dddddd

روشی جدید برای تشخیص اختلال بیش‌فعالی/نقص توجه

 

 
download

اختلال دوقطبی؛ مروری کوتاه بر فیلم «برادرم خسرو»

 

 
download (3)

دسته‌بندی اَیمن از انواع گروه‌های اختلال نقص‌توجه-بیش‌فعالی (ADHD)

 

 
depression-Non-patrons

راهکارهای کنار آمدن با اطرافیان غیر حامی در هنگام افسردگی

راهکارهای کنار آمدن با اطرافیان غیر حامی در هنگام افسردگی

در هنگام افسردگی، دوستان و خانواده غیرحامی ممکن است بر مشکلات بیفزایند. لازم است در زندگی افرادی را داشته باشید که شرایط شما را درک کنند یا لااقل برای این کار تلاش کنند. دوستان و خانواده غیرحامی که شما را به خاطر علائم­‌تان سرزنش می­کنند یا اظهارات بی­‌ملاحظه­‌ای دارند، ممکن است ناامیدی شما را بیشتر کنند. چاره چیست اگر در چنین وضعیتی گرفتار شدید و افراد حامی در کنار خود نیافتید؟ در ادامه نکاتی را ارائه می­کنیم که در این شرایط می­تواند به شما کمک کند.

۱) به دنبال دلیلی باشید که ممکن است در پشت احساسات این افراد باشد. دلایل بسیاری وجود دارد که ممکن است موجب شود فردی شرایطی مثل افسردگی را درک نکند. شاید آنها در محیطی بزرگ شده باشند که اظهار ناتوانی پذیرفتنی نیست. یا در روزگاری زندگی می­کردند که بیماری روانی شرم‌آورتر از امروز بود. در این حالت ممکن است رفتار آنها نسبت به شما عمیقا ریشه در کودکی داشته باشد و به صورت خودکار نسبت به شما ابراز شود.

۲) بزرگ­ترین حامی خود باشید. تمرین کنید که با خودتان مهربان و پذیرا باشید. خودگویی­‌هایتان را مثبت کنید. منفی­‌گرایی فقط بر میزان افسردگی شما می­افزاید.

۳) حمایت را در جای دیگری جستجو کنید. وقتی خانواده و دوستان نزدیک شما نمی­توانند آن چیزی را که نیاز دارید برایتان فراهم کنند، می­توانید به دنبال افرادی باشید که چنین خصوصیتی دارند. ممکن است گروه­های حمایتی افسردگی که هم به صورت حضوری و هم آنلاین فعالیت دارند، بهترین گزینه باشد. اگرچه افراد درون گروه ابتدا برای شما غریبه به نظر می­رسند، اما چون تجربیات مشترکی از افسردگی را با هم به اشتراک می­گذارید، اغلب دوستی نزدیکی میان شما شکل خواهد گرفت.

۴) اجازه ندهید برداشت­های اشتباه دیگران، ذهن شما را پر کند. افسردگی نشانه ناتوانی و تنبلی نیست. اساسا افسردگی یک بیماری زیستی است که به احتمال بسیار زیاد، عدم توازن مواد شیمیایی تنظیم کننده خلق در مغز شما آن را ایجاد کرده است. وقتی از کسی کمک می­خواهید، به دنبال جلب توجه نیستید. با این کار فقط در تلاشید تا به بهترین روش زندگی را ادامه دهید تا زمان بهبودی فرا رسد. مهم نیست دیگران چه چیزی به شما می­گویند، نگذارید این واقعیت­ها در ذهن شما کم رنگ شوند.

۵) این موضوع را به خاطر بسپارید که ممکن است برخی افراد نسبت به وضعیت شما همدردی کنند اما توانایی حمایت از شما را نداشته باشند. مثلا ممکن است دوستی داشته باشید که خودش دچار افسردگی است و در این شرایط کاری از دستش برای شما برنیاید. این مسئله بدین معنا نیست که او توجهی به شما ندارد؛ بلکه به خاطر وضعیتی که در آن گرفتار شده، به غیر از خودش نمی­تواند برای کس دیگری دل بسوزاند.

