اختلال اضطراب بیماری

اختلال اضطراب بیماری

اختلال اضطراب بیماری

اختلال اضطراب بیماری

تعریف اختلال

اختلال اضطراب بیماری یکی از اختلالات روانشناختی است که در سال ۲۰۱۳ توسط انجمن روانپزشکی ایالات متحده آمریکا در DSM-5 برای اولین بار اختلالی مجزا تعیین شد. این بیماری افرادی را شامل می شود که با بیمار شدن یا ابتلای به نوعی بیماری اشتغال ذهنی فراوان دارند به گونه ای که این مساله تبدیل به یک مشکل جدی شده و در عملکرد و زندگی عادی فرد مشکل ایجاد می کند. این اختلال جزو اختلالات جسمانی طبقه بندی شده است. این به این معنا است که معمولا اشتغال ذهنی به مبتلا شدن به یک بیماری عمدتا جسمانی است. توجه داشته باشید که در این اختلال برخلاف خود بیمارانگاری یا اختلال علائم جسمانی فرد اعتقاد راسخ ندارد که حتما بیماری خاصی دارد. بلکه همانطور که از نامش پیدا است بیشتر اضطراب و اشتغال ذهنی به بیماری می باشد. براساس کتاب راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی (DSM-5) در توضیح تفاوت بین این دو اختلال روانشناختی، اختلال علائم جسمانی زمانی تشخیص داده می شود که علائم جسمانی وجود داشته باشد و این در حالی است که در اختلال اضطراب بیماری علائم جسمانی و بدنی چندانی وجود ندارد و فرد عمدتا با این عقیده دل مشغول است که بیماری خاصی دارد. این تشخیص در مورد کسانی هم که بیماری پزشکی دارند و کسانی که فکر می کنند بدترین سرانجام ممکن را خواهند داشت، به کار می رود.

شیوع این اختلال جدای از داده های مربوط به اختلال علائم جسمانی یا خود بیمارانگاری به درستی مشخص نیست و این داده ها شیوعی در حدود ۴ تا ۶ درصد در جمعیت بالینی پزشکی عمومی را تخمین می زنند. در پیمایش دیگری حدود ۱۵ درصد افراد در جمعیت عمومی در مورد بیمار شدن و در نهایت ناتوان شدن اشتغال ذهنی داشتند. می توانانتظار داشت که این تشخیص در افراد سالمند بیشتر از جوانان گذاشته شود. تا به الان شواهدی وجود ندارد که این تشخیص در نژادهای مختلف یا بر حسب جنسیت، موقعیت اجتماعی، سطح تحصیلات و وضعیت تاهل شایع تر باشد.

علائم

طبق ملاک هایی که در DSM-5 ذکر شده است، ملاک های تشخیصی عمده برای اختلال اضطراب بیماری این است که بیمار با این عقیده اشتباه مشغله ذهنی دارد که مبتلا به بیماری وخیمی است یا در آینده دچار آن خواهد شد و علائم یا نشانه های جسمانی چندانی هم ندارد. همچنین لازم است تا این باور اشتباه حداقل به مدت ۶ ماه طول کشیده باشد و شواهد بالینی پزشکی از وجود یک بیماری در فرد موجود نباشند. همچنین آزمایشات و بررسی های عینی پزشکی صورت گرفته نباید مشکل خاصی را تشخیص داشته باشند. یکی از مواردی که باید نسبت به این اختلال از آن آگاه بود این است که این اشتغال ذهنی  به اندازه وجود یک هذیان در فرد قوی و نیرومند نیست (هذیان به معنای یک باور اشتباه در فرد است که اعتقاد راسخ به درستی آن دارد و در دو حالت افکار عجیب غریب و افکار عادی خود را نشان می دهد. مثلا فرد اعتقاد دارد که هنرپیشه کشورش عاشق او شده است و یا این که سرویس های امنیتی به دنبال او هستند). اضطراب در مورد بیماری باید ناتوان کننده باشد و سبب ناراحتی هیجانی یا تخریب توانایی های فرد در رابطه با عملکرد فرد در حوزه های مهم زندگی شود. برخی از افراد مبتلا به اختلال اضطراب بیماری این امکان را دارند که به دیدن پزشک بروند و برخی دیگر هم امکان دارد که نروند. با این حال، بیشتر این بیماران مراجعات مکرر به پزشکان و سایر مراقبت های پزشکی دارند.

