اختلال تمارض

اختلال تمارض

اختلال تمارض

اختلال تمارض

تعریف اختلال

در بسیاری از موارد زمانی که از افراد پرسیده می شود که آیا لازم است تا فرد برای درمان مشکلات رواننشاختیش به متخصصان سلامت روان مراجعه کند، به طور قطع بیان می کنند که در صورت وجود مشکل ضروری است تا فرد برای حفظ سلامت خود برای دریافت درمان اقدام کند. با این حال اگر پرسیده شود که آیارفتن نزد هر نوع متخصصی وقتی که مشکلی وجود ندارد، موجه می نماید یا نه، بدون شک پاسخ می دهند که خیر. با این حال در مواردی پیش می آید که فرد به دچار اختلال شدید و بالینی نیست اما برای دریافت درمان به متخصصین و مراکز ارائه دهنده خدمات روانشناختی مراجعه می کنند. در این شرایط است که متخصصان حوزه سلامت روان گزینه ای به اسم «حالات دیگری که ممکن است کانون توجه بالینی باشد» را در کتاب راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی (DSM-5) قرار داده اند تا توجه متخصص بالینی را به این مطلب جلب کند. طبق کتاب راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی انجمن روانپزشکی آمریکا در بخش حالات دیگری که کانون توجه بالینی است، فهرست شرایط و حالاتی ذکر شده است که اختلال روانی نیستند اما باعث شده اند تا فرد با سازمان و نظام مراقبت ها و بهداشت روان در ارتباط قرار گیرد. در برخی از موارد یکی از این حالات ممکن است در سیر ارزیابی روانشناختی و روانپزشکی یافت شود (مانند جدایی) و این در شرایطی است که فرد اختلال روانی خاصی را هم ندارد. در شرایط دیگری امکان دارد که ارزیابی تشخیصی موید وجود اختلال روانی نباشد، اما لازم است به دلیل اصلی مراجعه به نظام مراقبت های سلامت روانی توجه شود. از جمله این موارد به بی خانمانی و یا کارتون خوابی اشاره کرد.

در برخی از موارد در نهایت ممکن است که فرد دارای یک اختلال روانشناختی به صورت واقعی باشد. اما با وجود مشکل روانشناختی کانون توجه روی مشکل یا درمانی است که ناشی از اختلال روانشناختی نیست. به عنوان مثالی در همین رابطه می توان به آن توجه کرد بیماری است که دچار اختلال اضطرابی خاصی است اما برای مشکل زناشویی و خانوادگی مراجعه کرده است که ارتباطی با مشکل او در اصل چندان ندارد. از جمله مواردی که می تواند کانون توجه بالینی قرار گیرد را می توان در دسته های متلفی مشخص کرد. از جمله این دسته بندی ها می توان مشکلات ارتباطی، سوء رفتار و غفلت، مشکلات تحصیلی و شغلی، مشکلات اقتصادی و مسکن، مشکلات مرتبط با محیط اجتماعی، مشکلات مرتبط با جرم و جنایت و یا درگیری های مشخص با نیروهای انتظامی و قضایی، سایر مراجعات خدمات بهداشتی جهت مشاوره نظر خواهی پزشکی، مشکلات مرتبط با سایر شرایط روانشناختی، فردی و محیطی و در نهایت سایر شرایط تاریخچه فردی را نام برد. با این حال مواردی که بیشتر به آنها توجه شده است، تمارض، داغدیدگی، مشکلات شغلی، رفتار ضد اجتماعی در بزرگسالان، مشکلات مذهبی و معنوی، مشکلات فرهنگ پذیری، مشکلات مرحله حیات، عدم رعایت دستورات درمانی یک اختلال روانی و مشکلات ارتباطی. در ادامه تمارض و نقش آن در رابطه با مشکلات توجه بالینی توضیح داده خواهد شد.