۶) از اینکه درباره نیازهایتان با دیگران صحبت کنید، خجالت نکشید. در بسیاری از موقعیت­ها اطرافیان شما کاملا به حمایت و کمک رغبت دارند؛ اما از نیازهای شما اطلاعی ندارند. شاید شرایط فعلی شما اصلا به ذهنشان هم خطور نکند. چون همیشه شما را قوی می‌دیدند، یا هیچ وقت نشده که شما از آنها بخواهید تا از کودکتان برای چند ساعت نگهداری کنند. خیلی خوب بود اگر دیگران می‌توانستند ذهن ما را بخوانند اما در واقعیت چنین اتفاقی نمی­‌افتد. گاهی اوقات بهتر است به جای انتظار داشتن بیهوده، صحبت کنیم و دیگران را از آنچه در ذهن­مان می­گذرد، آگاه سازیم.

۷) افراد منفی را از زندگی خود حذف کنید یا لااقل راهی برای کاهش آزارهای آنها پیدا کنید. گاهی اوقات افرادی در زندگی ما حضور دارند که بدون توجه به اینکه چه می­‌کنند، نامهربان و آزاردهنده‌­اند. اگر قادرید، آنها را از زندگی خود حذف کنید. در غیر اینصورت، روابط خود را با آنها محدود کنید و یا خودتان را در برابر رفتارهای بی‌عاطفه آنها آبدیده کنید. مثلا ممکن است عمه شما همیشه کنایه‌­های نیش‌داری را در جمع‌­های خانوادگی در جیبش داشته باشد و با آن­ها شما را گیج و ناامید کند. علاج این فرد همان است که گفتیم!

۸) خشم خود علیه دیگران را به روش­های سالم تبدیل کنید. به جای اینکه عصبانیت از دیگران را به درون خود برگردانید و خودتان را به خاطر اشتباهات آزار دهید، انرژی این عصبانیت و خشم را به چیزی مفید و سودمند تبدیل کنید. به خارج از منزل بروید و قدری ورزش کنید، غذای خوشمزه­ای برای خود بپزید، یا خانه را تمیز و مرتب کنید. فعالیتی فیزیکی انجام دهید تا این احساس تنهایی از بین برود. در این شرایط عصبانیت شما می­خوابد و لحظه خوبی را تجربه خواهید کرد.

 
what-is-Mental-crawl

راهکارهای غلبه بر نشخوار ذهن

نشخوار ذهنی چیست؟
بر اساس تعاریف علمی معتبر، نشخوار ذهنی نوعی الگوی پاسخدهی به تنش است که در آن شخص به صورت منفعل بر علل احتمالی تنش و نتایج آن متمرکز میشود و در مقابل هیچ قدمی برای حل مسئله فعال بر نمیدارد. مطالعات نشان دادهاند که در هنگام نشخوار ذهنی، افراد به این فکر میکنند که چقدر احساس بدی دارند و به شکل تکرار شونده مشکل پیشرو در ذهنشان مرور میکنند. محتوای نشخوار منفی است و با تعدادی از دیگر اشکال ناسازگارانه تفکر مثل نگرش ناکارآمد، روان‌رنجورخویی و بدبینی مرتبط است. اما نشخوار ذهنی حتی در غیاب این سبکهای تفکری منفی، با افسردگی ارتباطی قوی دارد. علاوه بر این، نشخوار ذهنی را بیشتر به عنوان نوعی سبک تفکری میشناسند و محتوای منفی در درجه دوم اهمیت است.
به نظر میرسد افراد مختلف به دلایل گوناگونی به نشخوار ذهنی روی می‌آورند و تعدادی از آنها رغبت بیشتری به این امر نشان میدهند. برخی افراد برای درک یک موقعیت یا رویداد به نشخوار ذهنی میپردازند اما با اینحال نمیتوانند آنرا درک کنند یا بپذیرند و به همین خاطر به تکرار مکرر آن در ذهن خود میپردازند. برخی دیگر تلاش دارند تا با این کار اطمینان پیدا کنند که درست عمل کرده‌اند (به خصوص وقتی به صورت ناخودآگاه احساس میکنند عمل آنها اشتباه بوده است). تعدادی از این افراد هم تلاش میکنند تا مشکلی را حل کنند یا از وقوع مجدد آن در آینده جلوگیری کنند اما نمیدانند چطور باید این کار را انجام دهند. سرانجام دستهای از نشخوارگران میخواهند با تکرار رویدادها، کارهای خود را توجیه کنند و به اعمل خود اعتبار بخشند. در نهایت علت نشخوار هرچه باشد مهم نیست، پیدا کردن راهی برای توقف نشخوار اهمیت بیشتری دارد.