افراد و بیماران مبتلا به اختلال اضطراب بیماری مانند افرادی که دارای اختلال خود بیمارانگاری هستند،این عقیده را دارند که مبتلا به یک بیماری جدی هستند که تشخیص داده نشده است و نمی توان آنها را نیز در رابطه با نبود مشکل راضی و قانع کرد. آنها ممکن به این فکر بچسبند که مبتلا به بیماری خاصی هستند و یا این که با گذشت زمان به این نتیجه برسند که به بیماری دیگری مبتلا شده اند. اعتقاد آنها در مورد مبتلا شدن به بیماری علی رغم این که نتیجه منفی آزمایش ها، سیر خوش خیم بیماری فرض شده آنها در طول زمان و اطمینان بخشی مناسب از سوی پزشک همچنان ادامه می یابد. اشتغال ذهنی آنها با بیماری در تعامل با خانواده، دوستان و همکاران خدشه وارد می کند. این افراد اغلب معتاد به جستجوهای اینترنتی در ورد بیماری ها هستند و از اطلاعاتی که پیدا می کنند به سمت بدترین نتایج و استنباط ها از انها گرایش دارند. DSM-5 علائم این اختلال را به صورت زیر بیان کرده است:

  1. مشغولیت ذهنی با ابتلا به کسب بیماری جدی
  2. علائم جسمانی وجود ندارد و یا این که در صورت وجود، دارای شدت خفیفی هستند. اگر یک بیماری پزشکی وجود دارد و یا این که احتمال خطر بالایی برای ابتلا به یک بیماری پزشکی وجود دارد (مثل وجود سابقه خانوادگی محکم) مشغولیت ذهنی به وضوح افراطی یا نامتناسب با آن است.
  3. سطوح بالای اضطراب در مورد سلامتی وجود دارد و فرد به سهولت درباره وضعیت سلامتی خود هراسان می شود.
  4. فرد به اقدامات افراطی در مورد سلامتی خود می پردازد (مثل وارسی مکرر بدن خود برای یافتن علائم بیماری) یا اجتناب های نامناسب دارد (مانند خودداری از ویزیت توسط پزشک یا رفتن به بیمارستان).
  5. مشغولیت ذهنی در مورد بیماری باید حداقل ۶ ماه وجود داشته باشد، اما نوع بیماری عامل ترس بیمار در طول این مدت ممکن است که تغییر کند.
  6. مشغولیت ذهنی مربوط به بیماری را نمی توان به اختلال روانی دیگری مانند اختلال علائم جسمانی، اختلال پانیک یا هراس، اختلال اضطراب فراگیر، اختلال بدریخت انگاری بدن، اختلال وسواسی- جبری یا اختلال هذیانی نوع جسمی بهتر توضیح داد.

دلایل

با وجود وجود این بیماری در جمعیت های بالینی و عمومی و مراجعات مختلف به درمانگاه های پزشکی و روانشناختی، علت اصلی آن هنوز به خوبی مشخص نیست. در توضیح و تبیین علت این اختلال نظریه های مختلف روانشناختی بیان شده اند. در مدل یادگیری اجتماعی بیان می شود که در این اختلال ترس از بیماری نوعی تقاضای ایفای نقش بیمار در رابطه با محیط و اطرافیان است. در این قالب علائم و نشانه های این اختلال در حقیقت می تواند درخواستی باشد از پذیرش نقش بیمار از جانب کسی که خود را با مسائل ظاهرا غیر قابل حل و غلبه ناپذیر روبرو می بیند. نقش بیمار راه گریزی برای بیمار است که به او امکان دهد از تعهدات و تکالیف معمول خود معاف شود.

در کنار این توضیح  علت شناسی، دیدگاه روانکاوی وجود دارد که به صورت پیش فرض معتقد است که انسان تحت تاثیر نیروهای ناخودآگاهش است و در رفتارهایش به دنبال کاهش تنش ها و تعارضات ناشی از تقابل بین بخش های مختلف ناخودآگاه است. دیدگاه مکتب روانکاوی در مورد اختلال اضطراب بیماری این است که تمایلات خصمانه و پرخاشگرانه نسبت به دیگران که در ناخودآگاه فرد وجود دارد، به علائم بدنی مانند شکایات جسمانی خفیف و جزئی و یا ترس از بیمار شدن تبدیل شده است. خشم فرد مبتلا به اختلال اضطراب بیماری همچون بیماران مبتلا به اختلال علائم جسمانی (خود بیمارانگاری) می تواند ریشه در سرخوردگی ها، سرکوب ها و روابط نامناسب با والدین در دوران گذشته تحولی و رشدی فرد باشد. طردها و فقدان های گذشته باعث شده اند تا این ترس ها و خشم ها به شکل زبان بدن خود را نشان دهند. به همین شکل ترس از بیماری نیز به عنوان دفاعی در مقابل احساس گناه، احساس شرارت ذاتی، ابراز عزت نفس پایین و نشانه ای از توجه مفرط به خود تلقی می شود. بیماری که فرد از مبتلا شدن به آن ترس دارد همچنین ممکن است به عنوان مجازاتی برای خطاهای تخیلی یا واقعی گذشته تلقی شود. ماهیت روابط فرد با افراد مهم زندگی او در گذشته ممکن است دارای اهمیت باشند. مثلا والدی که در اثر بیماری خاصی فوت کرده است، ممکن است محرمی برای ترس از بروز همان بیماری در فرزندان او باشد. نوع ترس فرد نیز که خود را نشان می دهد ممکن است نمادی باشد که تعارض های ناخود آگاه فرد را در بر داشته باشد که در نوع بیماری که فرد از آن می ترسد یا عضو بدنی مربوطه مثل قلب یا کلیه و غیره خود را منعکس کند.