علائم

تمارض عبارت از این است که فرد دست به جعل تعمدی علائم جسمانی یا روانی برای دستیابی به گرفتن نفع ثانویه نظیر فرار از انجام وظیفه نظامی، اجتناب از کار، کسب غرامت های مالی و مادی، طفره رفتن از پیگرد های قانونی یا اخذ دارو می زند. در برخی از شرایط خاص تمارض می تواند خود یک نقش انطباقی و سازگارانه با شرایط محیطی و درونی را داشته باشد (مثلا فرد در زمان اسارت در جنگ تمارض به بیماری خاصی می کند). با توجه به مساله تمارض که در اختلالات مختلف روانشناختی و جسمانی مطرح است، در صورتی که موارد و ترکیبی از موارد زیر وجود داشته باشد، لازم است تا به تمارض توجه داشت: در زمینه پزشکی قانونی (مثلا وقتی شخص از سوی وکیل برای معاینه به پزشک ارجاع می شود). ناهمخوانی بارز و آشکار بین اضطراب و استرس و یا ناتوانی ادعایی بیمار و یافته های عینی. عدم همکاری بیمار و این در ضمن ارزشیابی تشخیصی و عدم رعایت رژیم درمانی است. وجود اختلال شخصیت ضد اجتماعی. در ادامه انواع مواردی که ممکن است افراد برای رسیدن به آنها به تمارض گرایش داشته باشند، ذکر خواهد شد.

اجتناب از مسئولیت کیفری، محاکمه و مجازات قضایی: مجرمین این امکان را دارند که برای فرار و اجتناب از حضور در محاکمه وانمود کنند که بی کفایت هستند و توانایی های خود را انکار کنند. آنها ممکن است که بیان کنند که در زمن دست زدن به جرم و مرتکب شدن آن، تحت اراده خود نبوده اند و تحت تاثیر جنون آنی دست به جرم زده اند. در همین رابطه ممکن است که علائم مختلف اختلال مورد نظری را که می تواند در فرار از حکم قضایی به آنها کمک کند، تقلید کنند و به داشتن آنها تمارض کنند. این در واقع به این دلیل است تا بتوانند به فرار از حکم در انتظار خود دست بزنند و یا آنقدر خود را ناتوان از کنترل رفتارشان نشان دهند که این باعث شود تا حکمی برای اجرا به آنها داده نشود.

اجتناب از خدمت نظامی و یا بر عهده عرفتن مسئولیت های خطرناک: این نمونه از جمله مواردی است که پزشکان سیستم نظام وظیفه در کشور ما بسیار با آن آشنا هستند. به دلیل معافیت های خدمت سربازی که برای افراد با اختلالات روانپزشکی خاص در نظر گرفته شده است، بسیاری از افراد شروع به تمارض و نشان دادن علائم اختلالات مختلفی می کنند. تمارض علائم بیماری های روانی مانند افسردگی شدید و اساسی، اختلال دو قطبی، گزارش داشتن توهم و هذیان، در موارد بسیاری پرخوری و اضافه وزن های شدید که گاهی با تهدید زندگی فرد هم همراه است، نشان دادن اختلالات شبه جسمانی و ساختگی، نشان دادن تکانه های شدید پرخاشگری و خشم در ارتباط با دیگران و تمارض به عدم کنترل روی رفتار از جمله موارد در کمیسیون های معافیت پزشکی – روانی هستند که افراد از خود نشان می دهند. با این حال دیده شده است که علاوه بر این مساله در زمان جنگ نیز افراد برای فرار از رفتن به جبهه جنگ و خط مقدم، شروع به تمارض و نشان دادن علائم اختلالات روانی می کنند. در موارد خفیف تر این حالت، فرد بهانه تراشی می کند و دلایل مختلفی را برای نرفتن مثال می زند. با این حال افراد حرفه ای معمولا علائم اختلالات شبه جسمانی را بیشتر تمارض می کنند. هر چند در موارد جن بسیار پیش می آید که افرادی به صورت واقعا آسیب شناسانه مبتلا به اختلالات مختلفی مانند هیستری و یا استرس پس از سانحه (PTSD) می شوند، اما افراد دیگری هم برای فرار از مسئولیت به صورت تمارض این علائم را در خود نشان می دهند.

