اختلال سندروم خستگی مزمن و ضعف اعصاب

سندروم خستگی مزمن و ضعف اعصاب

سندروم خستگی مزمن و ضعف اعصاب

سندروم خستگی مزمن و ضعف اعصاب

تعریف اختلال

سندروم خستگی مزمن با بروز علائمی مانند موارد زیر به مدت حداقل ۶ ماه مشخص می گردد: خستگی شدید و ناتوان کننده، غالبا همراه با درد عضلانی، سر درد، تب خفیف، مشکل در توانایی های ذهنی مانند حافظه، توجه و تمرکز و حل مساله، علائم گوارشی و حساسیت غدد لنفاوی. تحقیقات علمی در رابطه با کشف علت عفونی در رابطه با این اختلال در حال انجام شدن است. این به این دلیل است که معمولا اکثر افراد مبتلا به آن علائم آن را پس از مبتلا شدن به یک بیماری عفونی مانند آنفولانزا نشان داده اند.

میزان دقیق بروز و شیوع سندروم خستگی مزمن مشخص نیست، اما میزان بروز آن در جمعیت عمومی بزرگسالان ۰.۰۰۷ تا ۲.۸ درصد برآورد شده است. این بیماری در درجه اول در جوانان بیشتر مشاهده می شود که دارای دامنه سنی بین ۲۰ تا ۴۰ سالگی هستند. سندروم خستگی مزمن در کودکان و نوجوانان نیز بروز می کند اما میزان آن کمتر است. زنان حداقل دو بار بیشتر از مردان مبتلا به این مشکل می شوند. در ایالات متحده آمریکا مطالعات انجام شده در این زمینه نشان داده اند که حدود ۲۵ درصد جمعیت جوانان حداقل به مدت دو هفته یا بیشتر دچار خستگی می شوند. وقتی که خستگی بیش از ۶ ماه طول بکشد، خستگی مزمن نامیده می شود. علائم خستگی مزمن اغلب همراه با سایر بیماری هایی مانند فیبرومیالژیا، سندروم روده تحریک پذیر و اختلال مفصل تمپوروماندیبولار دیده می شود.

علائم

از آنجا که سندروم خستگی مزمن هیچ ویژگی مشخصه ای ندارد، تشخیص آن مشکل است. پزشک یا بالینگر مصاحبه کننده باید تا جایی که ممکن است علائم و نشانه ها را ردیف کند تا فرآیند تشخیص را تسهیل کند. گرچه خستگی مزمن شایع ترین شکایت است، اما بیشتر بیماران بیساری علائم دیگر را هم دارند. زمانی که بیمار سابقه اش را بازگو کرد، پزشک احتمالا به طیفی از اختلالات عصبی، سوخت و ساز بدن یا روانی می اندیشد که ناراحتی بیمار را توجیه کند. با این حال در بیشتر مواقع صرفا براساس شرح حال نمی توان به تشخیص رسید. معاینه جسمی نیز برای رسیدن به قطعیت تشخیصی قابل اعتماد نیست. به عنوان مثال، بیماران علاوه بر خستگی مزمن، از احساس گرمی یا لرز (با درجه حرارت طبیعی بدن) شکایت دارند و برخی دیگر از حسایت غده لنفی بدون بزرگی آن شاکی هستند. این نشانه ها و سایر یافته های دو پهلو تایید کننده و رد کننده این اختلال نیستند. از جمله ملاک های تعیین شده برای این اختلال این موارد هستند: خستگی برای حداقل شش ماه، اختلال حافظه یا تمرکز، گلو درد، حساسیت یا بزرگی غدد لنفاوی، درد عضلانی، درد مفاصل، سر درد، اختلال خواب و ضعف متقابل فعالیتی، خستگی بارزترین علامت است و مشخصه آن فرسودگی، اختلال خواب و ضعف متعاقب فعالیت. خستگی بارزترین علامت است و مشخصه آن فرسودی شدید روانی و جسمی است که بتواند ۵۰ درصد فعالیت های بیمار را کاهش دهد. در بیشتر بیماران شروع بیماری تدریجی است اما برخی از موارد دارای شروع حاد بوده و بیماری شبه آنفولانزا را تقلید می کنند. در برخی موارد بین سندروم خستگی مزمن و افت فشار خون ناشی از عملکرد نامناسب سیستم دستگاه عصبی خودکار همبستگی وجود دارد. پیشنهاد شده است که در بیمارانی که با علائم یندروم خستگی مزمن مراجعه می کنند، آزمون میز کج انجام شود تا علائم قابل انتساب به افت فشار خون مشخص شده و بتوان در مورد آنها درمان دارویی مناسب تجویز کرد.

