پیشینی اثربخشی داروهای ضدافسردگی با استفاده از نوار و نقشه مغزی

پژوهشی که به تازگی در نشریه روانپزشکی جاما (JAMA Psychiatry) منتشر شد، به پیشبینی میزان تأثیرگذاری داروهای ضدافسردگی با استفاده از نوار و نقشه مغزی (qEEG) پرداخته است. آمارهای قبلی میزان عدم اثربخشی داروهای ضدافسردگی در افراد دچار آن را ۱۰ الی ۳۰ از مصرف‌کنندگان داروهای آنتی دپرسانت یا همان ضد افسردگی را تبیین کرده بود. اثر نکردن داروهای ضدافسردگی روند درمانی مراجعان را با مانع بزرگی مواجه می‌کند؛ از این رو یافتن راهکاری که بتواند مناسب‌ترین نسخه درمانی را در اختیار مراجعان قرار دهد از اهمیت فراوانی برخوردار است.

پژوهشگران دریافته‌اند که ثبت امواج مغزی در قالب نوار مغزی و تبدیل آن به نقشه مغزی یا qEEG می‌تواند فعالیت مغز را تحت تأثیر داروهای ضدافسردگی شناسایی کرده و فعالیت لحظه‌به‌لحظه آن را ضبط کند. نقشه مغزی شیوه‌ای است که با دریافت امواج ناشی از فعالیت الکتریکی سلول‌های عصبی و کمی کردن اطلاعات آن امکان موقعیت‌یابی و ارائه تحلیل‌های تشخیصی را فراهم می‌آورد.

دکتر دیگو پیزاگالی، مدیر مرکز مطالعات افسردگی، اضطراب و استرس دانشگاه هاروارد، در جریان این پژوهش ۳۰۰ درمانجو را تحت دارودرمانی با استفاده از زولوفت (سرترالین) قرار داده بود. سرترالین یکی از داروهایی است که روانپزشکان برای کنترل علایم افسردگی و اضطراب، آن را تجویز می‌کنند. نتایج این مطالعه گویای آن بود که رصد میزان فعالیت ناحیه معینی از مغز به نام قشر سینگولیت قدامی (Anterior Cingulate Cortex) به واسطه نوار مغزی (EEG) می‌تواند میزان اثربخشی داروی ضدافسردگی زولوفت یا همان سرترالین را پیش از مصرف توسط درمانجویان پیشبینی نماید.

به گفته پیزاگالی، فعالیت بیشتر ناحیه سینگولیت قدامی (ACC) می‌تواند حاکی از نتیجه‌بخشی بهتر درمان در ماه‌های آتی باشد. فعالیت ناحیه سینگولیت قدامی (ACC) به عنوان یک نشانگر زیستی، توانسته نشانه‌های بالینی افراد افسرده را پس از مصرف سرترالین به مدت ۸ هفته پیش‌بینی کند. در ادامه این پژوهش، درمانجویانی که بر اساس این نشانگر زیستی برای دریافت دارودرمانی «مناسب» لحاظ شدند، مداخله درمانی را دریافت کرده و روند بهبود آنان مورد بررسی قرار گرفت.

در مقابل، برای درمانجویانی که احتمال موفقیت دارودرمانی در آنان کمتر دانسته شد، شیوه ترکیبی دیگری مانند روان‌درمانی در کنار دارودرمانی توصیه شد. شایان ذکر است استفاده از درمان‌های تکنولوژیک مانند تحریک مغناطیسی مغز (rTMS) با فعالسازی یا بازداری فعالیت سلول‌های عصبی توانایی افزایش تأثیرگذاری دارودرمانی را دارد.

پژوهشگران مرکز مطالعات افسردگی، اضطراب و استرس دانشگاه هاروارد به دنبال فردی‌سازی ارائه درمان‌های روانی هستند. آن‌ها می‌خواهند با استفاده از نشانگرهای زیستی مانند اطلاعات نقشه مغزی (qEEG) و ارزیابی‌های روانی، به این توانایی برسند که توصیه‌های درمانی اختصاصی ارائه دهند. به عنوان مثال برای فرد «الف» از دارودرمانی استفاده کرده و برای فرد «ب» ترکیبی از دارودرمانی و تحریک مغناطیسی مغز (rTMS) را به کار ببرند.

بررسی فعالیت ناحیه سینگولیت قدامی (ACC) ارمغان دیگری نیز دارد. یکی از راه‌های کنترل علایم مشکلات و اختلال‌های روانی، آموزش روانی است. در این شیوه با بیان تکنیک‌هایی که می‌تواند انعطاف‌پذیری فرد را در مواجهه با محیط‌های تهدیدزا افزایش دهد، استرس‌های محیطی تحت کنترل فرد درمی‌آید. مثلاً نوشیدن یک لیوان آب یا تنفس عمیق ترفندی است که خیلی‌ها برای کاهش خشم به کار می‌برند. اگر پژوهشگران بتوانند آموزش‌های شناختی را که منجر به افزایش فعالیت این ناحیه می‌شود، شناسایی کنند، آموزش روانی نیز اثربخشی مداخله‌های درمانی را افزایش خواهد داد.