با این حال در مواردی نیز این امکان وجود دارد که هر دوی این تبیین ها و علت شناسی ها درباره این افراد صدق کند. در رابطه با این قضیه می توان گفت که فرد مبتلا به اضطراب بیماری به دلیل مشکلاتی که قبلا در دوران کودکی خود داشته است، سعی در سرکوب احساسات ناخوشایند ناشی از آن دوران در ناخودآگاه خود دارد. در این حالت فرد احساسات منفی را که تجربه کرده است (مانند ترس، غم، اندوه، احساس گناه، خشم و خصومت) به دلیل این که نتوانسته است آنها را در کودکی و نسبت به منبع آن هیجانات نان دهد، در بزرگسالی و یا همان کودکی و در طول تحول تبدیل به اشتغال ذهنی کرده است و علائم بالینی را نشان داده است. در این حالت با وجود مشکل و بیماری در فرد و جلب توجه و صمیمیت اطرافیان و به خصوص والدین، او توانسته است بر احساسات منفی خود غلبه کند. در مواردی هم این علائم و نشانه ها می توانند نوعی ابراز خشم و به دردسر انداختن منابع ایجاد این خشم ها باشند. با این حال، این کار نقش بیمار را به فرد می دهد و می تواند او را از مسئولیت ها و تعهدهایش بری کند و از طرف دیگر نیز امتیازاتی را به دست آورد. در این حالت و با جلب توجه اطرافیان فرد ترجیح می دهد تا نقش بیمار را حفظ کند. این به معنای برد برای او است. در این حالت از آنجایی که با داشتن بیماری منفعت هایی را به دست می آورد و رفتار بیماری تقویت می شود، فرد به رفتار خود ادامه می دهد. این باعث می شود تا هم جلب توجه را داشته باشد و هم این که در نقش خود و دریافت منافع باقی بماند.

عوامل خطرساز

ژنتیک یکی از مواردی است که می تواند در این بیماری نقش بازی کند. این موضوع مخصوصا زمانی بیشتر خود را نشان می دهد که فرد دارای اختلالات دیگری مانند اضطراب و افسردگی است و این مشکلات در اطرافیان و نزدیکان درجه یک فرد وجود دارد. با این حال، طبق مدل استرس- دیاتز، این بیماری در مواقعی خود را نشان می دهد که محیط نیز شرایط لازم را برای بروز آن و در حضور ژنتیک امکان پذیر کند. این محیط همان ارتباطات با والدین و مراقبان فرد در گذشته است که با سبک فرزندپروری آنها رابطه دارد و با ایجاد هیجانات منفی و سرکوب آنها همراه بوده است. در نتیجه به صورت کلی می توان وجود ژنتیک و محیط ناسالم در این افراد را از جمله عوامل خطرساز دانست.

این نکته نیز حائز اهمیت است که بیان شود که در این افراد معمولا اختلال با اتفاق افتادن یک حادثه ناگوار و از روانی ناراحت کننده برای فرد بروز می کند. بیشتر اختلالات روانی به این شکل نیستند که خود به خود و ناگهانی شروع شوند. معمولا آنها با توجه به وجود ژنتیک خاص مرتبط با خود، نیاز به یک محرک فعال کننده دارند تا خود را نشان دهند. در همین رابطه نیز در اختلال اضطراب بیماری معمولا بعد از اتفاق افتادن یک حادثه ناگوار برای فرد می توان انتظار شروع آن را داشت.

عوارض

اختلال اضطراب بیماری به گونه ای است که هر چه فرد در رابطه با وجود بیماری های مختلف در ارتباط باشد، امکان این که به فکر ترس از مبتلا شدن به آنها باشد، بیشتر می شود. در موارد دیگر معمولا پیش می آید که فرد در خانواده دارای اطرافیانی با ابتلا به یک بیماری ژنتیکی و یا خاص هستند. در این حالت مجدد حضور این بیماری می تواند مراجعات مختلف به پزشک ها و معاینات مختلف را به همراه داشته باشد. این مراجعات می تواند خالی از فایده نباشد با این حال این تا زمانی است فرد اطمینان خاطر پیدا کند. ولی در این افراد نه تنها این اطمینان خاطر چندان حاصل نمی شود بلکه با هزینه های زیاد و انجام معاینات و آزمایش های مختلف همراه است. در کنار مشکلاتی که هزینه ها می توانند برای فرد به همراه آورند، ارتباطات با نزدیکان نیز می تواند دچار مشکل شود. فرد این امکان برایش وجود دارد که همواره در پی مبتلا نشدن به انواع بیماری و مخصوصا بیماری های واگیر و مسری ارتباطاتش را کم کند و تنهایی را برگزیند. در رابطه با شغل نیز این مساله وجود دارد که فرد نتواند در محیط کار و با تمرکز کارش را انجام دهد. شدت گرفتن اختلال در مواقعی از ماه و یا سال می تواند رفت و آمد فرد را محدود کند و همین مساله غیبت های مختلف را برای او در موقعیت های کلاسی و کاری به همراه خواهد داشت. در رابطه با این بیماران یکی از مشکلاتی که وجود دارد اعتیاد به اینترنت است. آنها همواره در پی جستجو کردن انواع بیماری های ممکن برای مبتلا شدن به آنها در انسان ها هستند. این جستجو ها و پیگیری های اینترنتی می تواند به سطح عمل آورده شود و مراجعات مختلف به متخصصان مختلف در زمینه تخصص های پزشکی را به همراه داشته باشد. در همین رابطه آنها معمولا بدترین احتمال را در نظر می گیرند و در پی رد کردن آن هستند. این کار می تواند در مواقع قبل از مراجعه با افزایش اضطراب و تایید این مساله که واقعا دچار بیماری خاصی است همراه باشد و در موارد دیگری با صرف زمان های طولانی در پای اینترنت همراه باشد.