دلایل

به صورت کلی علت این اختلال دقیقا مشخص نیست. تشخیص این اختلال فقط زمانی گذاشته می شود که همه علت های پزشکی و روانی دیگر بیماری خستگی مزمن کنار گذاشته شوند. مزالعات علمی هیچ علامت مشخصه یا آزمایش تشخیصی خاصی را برای این اختلال تایید نکرده است. پژوهشگران سعی کرده اند که ویروس اپشتین بار را به عنوان عامل سبب ساز سندروم خستگی مزمن معرفی کنند اما عفونت با این ویروس همراه با پادتن های اختصاصی است و این یافته ها در سندروم خستگی مزمن دیده نمی شود. نتایج آزمایش های انجام شده برای عوامل ویرورسی دیگری نظیر آنترو ویروس ها، هرپس ویروس و رترو ویروس ها منفی بوده است. برخی محققین در بیماران مبتلا به سندروم خستگی مزمن، نشانگر های غیر اختصاصی نابهنجاری های ایمنی را مشاهده کرده اند. این موارد می تواند شامل این ها باشد: کاهش پاسخ های تولید مثل سلول های لنفوسیت های خونی محیطی، اما این پاسخ ها شبیه پاسخ هایی است که در برخی بیماران دچار افسردگی اساسی هستند. چندین گزارش در مورد گسست محور هیپوتالاموس- هیپوفیز در بیماران دچار سندروم خستگی مزمن و هیپوکوتیزولیسم خفیف در این بیماران وجود دارد. به همین دلیل برای کاهش خستگی در این بیماران کورتیزول برونزاد تجویز شده است ولی نتایج مطالعات حاصل شده قطعی نبوده است. برخی مطالعات که با MRI در این افراد انجام شده است نشان دهنده کاهش حجم ماده خاکستری و ماده سفید در برخی از نواحی مغزی بیماران دچار سندروم خستگی مزمن هستند. سندروم خستگی مزمن ممکن است توزیع خانوادگی داشته باشد. یعنی اینکه تحت تاثیر ژنتیک فرد و دریافت آن از والدین باشد. در یک مطالعه همبستگی بین دو قلو های همسان بیش از ۲.۵ برابر همبستگی دو قلو های غیر همسان گزارش شد. با این حال برای اثبات این موضوع نیاز به مطالعات و آزمایش های بیشتری است.

عوامل خطرساز

ژنتیک

ابتلا به انواع بیماری های عفونی

ابتلا به اختلالات روانشناختی

الگوهای خوای  و بیداری

عوارض

از جمله مواردی که باید در رابطه با این اختلال به آن توجه کرد، بروز و ظاهر شدن آن در دوره های سنی مختلف است. در کودکان بروز آن می تواند با انزوا، اضطراب و گوشه گیری یا صرفا در خانه ماندن همراه باشد. در این حال فرد ضمن اینکه در حال رشد و تحول فردی و اجتماعی است، در شکل دادن و اکتساب مهارت های فردی و اجتماعی با مشکل روبرو می شود. در تحصیل و رفتن به مدرسه و فرا گرفتن آن مشکل جدی سراغش می آید. ارتباطات بین فردیش در مدرسه به مشکل می خورد و بر اضطراب و شکل گیری افسردگی در او افزوده می شود. در نوجوانی اما می تواند با افزایش تنش بین نوجوان و والدین همراه باشد. کوتاهی کردن در انجام امورو مسئولیت های شخصی و عدم موفقیت های مختلف باعث می شود تا بر اضطراب و استرس و روابط نامناسب با والدین و همسالان افزوده شود. در این حالت در هر دو گروه کودکان و نوجوانان آسیب عزت نفس و اعتماد به نفس فرد زیاد می شود و خودپنداره و تصور از خود آسیب شناسانه ای در آنها شکل می گیرد. این مساله است که خود می تواند باعث ایجاد دید منفی در کودک و نوجوان شود و افکار او در مورد خود را در رابطه با خود و دیگران تحت تاثیر منفی قرار دهد. عدم انجام امور تحصیلی و درس ها و یا عدم همکاری کردن با والدین و همسالان بر این مشکلات می افزاید. این ندروم زمانی در این شرایط مزید بر علت می شود که کودک یا نوجوان یک اختلال زمینه ای روانی یا جسمی دارد. مخصوصا در مواقعی که افسردگی و خطر خودکشی در فرد وجود دارد. در این حالت اگر واقعا روابط بین فردی حمایت گر و پشتیبانی کننده ای وجود نداشته باشد، احتمال خطر بیشتر هم می شود.

