اختلال اوتیسم یاطیف درخودماندگی

اوتیسم یا طیف درخودماندگی

اوتیسم یاطیف درخودماندگی

اوتیسم یا طیف در خودماندگی

تعریف اختلال

اختلال درخودماندگی یا اوتیسم، یکی از اختلالات طیف درخودماندگی و در واقع، معروف ترین آنهاست. موارد ذکر شده در زیر، عواملی هستند که در مورد اختلالات این طیف، بین متخصصان به عنوان حقایقی علمی پذیرفته شده اند.

مشکلاتی که مانند درخودماندگی مرتبط با ناتوانی های تحولی هستند، دارای پایه ی نورولوژیکی و مغزی هستند و والدین در مبتلا شدن فرزندانشان به این اختلال مقصر نیستند؛ شروع این اختلال در پسران، چهار برابر دختران است؛ در امریکا، از هر ۱۶۶ کودک، یک نفر مبتلا به اختلال درخودماندگی ا ست.

شیوع این اختلال در ۳۰ سال اخیر، رشد بی سابقه ای داشته است. کودکانی که مبتلا به یکی از اختلالات

طیف درخودماندگی تشخیص داده می شوند، به درمانی به موقع و موثر نیاز دارند و در کار درمانی آنها نباید به هیچ وجه تعلل کرد.

رفتارهاي كودكان اوتيستیك اغلب براي والدين و درمانگران مشكل آفرين و ناراحت كننده است. اين رفتارها ممكن است نامناسب، تكراري، تهاجمي و خطرناك باشد و همين طور ممكن است شامل تكان دادن مكرر دست ها، حركت مداوم انگشتان، تكان دادن بدن به جلو و عقب، گذاشتن اشيا دردهان و يا كوبيدن سر به اشيا ديگر باشد.

همچنین كودكان اوتيستیک ممكن است به رفتارهاي خودآزاري مانند آسيب زدن به چشمان و يا گاز گرفتن دستان خود عادت داشته باشند. اين كودكان همچنين ممكن است نسبت به درد و سوختگي عكس العملي

نشان ندهند. گاهي كودكاني نيز مشاهده شده اند كه بدون دليل به ديگران حمله كرده اند. دلايل بروز اين رفتارها در كودكان اوتيستیك هنوز به طور دقيق يافت نشده است و بسيار پيچيده مي باشد ولي برخي از متخصصين معتقدند كه اختلالات در حواس پنجگانه كودك مي تواند باعث بروز اين رفتارها شوند و كودك با اين رفتارها مي خواهد اين حواس را ارضا كند.

اختلال در مهارت هاي ارتباطي نيز )هم كلامي وهم نوشتاري( مشكل مهمي در كودكان اوتيستیك مي باشد. آنها نمي دانند كه ارتباط چگونه برقرار شده و چه اهميتي دارد همچنين اين كودكان اغلب در شروع ارتباط و برقراري ارتباط دو طرفه مشكل دارند.

بسياري از این کودکان  نيز مشكلات گفتاري دارند و ممكن است هيچگاه در طول زندگي خود صحبت نكنند و يا اينكه دير شروع به صحبت كردن بكنند. بعضي از اين كودكان هم ممكن است از مهارت كلامي به شیوه ای  نادرست استفاده بكنند مثلا هر كلمه و يا جمله اي كه به آنها گفته مي شود را تكرار كنند )تكرار طوطي وار( و يا اينكه فقط از تک كلمات براي ارتباط استفاده مي كنند. البته بايد يادآور شد كه مشكلات ارتباطي مي توانند باعث بروز ناهنجاري هاي رفتاري شوند مثلا كودكي كه قادر نيست نياز خود را بيان كند ممكن است شروع به فرياد كشيدن و يا خودآزاري كند. روش هاي فراواني براي بهبود مشكلات اجتماعي، كلامي، اختلالهای حسی  کودکان طراحی شده است. برخي ازاين روش ها عبارتند از: ايِ بي اي، آموزش جزء به جزء، فلِور تايم، داستان هاي اجتماعي و بهبود مجموعه حواس پنجگانه.