— به نقل از سایک سنترال

(۴۵) بازدید

 

دستگاه درمان وسواس مجوز سازمان غذا و داروی امریکا را دریافت کرد

(۳۸) بازدید  

(۳۸) بازدید

 

نوروفیدبک روشی نوین برای فلج مغزی، اختلالات یادگیری، بیش فعالی نقص توجه (ADHD)

(۵۱) بازدید  

(۵۱) بازدید

 

تاثیر بیوفیدبک و نوروفیدبک بر ارتقا عملکرد ورزشکاران

(۴۵) بازدید  

(۴۵) بازدید

 

امواج مغزی زنان و مردان، گویای تفاوتی عمیق است

ثبت امواج به دست آمده از فعالیت الکتریکی سلول‌های عصبی، از تفاوت امواج مغزی در مردان و زنان حکایت دارد. با این حال، این تفاوت‌ها حتی به چشم با تجربه‌ترین متخصصان علوم اعصاب نمی‌آید. در پژوهشی به رهبری اساتید دانشگاهی آلمان، کامپیوترها وظیفه بازبینی دقیق امواج مغزی ثبت شده در نقشه مغزی (qEEG) را برعهده گرفته‌اند. انواع ارتقاء یافته‌ای از کامپیوترها که مجهز به «یادگیری عمیق» هستند، سرنخ‌هایی از تفاوت امواج مغزی زنان و مردان یافته بودند.

یادگیری عمیق روندی است که در آن یک کامپیوتر به شیوه‌ای مشابه انسان، مراحل یادگیری و کشف روابط تازه در مواجهه با مسائل جدید را دنبال می‌کند. پژوهشگران دانشگاه‌های توینت و زوریخ در کنار همکاران خود در انستیتوی کلینیک مغز آلمان، یافته‌های خود را بر اساس ثبت امواج مغزی و تحلیل آن توسط کامپیوترهای پیشرفته منتشر نموده‌اند.

تمرین‌دهی

مغز زنان و مردان از لحاظ عملکرد و ساختار با یکدیگر متفاوتند، اما هنگامی که به ثبت امواج مغزی می‌رسید، تحلیل متخصصان علوم اعصاب از EEG و qEEG نشانی از تفاوت در امواج نمی‌یافت.

شیوه تحلیلی جدید که با استفاده از یک شبکه نورونی مصنوعی یا همان هوش مصنوعی طراحی شده است، توانست تنها در دو دقیقه، بیش از ۱۰۰۰ گزارش نوار و نقشه مغزی را بررسی نموده و بر اساس آن الگوهای تکرار شده در مغز افراد را یاد بگیرد. پس از این مرحله بود که کامپیوتر توانست فارغ از اطلاعات وارد شده پیرامون جنسیت افرادی که نقشه مغزی آن‌ها ثبت شده است، تفاوت جنسیتی آنان را نشان دهد.

فعالیت بتا

پژوهشگران آلمانی در مرحله بعدی تحقیق خود به دنبال شناسایی دقیق محل تفاوت امواج مغزی در میان زنان و مردان بودند. تفاوت عمده شناسایی شده، در امواج مغزی موسوم به «امواج بتا» (Beta wave) بود. این امواج در بازه ۲۰ الی ۲۵ هرتز قرار می‌گیرند. امواج بتا با توانایی‌های شناختی و عاطفی شناخته می‌شوند.

تحقیقات پیشین نشان داده بود که زنان توانایی بیشتری در شناسایی عواطف دارند؛ از این رو یافته محققان آلمانی می‌تواند با تفاوت ساختاری مغز زنان نسبت به مردان و توانمندی بیشتر آنان در شناخت عواطف، توجیه گردد.

درمان فردی‌سازی شده (Personalized treatments)

به نظر می‌رسد استفاده از کامپیوتر برای ارزیابی جنسیتی، شیوه‌ای پیچیده باشد. با این حال سؤال جالبی که مطرح می‌شود این است که آیا زنان و مردان به شیوه عصبی یا روانی متفاوتی در قبال راهکارهای درمانی پاسخ می‌دهند؟ سؤال دیگری که بر اساس پاسخ پرسش پیشین مطرح می‌گردد این است که آیا می‌توان راهکارهای درمانی مبتنی بر جنسیت کارآمدتری طراحی و تجویز نمود؟

فارغ از نتایجی که به آن اشاره شد، می‌توان با اطمینان به این اعتقاد رسید که گزارش‌های خام EEG و qEEG اطلاعات بسیاری بیشتری از آنچه به چشم می‌آید در خود نهفته دارند. تحقیق‌های قبلی که شامل استفاده از ترکیب نقشه مغزی و یادگیری عمیق بود، بر مطالعات خواب تمرکز یافته بود. یکسری دیگر نیز بر پاسخ‌های انسانی به موسیقی و مراحل ابتدایی ابتلا به مشکلات مغزی توجه داشت. تمامی آنچه در این مقاله به آن پرداختیم نشان‌دهنده دلایلی کافی بود که کشف و کاوش بیشتر پتانسیل‌های موجود در ثبت امواج مغزی را ایجاب می‌نماید.

— به نقل از ساینس دیلی

(۶۲) بازدید

 

درمان غیر دارویی میگرن: بیوفیدبک، نوروفیدبک و تحریک مغناطیسی مغز (rTMS)

(۵۲) بازدید  

(۵۲) بازدید

 

رویارویی درمان‌های غیر دارویی و درمان‌های تکنولوژیک

(۸۹) بازدید  

(۸۹) بازدید