اختلال سندروم خستگی مزمن یکی از اختلالات مهمی است که بسیار می تواند با ابعاد مختلف زندگی فرد تلاقی و تداخل داشته باشد. فرد همواره بی حال، بی انگیزه، خسته و دارای دردهای بدنی می تواند باشد که عملکرد فردی و اجتماعی او را مختل می کند. این مختل کردن مخصوصا در زمینه اقتصادی در بزرگسالان بسیار حائز اهمیت است. مشکل زمانی بیشتر می شود که فرد متاهل و دارای فرزند است. در این شرایط معمولا در کنار مشکلات اقتصادی، شرایط زوجی فرد و والد – فرزندی او با همسر و فرزندان تحت تاثیر قرار می گیرد. از آنجایی که در مقابل محرک های بیرونی و مشکلات تحریک پذیر هستند و تحمل کمی در برابر انها دارند، عضبانیت و خشم می تواند در رفتارهای آنها حاک شود و امکان تعامل و ارتباط کلامی را منقضی کند.

در روابط اجتماعی و بین فردی و همچنین شغلی نیز باید منتظر پیامدهای ناگواری برای فرد بود. خستگی های مزمن و درد و کم تحملی های روانی باعث می شود تا فرد تواند ارتباط مناسب را برقرار کند و با همکاران و دوستان و ارباب رجوع با مشکل روبرو شود. در این حالت خطر از دست دادن شغل به وجود می آید. در مواردی که فرد خود کارآفرین است و یا مدیریت شرکت و یا در اسن سمت است، معمولا پیگیری و مدیریت امور سغلی به تاخیر و تعویق می افتد و فرد با سوء مدیریت کارهایش روبرو می شود. به همین دلیل است که نیاز به مراجعه برای درمان وجود دارد.

با توجه به مطالب بیان شده لازم است تا حتما برای مراجعه به متخصص بالینی جهت درمان اقدام شود.

آمادگی برای اولین مراجعه

آمادگی برای مراجعه در این درمان سخت است. فرد همیشه خسته، کوفته، بی حوصله است و شروع کارها برایش سخت است. این افراد حتی تا چند متری حرکت کردم هم می تواند برایشان مشکل باشد. یا اینکه شروع به حرف زدن و تعامل با دیگران کنند. به همین دلیل متقاعد کردن آنها نیاز به زمان و تدبیرهای ارتباطی خاص دارد. در چنین شرایطی می توان با تمرکز بر مشکلاتی که اختلال برای فرد به وجود آورده است و احساسات ناخوشاند درونی که احساس می کند، فرد را برای مراجعه و درمان ترغیب کرد. در اولین مراجعه هم لازم است تا یک بررسی جامع از مشکل فرد گرفته شود و روند درمان را برای او و اعضای خانواده توضیح داد. در مواردی که نیاز به مصرف دارو هست، پیش می آید که فرد در مقابل مصرف آن مقاومت دارد و به همین دلیل این وظیفه همراهان و درمانگر است تا در صورت نیاز فرد را برای مصرف دارو متقاعد کنند. طول درمان نیز می تواند بر اساس همکاری و شدت بیماری متغیر باشد.

آزمون ها و تشخیص

برای تشحیص این اختلال آزمون و تست دقیق و معتبری وجود ندارد. به همین دلیل تنها راه تشخیص آن مصاحبه بالینی و بررسی علائم در رفتار فرد است. اگر فرد علائم اولیه ذکر شده را داشته باشد، لازم است تا برای بررسی به پزشک معالج مراجعه کرد.

درمان

درمان سندروم خستگی مزمن اساسا حمایتی است. پزشک ابتدا باید با بیمار تفاهم برقرار کند و تحت عنوان اینکه پایه ای ندارند شکایت بیمار را رد نکند. شکایات بیمار تخیلی نیست. معاینه دقیق پزشکی لازم است و ارزیابی روانی نیز توصیه می شود و هر دوی اینها برای رد علل دیگر علائم بیمار به کار می روند.

