اختلالات ایذایی، کنترل تکانه و سلوک

اختلال ایذایی، کنترل تکانه و سلوک

اختلال ایذایی، کنترل تکانه و سلوک

اختلالات ایذایی، کنترل تکانه و سلوک

تعریف اختلال

تکانه عبارت است از تمایل به انجام عملی به منظور کاهش تنش فزاینده ای که در نتیجه اوج گیری سائق های غریزی یا کاهش دفاع های روانی فرد در مقابل نیروهای درون روانی خد ایجاد می شود. وجه مشترک اختلالات تکانه تلاش برای میانبر زدن تجربه علائم ناتوان کننده یا عواطف دردناک از طریق عمل روی محیط است. محققان در کار خود با نوجوانان بزهکار، به این نتیجه رسید که رفتار تکانشی مربوط به بخش ارزش های روان فرد ضعیف و ساختمان ضعیف روانی فرد همراه با آسیب دیدگی روانی ناشی از محرومیت دوران کودکی است.

طبقه اختلالات ایذایی، کنترل تکانه و سلوک شامل پنج اختلال است که ۲ اختلال از آنها مرتبط با دوران کودکی است که علائم در سن پایین و معمولا سن پیش دبستانی و مدرسه خود را نشان می دهند. اختلال نافرمانی مقابله جویانه و اختلال سلوک این دو اختلال هستند. سه اختلال باقی مانده دیگر در این گروه بیماران روانشناختی شامل اختلال انفجاری متناوب، جنون دزدی و جنون آتش افروزی می شود که هر کدام علائم و ویژگی های خاص خود را با وجه اشتراک عدم توانایی در کنترل رفتار و فشارهای درون روانی فرد دارند.

علائم

مشخصه تمامی این اختلالات ناتوانی بیمار برای مقاومت در برابر تکانه، نیروی روانی درون خود یا وسوسه شدید انجام رفتار بخصوصی است که برای خود و یا دیگران زیانبار است. بیمار پیش از انجام این رفتارها معمولا دچار تنش و برانگیختگی زیادی می شود و گاهی این احساس تنش و برانگیختگی با انتظار هشیارانه لذت آمیخته است. انجام و تکمیل عمل مزبور سبب ارضا و تسکین فوری می شود. اما بعدا و با فاصله ای متغیر پس از انجام عمل مزبور بیمار دچار ترکیبی از پشیمانی، احساس گناه، سرزنش خود و وحشت می شود. این احساسات ممکن است ریشه در تعارضات مبهم ناخودآگاه یا آگاهی از تاثیر عمل انجام شده بر روی دیگران (از جمله احتمال پیامدهای قانونی جدی در سندروم هایی نظیر جنون دزدی) داشته باشد. فرد به دلیل احساس شرم در مورد رفتارهای تکانشی مکررش، آنها را مخفی می کند و این مخفی کاری کم کم بر کل زندگی فرد سایه افکنده و اغلب سبب به تعویق افتادن درمان می شود. 