علائم

بايد اعلام نمود که علايم اوتيسم در افراد مختلف داراي شدت و ضعف گوناگو ني است .به اين معني که در برخي از بيماران برخي از علايم بيماري بارزتر از بقيه بيماران است :ولي به طور کلي علايم مربوط به اوتيسم را مي توان از جنبه هاي زير مو رد بر رسي قرار داد . مهارتهاي اجتماعي (Social skills) : اين بيماران معمولا نسبت به ديگران همانند افراد سالم واکنش نشان نمي دهند .اغلب آنها از تماس هاي چشمي(eye contact) با ديگران پرهيز مي کنند و اغلب مايلند که تنها باشند . آنها در درک احساسات ديگران مشکل دارند .و اغلب نمي توانند در باره احساسات خود صحبت نمايند . زماني که ديگران با آنها صحبت مي کنند توجه اي به آنها نشان نمي دهند .برخي از آنها علا قه اي به مردم نشان نمي دهند ولي برخي ديگر برعکس بسيار علا قه مند به مردم هستند اما نمي دانند چگونه با ديگران صحبت کرده و با آنها بازي نمي کنند وقادر به برقراري ارتباط با آنها نيستند .
اختلا لات زبان ، تکلم ، و برقراري ارتباط :
حدود ۴۰ % کو دکان مبتلا به اوتيسم اصلا حرف نمي زنند .برخي ديگر مبتلا به عارضه اکو لا ليا (echolalia) (تکرار کردن حرفهايي که ديگران به آنها مي زنند) مي باشند .به طور مثال اگر شما به او بگو ييد " چرا نا هارت را نمي خوري " او هم به جاي آنکه جوابت را بدهد مي گويد " چرا ناهارت را نمي خوري " يا اينکه مکرراً تبليغات تلويزيون را بدون کم و کاست تکرار مي کنند. تن صداي ثابتي دارند و به نظر مي رسد که نمي توانند در مواقع شادي يا غمگيني تن صداي خود را بالا و پايين ببرند .اين کودکان ممکن است از لحاظ فاصله مکاني به افرادي که با آنها صحبت مي کنند خيلي نزديک شوند و يا ممکن است به يکي از مو ضوعات صحبت خود بچسبند و رهايش نکنند . برخي از آنها مي توانند به خوبي صحبت نمايند و لغات بسيار زيادي را مي دانند ولي حوصله گوش دادن به حر فهاي ديگران را ندارند .هم چنين ممکن است در باره افرادي که بسيار به آنها علا قه مند هستند خيلي زياد صحبت نمايند . - انجام حرکا ت تکراري، مقاومت در برابر تغييرات محيطي ويا مقاومت در برابر تغييرات روزانه کار ها ي معمولي ، و عدم پاسخ دهي به صورت غير طبیعی نسبت به تجارب حسي .آنها يک سري از کا رها را بارها و بارها تکرار ميکنند . اگر عادات روزانه آنها تغيير نمايد به شدت نا راحت مي شوند .به عنوان مثال اگر کودک هر روز ابتدا دستش را مي شسته و سپس لباسش را مي پوشد، در صورتي که از او خواسته شود که عکس اعمال فوق ر ا انجام دهد ، به شدت ناراحت خواهد شد . اوتيسم يک ناتواني رشدي در تمام عمر بوده و به طور تيپيک در اوايل دوران کو دکي ظاهر مي شود .افراد مبتلا به اوتيسم در اوايل دوران کودکي رفتاري را از خود نشان مي دهند که به طور مخربي با فرآيندهاي ياد گير ي آنها در مواردزير تدا خل مي نمايد . روند رشد کودکان مبتلا به او تيسم ممکن است درزمينه هاي حرکتي (motor) شناختي (cognitive)،هم به تاخير بيفتد . از طرف ديگر برخي ازآنها ممکن است بتوانند به راحتي مسايل کامپيو تري ويا يک جدول را حل کنند ولي در انجام کارهاي بسيار آسان مثل بر قراري دوستي با ديگران و صحبت با ديگران دچار مشکل شوند .

