نوشته‌ها

من عصبانی هستم؛ بیوفیدبک آرامم می‌کند

فشارهای روانی عمدتاً با احساس خشم همراه هستند. بیوفیدبک با کاهش فشارهای روانی یا همان حالات توأم با بی‌قراری که عمدتاً آن را «استرس» می‌خوانیم، به عنوان یک مداخله درمانی برای کاهش خشم، معرفی شده است. در یک طرح پژوهشی به رهبری چارلز جی. چاپمن، تأثیر بیوفیدبک در مدیریت خشم مورد مطالعه قرار گرفته است. در این پژوهش با استفاده از نمرات مرتبط با ضربان قلب و تعداد دفعات دم و بازدم، اثربخشی مداخله بیوفیدبک، سنجیده شد.

در فاز اجرایی این پژوهش، گروهی از افرادی که با مشکلات فوران ناگهانی خشم به متخصصان مراجعه کرده بودند، پیش و پس از دریافت ۱۲ جلسه بیوفیدبک، مقایسه شدند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که درمان متناوب با استفاده از بیوفیدبک، منجر به کاهش فوران احساس خشم شده است. همچنین پیگیری یک هفته‌ای و یک ماهه از مراجعان، بر پایداری تأثیر بیوفیدبک پس از اتمام جلسات خبر می‌دهد.

بیوفیدبک که جزو درمان‌های تکنولوژیک به شمار می‌آید، شیوه ای غیر تهاجمی است (نیازی به عمل جراحی ندارد) که با دقت بالا و کمترین عوارض جانبی صورت می‌گیرد. در بیوفیدبک با ارائه‌ی آموزش به درمانجو و دریافت بازخورد از عملکرد بدن، درمانجو می‌آموزد که در برابر شرایطی که برای وی ایجاد اضطراب، خشم یا دلهره می کند، کنترل خود بر عملکردهای غیر ارادی بدن را حفظ نموده و عملاً با تنظیم علائم فیزیکی بدن، آن را مهار نماید.

کسب آگاهی پیرامون خشم و عصبانیت، گام نخست برای درک ضرورت مداخله، جهت کاهش عصبانیت است. عصبانیت حالت هیجانی رایج و معمولی است که ممکن است ما را به سوی مشکل سازترین موقعیت‌ها هدایت کند. چنین هیجانی عمیقاً ریشه در ویژگی‌های زیست شناختی ما دارد. این احساس واکنشی در برابر خطر، بر اساس میل به مبارزه یا گریز است.

هنگامی که با موقعیتی متفاوت با انتظار خود روبرو می‌شویم یا احساس می‌کنیم مورد تعدی، بی‌احترامی، بدرفتاری و تهدید قرار گرفته‌ایم، احساس عصبانیت به ما دست می‌دهد. اگر این احساس، خیلی شدید باشد، مهار و جلوگیری از آن بسیار مشکل خواهد بود. هر چه زودتر بتوانیم نشانه‌های عصبانیت را تشخیص دهیم، در کنترل آن به توفیق بیشتری خواهیم رسید. عصبانیت نه تنها نباید انکار یا منع شود، بلکه لازم است ابراز شود؛ اما به طریقی معقول که آثار زیان‌بخشی برای ما و روابطمان نداشته باشد و ترجیحاً به بهبود موقعیمان بینجامد.

وقتی عصبانیت خود را بروز نداده و هیچ عکس العملی در قبال آن انجام نمی‌دهیم، فشار روانی حاصل از آن در درون ما حبس می‌شود. این فشار روانی منع شده به طور نیمه هوشیار تا حد زیادی ما را به خود مشغول می‌کند و استرسی در ما به وجود می آورد که بر قابلیت درک واقع بینانه، تأثیر منفی می‌گذارد. در نتیجه تمایل پیدا می‌کنیم همه چیز را به شیوه‌ای منفی ببینیم و نتوانیم آن طور که باید، بهترین راه را انتخاب کنیم.

این چرخه باطل، می‌تواند باعث ایجاد افسردگی شود. هرگاه متوجه شدید در مورد موقعیتی دچار افسردگی ناشی از عدم ابراز عصبانیت شده‌اید، ابراز آن به شما کمک خواهد کرد تا میزان قابل توجهی از حس غمگینی شما از بین برود.