دلایل

در رابطه با علت شناسی اختلالات ایذایی و کنترل تکانه رفتار تکانشی را به تلاش فرد برای غلبه بر اضطراب، احساس گناه، افسردگی و سایر عواطف دردناک از طریق عمل ربط دارد. روانکاوان معتقد هستند که این اعمال دفاعی در مقابل خطر درونی است و نوعی ارضا تحریف شده پرخاشگری یا جنسی به وجود می آورد. از دید ناظرین رفتارهای تکانشی ممکن است غیر منطقی و آزمندانه به نظر برسند اما ممکن است تلاشی برای رهایی از درد باشند. در همین راستا روانکاو دیگر هاینس کوهات بسیاری از انواع مشکلات کنترل تکانه از جمله قمار بازی و جنون دزدی را به احساس ناقص از خویشتن مربوط می دانست. او مشاهده کرد که وقتی بیماران در روابط مهم خود، از دیگران واکنش های تایید کننده و اعتبار بخشی را که در پی آن هستند دریافت نکنند، خویشتن آنها در هم شکسته و چند پاره می شود. بیمار برای مقابله با این چند پارگی و کسب مجدد حس تمامیت و انسجام خویشتن، ممکن است به رفتارهای تکانشی دست بزند که برای دیگران خود ویرانگر به نظر می رسد. رفتار تکانشی و انحرافی در کودکان راهی است که از طریق آن، کودک می کوشد روابط اولیه با مادر را مجددا به دست آورد. روانکاوان این رفتار را امیدوارانه می دانند زیرا کودک در جستجوی تایید و محبت مادر است و کوشش برای جلب محبت او را رها نمی کند. بیماران می کوشند اضطراب، احساس گناه، افسردی و سایر عواطف دردناک را از طریق عمل می کنند. با این حال چنین اعمالی که با هدف تسکین این احساسات انجام می شوند، به ندرت موفقیت آمیز هستند. مشکلات کودکان در دوران کودکی با والدین و محدودیت هایی که آنها بر رفتارشان اعمال می کند، خشم و عصبانیتی را می تواند اندوخته کند که در دوران نوجوانی یا بزرگسالی می تواند با مشکل کنترل تکانه همراه باشد. حتی در مواقع زیادی این رفترها جهت حفظ عزت نفس، دریافت احترام و صمیمیت از جانب دوستان و اطرافیان، احساس مهم بودن و دارای قدرت مطلق بودن برای فرد و همچنین عکس العملی برای رفتارهای خود فرد با مادر و پدر باشد. به همین دلیل سبک فرزندپروری ناسالم و رفتارهای والدین می تواند در این اختلال بسیار با اهمیت باشند.

بسیاری از محققین در حوزه کنترل تکانه روی عوامل بدنی و زیستی تاکید کرده اند. آزمایش های بالینی نشان داده اند که مناطق خاصیاز مغز مانند دستگاه لیمبیک با فعالیت خشن و تکانشی ارتباط دارند و نواحی دیگری از مغز نیز با مهار این گونه فعالیت ها مربوط است. برخی هورمون ها و بخصوص هورمون تستوسترون نیز با رفتار خشن و پرخاشگرانه ارتباط دارند. برخی گزارش ها حاکی از ارتباطی بین صرع در ناحیه گیجگاهی مغز و برخی رفتارهای خشن تکانشی است و این همچنین نشان می دهد که در بیمارانی که سابقه ضربه مغزی دارند بین رفتار پرخاشگرانه و افزایش تعداد مراجعه به مراکز اورژانس و سایر عوامل پیشایند عضوی احتمالی رابطه ای وجود دارد. در برخی از گروه هایی که رفتار های خشن دارند، میزان برتری نامتمایز قشر مخ بالا است. مشکلات زیستی مغزی در این افراد می تواند به سیستم بازداری مغز هم برگردد. ناحیه جلویی مغز ما انسان ها در کنترل و بازداری رفتارهای مختلف و بخصوص رفتارهای نابهنجار نقش دارد. در مورادی که آسیب به این بخش به دلایل مختلف وارد شده است، مشاهده می شود که قدرت کنترل فرد بر رفتارهایش و بخصوص عصبانیت و رفتارهای تکانشگرانه بسیار دچار ضعف می شود. به نظر می رسد که افراد با اختلالات ایذایی و تکانشی نیز به صورت زیستی و ژنتیکی درصدی از ضعف سیستم بازداری رنج می برند و رفتارهای ناگواری را برای آنها به همراه دارد. در موارد دیگری نقش مواد شیمیایی ایجاد کننده ارتباط بین سلول های عصبی می توانند از تعادل نابهنجاری برخوردار شوند و عواقب رفتاری تکانشگرانه را برای فرد به همراه داشته باشند. به عنوان مثال نقش انتقال دهنده عصبی سروتونین در کنترل خشم و کنترل تکانه نشان داده شده است و داروهای بازجذب انتخابی سروتونین یا داروهای تقویت کننده این ماده شیمیایی در مغز توانسته اند در کنترل خشم و عصبانیت نقش مثبت و مفیدی داشته باشند.

