اختلال انفجاری متناوب

اختلال انفجاری متناوب

اختلال انفجاری متناوب

اختلال انفجاری متناوب

تعریف اختلال

اختلال انفجاری متناوب به صورت دوره های مجزای فقدان کنترل تکانه های پرخاشگرانه بروز می کند. این دوره ها ممکن است با حملات جدی به دیگران یا تخریب اموال همراه باشد. میزان پرخاشگری ابراز شده با هر عامل استرس زایی که ممکن است در برانگیختن دوره ها موثر بوده باشد، کاملا متناسب است. علائمی که فرد مبتلا ممکن است آنها را به صورت دوره ای یا حمله توصیفکند ظرف چند دقیقه یا چند ساعت بروز می کند و صرف نظر از طول مدت آنها خود به خود و به سرعت از بین می رود. فرد مبتلا پس از هر دوره معمولا دچار تاسف واقعی نسبت به رفتار خود می شود و یا اینکه شروع به ملامت خود می کند. در فواصل بین دوره ها نیز علائم پرخاشگری یا رفتار تکانشگرانه فراگیر و کلی وجود ندارد. اگر فقدان و عدم کنترل با اسکیزوفرنی، اختلال شخصیت مرزی و یا اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلال کم توجهی- بیش فعالی، اختلال رفتاری و یا مسمومیت با مواد قابل توجه باشد، نباید تشخیص اختلال انفجاری را گذاشت و به اشتباه آن را درمان کرد. بلکه باید به مشکل و تشخیص بیماری روانشناختی اصلی و درمان متناسب با آن اهمیت داده شود.

علائم

گزارشات مربوط به اختلال انفجاری متناوب کم و اندک است. با این حال، به نظر می رسد که در مردان شایع تر از زنان باشد. این چنین مردهایی ممکن است از موسسات تعلیم و تربیت سر در بیاورند. زن های مبتلا معمولا سر از موسسان روانپزشکی در می آورند. در یک مطالعه تقریبا ۲ درصد پذیرش های بخش خدمات روانشناسی و روانپزشکی بیمارستانی دانشگاهی مربوط به اختلال انفجاری متناوب گزارش شده اند و ۸۰ درصد آنها مرد بوده است.

در بیماران مبتلا به اختلال انفجاری متناوب میزان بالایی از آتش افروزی گزارش شده است. سایر اختلالات کنترل تکانه، مصرف مواد، اختلالات خلقی، اضطراب و خوردن نیز با اختلال انفجاری متناوب ارتباط دارند. در ادامه علائم و رفتارهای این افراد براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی انجمن روانپزشکی آمریکا ذکر خواهد شد:

  1. فوران های رفتاری بازگشتی که نشانگر نقص در کنترل تکانه های پرخاشگری است و به صورت یکی از موارد زیر نمایان می شود:

- پرخاشگری کلامی (مانند از کوره در رفتن، ایرادگیری، جر و بحث و یا دعوای کلامی) یا پرخاشگری فیزیکی نسبت به اموال، حیوانات یا سایر افراد که به صورت دو بار در هفته و به طور متوسط برای یک دوره ۳ ماهه روی می دهد. این پرخاشگری فیزیکی باعث آسیب دیدن یا تخریب اموال و جراحت جسمی حیوانات و یا دیگر افراد نمی گردد.

- سه فوران رفتاری مرتبط با آسیب زدن یا تخریب اموال و یا حمله جسمانی مرتبط با صدمه جسمانی به حیوانات یا دیگر افراد که در یک دوره ۱۲ ماهه روی می دهد.