از جمله مشکلات دیگر مبتلا بودن همزمان این افراد به دیگر اختلالات روانشناختی است. وجود اختلال اضطراب بیماری در کنار بیماری های روانشناختی دیگری مانند اضطراب  فراگیر و افسردگی می تواند با شدت بخشیدن به هر کدام ار علائم این اختلالات همراه باشد. این کار باعث می شود تا سازگاری فرد با مشکلات روزمره و زندگی و تحمل و میزان مدیریت آنها پایین بیاید و رفتارهای تحریک پذیرانه و پرخاشگرانه را در انها به همراه آورد. همچنین در واردی می تواند سلب مسئولیت را برای خود تعیین کنند و از انجام تعهدات فردی و بین فردی خود پرهیز کنند. این کار نیز به صورت مستقیم روابط بین فردی و شغلی فرد را با مشکل روبرو می کند. مسائل مربوط به اختلاف های زوجی و خانوادگی نیز از مواردی است که می تواند از این اختلال به وجود بیایند. در رابطه با تحصیلات و ادامه تحصیل نیز می توانند در زندگی و عملکرد عادی فرد اخلال به وجود آورد.

آمادگی برای اولین مراجعه

اولین مراجعه برای اختلال اضطراب بیماری معمولا به این شکل است که فرد در رابطه با امکان مبتلا شدن به یک بیماری در خود شروع به نشان دادن نگرانی و اضطراب می کند. در این حالت امکان دارد تا برای جلوگیری از احساسات منفی و غیرقابل تحمل خود دست به رفتارهای مختلفی بزند. با این حال در این حالت لازم است تا همراهان فرد را برای ارزیابی اولیه نزد روانشناس و یا روانپزشک ببرند. در این حالت است که می توان برای تشخیص درست عمل کرد. با توجه به این که این اختلال می تواند علائم مشابهی با وسواس های فکری و یا اختلال علائم جسمانی داشته باشد، لازم است تا متخصص بالینی حتما از جهت تایید آن و رد بیماری های دیگر با نشانه های یکسان مصاحبه بالینی با فرد داشته باشد. با این حال در بیشتر موارد پزشک یا روانشناس مربوطه فرد را برای بررسی عینی تر به انجام آزمایشات و آزمون های مرتبط نیز ارجاع می دهد.

آزمون ها و تشخیص

آزمون های موجود برای تشخیص اختلال اضطراب بیماری می تواند از انجام مصاحبه بالینی تا پر کردن پرسشنامه و یا انجام تست های کامپیوتری متغیر باشد. با این معمول ترین راه انجام مصاحبه بالینی و پرسشنامه است. در مصاحبه بالینی متخصص بالینی با چک کردن مرتب و دقیق علائم به بررسی عمیق تری می پردازد. در بیشتر موارد این افراد در کنار بیماری اضطراب بیماری دارای مشکلات دیگری مانند اضطراب، افسردگی و یا سایر اختلالات روانی هستند. به همین دلیل لازم است تا مصاحبه کننده این علائم را هم چک کند. با این حال در بیشتر مواقع پرسشنامه ها می توانند ابزارهای مکمل و کمک کننده ای باشند. در این حالت می توان از پرسشنامه های سلامت روان که مشکلات مختلف را بررسی می کنند و یا به صورت تخصصی تر از پرسشنامه های شخصیت و یا بیماری های دیگر استفاده کرد. انجام هر کدام از این مراحل می تواند کمکی در راستای تشخیص بهتر و دریافت درمان مناسب تر باشد.