عصبانیت فرصتی به ما می‌دهد که بتوانیم در مورد خودمان درس‌هایی بیاموزیم. برای آموختن این درس‌ها، نخست باید احساس عصبانیت خود را بپذیریم و به خود بگوییم من الان عصبانی هستم. در نتیجه بهتر می‌توانیم بفهمیم چه چیزی ما را این طور برانگیخته، یا چه چیز باعث شده احساس کنیم مورد تعدی قرارگرفته‌ایم. پس از آن قادر خواهیم بود انرژی حاصل از عصبانیت را به طریقی معقول در بهبود موقعیت به کار گیریم. به این معنی که به طریقی معقول به گفتگویی توأم با همدلی و درک متقابل بپردازیم و برای ایجاد حدود و هنجارهای جدید و یا اعمال تغییرات لازم و تسلط یافتن بر زندگی مان تلاش کنیم.

جمع‌بندی

  • عصبانیت حالت هیجانی رایج و معمولی است.
  • عصبانیت ریشه در ویژگی‌های زیست شناختی دارد.
  • تشخیص نشانه‌های عصبانیت، کنترل آن را آسان می‌کند.
  • عصبانیت باید ابراز شود، نه انکار یا منع.
  • ما توانایی کنترل عصبانیت و فشار روانی ناشی از آن را داریم.
  • همواره در پس یک واکنش خشمگینانه، علتی نهفته است.

منابع:

نورورگولیشن

مجله جامعه، شماره ۳ و ۴، اردیبهشت ۱۳۸۴

انتهای پیام / آ.ق.

 

اینفوگرافی: سندروم روده تحریک‌پذیر

برای دریافت فایل با کیفیت این اینفوگرافی، کلیک کنید.

اینفوگرافی

سندرم روده تحریک‌پذیر نوعی اختلال در عملکرد روده است که با درد مزمن در ناحیه شکم، احساس ناراحتی، نفخ و تغییرات در عادات روده‌ای مشخص می‌شود. بر اساس تخمین‌ها، بیش از ۷۵ درصد مبتلایان به سندروم روده تحریک‌پذیر، از وضعیت خود آگاهی ندارند. پژوهشگران می‌گویند ۳ تا ۲۰ درصد از بزرگسالان با سندروم روده تحریک‌پذیر دست و پنجه نرم می‌کنند. بیشتر مقالات شیوع این اختلال را ۱۰ تا ۱۵ درصد از کل جمعیت بزرگسال پیش‌بینی کرده است.
سندروم روده تحریک‌پذیر در زنان تقریباً دو برابر بیشتر از مردان بروز می‌یابد و اغلب در افراد زیر ۴۵ سال آشکار می‌شود. برای اطمینان از این تشخیص، باید دست‌کم ۶ ماه از آغاز علائم گذشته باشد و در سه ماهه گذشته آخر آن، دست‌کم ۳ بار علائم سندروم روده تحریک‌پذیر عود کرده باشد. هر چند سندروم روده تحریک‌پذیر درمان ندارد، اما علائم آن می‌تواند با ترکیبی از شیوه‌های زیر برطرف گردد:
۱. تغییر عادات تغذیه‌ای
۲. دارو درمانی
۳. پروبیوتیک‌ها
۴. بیوفیدبک

 

مغز، ابزار قدرتمندی برای بهبود مشکلات گوارشی است

چگونه درمان‌های مبتنی بر روانشناسی، می‌تواند نشانه‌های اختلال در هاضمه را کاهش دهد؟

آیا می‌دانستید که شکم شما به عواطف شما مرتبط است؟

مغز، فرمانده دستگاه عصبی مرکزی ماست؛ اما به تازگی اعصابی در سیستم گوارشی ما پیدا شده است که با کمی استقلال از دستگاه عصبی عمل کرده و حتی بر روحیه ما تأثیر می‌گذارد. در واقع شکم ما، سروتونین بیشتری نسبت به مغزمان آزاد می‌کند. ما در شرایط عادی، آزاد شدن سروتونین را اغلب با دریافت یک «حس خوب» درک می‌کنیم. شاید همین دلیلی باشد برای عبارات عجیب غریبی که گاهاً به کار می‌بریم: «دلشوره دارم»، «قند تو دلم آب شد»، «تو دلم دارن رخت می‌شورن». حتی شاید دلیل این‌که وقتی افسرده هستیم، مشکلاتی در گوارشمان پیش می‌آید، همین باشد. از سوی دیگر، وقتی شکم پیچه شدید داریم، روحیه فلاکت‌باری به سراغمان می‌آید.

