.
  • امواج مغزی در ناحیه CZ نشان دهنده فعالیت آهسته بوده است که با انگیختگی پایین در ارتباط است.
  • دارودرمانی در کنار رفتار درمانی، حمایت اجتماعی و به ویژه تکنیک نوروفیدبک می‌تواند وعده بهبود‌های جزئی را بدهد.

— به نقل از ان‌سی‌بی‌آی

 

انتهای پیام / آ.ق.

(۹۵) بازدید

 

من عصبانی هستم؛ بیوفیدبک آرامم می‌کند

فشارهای روانی عمدتاً با احساس خشم همراه هستند. بیوفیدبک با کاهش فشارهای روانی یا همان حالات توأم با بی‌قراری که عمدتاً آن را «استرس» می‌خوانیم، به عنوان یک مداخله درمانی برای کاهش خشم، معرفی شده است. در یک طرح پژوهشی به رهبری چارلز جی. چاپمن، تأثیر بیوفیدبک در مدیریت خشم مورد مطالعه قرار گرفته است. در این پژوهش با استفاده از نمرات مرتبط با ضربان قلب و تعداد دفعات دم و بازدم، اثربخشی مداخله بیوفیدبک، سنجیده شد.

در فاز اجرایی این پژوهش، گروهی از افرادی که با مشکلات فوران ناگهانی خشم به متخصصان مراجعه کرده بودند، پیش و پس از دریافت ۱۲ جلسه بیوفیدبک، مقایسه شدند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که درمان متناوب با استفاده از بیوفیدبک، منجر به کاهش فوران احساس خشم شده است. همچنین پیگیری یک هفته‌ای و یک ماهه از مراجعان، بر پایداری تأثیر بیوفیدبک پس از اتمام جلسات خبر می‌دهد.

بیوفیدبک که جزو درمان‌های تکنولوژیک به شمار می‌آید، شیوه ای غیر تهاجمی است (نیازی به عمل جراحی ندارد) که با دقت بالا و کمترین عوارض جانبی صورت می‌گیرد. در بیوفیدبک با ارائه‌ی آموزش به درمانجو و دریافت بازخورد از عملکرد بدن، درمانجو می‌آموزد که در برابر شرایطی که برای وی ایجاد اضطراب، خشم یا دلهره می کند، کنترل خود بر عملکردهای غیر ارادی بدن را حفظ نموده و عملاً با تنظیم علائم فیزیکی بدن، آن را مهار نماید.

کسب آگاهی پیرامون خشم و عصبانیت، گام نخست برای درک ضرورت مداخله، جهت کاهش عصبانیت است. عصبانیت حالت هیجانی رایج و معمولی است که ممکن است ما را به سوی مشکل سازترین موقعیت‌ها هدایت کند. چنین هیجانی عمیقاً ریشه در ویژگی‌های زیست شناختی ما دارد. این احساس واکنشی در برابر خطر، بر اساس میل به مبارزه یا گریز است.

هنگامی که با موقعیتی متفاوت با انتظار خود روبرو می‌شویم یا احساس می‌کنیم مورد تعدی، بی‌احترامی، بدرفتاری و تهدید قرار گرفته‌ایم، احساس عصبانیت به ما دست می‌دهد. اگر این احساس، خیلی شدید باشد، مهار و جلوگیری از آن بسیار مشکل خواهد بود. هر چه زودتر بتوانیم نشانه‌های عصبانیت را تشخیص دهیم، در کنترل آن به توفیق بیشتری خواهیم رسید. عصبانیت نه تنها نباید انکار یا منع شود، بلکه لازم است ابراز شود؛ اما به طریقی معقول که آثار زیان‌بخشی برای ما و روابطمان نداشته باشد و ترجیحاً به بهبود موقعیمان بینجامد.

وقتی عصبانیت خود را بروز نداده و هیچ عکس العملی در قبال آن انجام نمی‌دهیم، فشار روانی حاصل از آن در درون ما حبس می‌شود. این فشار روانی منع شده به طور نیمه هوشیار تا حد زیادی ما را به خود مشغول می‌کند و استرسی در ما به وجود می آورد که بر قابلیت درک واقع بینانه، تأثیر منفی می‌گذارد. در نتیجه تمایل پیدا می‌کنیم همه چیز را به شیوه‌ای منفی ببینیم و نتوانیم آن طور که باید، بهترین راه را انتخاب کنیم.