عوامل خطرساز

از جمله عوامل خطر ساز در این اختلال می توان به موارد زیر اشاره کرد: ژنتیک و سابقه اختلال در دودمان ژنتیکی خانواده والدین، سبک های فرزندپروری ناسالم از جانب والدین، گرایش های اجتماعی به سمت رفتارهای پرخاشگرانه و تحت تاثیر بودن اطرافیان می توانند در تقویت علائم این مشکلات تکانشی تاثیرگذار باشد.

عوارض

بسیاری از افراد با عدم کنترل بر رفتار خود، به دلیل عدم توانایی در کنترل تکانه درونی خود و احساس فشاری که از این جهت احساس می کنند، معمولا یک مشکل قضایی و جرم برای آنها همیشه وجو دارد. افراد با اختلال کنترل تکانه معمولا رفتارهایی مانند دست به یقه شدن، داد و بیداد کردن با دیگران، زود جوش آوردن و کتک کاری کردن، مصرف مشروبات و مواد مخدر، آسیب زدن به اموال دیگران و درگیری فیزیکی با اطرافیان، دزدی، آتش افروزی و موارد مشابه را دارند که خود همیشه می تواند در کنار مشکلات بین فردی و مختل شدن روابط اجتماعی و فردی فرد مبتلا، مشکلات انتظامی و قضایی را به همراه داشته باشد که بعدها در بازگشت به زندگی عادی و اجتماعی خود به مشکل می خورند. این افراد معمولا دارای سوء سابقه قضایی هستند. دست زدن به کارهای ریسکی و خطرناک در حد تهدید زندگی برای خود و دیگران هم می تواند یکی از عوارض این بیماری برای افراد مبتلا باشد. در این حالت این امکان هست که فرد معمولا در سن جوان تری فوت کنند و یا اینکه در دعواهای گروهی و فردی به قتل برسند. این موارد اهمیت کنترل این مشکلات و ارجاع به متخصصان الزامی می کند.

آمادگی برای اولین مراجعه

در رابطه با دو اختلال رفتاری سلوک و همچنین خلق ایذایی در نظر داشته باشید که این دو اختلال در دوران کودکی و زودتر از موارد دیگر این دسته اختلالات خود را نشان می دهند. برای همین در صورتی که علائم ذکر شده را در کودک مشاهده کردید، حتما لازم است تا برای ارزیابی اولیه به روانپزشک یا روانشناس کودک مراجعه شود.

در رابطه با انواع دیگر اختلالات این گروه باید ذکر شود که باید در نظر داشت که در صورتی که یک شوق زیاد برای انجام یک کاری درد درون خود احساس کردید و از انجام دادن آن لذت بردید، این می تواند یک علامت بالینی باشد. برای همین باید ابتدا ارزیابی تشخیصی و مصاحبه بالینی توسط ارزیاب تشخیصی روانپزشک یا روانشناس انجام شود. گاهی می توان برای بررسی های بالینی بیشتر عملکرد نواحی مغزی را با ابزارهایی سنجید که ذکر آنها خواهد آمد.

آزمون ها و تشخیص

برای ارزیابی مشکلات کنترل تکانه ابزارهای مختلی در سطوح روانی و زیستی طراحی شده اند. در رابطه با دو اختلال دوران کودکی پرسشنامه هایی طراحی شده اند که علائم اختلال در آنها هست و توسط یک همراه کودک که آگاه به رفتارهای او هست و یا توسط والدین پر می شوند. در سایر اختلالات این گروه نیز پرسشنامه هایی برای ارزیابی خصوصیات و رفتارهای کنترل تکانه وجود دارند که توسط شخص بزرگسال و فرد مبتلا پر می شوند.