هنوز درمان پزشکی موثری شناخته نشده است. عوامل ضد ویروسی و کورتیکواستروئیدها مفید نیستند هر چند که در تعدادی از بیماران با تجویز داروی ضد ویروسی آمانتادین، خستگی کمتر شده است. رویکرد معمول، درمان علامتی مانند داروهای ضد درد برای درد مفاصل و عضلات است. با این حال داروهای ضد التهابی غیراستروئیدی موثر نیستند. آنچه اهمیت دارد این است که بیماران تشویق شوند که فعالیت های روزمره شان را ادامه دهند و تا حد امکان در برابر خستگی خود مقاومت کنند. کم کردن از حجم ار بسیار بهتر از حاضر نشدن در محل کار است. در چند مطالعه در مورد ورزش درمانی تدریجی اثرات مثبتی گزارش شده است.

درمان های روانپزشکی و روانشناسانه مناسب هستند. این درمان ها به خصوص در صورتی که افسردگی هم وجود داشته باشد، کمک کننده هستند. در بسیاری از موارد با روان درمانی بینش گرا یا حمایتی علائم به میزان چشمگیری بهبود می یابند. این به خصوص در روش درمانی رواندرمانی شناختی- رفتاری در این سندروم موثر است. درمان در این جهت انجام می شود که به بیمار کمک شود تا بر باورهای اشتباه خود (مانند ترس از اینکه هر فعالیت خستگی آوری سبب بدتر شدن اختلال می شود) غلبه و آنها را تصحیح کند. وامل دارویی به خصوص دارو های ضد افسردگی بدون خاصیت رخوت زایی مانند بوپروپیون ممکن است که در این رابطه مفید باشند. در مواردی نشان داده شده است که داروی نفازودون در برخی از بیماران با سندروم خستگی مزمن سبب کاهش درد و اختلال خواب و حافظه می شود. دارو هایی که محرک روان هستند مانند آمفتامین ها یا ریتالین (متیل فنیدیت) ممکن است که به کاهش خستگی کمک کنند.

در بیماران دچار سندروم خستگی مزمن، گروه های خودیاری مفید هستند. تاثیر این گروه ها ناشی پویایی گروه تلقین امید، ارائه همانندسازی، شریک شدن در تجارب دیگران و انتقال اطلاعات است. همبستگی اعضا در این گروه ها نیز سبب افزایش عزت نفس می شود که در این بیماران مختل شده است و آنها اغلب احساس می کنند پزشک آنها را جدی نگرفته است. به همین دلیل بسیاری از افراد دچار این بیماری به ویتامین ها، مواد معدنی و مواد مختلف گیاهی یا روش های درمانی غیر پزشکی و غیر علمی روی آورند. هیچ کدام از این مواد و یا سایر تقویت کننده های ناشناخته در متون پزشکی به دقت بررسی نشده اند و اغلب فایده چندانی ندارند.

سازگاری و حمایت

در ابتدای هر چیز لازم است بیان شود که این اختلال نیاز به تحت درمن بودن پزشکی و رانشناختی دارد. به همین دلیل قبل از هر چیز باید به متخصص مراجعه کرد. در مرکحله بعد لازم است تا همرهان و اعضای خانواده فرد در رابطه با مشکل بیمار خود اطلاعات کافی بدست آورند و حمایت های خود را داشته باشند. در همین رابطه لازم است تا آنها در درمان در کنار فرد مبتلا باشند. در مصرف دارو ها و پیگیری جلسات روان درمانی پیگیر باشند و به فرد در جهت مراجعه منظم کمک کنند. در زمینه مسائل شغلی و کاری و مدیریت آنها فرد را یاری دهند. شاید در مواردی که اختلال روانی یا جسمانی زمینه ای در فرد وجود دارد، لازم باشد تا مداوم با او صحبت کنند و پیشنهادات لازم را به او بدهند. هر چند بیشتر این افراد خود دارای توانایی های کافی هستند اما باید در نظر داشت که ارتباط و حمایت اجتماعی در بیشتر موارد می تواند حتی درمان اصلی باشد. ورزش کردن و داشتن خواب با برنامه و منظم دیگر راه احتمالی برای بهبود شرایط است. این کار خود در چارچوب روابط اجتماعی صورت می گیرد و به همین دلیل یک نوع حمایت و سازگاری اجتماعی نیز محسوب می شود. با این حال در شرایطی که امکان رقابت و مسابقه در ورزش باشد، توصیه نمی شود که فرد وارد آن شود پرا که تا زمان بهبودی و کنترل بیماری لازم است تا فرد اعتماد به نفسش را به دست بیاورد و به سطح عملکرد عادی برگردد تا شکست و ناکامی دیگری سراغ او نیاید. 