منافع مالی و مادی: در موارد زیادی پیش می آید که شرکت های بیمه و یا نهادهای مختلف دولتی برای آسیب دیدگان و صدمه دیدگان ناشی از اتفاقات مختلف به مراجعین و افراد مرتبط با خود موارد مالی و مادی را ارائه می دهند. در همین رابطه متمارضین امروزی تر ممکن است که در قالب مسائلی مانند از کار افتادگی بیمه، مزایای جانبازی و آسیب ناشی از جنگ، غرامت های کارگری و یا غرامت مشکلات روانی با هدف دریافت مزایای مالی به صوزت مقطعی و یا مستمر اقدام کنند. هر چند که در این شرایط کمیسیون های مختلف برای بررسی مشکلات فرد تشکیل می شوند، اما در صورتی که فرد بتواند به خوبی تمارض کند، می تواند غرامت و یا منفعت مالی را به دست بیاورد.

اجتناب از کار، مسولیت اجتماعی و عواقب اجتماعی: افراد ممکن است که برای فرار از شرایط اجتماعی و یا شغلی ناخوشایند یا با هدف پرهیز از پیامدهای اجتماعی و حقوقی خطای شغلی یا اجتماعی دست به تمارض بزنند. این مساله صرفا به افراد عادی و متمارض ربط پیدا نمی کند. در همین رابطه در موارد بالینی نیز مشاهده می شود که فرد مبتلا به اختلال روانشناختی ک هواقعا هم اختلال دارد، به دلیل نقش بیماری که به خود گرفته است، منافعی را به دست می آورد. آنها به دلیل ناتوانی که در خود به دیگران نشان داده اند، و با هدف فرار از مسئولیت های فردی و اجتماعی که دارند، دست به تمارض شدیدتر علائم و ناتوانی خود می کنند. آنها نقش بیمار را هر گه بیشتر در خود تقویت می کنند و به همین دلیل در سایه آن منافع روانی و اجتماعی خود را به دست می آورند.

تسهیل انتقال از زندان و حبس به بیمارستان: این مورد بیشتر در زندانیان پیش می آید. زندانیان ممکن است با هدف انتقال دادن آنها به بیمارستان دست به تمارض کردن بیماری روانی و یا جسمانی خاصی بزنند. این زندانیان اغلب با هدف عوض کردن محیط خود و یا این که بتوانند فرصتی را برای فرار پیدا کنند، دست به تمارض بیماری ها و به خصوص بیماری های روانی می کنند. از این جهت نیز بیماری روانی برای آنها بهتر است چرا که راحت تر می توان آنها را گزارش کرد و این که آزمایش های جسمی باشند که بتوانند به دقت مشکل را نشان بدهند، وجود ندارند. آنها صرفا با تقلید و تمارض به شدت زیاد اختلال، می توانند تمارض تمیزی و بی نقصی را نشان دهند و راهی بیمارستان شوند. در کنار این مورد اما ممکن است که در مواردی شرایط زندان منجر به تمارض به سالم بودن و داستن سلامتی شود. چشم انداز ماندن ابد و بی پایان در بخش روانپزشکی این امکان را دارد تا علت این مساله شود که زندانیانی که واقعا علائم بیماری روانشناختی و روانپزشکی خاصی را دارند، آن را کتمان کنند و برای درسافت درمان اقدام نکنند.

پذیرش در بیمارستان: در دوره زمانی معاصر که موسسه زدایی و بی خانمانی رواج یافته است، برخی از افراد ممکن است که برای کسب  پذیرش در بیمارستان های اعصاب و روان تلاش کنند و دست به تمارض و نشان دادن اختلال خاصی در خود کنند. افرادی را در نظر بگیرید که مسکن و سقفی برای پناه بردن به زیر آن را ندارند و برای تهیه خراک روزانه خود توانایی ندارند. آنها ترجیح می دهند تا به جای ماندن در خیابان ها و کوچه ها و خوابیدن های شبانه بدون مکان، در بیمارستانی زمان را حتی برای مدتی کم بگذرانند که هم غذا به اندازه کافی هست و هم این که جای کافی برای ماندن. همچنین این که ازدست پلیس و ماموران شهری در امان هستند. افراد این امکان را نیز دارد که برای فرار از رقابت اعضای باندهای تبهکاری و گروهی یا دوستان معتاد و خشمگین خود که در پی تلافی مشکلات شخصی با آنها هستند سعی کنند تا به بیمارستان ها پناه آورند.