 

کودکان اوتیسم معمولا در زمینه های زیر دارای مشکل یا ضعف هستند:

  • پردازش حسی (به صورت حساسیت بیش از حد/عدم حساسیت/اجتناب از محرک های حسی).
  • برقراری روابط اجتماعی
  • مهارت های شناختی
  • توجه و تمرکز/تماس چشمی
  • بازی خودانگیخته
  • ادراک وحرکت
  • گفتار
  • مشکلات مربوط به حیطه رفتاری مانند رفتارهای تکراری و قالبی، گوشه گیری،واکنش نامتناسب با محیط

دلایل

تا کنون علل بسياري براي اختلالات طيف درخودماندگي در نظر گرفته شده است. بررسي علل زيربنايي، از اين جهت حائز اهميت است که شيوه‌هاي مختلف درماني، با توجه به هر يک از اين علل تحول يافته‌اند. از آنجاييکه در اينجا، تأکيد اصلي بر درمان نوروفيدبک است (که بعداً توضيح داده خواهد شد)، در اين قسمت، علل زيربنايي زيستي و مغزي بررسي مي‌گردد. علل زيستي اختلالات طيف درخودماندگي، يکي از بخش‌هايي است که از زيربناي پژوهشي بسيار خوبي برخوردار است.

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که حجم )اندازه‌ي( مغز به طور کلي در کودکان مبتلا به درخودماندگي بيشتر است. البته اين امر در مورد قسمتي از مغز به نام لوب آهيانه‌اي (که مسئول حرکت، جهت‌يابي، شناخت و ادراک محرک‌ها است) صادق نيست؛ اين بخش معمولاً کوچکتر از حد نرمال است. با اين حال، به نظر مي‌رسد که ارتباط بين قسمت‌هاي مختلف مغز در افراد درخودمانده، کمتر از حد طبيعي در افراد عادي است. در بسياري از موارد، هنگامي که مغز اين افراد سعي دارد اطلاعاتي را پردازش نمايد، عدم وجود ارتباطات مناسب بين بخش‌هاي مختلف (در مغز) و يا درست کار نکردن آن‌ها، مخل کارکرد مناسب آن مي‌شود. در مورد ارتباطات بين بخش‌هاي مختلف مغز و اهميت آن، مي‌توان مثال‌هاي بسياري نقل کرد. به عنوان مثال شرايطي را تصور کنيد که در آن ‌قادر باشيد با شهرهاي مجاور ارتباط تلفني برقرار کنيد، ولي وقتي‌ بخواهيد تلفن راه دور بزنيد، نتوانيد خط بگيريد و تماس برقرار کنيد.

يکي از پژوهشگران در دانشگاه کاليفرنيا نشان داد که مغز افراد مبتلا به درخودماندگي، تنها در قسمت‌هاي پشتي مغز (لوب پس‌سري) که مسئول کارکرد ديداري است و قسمت‌هاي عقبي مربوط به حافظه، به صورت طبيعي و نرمال عمل مي‌کنند. پژوهشگري ديگر معتقد است که مشکل اصلي در مغز افراد مبتلا به اختلال درخودماندگي، مربوط به سيستم ليمبيک و بخش آميگدال (بادامه) در آن است. اين بخش، مرکز هيجانات است و با توجه به وجود مشکلات عمده‌اي که افراد درخودمانده در روابط اجتماعي و پردازش هيجاني دارند، اِشکال در اين بخش از مغز، بسيار منطقي به نظر مي‌رسد. او همچنين عنوان کرد که افراد مبتلا، در مخچه نيز مشکل ساختاري دارند. اين بخش از مغز، مسئول تنظيم و هماهنگي حرکات، حالات بدن و تعادل است و اِشکال در آن مي‌تواند توجيه کننده‌ي مهارت‌هاي ضعيف حرکتي در افراد مبتلا به درخودماندگي باشد. اين بخش‌هاي مغز در تصوير زير نشان داده شده‌اند.

 

يک نظريه‌ي ديگر چنين عنوان مي‌کند که در افراد مبتلا به درخودماندگي، تا حدي نيمکره‌ي راست غالب است؛ حالتي که به ميزان خفيف‌تر در مردان ديده مي‌شود. اين ساختار، فرد را به اين سمت سوق مي‌دهد که توانايي بيشتري در تجسم فضايي داشته باشد و در توانايي‌هاي زباني مهارت نداشته باشد. البته در بسياري از موارد نيز، آسيب در نيمکره‌ي راست وجود دارد که توجيه‌کننده‌ي مشکلات هيجاني در اين افراد است.

از نظر امواج مغزي، داده‌هاي حاصل از الکتروآنسفالوگرافي کمّي (QEEG) نشان داده‌اند که در مغز افراد مبتلا به اختلالات طيف درخودماندگي، موج آلفا از فعاليت کمتري برخوردار است.