در ادامه تعدادی راهکار برای گریز از نشخوار و بازیابی تمرکز مناسب بر مشکلات ارائه شده است:

محدود کردن زمان

شاید صحبت کردن با دوستان و گرفتن حمایت و تایید از جانب آنها راه‌حل مناسبی باشد اما بحث طولانی درباره اشتباهات ممکن است به پیچیدگی موقعیت بیفزاید و در نتیجه به جای یافتن راهحل و نتیجه، بیشتر گیج و ناامید شوید. اگر میخواهید مسائل خود را با دوستانتان در میان بگذارید، حتما به طور مخفیانه زمانی را برای این کار در نظر بگیرید و مراقب باشید تنها در این زمان محدود تعیین شده، به صحبت درباره مشکلات و احساسات خود پیرامون آنها بپردازید. بعد از اینکه درباره مشکلات صحبت کردید، به یافتن راه‌حل مناسب برای مشکلات بپردازید. تنها در میان گذاشتن مشکلات دردی را دوا نمیکند و باید سرانجام راهی برای جلوگیری از تکرار آن در موقعیتهای آینده پیدا کنید.

خودتان را جای دیگران بگذارید

درمانگران بسیاری بر این باورند که آن خصوصیتی که در دیگران ناخوشایند جلوه میکند، دقیقا انعکاسی از چیزی است که ما وجود آن را در خودمان نمیپذیریم. وقتی به رفتاری فکر میکنید که شما را عصبانی کرده است، آیا قادرید تجربه مشابهی را در خودتان بیاد آورید تا بتوانید از چشمانداز طرف مقابل و دلایل او برای این کار آگاه شوید؟ حتی اگر با رفتار او موافق نیستید، آیا میتوانید او را ببخشید؟ برای تمرین بخشش و گذشت میتوانید از تمرینات مدیتیشن که ابزاری بسیار شگرف در این زمینه هستند، استفاده کنید.

تعیین محدوده

عبارت شگفت انگیز “اولین بار شرم بر تو باد و بار دوم شرم بر من باد”. این جمله به طور کامل تعهد و اهمیت تعیین مرز را به شما نشان میدهد و اگر هیچ فایدهای هم نداشته باشد به شما این مسئله مهم را گوشزد میکند که باید از هر بار رویارویی با مشکلات برای یادگیری نکته‌هایی درباره خودتان و دیگران استفاده کنید تا بتوانید در آینده آنها را تغییر دهید. بنابراین رویه کهنه سرزنش کردن دیگران را کنار بگذارید و به تمام چیزها با عینک تغییر نگاه کنید تا بتوانید به راه‌حلهایی دست یابید که طی آن دیگر وضعیت مشابه قبلی در آینده اتفاق نیفتد. در این حالت به جای اینکه عصبانی یا آزرده شوید، احساس توانایی و درک میکنید.
این مهارتها قدری به تمرین نیاز دارند، اما با اجرای مناسب آنها میتوانید الگوهای فکری عادت شده خود را کنار بگذارید و بعد از آن در موقعیتی قرار بگیرید که بتوانید تجربه استرس‌زای خود را تغییر دهید. این تغییرات یکدفعه اتفاق نمیافتند اما به هر حال طی مدتی تمرین، دیگر به نشخوار نمیپردازید و استرس کمتری را تجربه میکنید. فقط یادتان باشد که صبور باشید و تمرکزتان را حفظ کنید؛ استرس شما به مرور کاهش مییابد.

منابع:
Wisco, B. E., & Nolen-Hoeksema, S. (2008). Ruminative response style. In Risk factors in depression (pp. 221-236).

 
deppression-marriage

کنار آمدن با افسردگی در زندگی زناشویی

اگر با یک شخص افسرده زندگی میکنید، نکات زیر میتواند شما را در کمک و همراهی همسرتان راهنمایی کند.

۱. در مورد افسردگی مطالعه کنید
لازم است از جنبه‌های مختلف افسردگی مثل علل زیربنایی، نشانهها و انواع درمانهای افسردگی آگاه باشید. آگاهی بیشتر میتواند در کنار آمدن با افسردگی مسیر مناسب‌تری هم برای شما و هم برای همسرتان فراهم کند. سعی کنید تا میتوانید مطالب معتبر بیشتری در این باره مطالعه کنید. مقالاتی که در بخش افسردگی آمده‌اند میتوانند به شما در این زمینه کمک کنند.