جستجوی مواد: یکی از مواردی است که شاید آن را بیشتر در افراد معتاد دیده باشید. افراد معتاد معمولا برای تامین مواد مورد نیاز خود ممکن است که دست به تمارض و گزارش علائمی کنند که برای درمان آن باید داروی مورد نظرشان را مصرف کنند. در همین رابطه می توان معتادانی را مثال زد که برای دریافت دوز بیشتر علائم شدیدتر و یا تازه ای را گزارش می کنند. یا مثلا برای کاهش هزینه های خود تمارض به مصرف انواعی از مواد بکنند و در آر هم آنها را بفروشند. با این حال، در رابطه با جستجوی دارو این گونه نیست که فرد حتما خودش به آن نیاز داشته باشد. در مواردی پیش می آید که فرد علائمی را برای رسیدن به یک دارو خاص تمارض می کند و پس از به دست آوردن آن، دست به مبادله آن می کند و در عوض کالا یا ماده مورد نیاز را تهیه می کند. این مساله مخصوصا در زندان ها بسیار می تواند شایع باشد.

 حضانت کودک و فرزند: امروزه با توجه به دردگیری های مختلفی که بین زن و شوهر ها پیش می آید، همواره مشاهده می شود که در مواردی که فرزندی بین آنها وجود دارد، برای حضانت کودک تلاش می کنند. کوچک جلوه دادن مشکلات و یا وانمود کردن به این که مساله جدی وجود ندارد، می تواند وسیله ای باشد که فرد از طریق آن اتهام وارد شده به خود را رد کند و به همین دلیل با رد وجود مشکل در خود، به فرزند و حضانت او برسد. معمولا این موضوع زمانی هم پیش می آید که یکی از طرفین دیگری را به داشتن مسکلی خاص متهم می کند و از طریق آن می خواهد تا کفایت فرد مقابل را زیر سوال ببرد. طرف متهم شده ممکن است تا برای کاهش احتمال سلب حضانت و گرفتن سرپرستی کودک از او، علائم را کوچک جلوه داده و یا چهره مثبتی را از خود نشان دهد.

دلایل

با این که هیچ عامل زیستی و جسمانی در نتایج پژوهش های علمی ذکر نشده است که رابطه علی و سببی با تمارض داشته باشد، ولی همراهی بالای آن با اختلال شخصیت ضد اجتماعی این احتمال را برای متخصصان امکان پذیر کرده است که عملکرد سیستم عصبی از جمله موارد مرتبط با این اختلال است. مطالعات عصب شناختی در رابطه اختلال شخصیت ضد اجتماعی نشان داده اند که افراد مبتلا به این اختلال دارای میزان سطح برانگیختگی پایینی در سیستم عصبی خود هستند. در واقع این به معنای آن است که برانگیختگی عصبی پایین در مغز با شدت محرک رابطه دارد و محرک هایی می توانند برای این نوع از سیستم عصبی جالب باشند که تحریک پذیری مناسبی را برای آنها به همراه داشته باشد. در واقع محرک هایی که می توانند برای افراد با برانگیختگی عادی جالب و مورد توجه باشند، به دلیل تاثیرگذاری کمی بر سیستم برانگیختگی سطح پایین می گذارند، نمی توانند در سطح کافی این مغز را تحریک کنند و به همین دلیل نیز این محرک ها کسل کننده به نظر می رسند. در نتیجه افراد با سطح برانگیختگی پایین همواره تمایل دارند تا محرک های با هیجان بالا و تحریک کننده را دریافت کنند. و نکته دیگر این است که زمانی که آنها به صورت عادی و طبیعی این محرک ها را از محیط نمی گیرند، خود دست به ایجاد کردن آنها و لذت بردن از آنها می کنند. این در حالی هم هست که این کارهای برای دیگران و خود فرد بسیار خطرناک است. به عنوان نمونه این مساله را می توان در کودکان با اختلال نقص توجه و بیش فعالی – تکانشگری دید. آنها معمولا دست به جنب و جوش زیاد و کارهای هیجان برانگیز ازنظر خودشان البته مانند پریدن از ارتفاع را می زنند. این در حالی است که افراد عادی از این کار واهمه دارند. در افراد شخصیت ضد اجتماعی نیز به همین شکل است. آنها به دلیل برانگیختگی پایین در سیستم عصبی خود گرایش دارند که با انجام کارهای خطرناک از انجام آنها لذت ببرند. با این حال با توجه به تمایل زیادی که این افراد برای گول زدن و تمارض دارند، تا به اهداف خود و خالی کردن خشم و احساسات منفی خود برسند، این فرضیه مطرح است که شاید افراد دارای گرایشات متمارض نیز از گرایشات درونی ضد اجتماعیانه برخوردار هستند. هر چند که هنوز هیچ عامل زیستی ژنتیکی، عصبی – فیزیولوژیکی، عصبی شیمیایی و یا مرتبط با سیستم هورمونی شناسایی و گزارش نشده است.