تشخیص

به طور معمول روند شناخت اختلالات طیف درخودماندگی به صورت زیر است:

۱) والدین متوجه تفاوت کودک خود با کودکان دیگر و حضور ویژگی های خاص در او می شوند.

۲) پس از آن، ملاقاتی را با پزشک متخصص اطفال ترتیب می دهند. چنانچه پزشک متوجه وجود یک مشکل تحولی در کودک شود، او را به متخصص )روانشناس یا روانپزشک)  ارجاع می دهد.

۳)متخصص، کودک را معاینه می کند تا تشخیص دهد که آیا مشکلی که وجود دارد ناشی از ابتلای کودک به اختلالات طیف درخودماندگی است یاخیر. نکته ای که در مورد کودکان مبتلا به اختلالات طیف درخودماندگی می تواند گمراه کننده باشد، ظاهر طبیعی و سالم آنهاست. این امر می تواند موجب گردد که کودک، سالم تلقی شود و از برنامه های درمانی مناسب و به موقع، محروم بماند.

متخصصان،به منظور تشخیص اختلال درخودماندگی، بر سه حیطه ی اساسی تاکید می کنند: تعامل اجتماعی،

برقراری ارتباط، و رفتار. در هر یک از این سه حیطه، علایمی در کودکان قابل تشخیص هستند.

در مرکز آتیه یک ارزیابی جامع و دقیق برای شناسایی اوتیسم صورت می گیرد که معمولاً دو تا سه جلسه زمان می برد.البته تشخیص اولیه و احتمال بروز مشکل در جلسه اول تا حد زیادی قابل امکان است.  این ارزیابی شامل مشاهده دقیق رفتار کودک، بررسی نوع ارتباط کودک با والدین و درمانگر،بررسی ارتباط کودک با اشیا اطراف و سایر مسایل همراه با اختلال مثل مشکلات هوشی و اختلالات زبان است.

درمان

درمان اوتیسم شامل کاردرمانی، نوروفیدبک و دارو درمانی است. در درمان اوتیسم، داروها از اهمیت اندکي برخوردارند. داروهاي ضدافسردگي در برخي از موارد تا اندازه ي مفید واقع مي شوند.

دارو درمانی

ممکن است، عامل هاي ضد خشونت استاندارد، به ویژه داروهاي ضد روانپریشي، لیتیوم، بلوک کننده هاي بتا،

براي اشخاص اوتیستیک که به خود و دیگران ضربه مي زنند، ضروري باشند. داروهاي ضد روانپریشي متداول، اغلب بسیار مُسکن بوده و عوارض جانبي جدي دارند که اختلالات حرکتي بدن از آن جمله مي باشند. داروهاي ضد تشنج هم ممکن است مفید باشند. برخي از محققان اشاره کرده اندکه تشنج هاي مغزي پیچیده جزئي و تشخیص داده نشده که موجب تغییراتي در ناخودآگاه شده اما تشنج جسمي را سبب نمي شوند، يکی از منابع مشکلات رفتار اوتیستیک هستند. اطلاعات اندکي در مورد تاثیرات دراز مدت داروها بر روي اشخاص اوتیستیک وجود دارد، از آنها باید فقط در موارد نشانه هاي خاص استفاده کرد نه صرفاً براي سر به راه کردن کودک یا رفع اضطراب از والد یا پزشک .

 

درمان با نوروفیدبک

 

با توجه به اينکه پژوهش‌هاي مختلف، به مشکلات ساختاري و کارکردي بسياري در مغز کودکان مبتلا به اختلالات طيف درخودماندگي اشاره کرده‌اند، به کار بستن درمان‌هايي که بتواند به صورت مستقيم کارکرد مغز را آماج خود قرار دهد، منطقي و مفيد به نظر مي‌رسد.

يکي از درمان‌هايي که کارکرد مغز را مورد مداخله‌ قرار مي‌دهد، درمان نوروفيدبک است. نوروفيدبک، يکي از جديدترين شيوه‌هايي است که در تلاش به منظور بهبود علائم کودکان مبتلا به اختلالات طيف درخودماندگي، به کار گرفته شده و نتايج اميدوارکننده‌اي از آن بدست آمده است. کاربرد اين درمان بر روي اختلالات طيف درخودماندگي، اولين بار در سال ۱۹۹۴ توسط کوئن بررسي شد. اولين تحقيق گروهي در اين مورد که اثربخشي نوروفيدبک را در بهبود علائم درخودماندگي نشان داد، در سال ۲۰۰۲ توسط جاروسيويز انجام گرفت.