این چرخه باطل، می‌تواند باعث ایجاد افسردگی شود. هرگاه متوجه شدید در مورد موقعیتی دچار افسردگی ناشی از عدم ابراز عصبانیت شده‌اید، ابراز آن به شما کمک خواهد کرد تا میزان قابل توجهی از حس غمگینی شما از بین برود.

عصبانیت فرصتی به ما می‌دهد که بتوانیم در مورد خودمان درس‌هایی بیاموزیم. برای آموختن این درس‌ها، نخست باید احساس عصبانیت خود را بپذیریم و به خود بگوییم من الان عصبانی هستم. در نتیجه بهتر می‌توانیم بفهمیم چه چیزی ما را این طور برانگیخته، یا چه چیز باعث شده احساس کنیم مورد تعدی قرارگرفته‌ایم. پس از آن قادر خواهیم بود انرژی حاصل از عصبانیت را به طریقی معقول در بهبود موقعیت به کار گیریم. به این معنی که به طریقی معقول به گفتگویی توأم با همدلی و درک متقابل بپردازیم و برای ایجاد حدود و هنجارهای جدید و یا اعمال تغییرات لازم و تسلط یافتن بر زندگی مان تلاش کنیم.

جمع‌بندی

  • عصبانیت حالت هیجانی رایج و معمولی است.
  • عصبانیت ریشه در ویژگی‌های زیست شناختی دارد.
  • تشخیص نشانه‌های عصبانیت، کنترل آن را آسان می‌کند.
  • عصبانیت باید ابراز شود، نه انکار یا منع.
  • ما توانایی کنترل عصبانیت و فشار روانی ناشی از آن را داریم.
  • همواره در پس یک واکنش خشمگینانه، علتی نهفته است.

منابع:

نورورگولیشن

مجله جامعه، شماره ۳ و ۴، اردیبهشت ۱۳۸۴

انتهای پیام / آ.ق.

(۷۱) بازدید

 

آشنایی با هیجان‌ها: تحریک الکتریکی مغز به کاهش احساس گناه منجر می‌شود

به گفته محققان تحریک قشر پیش‌پیشانی مغز انسان، به کاهش احساس گناه می‌انجامد. بر اساس پژوهشی که گزارش آن در کتاب «تصویربرداری از شخصیت، شناخت اجتماعی و کاراکتر» آمده است، تحریک کاتدی نواحی پیش‌پیشانی مغز با استفاده از تحریک الکتریکی یا tDCS، با کاهش احساس گناه همراه بوده است. تحریک الکتریکی مغز، به عنوان یک راهکار تکنولوژیک، عمدتاً در درمان اختلال‌های بیش فعالی – نقص توجه و یادگیری به کار می‌رود. این در حالی است که پژوهشگران به دنبال استفاده از تحریک الکتریکی مغز در حوزه‌های متفاوت شناختی، رفتاری و اجتماعی هستند.

در تحریک الکتریک مغز (tDCS) با استفاده از دو قطب الکتریکی —که شامل الکترودهایی در داخل اسفنجی ظریف، هستند— جریان الکتریکی بسیار خفیفی در میان نواحی مغزی مد نظر بالینگران برقرار می‌شود. این جریان الکتریکی خفیف، با تغییر توانایی سلول‌های عصبی در فعال شدن یا جلوگیری از فعالیت خود، می‌تواند بسیاری از عملکردهای مغزی را ارتقاء دهد.