درمان

افراد مبتلا به اختلال اضطراب بیماری معمولا در مقابل دریافت درمان های روانشناختی و روانپزشکی از خود مقاومت نشان می دهند. با این حال، هر چند که تعدادی از آنها در مقابل دریافت درمان روانشناختی راضی می شوند اما این به شرطی است که آنها را در بخش های روانپزشکی و روانی بستری نکنند و با این حال تمرکز درمان هم بر اضطراب و کاهش آن و آموزش نحوه کنار آمدن و مدیریت بیماری های مزمن باشد. در این نوع از مبتلایان به اضطراب بیماری درمان های روانشناسانه مانند گروه درمانی می تواند مثمر ثمر باشد. این زمانی می تواند اثربخشی اش را بیشتر کند که گروه تحت معالجه شامل بیمارانی با همین مشکل باشد و دارای آرایش همگنی از اختلال باشد. انواع رویکردهای درمانی در روان درمانی نیز می تواند در این گروه ها به کار برده شود. روان درمانی بینش مدار انفرادی، روش های درمانی مبتنی بر رفتار درمانی، شناخت درمانی (درمان مبتنی بر افکار و احساسات و تعبیرها  و تفسیرهای فرد) و هیپنوتیزم درمانی از جمله مواردی است که می تواند در این بیماران به کار گرفته شود. در مورد نقش معاینات جسمانی منظم و برنامه ریزی شده در این بیماران اختلاف نظرهایی وجود دارد. تعدادی از افراد مبتلا می توانند از این معاینات استفاده کنند و سود ببرند. این معاینات در واقع می تواند به آها این اظمینان را بدهد که شکایت آنها مورد بررسی قرار گرفته است و با این حال نتیجه نگران کننده ای وجود ندارد که ابتلای او به بیماری مورد شایتش را تایید کند. تعدادی از بیماران نیز از مراجعه امتناع می کنند و این را نمی پذیرند که برای بررسی و معاینه به پزشک معالج مراجعه کنند. این افراد حتی اگر هم مراجعه کنند این واقعیت را نمی پذیرند که مشکلی خاص برای آنها وجود ندارد. روش های تهاجمی برای درمان این بیماران معمولا باید زمانی مورد استفاده قرار گیرد که شواهد عینی از وجود بیماری وجود دارند و متخصص را راضی به انجام درمان می کند. در صورت امکان متخصص باید از درمان یافته های مشکوک یا تصادفی در معاینات جسمانی خودداری کند.

دارو درمانی یکی از مواردی است که می توان در این بیماران به آن فکرکرد و خالی از فایده نیست. این مخصوصا زمانی بهتر خود را نشان می دهد که بیماری مورد ترس و هراس فرد می تواند تهدید کننده ندگی فرد باشد. با این حال دارو درمانی فقط یک تسکین دهنده موقت است و با قطع دارو امکان این که مشکل مجدد برگردد، در فرد وجود دارد. تسکین پایدار و بهبودی فقط می تواند در شرایطی باشد که فرد از روان درمانی فردی و گروهی موثری سود ببرد و خود نیز برای درمان تلاش کند.

همانطور که ذکر شد، یکی از دلایلی که می تواند باعث شکل گیری این اختلال در فرد شود سبک فرزندپروری والدین و ارتباطات فرد در گذشته است. این افراد معمولا در دوران کودکی احساسات ترس، گناه و خشم و پرخاشگری خود را سرکوب کرده اند و از این طریق تونسته اند تا انسجام روانی خود را حفظ کند. با این حال این مشاله امکان بروز در قالب ترس از بیمار شدن را پیدا کرده است و خود را نمایان می کند. در این حالت روان درمانی است که می تواند روی این موارد در گذشته و برداشت های فرد از آنها متمرکز شود و با حل و فصل کردن آنها، فرد را از داشتن علائم نجات دهد. البته این نیز لازم است بیان شود که همانطور که این هیجانات منفی به اندازه سن فرد قدمت دارند، روان درمانی نیز لازم است تا دراز مدت باشد و انتظار درمان زود هنگام در این روش به نوعی انتظار شتاب زده است. لازم است تا فرد براساس سرمایه های روانشناختی که دارد، به تدریج با مشکلات و درون خود آشنا شود و در این حالت به درمان و بهبودی مورد نظر برسد.

سازگاری و حمایت

مطمئنا یکی از مواردی که می تواند در سازگاری و حمایت این افراد کمک کننده باشد، حمایت های اجتماعی و بین فردی برای آنها است. این افراد همانطور که ذکر شد دارای ارتباطات آسیب شناسانه و نامناسبی در گذشته بوده اند و این الگوهای رفتاری را در آنها به وجود آورده است که معمولا می تواند با بی اعتمادی و ترس از ارتباط هم همراه باشد. وجود افرادی در کنار آنها می تواند از استرس های روزمره بکاهد و در کنترل و مدیریت مشکلات اضطراب و استرس کمک کننده باشد. افراد همراه و اطرافیانی که بتوانند مشکل فرد را درک کنند، در پی درمان او بر می آیند و در پیگیری و تکمیل دوره درمان هم می توانند در کنار فرد نقش کمک کننده و پر رنگی را ایفا کنند. افراد مبتلا به اضطراب بیماری در بهترین حالت می توانند دارای والدین، دوستان، همسر و یا فرزندانی باشند که بتوانند آنها برای درمان متقاعد کنند و در درمان نیز مشوق آنها باشند.