  1. شدت پرخاشگری ابراز شده در طول فوران های بازگشتی و عود کننده به صورت چشمگیری نامتناسب با محرک یا عوامل استرس زای روانی اجتماعی آشکارساز است.
  2. این فوران های بازگشتی عود کننده از پیش برنامه ریزی شده نیستند و به قصد دستیابی به هدف هایی ملموس مانند پول، قدرت یا ارعاب دیگران صورت نمی گیرد.
  3. این فوران های بازگشتی عود کننده پرخاشگرانه باعث ناراحتی چشم گیری در فرد می گردد و یا به تخریب کارکرد شغلی یا بین فردی منجر می گردد، یا با پیامدهای مالی یا قانونی همراه است.
  4. سن تقویمی فرد حداقل باید ۶ سال باشد.
  5. مشکلات پرخاشگری و عود کننده رد با دیگر اختلالات روانی و تشخیص آنها بهتر توجیه نشود و به اصطلاح نباید که به اختلال دیگری برچسب این اختلال را زد. اختلالاتی مانند افسردگی اساسی، افسردگی دو قطبی، اختلال کژتنظیمی خلق ایذایی، هر کدام از اختلالات روانپریشانه، اختلال شخصیت مرزی، اختلال شخصیت ضد اجتماعی یا سایکوپاد می تواند کاندیدای برای رفتارهای ذکر شده باشند. همچنین این علائم نباید مربوط به یک اختلال ناشی از مشکلات طبی و پزشکی باشد. سوء مصرف مواد در بیشتر موارد لازم است تا حتما بررسی شود. در مورد کودکان ۶ تا ۱۲ سال، سال هایی که در آنها رفتارهای پرخاشگرانه به عنان بخشی از اختلال سازگاری روی می دهد، نباید این تشخیص گذاشته شود.

دلایل

شواهد حامی از آن است که اختلال انفجاری متناوب در بستگان زیستی درجه اول افراد مبتلا شایع تر از افراد کلی است. البته عامل ژنتیک به تنهایی این اختلال را توجیه نمی کند و ممکن است عوامل دیگری نیز در این امر دخالت داشته باشند.

از نقطه نظر روانکاوان حملات انفجاری به عنوان رفاعی در برابر رویدارهای آسیب زننده به خودشیفتگی و عزت نفس فرد عمل می کنند. انفجارهای خشم در این افراد وسیله ای برای حفظ فاصله بین فردی و حفاظت از هر گونه آسیب بیشتر به خودشیفتگی هستند.

معمولا بیماران مبتلا به اختلال انفجاری متناوب مردانی با هیکل بزرگ اما وابسته ای هستند که دارای حس مردانگی ضعیفی هستند. این افراد اغلب پیش از شروع دوره خشم و عصبانیت جسمانی، فرد اخساس می کند که موجود و انسان بی فایده ای است، از لحاظ روانی و شخصیتی ناتوان است و قادر به تغییر محیط خود نیز نمی باشد. پس از دوره خشونت نیز فرد احساس اضطراب، گناه و افسردگی و نشخوار شدید روانی می کند.

برخی از محققان این حوزه بر این تصور تاکید می کنند که اختلالات فیزیولوژیکی مغز به خصوص در قسمت مغزی لیمبیک که مسئول هیجانات است، در بیشتر حملات خشم و پرخاشگرانه نقش دارند. شواهد قانع کننده ای به دست آمده است که نشان می دهد سلول های عصبی مسئول ماده شیمیایی مغزی سروتونین در مهر رفتار و بالا بردن بازداری مغز نقش دارد. کاهش انتقال این ماده شیمیایی بین سلول های عصبی درگیر و بازدارنده و یا مقابله با آثار آن با مشکلات کنترل تکانه و انفجار خشم رابطه دارد. این مساله باعث کاهش اثربخشی تنبیه بر رفتار فرد هم می شود و تنبیه دیگر از توانایی بازدارندگی خود در این رابطه برخوردار نیست. سطوح پایین این ماده شیمیایی عصبی در مایع مغزی نخاعی سیستم اعصاب مرکزی، با پرخاشگری تکانشگرانه و بدون کنترل فرد ارتباط دارد. در رابطه با همین مساله و در مردان نشان داده شده است که میزان غلظت تستوسترون در مردان با پرخاشگری و تکانشگری رابطه دارد. مشحص شده است که داروهای ضد آندروژن سبب کاهش پرخشگری می شوند.

عوامل خطرساز

محیط نامناسب دوران کودکی مملو از وابستگی به الکل، دعوا، پرخاشگری و کتک کاری و تهدید زندگی در غالب این مبتلایان وجود دارد. عوامل زمینه ساز در دوران کودکی موارد زیر را می تواند در بر بگیرد: صدمات زایمانی، تشنج دوران کودکی، ضربه مغزی، آنسفالیت، اختلالات نه چندان جدی عصبی – مغزی و بیش فعالی. پژوهشگرانی که اختلال انفجاری متناوب را ناشی از مسائل و موضوعات روانشناختی می دانند روی ادراک و خاطره فرد از والدین آزارگر و مهاجم به عنوان نماد هدف خشونت و خشم خود تاکید می ورزند. ناکامی های اولیه، تجربه ظلم و ستم و خصومت از عوامل مستعد کننده معرفی شده اند. موقعیت هایی که به صورت مستقیم یا نمادین نمایانگر محرومیت اولیه کودک در ارتباط با والدین هستند (مثلا افرادی که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم تصوایر و خاطرات والد ناکام کننده را در ذهن بیمار زنده می کنند) هدف خصومت و خشم ویرانگر قرار می گیرند.