عوامل خطرساز

با توجه به عدم انجام بررسی های مفصل در رابطه با مساله تمارض، تاکنون نتایج پژوهشی مشخصی که عوامل خطرساز آن را مشخص کند، منتشر نشده است. با این حال از جمله موارد احتمالی می تواند ژنتیک، الگوهای عملکرد سیستم عصبی و سابقه رابطه والد – فرزندی فرد اشاره کرد.

عوارض

تمارض در موقعیت هایی که ذکر آنها رفت، چندان با عارضه خاصی همراه نیست. این توانایی به فرد امکان می دهد که نه تنها با مشکل روبرو نشود بلکه به او یادآوری می کند که با تقلید علائم فرار امکانپذیر است و می تواند به دنبال منافع بیشتری بگردد.

به جز مورد بالا، در موارد دیگر که فرد متمارض به دنبال تشخیص های بالینی مختلف است، این امکان وجود دارد که برای اثبات نظر خود و رسیدن به منفعت مورد نظرش، دست به انجام آزمایش های مختلفی بزند که شاید برای او عواقب جسمانی داشته باشد. در این شرایط لازم است تا به تمارض به دید دیگری نگریسته شود. هر چند در مواردی پزشکان برای اطمینان حاصل کردن از تمارض فرد دست به تجویز آزمایش های تهاجمی می زنند، اما این برای بررسی میزان راستی آزمایی علائم است. افرادی که تمارض می کنند معمولا در پی این هستند تا سود و منفعتی را به دست آورند و نه این که با انجام آزمایش های تهاجمی متضرر ضرری هم شوند. به همین دلیل این روش خود نوعی روش تشخیصی است. با این حال انجام چنین آزمایش هایی می تواند برای افراد عواقبی ناخواسته را داشته باشد.

آمادگی برای اولین مراجعه

افراد متمارض معمولا با توجه به منفعتی که برای آنها در تمارض وجود دارد، خود برای دریافت تشخیص قبل از همه عمل می کنند. این موقعیت مخصوصا زمانی خود را بیشتر نشان می دهد که فرد درگیر یک مساله انتظامی – قضایی ویا اعتیاد به ماده خاصی است. فرد درگیر در حکم قضایی به دلیل موقعیت حساس و خطرناکی که برای او وجود دارد، سعی دارد تا در اولین فرصت و به صورت اضطراری مراجعه کند. در افراد با اعتیاد به ماده خاصی نیز همین مساله مطرح است. در نتیجه با توجه به منفعت هایی که برای افراد متمارض وجود دارد، آنها خود پیش قدم و علاقه مند به مراجعه هستند.

آزمون ها و تشخیص

اساس تشخیص تمارض بیماری از خود بیماری در حوزه تخصص ارزیاب بالینی است. با توجه به میزان مهارتی که فرد متمارض دارد، او می تواند بالینگر را با دشواری تشخیص مواجه کند. با توجه به این که تمارض در حوزه اختلالات روانی و رفتاری بیشتر از طریق ملاک های رفتاری و از آنجایی که فرد می تواند در پاسخ دادن به ابزارهایی مانند پرسشنامه ها به صورت سوگیرانه ای رفتار کند و سوالات را پاسخ دهد، پس این ارزیاب است که باید بتواند از شم بالینگری و تشخیصیش استفاده کند و بر اساس مهارت هایش فرد را با تمارضش روبرو کند.