توصیه می شود تا در درمان از داروهای روانشناختی و روانپزشکی در صورت لزوم مصرف آنها به هیچ عنوان پرهیز نشود. بسیار پیش می آید که افراد در حالت عادی دارای مقاومت نسبت به مصرف دارو های اعصاب و روان هستند. با این حال در این بیماران مصرف دارو به معنای روشی کمکی برای کنترل و مدیریت علائم تا زمان بهبودی و اتمام جلسات روان درمانی است. در بسیاری از مواقع این امکان وجود دارد که فرد به دلیل مصرف دارو تا مدت ها علائم را ندارد و زمانی که به کنترل بیماری خود آگاه می شود در پی دریافت درمان های موثر مانند روان درمانی بر می آیند. در نتیجه یکی دیگر از راه هایی که می توان در سازگاری بهتر به فرد کمک کند، مصرف مناسب و درست دارو است.

توصیه می شود تا فرد از موقعیت هایی که به صورت بالقوه می توانند برای او ایجاد استرس و اضطراب کنند و یا این که نتیجه ای ناگوار را برای او به همراه دارند، و امکان پرهیز از ان هم وجود دارد، دوری کنند. در این مواقع روبرو شدن با این شرایط می تواند برای فرد اضطراب و استرس مضاعفی را به بار بیاورد که بر شدت بیماری بیفزاید. پس بهتر است در این حالت فرد از کنجکاوی دست بر دارد و آرامش خود را بر هم نزند.

در موارد دیگر افزایش مهارت خود در ارتباطات بین فردی، بکارگیری روش های کاهش استرس و اضطراب، انجام ورزش منظم و مناسب، انجام مراقبه، توسعه روابط اجتماعی و موارد مشابه می تواند در کنترل بیماری کمک کننده باشد.

اطلاعات بیشتر

یکی از مواردی که لازم است در مورد این بیماری بیان شود این است که اختلال اضطراب بیماری باید از سایر بیماری های پزشکی تشخیص داده شود. اغلب این بیماران به عنوان شکایت کنندگان مزمن و همیشگی نادیده گرفته می شوند و معاینات پزشکی دقیق در موردشان انجام نمی شود. وجه افتراق اختلال اضطراب بیماری از اختلال علائم جسمانی یا خود بیمارانگاری این است که در اختلال اضطراب بیماری تاکید بر این است که فرد از مبتلا بودن و یا شدن به یک بیماری می ترسد در حالی که در اختلال علائم جسمانی (خود بیمارانگاری) تاکید بر نگرانی از علائم جسمانی است. یعنی علائم وجود دارند و فرد به بزرگنمایی و سوء تعبیر آنها می پردازد. با این حال، هر دو حالت ذکر شده در بالا به درجات متفاوتی در هر دو اختلال مزبور دیده می شود. بیماران مبتلا به اختلال اضطراب بیماری نسبت به اختلال علائم جسمانی معمولا از علائم کمتری شکایت دارند. اختلال علائم جسمانی معمولا از پیش از ۳۰ سالگی شروع می شود. این در شرایطی است که اختلال اضطراب بیماری سن شروعش کمتر از خود بیمارانگاری مشخص است. اختلال تبدیلی یکی دیگر از مواردی است که باید آن را از اختلال اضطراب بیماری تشخیص داد. در این بیماری فرد به دلیل تکانه ها و تعارضات روانشناختی دچار یک عارضه و مشکل جسمانی می شود. مثلا فرد امکان دارد که فلج شود و یا از دیدن ناتوان شود. این در حالی است که معاینات پزشکی آسیبی در سیستم عصبی و یا عضلانی یا در چشم های او را گزارش نمی کند. در این حالت فرد خود نیز از داشتن مشکل چندان نگرانی نشان نمی دهد. با این حال در افتراق این اختلال از اضطراب بیماری باید توجه داشت که اختلال تبدیلی دارای شروعی حاد است، عموما گذرا است و معمولا شامل یک علامت است و نه یک بیماری خاص. اختلال درد نیز ازدیگر بیماری هایی است که حائز اهمیت در اشتباه نگرفتن آن با اضطراب بیماری است. اختلال درد نیز همچون خود بیمارانگاری مزمن است با این تفاوت که علائم آن محدود به شکایت از داشتن درد است. ترس از بیماری ممکن است در مبتلایان به اختلالات اضطرابی و افسردگی هم دیده شود. در صورت که فرد مراجعه کننده دارای ملاک های اختلال اضطراب بیماری و یک اختلال روانی عمده دیگر نظیر افسردگی اساسی یا اختلال اضطراب فراگیر باشد، باید هر د تشخیص را در فرد گذاشت. این به این دلیل است که معمولا افراد گمان می کنند فرد تنها می تواند یک مشکل را داشته باشد. با این حال همانطور که در بیماری های جسمانی و پزشکی چند بیماری می توانند با هم حضور داشته باشند در حالت روانشناختی نیز اختلالات مختلف می تواند به صورت همزمان و همبود در فرد حضور داشته باشند. در حالت دیگری بیماران مبتلا به اختلال وحشت زدگی یا پانیک این امکان برایشان وجود دارد که به دلیل حملات عصبی و وحشت زدگی گمان کنند که مبتلا به یک بیماری جدی جسمانی هستند. با این حال زمانی که سابقه پزشکی انها چک می شود معمولا گزارشی را از بیماری جدی نمی دهند و صرفا امکان دارد که دارای علائم عادی اختلال وحشت زدگی باشند (مانند تپش قلب شدید، تعریق بدن و کف دست، احساس مرگ در زمان حمله، مشکلات معده و درد های شکمی و غیره). یکی دیگر از موارد وجود هذیان به خصوص در بیماران اسکیزوفرن و روانپریش است. باید در این تشخیص هم دقت کرد. وجه افتراق این گونه هذیان ها از اضطراب بیماری در این است که در بیماران با اختلالات روانپریشانه هذیان ها دارای شدن بیشتری هستند و علائم و نشانه های روانپریشانه دیگری مانند توهم و کلام نامنظم یا هجانات و خلقیان منفی دیده می شود. به علاوه این که هزیان های جسمانی افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در بیشتر مواقع عجیب و غریب و از موارد مرسوم در فرهنگ فرد نیست. یکی از مواردی که لازم است تا بسیار به آن توجه داشت اختلال وسواس فکری- جبری (OCD) است. وجه افتراق اختلال اضطراب بیماری از وسواس فکری- جبری یکی بودن باورهای انها و نبودن صفات رفتاری اجبار است. با این حال ترس بیماران با اضطراب بیماری از مبتلا شدن به بیماری خاصی معمولا وسواس گونه است و می تواند از این جهت یک وجه اشتراک داشته باشند.