در کنار این ابزارهای پرسشنامه ای، روش های زیستی و ارزیابی عملکرد مغز هم وجود دارند که می توانند بر اساس فعالیت مغز یا الگوهای امواج مغزی در نواحی مختلف، مشکل را بهتر مشخص کنند. در مواردی که سوخت و ساز نواحی مغزی را مشخص می کنند و عملکرد فرد را با آن مقایسه می کنند، به دلیل پرهزینه بودن آن، معمولا صرفا کاربردهای پژوهشی دارند و در مراکزدرمانی از آنها استفاده نمی شود. در رابطه با امواج مغزی اما این گونه نیست. می توان با صرف هزینه قابل پرداختی الگوهای امواج در هر ناحیه را دید و با تفسیر بالینی توانست دارو یا درمان روانشناختی دیگری را تجویز کرد. این روش های بهتر می توانند ضعف عملکرد مغزی را نشان دهند.

درمان

درمان این اختلالات ترکیبی از درمان های مختلف است. در موارد حاد البته شاید لازم باشد تا فرد را به مدت مشخصی در بیمارستان بستری کرد. این موضوع مخصوصا زمانی دارای اهمیت بیشتری است که فرد در معرض خطر خودکشی یا آسیب رساندن به دیگران هستند. در این مواقع در کنار موارد درمانی و بسری لازم است تا مراجع انتظامی هم در جریان باشند.

در موارد کمتر حاد، لازم است تا درمان روانشناختی مکمل درمان دارویی قرار گیرد. رواندرمانی یک درمان روانشناختی بسیار کمک کننده می تواند باشد. این مخصوصا زمانی برجسته است که فرد مبتلا دارای شدت علائم خفیف تر و سرمایه روانشناختی خوبی باشد. در جلسات روان درمانی، درمنگر روی رفتارهای پرخاشگرانه متمرکز می شود و در کنار آن روش های کنترل خشم و پرخاشگری را هم آموزش می دهد. در مواقع بسیاری لازم است تا فرد خاطرات و رفتارهای گذشته و رابطه اش با والدین در گذشته بررسی شود. مشکلاتی که در دوران کودکی و نوجوانی بر درون فرد تاثیر گذاشته اند، لازم است تا بررسی شوند و نقش آنها در رفتارهای فعلی فرد مبتلا مشخص شود. این کار می تواند در کنار دارو درمانی و یا روش های جدیدتر تحریک مغزی مانند TMSباشد. روش TMS یا تحریک الکترومغناطیس فراجمجمه ای، روشی است که از طریق آن امواج الکترومغناطیس تحریکی یا بازدارانه به مغز فرد داده می شود. در افرادی که مشکلات تکانه دارند، اغلب مشکلات دیگری مانند اضطراب و افسردگی مزمنی دارند. در این حالت است که این روش می تواند بسیار کمک کننده باشد. این روش دارای تاییدیه سازمان غذا و دارو آمریکا برای افسردگی مقاوم به درمان است و به همین دلیل در درمان مشکلات همراه می تواند بسیار کمک کننده باشد. مخصوصا در تغییر قدرت بازدارندگی مغزی که می تواند این مشکل را در این افراد که مشکل بازداری ضعیف دارند، بهتر کند و کنترل رفتاری بهبود دهد. اثر هم افزایی روان درمانی و درمان های تحریک مغزی یا دارو درمانی، می تواند ترکیب درمانی مناسبی باشد. در رابطه با حفظ بهبود اثرات درمانی پس از دوره درمان، حمایت اجتماعی و روابط بین فردی حمایت کننده، بسیار می تواند کمک کننده باشد و اثرات درمانی را پایدارتر کند.