با این همه، شناخت هیجان‌های انسانی، یک ضرورت غیرقابل مذاکره است. از این رو بایستی پرسید که احساس گناه، دقیقاً چیست؟ گناه احساس سرزنش درونی است که به هنگام ارتکاب عملی اشتباه به انسان دست می‌دهد. این احساس معمولاً همراه با قضاوتی است که ما از شخصیت و رفتار خود پس از انجام یک اشتباه داریم و دقیقاً همین قضاوت است که باعث می‌شود ما احساس بدی داشته باشیم. اما آیا راهی وجود دارد که ما بتوانیم پس از ارتکاب یک اشتباه خود را تسکین دهیم؟

واقعیتی وجود دارد که دانستن آن سبب کاهش عذاب وجدان خواهد شد و آن این است که معمولاً تا وقتی که خطایی از ما سر نزده ما متوجه اشتباه خود نمی‌شویم. در واقع، تنها پس از وقوع خطاست که به اشتباه خود پی می‌بریم. بنابراین هیچ دلیلی ندارد که برای انجام عملی اشتباه دائماً خود را سرزنش و مجازات نماییم. بهتر است از آن عبرت بگیریم تا در آینده دیگر تکرار نشود.

اما حالت دیگری نیز ممکن است وجود داشته باشد؛ گاه ما می‌دانیم که عملی اشتباه است اما باز مرتکب آن می‌شویم. در این مواقع پس از انجام عمل نادرست بهتر است بررسی نماییم و ببینیم چه انگیزه‌ای باعث شد که ما به آن تن بدهیم. به احتمال زیاد، انگیزه‌های موجهی داشته‌ایم اما سوء تفاهم‌ها یا دورغ‌هایی باعث شده‌اند که اشتباه کنیم. این انگیزه‌ها و سوء تفاهم‌ها را بررسی کنیم. این دقیقا درسی است که می‌توانیم بیاموزیم. اما اگر به سرزنش کردن خود ادامه دهیم و با دیدی باز، آنچه که واقعاً برای ما پیش آمده را بررسی نکنیم این درس را هرگز نخواهیک آموخت. هنگامی که به اشتباه خود پی بردیم باید بسیار مراقب باشیم چرا که در چنین مواقعی بسیار آسیب پذیر می‌شویم و این احتمال وجود دارد که برای حفظ عزت نفس و حقانیت خود به دنبال یافتن راهی برای توجیه عمل اشتباه، صحیح جلوه دادن انگیزه و سزاوار نشان دادن کارمان باشیم.

اگر هر بار پس از ارتکاب عملی اشتباه، آن را توجیه نماییم به مرور آن عمل به صورت عادت در می‌آید و مدام آن را تکرار می‌کنیم. در این صورت رهایی از چنگال آن عمل اشتباه بسیار دشوار خواهد شد.

وقتی کسی در مورد دیگری مرتکب اشتباهی می‌شود و بدان پی می‌برد اما مسئولیت اشتباه را بر عهده نمی‌گیرد و آن را بیان نمی‌کند، در واقع ترس از فاش شدن اشتباه، او را در وضعیت خطرناکی قرار داده است. چنین فردی نیاز دارد که دروغ بگوید؛ این دروغ‌گویی، کار را بدتر خواهد کرد. هر بار که «نزدیک است دستش رو شود» دچار فشار روانی شدید می شود. شعار کلیدی ما این است که هرگاه واقعیتی وجود دارد که نیازمند بیان آن هستیم صرفاً به خاطر خودمان آن را بر زبان آوریم. پس از آن خواهیم دید که چگونه به آسایش خیال می‌رسیم. اما هرچه بیشتر بیان این واقعیت را به تأخیر اندازیم و هرچه بیشتر به دروغ متوسل شویم، بیشتر به ضررمان خواهد بود! اگر کسی شهامت آن را داشت که به اشتباه و یا دورغ‌های خود اعتراف کند، باید با او با احترام و ملایمت برخورد نمود و اشتباهات او را از یاد ببرید. نتیجه این امر به نفع هر دو طرف خواهد بود و بدین صورت، برای خود نه یک دشمن بلکه یک دوست ساخته‌ایم.

منابع:

کتاب «تصویربرداری از شخصیت، شناخت اجتماعی و کاراکتر»

ساینس دایرکت

مجله جامعه، شماره ۲، اردیبهشت ۱۳۸۴

انتهای پیام / آ.ق.

(۲۸) بازدید