۲. حقایق را از افسانهها جدا کنید
هرچند خیلی راحت میتوان به افراد افسرده مثل انسان‌های تنبل و ناتوان نگریست، اما باید بدانید که افسردگی یک بیماری زیستی است و بسیار شبیه دیگر بیماریها قابل درمان و بهبود است. قالبهای ذهنی خود را رها کنید و به واقعیت بچسبید. همچنین از برچسب زدن به افراد افسرده خودداری کنید.

۳. مراقب خودتان باشید
کنار آمدن با یک فرد افسرده در زندگی بسیار دشوار و تنشزا است. اگر مراقب نباشید، ممکن است خودتان هم به این بیماری دچار شوید. حتما زمانی را به خودتان اختصاص دهید و در آن به بازیابی خودتان بپردازید. این کار برای هر دو شما بهتر است.

۴. از دیگران کمک بخواهید
وقتی از یک بیمار افسرده مراقبت میکنید، در یک موقعیت بسیار دشوار قرار دارید و بسیار طبیعی است که احساساتی مثل ناامیدی، خشم و غم را تجربه کنید. هرگز اجازه ندهید چنین احساساتی در درون شما رشد کنند. با یک گروه حمایتگر (مثل خانواده)، یک دوست و یا یک روانشناس صحبت کنید و از آنها کمک بخواهید.

۵. در کنار آنها باشید
یکی از مهمترین کارهایی که میتوانید برای یک فرد افسرده انجام دهید این است که در کنارشان باشید. آنها را بغل کنید یا اگر شرایط مناسب فراهم نبود فقط به آنها گوش کنید و در احساساتشان شریک شوید. پیشنهاد کنید که در کارهای روزمره که برای آنها مشقت بار است، کمک کنید. جوری رفتار کنید که احساس کنند تا وقتی سلامت خود را بدست آورند به هر نحوی به لازم باشد، یاریشان میکنید. محبت و همراهی شما میتواند اثر بسیار قدرتمندی در کاهش آلام آنها داشته باشد.

۶.. برداشت شخصی نکنید
در حالت افسردگی رفتار افراد به گونهای است که در شرایط عادی و نرمال از آنها دیده نمیشود. شاید آنها عصبانی و طردکننده باشند. ممکن است علاقه‌ای به بیرون رفتن یا انجام کارهای لذتبخش قبلی نداشته باشند. همچنین شاید علاقه‌ای به رابطه جنسی با شما نداشته باشند. این نشانه‌ها را برداشت شخصی نکنید و تصور نکنید که از علاقه آنها به شما کم شده است. تمام این موارد نشانه‌های افسردگی است و با رفع این بیماری برطرف میشوند.

۷. در انجام کارهای روزمره آنها را یاری کنید
درست مثل بسیاری از بیماری‌های دیگر، افراد افسرده ممکن است انرژی و توان کافی برای انجام کارهای عادی مثل تمیز کردن منزل یا درست کردن غذا نداشته باشند. در این حالت ممکن است مثل بسیاری از بیماری‌های دیگر به طور موقت نیاز باشد که شما کارهای او را انجام دهید تا دوباره سلامت خود را بازیابند. سعی کنید این مطلب را به خوبی رعایت کنید و هرگز به جهت اضافه باری که بر شما تحمیل میشود بیمار افسرده را سرزنش نکنید.

۸. درمان افسردگی امری ضروری است
درمان فرد برای بازیابی از افسردگی امری بسیار حیاتی است. شما میتوانید با یادآوری زمان مصرف دارو و یا نوبت روانپزشک یا روانشناس، به همسر خود کمک کنید. همچنین میتوانید با یادآوری این نکته که طلب کمک نشانه ناتوانی نیست و نباید از آن احساس شرمندگی کند، انگیزه او را برای ادامه درمان افزایش دهید.

۹. امید آنها را افزایش دهید
امید آنها را با یادآوری دلایل ادامه زندگی افزایش دهید. فرقی نمیکند از چه دلایلی استفاده میکنید. شاید کودک آنها یا پدر و مادرشان که به حضور او نیاز دارند، یا ایمان به خدا در این زمینه کمک کند. این دلایل که کاملا به شخص مقابل بستگی دارد، میتواند به آنها کمک کند تا زمان فروکش افسردگی دوام آورند.

۱۰. آنها را بدون قید و شرط دوست داشته باشید
به آنها بفهمانید که میدانید بیماری افسردگی باعث تفکرات، احساسات و رفتارهای آنهاست و شما بدون توجه به این موضوع، به آنها عشق میورزید. علاقه بی‌قید و شرط، میتواند اثر درمانبخش موثری داشته باشد و آنها را از احساس افسردگی رها کند.