در رابطه با سیر و پیش آگاهی از روند بهبودی و درمان این اختلال اطلاعات زیاد و قابل اتکایی که بتوان بر اساس آنها تصمیم گیری کرد وجود ندارد. در این حال می توان با توجه به سیر اختلال علائم جسمی استنباط هایی را به عمل آورد چرا که سیر اسن اختلال دوره ای است. این به این معنا است که دوره ها از چند ماه تا چند سال می توانند طول بکشند و در فواصل انها دوره هایی از آرامش با طول مدتی مشابه دیده می شوند. این اختلال نیز همانند اختلال علائم جسمانی دارای پیش آگاهی خوبی است و با سطوح اجتماعی و اقتصادی بالا،اضطراب یا افسردگی قابل درمان، شروع ناگهانی علائم، نبود اختلال شخصیت و عدم ابتلا به دیگر بیماری های پزشکی و روانپزشکی رابطه دارد.  

پیشگیری

در رابطه با پیشگیری از اختلال اضطراب بیماری، با توجه به این که نظریات مطرح در این زمینه بیان می کنند که دلیل آن می تواند به دلیل سرکوب احساسات منفی در فرد باشد، لازم است تا سبک های فرزندپروری در والدین تحت بازبینی و تغییر قرار بگیرد. در این افراد با توجه به این که محیط و موقعیت کافی برای بروز بهنجار احساسات وجود نداشته است و دارای شرایط تربیتی سرکوبگری بوده اند به نوعی که ابراز افکار و احساسات خطرناک و با تنبیه همراه بوده است، می توان از سبک های تربیت اقتدارگرایانه حمایت کرد. سبکی که در عین توجه به نیازهای کودک محدودیت ها و لزومات رفتاری را هم به او نشان می دهد. فرزندپروری از جمله نکات مهم در شکل گیری سبک های دلبستگی در فرد هم به حساب می آید. دلبستگی به معنای احساس تعلق و درک محبت و امنیت از جانب فرد مراقبت کننده است. در این افراد به دلیل در دسترس نبودن و پاسخگو نبودن مراقب فرد دارای دلبستگی ناایمن بوده و معمولا با اضطراب و ترس و احساسات منفی به ارتباط با دیگران واکنش نشان می دهد. به همین دلیل یکی دیگر از روش هایی که می توان به کار برد توجه به نیازهای فرد و پاسخگو بودن به آنها است. همچنین این که در موارد استرس زا و نیاز به کمک پشتیبانی لازم را برای او امکانپذیر کنند.

خلاصه

اختلال اضطراب بیماری یکی از اختلالات شبه جسمانی در راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی (DSM-5) است که با اشتغال ذهنی و ترس از ابتلا بودن به یک بیماری جسمانی همراه است. در این اختلال فرد همواره از این می ترسد که دارای اختلال جسمانی خاصی باشد و به همین دلیل برای ارزیابی و معاینه در موارد متعدد به پزشک معالج مراجعه می کند. این افراد با وجود این که آزمایشات و نتایج معاینات نشان از عدم وجود بیماری می دهند، با این حال مجدد دچار نگرانی و اضطراب از مبتلا شدن به بیماری می شوند. در مواردی که احتمال رد شدن ابتلا به یک بیماری حاصل می شود به سمت بیماری دیگری می روند و برای معاینات و آزمایشات مرتبط با بیماری جدید گرایش پیدا می کنند.