در حقيقت اين ابزار، به منظور ايجاد تغيير در کارکرد مغز، از طريق تغيير دادنِ الگوي امواج مغزي در بخش‌هاي مختلف مغز به کار گرفته مي‌شود. در اين روش درماني، با توجه به علل زيستي زيربنايي که در قسمت قبل ذکر شد، قسمت‌هايي از مغز که به نظر مي‌رسد دچار مشکل بيشتري هستند انتخاب مي‌گردند و مداخله بر روي امواجي که فعاليت بيش از حد معمول و يا کمتر از حد معمول دارند در اين قسمت‌ها انجام مي‌شود. انتخاب اين نواحي، تنها با استفاده از زيربناي نظري (يعني نواحي‌اي که پژوهش‌هاي مختلف نشان داده‌اند که در مغز کودکان مبتلا دچار اِشکال هستند) نيست؛ بلکه از پيش از شروع درمان نوروفيدبک، با استفاده از الکتروآنسفالوگرام کمّي(QEEG)، عملکرد همه‌ جانبه‌ي مغز بررسي مي‌گردد و نواحي دچار مشکل‌ در سطح مغز مشخص مي‌شوند. در درمان نوروفيدبک، برنامه‌هاي درماني مختلفي وجود دارند که در فرد مي‌توانند مورد استفاده قرار گيرند.

به عنوان مثال، همانطور که گفته شد، در مغز افراد مبتلا به اختلال درخودماندگي، ارتباط بين نواحي مختلف مغز دچار اشکال است. بر اين اساس، يکي از برنامه‌ها در درمان نوروفيدبک اين است که با استفاده از روشي خاص، اين ارتباط تقويت شود. با تقويت ارتباط بين نواحي مختلف مغز، پردازش اطلاعات و کارکردهاي متنوع ديگر در کودک بهبود مي‌يابند. علاوه بر اين، در قسمت پيش گفته شد که کودکان مبتلا به درخودماندگي در سيستم ليمبيک دچار مشکل هستند، با توجه به اينکه اين سيستم در زير بخشي از مغز به نام لوب گيجگاهي قرار دارد، در برخي برنامه‌هاي درماني، امواج موجود در اين بخش مورد مداخله قرار مي‌گيرند. در اغلب برنامه‌هاي درماني نوروفيدبک براي کودکان مبتلا به اختلالات طيف درخودماندگي، موجي که مورد تقويت قرار مي‌گيرد تا افزايش يابد، موج آلفا است. اين درحالي است که به طور معمول، سعي مي‌شود که امواج دلتا و بتا با فرکانس بالا کاهش يابند.

اين نکته بايد ذکر گردد که مداخله‌ي درماني نوروفيدبک، «يک يادگيري بدون عوارض جانبي است» و روشي است غيرِتهاجمي که در آن «هيچ دروندادي به مغز کودک وارد نمي شود». همچنين در مقايسه با ساير درمان‌ها، نتايج مثبت حاصل از اين درمان، در طول زمان باقي مي‌ماند و بازگشت و عودي در آن کمتر است. با توجه به اين موارد، استفاده از اين روش به منظور بهبود علائم کودکان مبتلا به اختلالات طيف درخودماندگي، مي‌تواند به اين گروه از بيماران که نسبت به عوارض جانبي بسيار حساسند، کمک نمايد.

دارودرماني

در درمان اُتيسم، داروها از اهميت اندكي برخوردارند. داروهاي ضدافسردگي در برخي از موارد تا اندازه‌ي مفيد واقع مي‌شوند. ممكن است، عامل‌هاي ضد خشونت استاندارد، بويژه داروهاي ضد روانپريشي، ليتيوم، بلوك كننده‌هاي بتا، براي اشخاص اُتيستيك كه به خود و ديگران ضربه مي‌زنند، ضروري باشند.

داروهاي ضد روانپريشي متداول، اغلب بسيار مُسكّن بوده و عوارض جانبي جدّي دارند كه اختلالات حركتي بدن از آن جمله مي‌باشند. داروهاي ضد تشنج هم ممكن است مفيد باشند. برخي از محققان اشاره كرده‌اند كه تشنج‌هاي مغزي پيچيدة جزئي و تشخيص داده نشده كه موجب تغييراتي در ناخودآگاه شده اما تشنج جسمي را سبب نمي‌شوند، يكي از منابع مشكلات رفتار اُتيستيك هستند.