درمان

موضع مناسب برای روانپزشکان و روانشناسان و یا پزشکان قانونی در مقابل با افراد متمارض بی طرفی است. در صورتی که به تمارض فرد شک داشتند، بررسی های دقیق تری را باید انجام دهند تا بتوان تشخیص را دقیق گذاشت. مثلا استفاده از روش های رفتاری و یا ارزیابی های عصبی و ابزارهای سنجش و اندازه گیری رفتاری. در صورتی که ارزیابی تشخیصی احتمال تمارض را بالا نشان دهد، بیمار باید ماهرانه و در عین حال قاطعانه با نتیجه ارزیابی ها در جریان قرار بگیرد. با این حال، لازم است تا دلایل نیرنگ و تمارض بیمار نیز آشکار شود و راه های جایگزین برای دستیابی به نتیجه مطلوب او وارسی شود. اختلالات روانشناختی همزمان باید به گونه ای کامل و مفصل بررسی و در میدان ارزیابی قرار بگیرند. ارتباط درمانی یا ارزیابی فقط در صورتی باید قطع شود که فرد بیمار به هیچ صورت دیگری غیر از فریبکاری مایل به ارتباط با پزشک و ارزیاب نشود

سازگاری و حمایت

در رابطه با سازگاری فرد معمولا از آنجایی که آنها از تمارضشان به منافع خاصی می رسند، به همین دلیل اساسا چندان مساله ای را برای آنها به وجود نمی آورد که فرد از تمارض خودش ناراحت باشد. با این حال این دیگران هستند که معمولا نیاز است تا با عواقب این تمارضات خودشان را سازگار کنند و بتوانند از در دام این افراد افتادن جلوگیری کنند. از آنجایی که افراد متمارض در پی منافع خود هستند، دیگران باید مواظب باشند که در رابطه با آنها متضرر ضرر نشوند و حد و حدود رابطه خود با آنها را تعیین کنند.

اطلاعات بیشتر

هر چند که هیچ گونه الگوی ژنتیکی و یا خانوادگی خاصی در رابطه با تمارض به صورت دقیق گزارش نشده است و هیچ گونه برتری جنسی و یا سنی مشخص نشده است، ولی به نظر می رسد که تمارض در برخی از افراد و گروه های نظامی، زندانی و افراد درگیر در سازمان های قضایی و دادخواهی شایع تر است. در جامعه غرب تمارض در مردان، از نوجوانی تا میانسالی از شیوع بیشتری برخوردار است. اختلالات همراه دیگری می توانند با این مساله همراه باشند که از جمله آنها این موارد است: اختلال سلوک در کودکی و بزرگسالی، اختلالات اضطرابی در کودکان و اختلال ضخصیت ضد اجتماعی، اختلال شخصیت مرزی و اختلال شخصیت خودشیفته در بزرگسالی.