این بیمار به دلیل جدید بودن طبقه بندی آن رقم دقیقی از شیوع آن وجود ندارد. با این حال تخمین ده می شود که دارای شیوعی بین ۴ تا ۶ درصد در جمعین بالینی و ۱۵ درصد در جمعیت های عمومی که نگرانی در مودر بیمار شدن داشتند، است. در کنار این مساله وجود و هم ابتلایی به دیگر اختلالات روانشناختی هم امکان پذیر است. ابتلا به افسردگی و دیگر اختلالات اضطرابی از جمله مواردی است که معمولا در این افراد دیده می شود. اختلال وسواس فکری- جبری نیز مورد اختلال روانشناختی است که باید در تشخیص آن در این افراد به آن توجه داشت.

اختلال اضطراب بیماری دارای علائم و نشانه هایی است که باید از اختلالات دیگر افتراق داده شود. اختلال علائم جسمانی از اختلالات هم گروه با اختلال اضطراب بیماری است که با اعتقاد به این عقیده است که فرد دارای بیماری جسمانی خاصی است. با این حال تفاوت این اختلال با اضطراب بیماری در این است که در این بیماری فرد دارای علائم جسمانی برای استناد به آن در رابطه با بیماری مورد نگرانی وجود دارد و فرد اعتقاد راسخ به وجود بیماری دارد. با این حال در اضطراب بیماری فرد بیشتر ترس و اضطراب از بیمار شدن دارد. از جمله موارد دیگر اختلال وسواس فکری- اجباری است که ممکن است فرد بصورت وسواس این فکر را داشته باشد. در اختلال وسواس در بیشتر مواقع نوع فکر از جنس نگرانی و ترس از ابتلا نیست و بیشتر مشکل سرکوب و جلوگیری از آمدن و فکر نکردن به یک فکر و انجام ندادن رفتار خاص را دارند. در هزیان های افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی و دیگر اختلالات روانپریشانه امکان این وجود دارد که ترس از بیماری یک هذیان باشد. در این حالت باید دقت کرد که ترس و اضطراب از بیماری در اضطراب بیماری از شدت و حدت هذیان در بیماران روانپریش برخوردار نیست. ضمن اینکه دیگر علائم روانپریشی مانند توهم و گفتار و افکار نامنظم در فرد با اضطراب بیماری وجود ندارد.

از جمله درمان های این افراد دارو درمانی و روان درمانی است. دارو درمانی معمولا در موقعیت هایی استفاده می شود که فرد دارای اختلالات همزمان دیگری مانند اضطراب و افسردگی است و برای کنترل آنها می توان به فرد کمک کرد. هر چند دارو درمانی می توانند با وجود پیش آگهی خوب علائم را در فرد متوقف کند اما این روش معمولا درمانی پایدار و دائمی را به همراه ندارد و با قطع دارو امکان عود بیماری وجود دارد. به همین دلیل روان درمانی ضرورت پیدا می کند.

روان درمانی که دارای رویکرد های مختلف درمانی در درمان اختلالات روانشناختی به حساب می آید، در درمان اضطراب بیماری از جمله درمان هایی است که می تواند با پیامد های مثبت و پایداری همراه باشد. این درمان می تواند مواردی از جمله: روان درمانی فردی بینش مدار، روان درمانی با رویکرد روانکاوانه، درمان شناختی با تمرکز بر افکار و تعبیرهای فرد مبتلا، روان درمانی رفتاری با تمرکز بر رفتارها و پیامدهای آنها و هیپنوتیزم را در بر بگیرد. هر کدام از این درمان ها با استفاده از چارچوب نظری خود و روش ها و تکنیک هایی که در اختیار دارند، برای بهبودی و از بین بردن علائم فرد تلاش می کنند. نکته ای که باید در این رابطه در نظر داشت این است که علائم و نشانه های اضطراب بیماری در چندین سال شکل گرفته اند و نباید انتظار داشت تا فرد در عرض چند ماه بهبود یابد. با توجه به ریشه دار بودن مشکل فرد باید همواره درمان را پیگیری کرد و تا زمان رفع علائم و توانمند شدن فرد در مدیریت و کنترل علائمش درمان را ادامه داد.

منابع

راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی. ترجمه فرزین رضاعی. انتشارات ارجمند.

خلاصه روانپزشکی کاپلان. ترجمه فرزین رضاعی. انتشارات ارجمند.

 

کلینیک مربوطه

کلینیک تشخیص

یک متن توضیح درباره کلینیک میشه اینجا نوشت

کلینیک تشخیص

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کلینیک تشخیص

یک متن توضیح درباره کلینیک میشه اینجا نوشت

کلینیک تشخیص

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کادر درمان

ویدئوها

نمونه های موفق

متن راهنمای ثبت نام

۱- ابتدا از طریق لینک زیر وارد سایت ثبت نام در کارگاه­های مهارت­های زندگی شوید. https://atiehclinic.com/workshop_tejarat/ ۲-کارگاه مورد نظر خود را انتخاب کنید. ۳- وارد