دکتر جودیت شِمِن مدیر برنامه بیماری‌های گوارشی و مؤسسه جراحی کلینیک کِلیولند می‌گوید: «درد هم محتویات فیزیکی و هم محتویات روانی دارد. باید به هر دوی آن‌ها به یک اندازه توجه کنیم.» به گفته او دردی که احساس می‌کنیم تحت تأثیر افکار ما و بستری است که آن را درک می‌کنیم. به عنوان مثال وقتی یک فوتبالیست در برابر تکل شدید بازیکنان تیم مقابل قرار می‌گیرد، علی‌رغم ضربه شدیدی که وارد می‌شود به بازی خود ادامه می‌دهد.

از سویی دیگر انتظارات ما از درد، در میزان آن تأثیر دارد. فردی که مداوم از خود می‌پرسد «تا کی این درد قرار است ادامه داشته باشد؟» معمولاً درد بیشتری را درک می‌کند. حتی پیش‌فرض‌های ما از یک ضربه بیرونی در میزان دردی که حس می‌کنیم تأثیرگذارند. به عنوان مثال اگر انتظار داشته باشیم که یک عمل جراحی سرپایی، قرار است درد زیادی را پس از عمل به دنبال داشته باشد، بی‌شک همینطور خواهد شد.

دکتر شمن با اشاره به سندروم روده تحریک پذیر و تاکید بر توانایی مغز انسان در بهبود بخشیدن به درد فیزیکی خود می‌گوید: «تقریباً هر کسی که سندروم روده تحریک پذیر یا IBS داشته باشد، می‌تواند از آموزش رفتاری – پزشکی برای بهبود خود استفاده کند.

این ابزارها کدام‌اند؟

۱. بیوفیدبک

در این تکنیک، مراجعان با استفاده از دستگاهی که نشانگرهای روان‌تنی را نشان می‌دهد قادر به شناسایی واکنش‌های روان‌تنی خود به استرس و یادگیری راهکارهای سازگارانه خواهند شد. منظور از نشانگرهای روان‌تنی، همان مواردی است که علائم طبیعی بدن انسان است و همزمان با روحیه و خلق ما ارتباط تنگاتنگی دارد. ضربان قلب، فشار خون، تعداد تنفس، دمای بدن و بالا و پایین آمدن شکم که نشان‌دهنده تنفس عمیق است، نمونه‌هایی از نشانگرهای روان‌تنی به شمار می‌آیند.

۲. ریلکسیشن عمیق

این رویکرد شامل رهاسازی ماهیچه‌ای، تصور، موسیقی آرامبخش و تنفس عمیق است. با این شیوه اندورفین زیادی در بدن آزاد می‌شود. اندورفین همان ماده‌ای است که عامل کاهش حس درد در انسان و به نوعی مسکن درونی بدن است.

۳. سی‌بی‌تی: رفتار درمانی شناختی

این شیوه درمانی برای آموزش مهارت‌های سازگاری، طراحی شده است. با استفاده از رفتار درمانی شناختی، می‌توان اضطراب و استرس را تا حدود زیادی کنترل کرد. پژوهش‌های زیادی کارآمدی سی‌بی‌تی را در مبتلایان به سندروم روده تحریک‌پذیر تایید کرده‌اند.

— به نقل از کلینیک کِلیولند

 

بیوفیدبک و تحریک الکتریکی مغز: تازه‌ترین پژوهش‌ها

بیوفیدبک (Biofeedback)

۱) ساینس دایرکت: مدیریت استرس نوجوانان در مراکز مراقبت‌های اولیه: پژوهشی جدید به رهبری الیزابت بی‌میسون به راهکارهای برطرف کردن استرس نوجوانان پرداخته است. این پژوهش که در فاز اجرایی آن از بیوفیدبک یا بازخوراند زیستی برای تثبیت تنفس دیافراگمی به کار رفته است، توانسته تنش نوجوانان دچار استرس را به شکل چشم‌گیری کاهش دهد.

۲) دانشگاه فناوری کوئینزلند: پژوهش‌های پیشین در بررسی تأثیر بیوفیدبک یا بازخوراند زیستی بر عملکرد فردی در بازی‌های متنوع، صرفاً بر بازی‌ها تک‌نفره (Single player games) تمرکز داشته است. تحقیقی که توسط آیدان سوزا و مدیسون کلارکووسکی انجام گرفته است، نشان می‌دهد بیوفیدبک در عملکرد افراد در بازی‌های چندنفره تأثیرگذاری بیشتری دارد.