 

اطلاعات اندكي در مورد تأثيرات دراز مدت داروها بر روي اشخاص اُتيستيك وجود دارد، از آنها بايد فقط در موارد نشانه‌هاي خاص استفاده كرد نه صرفاً براي سر به راه كردن كودك يا رفع اضطراب از والد يا پزشك.

روش های کاردرمانی

کاردرمانی چیست؟

تعریف

کار درمانی استفاده از فعالیتهای هدفمند برای جلوگیری از ناتوانی و حفظ سلامتی افرادی است که به نوعی دچار آسیب جسمی, ذهنی یا روانی هستند. از نظر انجمن کار درمانی آمریکا (A.O.T.A) کار درمانی عبارت است از استفاده از فعالیتهای هدفمند برای افرادی که در اثر آسیب یا بیماری دچار محدودیت اختلال عملکرد روانی ، اجتماعی ، رشدی یا اختلالات یادگیری شده‌اند، به منظور ایجاد حداکثر استقلال ، جلوگیری از ناتوانی و حفظ سلامتی. این حرفه شامل ارزیابی ، درمان و مشاوره است.

ارائه خدمات ویژه کاردرمانی شامل: آموزش مهارتهای زندگی روزمره ، ایجاد و توسعه مهارتهای درکی ، حرکتی و عملکرد یکپارچگی حس ، توسعه مهارتهای بازی و پیش حرفه‌ای و تواناییهای اوقات فراغت ، طراحی ، ساختن یا بکار بردن وسایل کمکی و ارتزها و پروتزها ، انتخاب وسایل نظافتی ، استفاده از صنایع دستی که بطور ویژه به منظور افزایش عملکرد طرح شده است، توصیف و تفسیر آزمونها مثل ارزیابی قدرت عضلانی، ارزیابی دامنه حرکتی و نیز تطبیق محیط برای فرد معلول می‌باشد. این خدمات بطور فردی ، گروهی و یا در سیستمهای اجتماعی ارائه می‌گردد.

بطور خلاصه تمامی افرادی که به علت مشکل یا مشکلاتی لازم است تحت درمان گیرند تا به استقلال در عملکردهای مورد نظر برسند تحت این روش درمانی قرار می‌گیرند. مشکلات این افراد دامنه وسیعی را دربرمی‌گیرد و می‌تواند حاصل یک صدمه ، یا تصادف باشد یا ناشی از بیماری جسمی ، اختلال عاطفی ، تعارضات و فشارهای روانی و یا حتی تاخیر در رشد و یا اختلالات مادرزادی . این بیماران به تمام گروههای سنی از نوزادان ، کودکان و ... تا سالمندان می‌توانند تعلق داشته باشند که از دوره کوتاه مدت مراقبت در دوران حاد بیماری تا توانبخشی در دوره‌های تطابقی طولانی مدت را شامل می‌شود.

روش های درمانی مکمل

با وجود اينكه تشخيص و درمان زودهنگام اوتيسم بهترين روش در كمك به اين كودكان و درمان آنهاست، و این در واقع فرایندی است که آتیه بر آن تاکید بسیاردارد، که بر پایه چکاپ خواهد بود. برخي از والدين و محققين معتقدند كه روش هاي درماني مكمل ديگري نيز وجود دارند كه مي توانند ارتباط كودك با دنياي اطراف وسايرين را بهبود بخشيده و رفتارهاي آنها را بهتر كنند. از انواع اين درمان ها مي توان به موسيقي درماني، هنردرمانی و حيوان درماني اشاره كرد كه مي توانند به صورت فردي با كودك كار شده و يا در مراكز مخصوص به صورت جمعي كار شوند. در تمامي اين روش ها افزايش قدرت ارتباط، بهبود روابط اجتماعي و افزايش اعتماد به نفس مشترك مي باشد. همچنين اين روش ها كمك مي كنند تا كودك بتواند رابطه بي خطر ومفيدي را با درمانگر خود و سايرين برقرار كرده و با آنها مانوس شود. موسيقي وهنر بخصوص مي توانند در رفع مشكلات حواس پنجگانه كودك مفيد باشند زيراتوسط آنها قدرت درك، شنوایي و ديداري كودك تقويت مي شوند. انجمن اوتيسم آمریكا چند معيار را ارایه داده است كه مي توان با استفاده از آنها موثر بودن یك برنامه درماني را تشخيص داد:

 آيا برنامه درماني به كودك صدمه اي خواهد زد؟ درصورت شكست برنامه درماني چه تاثيراتي منفي بر كودك و خانواده وارد خواهد شد؟آيا اين برنامه درماني از نظر علمي بررسي و تایید شده است؟ آيا روش هاي ارزيابي مشخصي در اين برنامه گنجانيده شده است؟ اين برنامه در مورد ساير كودكان چه مقدار موفقيت داشته است؟ چه تعداد از كودكاني كه با اين برنامه تحت درمان قرار گرفته اند توانسته اند به مدارس عادي بروند و چه تعداد نتوانسته اند؟ آيا درمانگران تعيين شده تجربه و علم كافي براي كار باكودكان اوتيستیك را دارند؟ فعاليت ها وتمرينات چگونه برنامه ريزي شده اند؟ كودك در اين برنامه چه مقدار مورد توجه قرارگرفته است؟ پيشرفت كودك به چه نحوي اندازه گيري خواهد شد؟ آيا رفتار و پيشرفت كودك به دقت مورد بررسي و ثبت قرارخواهد گرفت؟ آيا كودك به درستي مورد تشويق و تحریك قرار خواهد گرفت؟ آيا محيط اختصاص يافته براي محل تمرينات به درستي از چيزهایي كه ذهن كودك را پريشان مي كند خالي شده است؟ آيا برنامه درماني به نحوي است كه امكان ادامه آن درخانه باشد؟ هزينه برنامه، زمان آن ومحل آن در حد و توان والدين مي باشد؟

این معیار ها نشان می دهند که نباید برای درمان اوتیسم به هر تیمی اطمینان کرد.درمان این اختلال نیازمند یک تیم حرفه ای با استراتژی مشخص است.

پیشگیری

 

با توجه به مشکلات ذکر شده در بخش کاردرمانی کلینیک آتیه از تکنیک های مختلفی برای کاهش مشکلات و افزایش توانمندی این کودکان استفاده می شود.

 

  • برای مشکلات حسی : تمرینات وتحریکات حسی به همراه ماساژ درمانی.
  • در حیطه روابط اجتماعی : بازی درمانی، آموزش همدلی (عشق ورزیدن، محبت کردن، نوازش کردن و......).
  • در حیطه شناختی: انواع تمرینات و آموزش های شناختی در زمینه رشد مفاهیم، مهارت های حل مسئله، تحمل کاری و ........
  • حیطه توجه به محیط : افزایش تماس چشمی ، اتاق تاریک /بازی های ایجاد کننده هیجان.
  • در زمینه بازی: افزایش شناخت از اسباب بازی ها ، قوانین بازی ، تخلیه هیجان از طریق بازی درمانی و تحریکات حسی .
  • ادراکی و حرکتی: انواع تکنیک های افزایش درک کودک از محیط و هماهنگی ادراکی – حرکتی.
  • گفتار درمانی : استفاده از روشهای شعر خوانی، بازی های گروهی، موسیقی درمانی و ......برای بهبود روابط و کاهش مشکلات رفتاری و هیجانی .

کلینیک مربوطه

کلینیک اتیسم و تاخیر رشدکلی

کودکانی که مبتلا به یکی از اختلالات طیف درخودماندگی تشخیص داده میشوند, به درمانی به موقع و موثر نیاز دارند و کار درمانی انها نباید به هیچ وجه تعلل کرد.

کلینیک اتیسم و تاخیر رشدی

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کلینیک مصاحبه و تشخیص

کلینیک مصاحبه و تشخیص زیر مجموعه کلینیک روانشناسی آتیه است که نقطه ورود تمامی مراجعین جدید به کلینیک روانشناسی آتیه در مرحله اول محسوب می شود.

کلینیک مصاحبه و تشخیص

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

آزمایشگاه روان سنجی و نقشه مغزی

این آزمایشگاه به عنوان نمایندۀ انحصاری مرکز HBimed سوئیس، مجهز به روزآمدترین دستگاه های ثبت (Mitsar, Neuroamp II) و نرم افزارهای تحلیل (Neuroguide, HBimed) است.

آزمایشگاه روان سنجی و نقشه مغزی

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کادر درمان

ویدئوها

/div>iv>

دانستنی ها