اطلاعات بیشتر

سندروم خستگی مزمن از دوران پس از جنگ داخلی آمریکا در قرن نوزدهم برای روانپزشکان و متخصصان اعصاب از اهمیت بیشتری برخوردار شد. در آن زمان به این اختلال ضعف اعصاب یا ضعف عصبی – گردن خون نامیده می شد. شیوع این اختلال در اواسط قرن بیستم کاهش یافت با این حال در اواسط دهه ۱۹۸۰ مجدد در ایالات متحده آمریکا ظاهر شد. در سال ۱۹۸۸ مرکز کنترل و پیشگیری بیماری های در ایالات متحده ملاک های تشخیصی اختصاصی مربوط به سندروم خستگی مزمن را تعیین کرد.

خستگی مزمن باید از اختلالات غدد درون ریز مانند مانند کم کاری تیروئید، اختلالات عصبی نظیر موتیپل اسکلروز، اختلالات عفونی مانند ایدز و مونونوکلئوز عفونی و اختلالات روانی مانند اختلالات افسردگی افتراق داده شود. تا ۸۰ درصد بیماران مبتلا به سندروم خستگی مزمن واجد ملاک های تشخیصی افسردگی اساسی هستند. میزان همبستگی آن قدر بالا است که بسیاری از روانپزشکان بر این عقیده هستند که همه موارد این سندروم در واقع اختلالات افسردگی هستند. با این حال بیماران دچار سندروم خستگی مزمن به ندرت احساس کند، اندیشه پردازی درباره خودکشی یا فقدان احساس لذت دارند. در این بیماران کاهش وزن چندانی هم رخ نمی دهد. این بیماران معمولا نیز سابقه خانوادگی افسردگی یا بار ژنتیکی دیگری برای اختلالات روانی ندارند و حوادث استرس زای چندانی در زندگی این بیماران دیده نمی شود که بیماری افسردگی را توجیه یا تسهیل کند. به علاوه، هر چند برخی از بیماران به درمان ضد افسردگی پاسخ می دهند، بسیاری از آنها در نهایت نسبت به تمام داروهای روانی مقاوم می شوند. با این حال صرف نظر از برچسب تشخیصی، وجود افسردگی همراه مستلزم درمان با داروهای ضدافسردگی،درمان روانشناختی و روان درمانی و یا ترکیبی از این دو است.

در بیمارن دچار سندروم خستگی مزمن علاج خود به خودی نادر است ولی بهبودی نسبی دیده می شود. در حال حاضر بیشتر گزارش های مربوط به سیر و پیش آگاهی این اختلال مبتنی بر نمونه های اندکی است. در یک مطالعه در ۶۳ درصد بیماران دچار این سندروم که تا ۴ سال تحت پیگیری بودند، بهبودی مشاهده شده است. بیمارانی بهترین پیش آگاهی را داشته اند که هیچ بیماری روانی قبلی یا همزمانی نداشته اند، قادر به حفظ تماس های اجتماعی خود بوده اند و به کارشان ادامه داده اند.

پیشگیری

از آنجا که علت دقیق این اختلال مشخص نیست، روش های پیشگیری از آن نیز چندان شاید علمی نباشد و نتوان اطلاعات دقیقی را ارائه داد. با این حال در این زمینه مطمئنا می توان مواردی را بیان کرد که در پیشگیری از این اختلال موثر هستند.

یکی از مواردی که می توان در استفاده از آن برای پیشگیری از اختلال سندروم خستگی مزمن استفاده کرد، ورزش کردن منظم است. این کار باعث می شود تا سوخت و ساز بدن در هنگام ورزش کردن بالا برود و در همین حال مواد مضر از طریق تنفس، عرق و کلیه ها دفع شوند. در همین حال مواد شیمیایی عصبی مفید برای کارکرد بدن و مغز نیز ترشح می شود که می تواند در تنظیم سطح انرژی و ریتم های فیزیولوژیکی بدن کمک کننده باشد.