۳) ژورنال صدا: دینا کاویتزکی و تارا مک‌الیستر در تحقیقی نوین در دانشگاه نیویورک، با بررسی زنان فراجنسیتی، تأثیرگذاری بیوفیدبک بر زنانگی صدا را مورد آزمون قرار دادند. یافته‌های این دو پژوهشگر گویای تغییر لحن و صوت صدای زنان فراجنسیتی با استفاده از بیوفیدبک و افزایش زنانگی آن بوده است. به گفته محققان افزایش گستره استفاده از بیوفیدبک و عبور آن از اضطراب و مشکلات روان‌تنی، افق جدیدی را در حوزه‌های پژوهشی ترسیم می‌نماید.

۴) هرالد اکسترا: زنان، سوء مصرف الکل و مهارت‌های سازگاری پس از ترک: اگر کسی ولع مصرف الکل داشته باشد، بیوفیدبک به وی کمک خواهد کرد که حواس بدنی خود را شناسایی کرده و بر اساس آن استراتژی‌های مناسبی را بر اساس نیازهای جسمی خود برای جلوگیری از بازگشت به مصرف طراحی نماید.

تحریک الکتریکی مغز (Transcranial Direct Current Stimulation: tDCS)

۱) ژورنال تحریک مغز: پژوهشگران بلژیکی با استفاده از تحریک الکتریکی مغز (tDCS) و اعمال آن بر نواحی معینی از قشر پیشانی مغز که با مخفف DLPFC شناخته می‌شود، توانسته‌اند علائم انواع اختلال هوشیاری را کاهش دهند. اختلال هوشیاری مینمال(Minimally Conscious State)  و زندگی نباتی (The Vegetative State) مراحلی هستند که ممکن است پس از فرو رفتن در اغماء بروز یابند. در صورت گسترش تحقیقات این پژوهشگران، امیدها برای بازگرداندن هوشیاری به افرادی که در آستانه کُما هستند افزایش می‌یابد. همچنین می‌توان به ارتقای سطوح هشیاری افراد پس از سپری کردن یک عمل جراحی امیدوار گشت.

۲) دانشگاه جیمز مدیسون: لیندزی میشل شونگر با انتشار مقاله‌ای، تجربیات خود را در به کار بست تحریک الکتریکی مغز (tDCS) در اختلال دیسفاژی با سایر محققان به اشتراک گذاشت. دیسفاژی اختلالی است که با دشواری در بلع غذا همراه است. سابقه پژوهشی و درمانی شونگر در تعامل با افراد مبتلا به دیسفاژی پیشتر توانسته بود تأثیرگذاری بالای تحریک الکتریکی مغز را بر بهبود علایم این اختلال نشان دهد.

۳) ساینس ترندز: تحریک الکتریکی مغز و اسکیزوفرنی: محققان علوم اعصاب پیشتر توانسته بودند ضعف‌های ارتباطی مغز را در اختلال روان‌گسستگی یا اسکیزوفرنی بیابند. ضعف در شبکه‌های نورونی نواحی پیشانی جداری و شبکه‌‌های درون نیمکره‌ای مغز از شاخصه‌های بارز اسکیزوفرنی به هنگام مطالعه مغز افراد مبتلا است. تحریک نواحی درگیر در روان‌گسستگی با استفاده از شیوه تحریک الکتریکی مغز یا tDCS، منجر به کاهش علایم اختلال در افراد اسکیزوفرنیک می‌شود.

۴) یوروپ پی‌ام‌سی: تأثیر تحریک الکتریکی قشر مغز (ECS) و تحریک فراجمجمه‌ای مغز (tDCS) بر مغز موش‌های دچار جراحت مغزی شدید: تحریک‌های الکتریکی مغز، نتایج پایداری در ارتقای عملکرد موش‌ها داشته است. با گسترش پژوهش‌های مرتبط و اثبات تاثیرگذاری شیوه‌های جدید بر مغز انسان، راهکار نوینی برای بهبود آثار آسیب‌های مغزی شدید ناشی از ضربه به جامعه پزشکی و روانشناسی ارائه خواهد گشت.

 
qEEG, rTMS, tDCS, Biofeedback, Neurofeedback

نوروساینس بالینی، گزارش 20 شهریور 1397

 

بیوفیدبک

۱) محققان دانشگاه فلوریدای مرکزی، به راهکاری جدید برای کنترل استرس معلمان تازه کار رسیده‌اند. آنان با استفاده از بیوفیدبک (بازخوراند زیستی)، توانسته‌اند عمکلرد این معلمان تازه کار را —که در مدارس راهنمایی واقع در محله‌های قشر پایین‌تر امریکا فعالیت دارند— افزایش دهند.