سازگاری و حمایت

یکی از چیزهایی که می تواند به سازگاری این افراد کمک مناسبی بکند، حمایت خانوادگی و بین فردی است. در رابطه با کودکان البته داستان کمی متفاوت است. با این حال روان درمانی و مداخله در خانواده می تواند بسیار مثمر ثمر باشد. داشتن دوستان خوب و با رابطه مناسب نیز از مولفه های سازگارانه و حمایتی است. توصیه می شود تا در صورت تجویز دارو یا دیگر روش های درمانی، حتما پیگیری شود. آموزش والدین و بهبود روش های سازگاری فردی به افراد می تواند بسیار کمک کنده باشد.

 

اطلاعات بیشتر

در کودکانی که مبتلا به اختلال کم توجهی- بیش فعالی تشخیص داده می شوند، علائم اختلال کنترل تکانه ممکن است تا بزرگسالی ادامه پیدا کند. نقص عقلی اولیه یا اکتسابی، صرع و حتی سندروم های قابل برگشت مغزی را از مدت ها قبل در مختل شدن کنترل تکانه دخیل دانسته اند.

پیشگیری

در رابطه با مشکلات کودکان با اختلال سلوک و رفتارهای مقابله ای لازم است تا آموزش والدین و روان درمانی با خود کودک نیز انجام شود. در رابطه با پیشگیری از این مشکلات، رفتارهای والدین با کودک بسیار تعیین کننده هستند. سبک های فرزندپروری که در آن هم به نیازهای کودک توجه می شود و هم برنامه ای برای کنترل او وجود دارد، از بهترین موارد جلوگیری از این مشکلات هستند. توجه به نیازهای کودک و منتقل کردن حس امنیت و صمیمیت به او احساس ارزشمند بودن و سبک دلبستگی ایمن را به او منتقل می کند و از ایجاد رفتارهای لجبازانه و جلب توجه کردن ممانع می کند. در بزرگسالان نیز به همین شکل است. در چنین مواردی معمولا سطح تحول رفتاری فرد بزرگسال در کودکی مانده است و رفتارهای مشکل زای او کارکردی را دارا است که همچنان حفظ شده است و یک تنش درونی را تسکین می دهد. به همین دلیل است که برای این گروه از مشکلات در بزرگسالی توصیه اکید به روان درمانی می شود.  

خلاصه

اختلالات کنترل تکانه از دسته اختلالات روانی هستند که روی کنترل رفتار، تنش درونی، خشم و ابراز پرخاشگری به همراه عصبانیت و متعاقبا انجام رفتارهایی برای کاهش این حالت روانی تمرکز دارد. دو اختلال نافرمانی رفتار مقابله ای و اختلال سلوک مخصوص دوران کودکی هستند. این دو اختلال با مشکلات جدی در رفتار کودک در مقابل دیگران همراه هستند و مخصوصا لازم است تا به اهمیت نقش والدین نیز توجه شود. با این حال اختلال آتش افروزی، جنون دزدی و اختلال انفجاری متناوب نیز سه اختلال دیگر این دسته هستند که در بزرگسالی نیاز به توجه ویژه دارند. در اختلال نافرمانی مقابله ای کودک دارای ویژگی های لجبازی، کینه توزی، بد خلقی، بهانه تراشی، مخالفت در همه شرایط، قشقرق رفتاری و دعوا با والدین و خواهر و برادرها است. در اختلال سلوک مشکلات آتش افروزی، رعایت نکردن حقوق فردی و اجتماعی دیگران، دزدی، اذیت و آزار انسان ها و حیوانات و مشکلات رفتاری بین فردی با دوستان و خانواده دیده می شود. اختلال سلوک معمولا در صورتی که کنترل نشود، می تواند تبدیل به اختلال شخصیت ضد اجتماعی شود. در آتش افروزی فرد در درون خود تمایل شدید و غیرقابل کنترلی برای آتش زدن می بیند و بعد از آن احساس راحتی می کند. در جنون دزدی نیز تمایل فرد به دزدی کردن و جمع کردن آنها نه با هدف آسیب زدن جدی به دیگران بلکه برای کاهش تنش درونی در خود فرد، علامت مهمی است. در انفجارهای متناوب فرد دوره های متناوبی از خشم و عصبانیت را دارد و جالب است که بلافاصله پس از تخلیه خشم، احساس راحتی و آرامشی در درون خود دارد. در مواقعی احساس گناه و سازو کار های جبرانی می تواند ساز و کار حفظ این اختلالات در فرد را توضیح دهد.