گزینه های مطرح شده در قسمت های قبل کلیاتی در ارتباط با مکل تمارض است. با این حال، این مساله در تشخیص اختلالات مختلف بسیار حائز اهمیت است. چرا که تشخیص ندادن تمارض در افراد متمارض می تواند زمان و هزینه زیادی را برای درمان صرف کند و بدون پیامد مثبتی هم در راستای پیشرفت درمانی جلو برود. در بسیاری از موارد، در صورتی که فرد متمارض مهارت کافی را در بروز نشانگان خود نداشته باشد، افراد می توانند به راحتی مصنوعی و ساختگی بودن رفتارهای تمارض گونه را درک و تشخیص دهند. اما در رابطه با اختلالات روانی تمارض معمولا شرایطی را دارد که در صورت عدم مهارت کافی در تشخیص به راحتی می تواند تشخیص بالینی را منحرف کرده و فرد متمارض را یک قدم به سمت هدف پنهانی خود جلو ببرد. در اختلالات روانی مختلفی بحص تمارض مطرح است. با این حال برخی از اختلالات هستند که راه برای نشان دادن تمارض بیشتر است. در همین رابطه اختلالات ساختگی از جمله موارد مطرح در این زمینه هستند. اختلالات ساختگی که شامل مواردی مانند اختلال علائم جسمانی، اختلال تبدیلی، اختلال پیکری و اختلال درد روان زاد است، به راحتی پتانسیل این را دارد که فرد با تمارض به بیمار بودن، تشخیص مورد نظر خود را دریافت کند. در همین رابطه یکی از مشهور ترین اختلالات که باید آن را از تمارض فرد تشخیص داد، اختلال تبدیلی یا هیستری است. در این اختلال فرد موارد بالین مانند فلجی، کوری، اختلالات حرکتی و نقص جسمانی خاصی را نشان می دهد که با وجود آن که علت جسمانی و نقص عصبی در فرد و علت شناسی علائم او وجود ندارد، اما علائم در او بارز و آشکار هستند و فرد به واقع نمی تواند راه برود و یا این که ببیند. در بسیاری از موارد افراد با اختلال هیستری و نقص جسمانی که دارند، اما اضطراب و استرسی را در این رابطه از خود نشان نمی دهند که به آن بی تفاوتی زیبا گفته می شود. اما مشاهده می شود که از آنجایی که این بیماری می تواند با منافعی برای فرد متمارض همراه باشد، در نتیجه فرد برای دریافت تشخیص و رسیدن به اهدافش دست به نشان دادن آنها می کند. در موارد دیگری مشاهده شده است که در افراد هیستریکی که کوری دارند، آنها به ندرت پیش می آید که در حین راه رفتن به چیزی بخورند و یا بیفتند. یا در ماردی که فرد کری شنیداری دارد، کمتر حالتی پیش می آید که به صداهای ناگهانی واکنش نشان دند. با این حال در افراد متمارض مشاهده می شود که نسبت به افتادن و عبور نکردن از مانع و یا مثلا صدای افتادن یک سکه روی زمین واکنش نشان می دهند. در این موارد تمارض را می توان به خوبی تشخیص داد. یکی دیگر از اختلالاتی که فرد به احتمال بسیار زیاد دست به تمارض می زند، اختلال شخصیت ضد اجتماعی است. در این اختلال فرد به دلیل عواقب قضایی که در انتظار او است به کرات سعی می کند تا به وجود اختلالات مختلف در خود تمارض کند. یا این که در مواردی برای تخفیف حکم خود دست به ابراز شیمانی و احساس گناه می زنند. این در حالی است که این ابراز گناه و پشیمانی صرفا برای تخفیف حکم است و در مواردی که از زندان آزاد می شوند مجدد به ارتکاب جرم دست می زنند. در اختلالات دیگر ساختگی و یا سایر بیماری های جسمانی و روانشناختی هر فرد می تواد برای گرفتن منفعت خود به تمارض بپردازد.

پیشگیری

پیشگیری از این که افراد دست به تمارض نزنند، برخلاف اختلالات روانی این گونه نیست که بتوان با انجام اقدامات خاصی از بروز آن جلوگیری کرد. در بیشتر موارد همانطور که توضیح داده شد، این افراد در موقعیت های قضایی و زندانیان و یا مواردی نظامی است که تمارض نقش خود را به شکل خاصی ایفا می کند. به همین دلیل است که برای پیشگیری در این رابطه لازم است تا قوانین سفت و سختی را برای تشخیص وضع کرد که همین مساله را می توان در قوانین دید. لازم است تا سازمان های مربوطه برای جلوگیری از تمارض و گمراه شدن متخصص از ابزارهای عینی و نتایج آنها استفاده کنند. به همین دلیل نیز در بیشتر مواقع مشاهده می شود که برای بالا بردن ماهیت کاربردی ابزارهای مورد استفاده از گویه ها و گزاره های دروغ سنج استفاده می شود. این امکان، شرایطی را امکان پذیر می کند که با دادن یک نمره از مقیاس دروغ سنج، می توان تمارض فرد را تشخیص داد. با این حال این ابزار در مواردی که فرد دارای سابقه پاسخگویی به این ابزارها است، به دلیل مهارتی که در پاسخ دادن پیدا کرده است، امکان دارد که گزاره های دروغ سنجی را هم با سوگیری جواب دهد و در نتیجه ابزار را هم دور بزند. در چنین شرایطی البته می توان از توافق نظر بین چند ارزیاب که در ارتباط با هم نیستند و به صورت مستقل با فرد مصاحبه می کنند، استفاده کرد. در این شرایط با توجه به رفتاری که فرد متمارض در هر کدام از شرایط به ارزیاب های مختلف نشان می دهد و توافق نظر بین ارزیاب ها می توان تشخیص مناسب مبنی بر تمارض و یا عدم تمارض را گذاشت. به هر حال با توجه به بافتی که فرد متمارض می خواهد در آن به منافع خود برسد، روش های پیشگیرانه مختلفی امکان پذیر است.