یکی دیگر از مواردی که می تواند کمک کننده باشد، ساعات خواب و بیداری است. یکی از مسائلی که با خواب نامناسب مرتبط است ، خستگی و مشکلات جسمی در زمان بیداری است. به همین دلیل توصیه می شود تا فرد یک برنامه منظم خواب و بیداری را رعایت کند تا حداقل بتوان شدت علائم را کنترل و کاهش داد.

استرس های روزمره و اضطراب های روانی می توانند بسیار آسیب زننده باشند و مشکلات را دو چندان کنند. در این حالت فرد امکان دارد که به دلیل اضطراب و استرس و یا افسردگی که دارد، بر علائم اختلالش افزوده شود و همین مساله مزید بر علت شود

در زمینه دیگر، همانطور که از قبل ذکر آن رفت، این اختلال معمولا پس از یک دوره بیماری عفونی و ویروسی دیده شده است. پس راه دیگر پیشگیری از آن رعایت بهداشت در سطح فردی و اجتماعی است. این باعث می شود تا فرد کمتر در معرض میکروب و ویروس قرار گیرد و در همین رابطه نیز کمتر به بیماری های جسمانی مبتلا شود.

خلاصه

اختلال سندروم خستگی مزمن یکی از سندروم های مشکل زا برای فرد مبتلا است که با علائمی مانند خستگی طولانی  مزمن، درد های بدنی مانند درد مفاصل، سر درد، کمر درد و غیره همراه است. برای سندروم خستگی مزمن دلیل دقیقی در مطالعات علمی ذکر نشده است. با این حال در مواقعی پس از ابتلا به عفونت های ویروسی پزشکی نشان داده شده است. در همین رابطه نیز باید توجه داشت که این اختلال را باید از دیگر اختلال روانشناختی که علائم آنها همپوشی زیادی با هم دارند، مثل افسردگی، دقت به خرج داد. درمان های مختلفی را برای این بیماری در نظر گرفته اند. در مواردی دارو درمانی را پیشنهاد داده اند که در این روش دارو ها باید طبق نظر و تجویز پزشک معالج باشد. در روش روانشناختی از روش درمانی شناختی- رفتاری استفاده می کنند که می تواند در بهبود مشکل و اختلال مفید باشد. در کنار این روش ها می توان از ورزش درمانی تدریجی هم استفاده کرد.

منابع

خلاصه روانپزشکی کاپلان. ترجمه فرزین رضاعی. انتشارات ارجمند

اصول طب داخلی هاریسون، بیماری های اعصاب. ترجمه پورقاضی و ابراهیمی. انتشارات ارجمند

سندروم خستگ مزمن نوشته لیسا آبرامز. انتشارات لوسنت

کلینیک مربوطه

کلینیک افسردگی و دوقطبی

کلینیک افسردگی و دوقطبی آتیه درخشان ذهن در سال ۱۳۸۶ همزمان با شکل گیری کلینیک آتیه به منظور برطرف کردن و بهبود اختلالات خلقی از جمله افسردگی، فعالیت خود را آغاز کرد.

کلینیک افسردگی و دوقطبی

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کلینیک مصاحبه و تشخیص

کلینیک مصاحبه و تشخیص زیر مجموعه کلینیک روانشناسی آتیه است که نقطه ورود تمامی مراجعین جدید به کلینیک روانشناسی آتیه در مرحله اول محسوب می شود.

کلینیک مصاحبه و تشخیص

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

آزمایشگاه روان سنجی و نقشه مغزی

این آزمایشگاه به عنوان نمایندۀ انحصاری مرکز HBimed سوئیس، مجهز به روزآمدترین دستگاه های ثبت (Mitsar, Neuroamp II) و نرم افزارهای تحلیل (Neuroguide, HBimed) است.

آزمایشگاه روان سنجی و نقشه مغزی

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کادر درمان

ویدئوها

دانستنی ها

عکس مربوط به آموزش و ارتقا سلامت

دمانس و فعالیت اجتماعی

دمانس چیست؟ مغز انسان ارگانی است که تمام اطلاعات ضروری را ذخیره، یادآوری و پردازش می کند. مغزی که به وسیله بیماری دمانس تخریب شده