با این حال می توان با انتخاب سبک های بین فردی و تربیتی مناسب از آسیب در کودکی جلوگیری کرد و با استفاده از دارو درمانی، روش های تحریک مغزی و همچنین روان درمانی به کنترل و رفع مشکل کمک کرد. 

پرسشنامه ها و روش های بررسی سوخت و ساز مغزی و یا نواز مغزی می توانند در بررسی مشکلات این دسته اختلالات روانشناختی کمک کننده بانشد. مشکلات اختلال نافرمانی مقابله ای و اختلال سلوک معمولا در تعامل با والدین و براساس توضیحات آنها گذاشته می شود. با این حال می توان با یک مصاحبه بالینی و تشخیصی در کنار آزمایش های دیگر، یک ارزیابی خوب  و تشخیص با ضریب دقت بالا را بدست آورد.

توصیه می شود تا افراد در کنار دریافت درمان های نام برده از حمایت اجتماعی و روابط بین فردی سود ببرند و دوره ها کسب مهارت های کنترل خشم و پرخاشگری را بگذرانند. حضور یک روانشناس در نقش یک مربی می تواند بسیار کمک کننده باشد.

از جمله دلایلی که برای این مشکل ذکر کرده اند می توان به نقش ژنتیک و رابطه فرد با والدین اشاره کرد. نقش ماده عصبی سروتونین در این اختلالات را می توان در مطالعاتی پیگیری کرد. داروهای تاثیرگذار بر این ماده توانسته اند در کنترل خشم و عصبانیت نقش مثبتی را ایفا کنند.

منابع

خلاصه روانپزشکی کاپلان و سادوک. ترجمه فرزین رضاعی. جلد دوم. نشر ارجمند.

برنامه درمانی شناختی- رفتاری؛ غلبه بر مشکلات کنترل تکانه. نوشته گرانت و همکاران به ترجمه ابراهیمی و همکاران. نشر ارجمند.

راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی. انجمن روانپزشکی آمریکا.

آسیب شناسی بارلو. نوشته دیوید اچ بارلو. ترجمه مهرداد فیروزبخت. نشر رشد

کلینیک مربوطه

کلینیک کودک و خانواده

در كلینیك کودک و خانواده، هدف این است كه به كل پازل خانواده و شیوه ای كه این پازل كنار هم چیده می شود، توجه شود؛ نه این كه فقط به یك تكه پازل توجه شود.

کلینیک کودک و خانواده

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کلینیک مصاحبه و تشخیص

کلینیک مصاحبه و تشخیص زیر مجموعه کلینیک روانشناسی آتیه است که نقطه ورود تمامی مراجعین جدید به کلینیک روانشناسی آتیه در مرحله اول محسوب می شود.

کلینیک مصاحبه و تشخیص

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

آزمایشگاه روان سنجی و نقشه مغزی

این آزمایشگاه به عنوان نمایندۀ انحصاری مرکز HBimed سوئیس، مجهز به روزآمدترین دستگاه های ثبت (Mitsar, Neuroamp II) و نرم افزارهای تحلیل (Neuroguide, HBimed) است.

آزمایشگاه روان سنجی و نقشه مغزی

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کادر درمان

ویدئوها

دانستنی ها

مشاوره پیش از ازدواج

مشاوره پیش از ازدواج به منظور کمک به افراد برای گرفتن یک تصمیم و انتخاب آگاهانه و درست ازدواج و تشکیل خانواده، مرحله ی بسیار