۲) اسپرینگر: کاربرد بیوفیدبک در ورزش: پژوهشگری هندی با بررسی عملکرد ورزشکاران رشته‌های دو و میدانی، به نتایجی مبنی بر تأثیرگذاری بیوفیدبک (بازخوراند زیستی) بر میزان ارتفاع پرش ورزشکاران دست یافته است.

۳)  اسپوتنیک: دانشمندان روس در مطالعه‌ای جدید نشان داده‌اند که چگونه بیوفیدبک می‌تواند به کمک کسانی بیاید که از اختلال‌های آوایی رنج می‌برند.

۴) سایکولوژی تودی: چگونه بدون استفاده از دارو، با اضطراب خود کنار بیاییم:بیوفیدبک و مراقبه، راهکارهای اساسی هستند.

تحریک الکتریکی مغز (tDCS)

۱) تیلور فرانسیس آنلاین: پژوهشگران کانادایی میزان تأثیرگذاری تحریک الکتریکی مغز (tDCS) را بر روی حس ولع بررسی کردند. حس ولع عامل اساسی در بروز اختلال‌های خوردن است.

۲) دانشگاه دلاویر: کارآمدی تحریک الکتریکی مغز در افزایش انعطاف پذیری عصبی و یادگیری حرکتی، پس از سکته‌های مغزی: tDCS بار دیگر امتحان خود را پس داد.

۳)  سامانه مدیریت نشریات علمی: محققان ایرانی اثربخشی درمان tDCS بر کارکردهای اجرایی بازماندگان جنگی مبتلا به PTSD را مورد آزمون قرار دادند. اختلال استرس پسا سانحه‌ای، اختلالی رایج در میان سربازان کهنه‌کار و افرادی است که با حجم غیرقابل تحملی از استرس رو به رو شده‌اند.

۴) ابیسکو: متخصصان علوم اعصاب بلژیک با استفاده از نوع خاصی از ثبت فعالیت‌های مغزی، میزان تأثیرگذاری تحریک الکتریکی مغز (tDCS) بر حالات مرضی «وزوز گوش» را مورد مطالعه قرار دهند. این شیوه خاص از ثبت اطلاعات مغزی، مبتنی بر پتانسیل وابسته به رویداد است که با استفاده از دستگاه‌های ثبت نقشه مغزی یا qEEG انجام می‌گیرد.

۵) امپر + مد اسکیپ: تحریک الکتریکی مغز، توانسته توانایی نام‌گذاری افراد پس از سکته‌های مغزی را بهبود بخشد. از سوی دیگر تحقیقات انجام گرفته در امریکا ثابت می‌کند تحریم الکتریکی مغز یا tDCS می‌تواند آفازی (عدم قدرت تکلم) افراد درگیر با سکته مغزی را بهبود بخشد.

۶) مدلینکس: کارآیی درمانی تحریک الکتریکی مغز (tDCS) در اختلال‌های آوایی چیست؟

نوروفیدبک

۱) د پوچ تایمز: نوروفیدبک: راهکاری برای بازگرداندن توانایی تمرکز به مغز شما: داستان یک مراجع را بخوانیم.

۲) دانشگاه مونت فورت: محققان دانشگاه DMU بریتانیا، با استفاده از نوروفیدبک، راهکار جدیدی را برای درمان افسردگی پیشنهاد داده‌اند.

۳) پرس باکس آلمان: درمان نوروفیدبک به عنوان راهکاری بدون از دست رفتن رهیافت‌های درمانی: فراتحلیل پژوهشگران ثابت کرده است که نوروفیدبک به کمک کودکان بیش فعال می‌آید.

نقشه مغزی (qEEG) و نوار مغزی (EEG)

۱) ساینس دایرکت: نقشه مغزی می‌تواند یک نشانگر زیستی در تشخیص، تعیین روند درمان و حتی پیش بینی اثر بخشی روش‌های درمانی در اختلال‌های عاطفی باشد.

تحریک مغناطیسی مغز ( TMS and rTMS)

۱) فرونیتر: تحریک هر دو نیمکره مغز با استفاده از دستگاه تی‌ام‌اس یا تحریک مغناطیسی مغز منجر به بهبود عملکردهای شبکه‌ای مغز و همچنین عملکردهای شناختی درمانجویان مبتلا به اختلال دو قطبی می‌شود.

 

برگه‌ها