خلاصه

تمارض یکی از مواردی است که جزو موارد کانون بالینی دسته بندی شده است. این به معنای آن است که مشکل فرد بالینی و در حد اختلال نیست و با این حال برای رفع مشکل به مراکز درمان های روانشناختی و مراقبتی سلامت روان مراجعه کرده است. در مواردی این امکان هست که فرد واقعا دچار اختلال دیگر روانشناختی هم باشد ولی دلیل مراجعه او مشکل بالینی نیست. در این موارد گفته می شود که مشکل در کانون توجه بالینی قرار دارد. تمارض یکی از این موارد است.

تمارض به معنای آن است که فرد اقدام به نشان دادن و گزارش علائمی در خود می کند تا به منفعتی برای خود دست یابد. در بیشتر موارد نیز این منفعت در مواردی مانند حکم قضایی، فرار از مسئولیت های اجتماعی، زندان، دست یابی به دارو و یا ماده خاصی، اعتیاد، حضانت و موارد مشابه است که در آن فرد برای این که از شرایط موجود بتواند فرار کند و نتیجه را به نفع خود تمام کند، رو به ناتوان نشان دادن خود و تقلید علائم اختلالات مختلف در خود می کند.

دلیل خاصی که بیان کند علت تمارض چیست، تاکنون ذکر نشده است. به دلیل منافعی که برای فرد دارد، عارضه جانبی خاصی برای آنها ندارد با این حال در مواردی این دیگران هستند که نیاز به نشان دادن رفتارهای قاطعانه از خود برای پیشگیری از سوء استفاده این افراد از خود بکنند.

در درمان آنها نیز لازم است تا قبل از هر چیز مشکل فرد به صورت بالینی و تخصصی ابتدا ارزیابی شود و سپس تمارض را تشخیص گذاشت. در موارد تمارض لازم است تا ارزیاب با احتیاط نتیجه ارزیابی را به فرد متمارض و با قاطعیت اعلام کند. این افراد امکان دارد که برای به دست آوردن منافع مورد نظر خود بارها دست به تمارض بزنند.

منابع

راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی. انجمن روانپزشکی آمریکا. ترجمه فرزین رضاعی. انتشارات ارجمند.

خلاصه روانپزشکی کاپلان. ترجمه فرزین رضاعی. انتشارات ارجمند.

آسیب شناسی روانی. ترجمه و تالیف مهدی گنجی. نشر ساوالان.

درسنامه روانپزشکی بالینی و علوم رفتاری. ترجمه اساتید علوم پزشکی دانشگاه ایران به سرپرستی دکتر میرفرهاد قلعه بندی. انتشارات ارجمند.

کلینیک مربوطه

آزمایشگاه روان سنجی و نقشه مغزی

این آزمایشگاه به عنوان نمایندۀ انحصاری مرکز HBimed سوئیس، مجهز به روزآمدترین دستگاه های ثبت (Mitsar, Neuroamp II) و نرم افزارهای تحلیل (Neuroguide, HBimed) است.

آزمایشگاه روان سنجی و نقشه مغزی

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کلینیک مصاحبه و تشخیص

کلینیک مصاحبه و تشخیص زیر مجموعه کلینیک روانشناسی آتیه است که نقطه ورود تمامی مراجعین جدید به کلینیک روانشناسی آتیه در مرحله اول محسوب می شود.

کلینیک مصاحبه و تشخیص

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کلینیک افسردگی و دوقطبی

کلینیک افسردگی و دوقطبی آتیه درخشان ذهن در سال ۱۳۸۶ همزمان با شکل گیری کلینیک آتیه به منظور برطرف کردن و بهبود اختلالات خلقی از جمله افسردگی، فعالیت خود را آغاز کرد.

کلینیک افسردگی و دوقطبی

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کادر درمان

ویدئوها

دانستنی ها