 

عوارض

مطمئنا هر کسی زمانی که علائم این اختلال را می بیند می داند که چه عوارض و عواقبی می تواند برای فرد به همراه داشته باشد. دواهای بین فردی فراوان، آسیب زدن های متناوب به خود، از دست دادن کنترل در مجادلات، سوابق قضایی و انتظامی از جمله مشکلات جدی است. با این حال زمانی که فرد تشکیل خانواده می دهد، علائم می توانند بسیار ویران کننده تر باشند. مشکلات زوجی در این افراد و روابط نامناسب با همسر از جمله مشکلات جدی است. در زنان این اختلال کمتر با مشکلات قضایی همراه است با این حال پرخاشگری با همسر و یا فرزندان و اطرافیان به شدت تخریب کننده است. محدود شدن روابط، احساس گناه و بی کفایتی سریع بعد از انفجار های خشم، عدم احساس کفایت در روابط زوجی، خانوادگی، بین فردی و تربیت کودکان بسیار می تواند عزت نفس و اعتماد به نفس فرد به خود را از بین ببرد. در مردها اما مشکلات شغلی، رانندگی پرخطر و سوابق قضایی است که بسیار می تواند مشکل ایجاد کند. در کنار آن به دلیل رفتارهای نامناسب فرد و مشکلات شغلی که می تواند برای او پیش بیاید، مشکلات اقتصادی مکمل کار قرار می گیرد و این خود مزید بر علت مشکل های دیگر می شود. به همین دلیل است که توصیه می شود تا جهت درمان حتما در کنار دارو درمانی یا دریافت درمان های تحریک مغزی برای بهبود کنترل رفتار، فدر روان درمانی و درمان های گروهی و یا خانوادگی را نیز دریافت کند.

آمادگی برای اولین مراجعه

اختلال انفجاری متناوب به گونه ای است که فرد در مقابل غلیان درونی احساس ناتوانی می کند و تمایل کنترل نشده ای به خالی کردن خشم و عصبانیت خود دارد. این مساله البته در افرادی با اختلالات دیگر هم وجود دارد. با این حال در چنین اختلالاتی تکانشگری جزو نشانه و هسته مرکزی مشکل فرد نیست. ولی چگونه می توان این مشکلات را از هم تفکیک داد. چندین راه وجود دارد.

اول باید در نظر داشت که یکی از ابتدایی و اولین روش ها تشخیص از طریق مصاحبه بالینی است. در این شرایط متخصص روانشناس یا روانپزشک و یا پزشک معالج براساس مصاحبه و صحبت هایی که با بیمار و مراجع می کند، می تواند ملاک های مختلف هر اختلالی را که ممکن است در فرد مطرح باشد، تشخیص بالینی بگذارد. ضمن اینکه باید توجه داشت که مبتلا بودن و یا شدن به یک اختلال روانشناختی اینگونه نیست که فقط یک اختلال تشخیص داده شود. در موارد بسیاری می بینیم که فرد دو یا سه اختلال را با هم دارد. مثلا اکثر افراد با مشکل انفجارهای متناوب، مساله افسردگی و اضطراب در فرد یک موضوع بسیار آشنا برای بالینگران و متخصصان این حوزه است و معمولا هم برای هر کدام باید یک تشخیص جداگانه گذاشته شود و درمانهای بخصوص خود را دریافت کنند.

ابزارهای دیگری هم برای ارزیابی این مشکل پس از مصاحبه اولیه وجود دارد. یکی از مواردی که می تواند در تشخیص کمک کند، پر کردن پرسشنامه های مربوطه است. در این پرسشنامه ها می توان انواعی از آنها را که هر کدام برای مشکل خاصی طراحی شده اند، به کار گرفت. این می تواند چند مزیت داشته باشد. یکی اینکه مشکل اصلی که فرد از آن رنج می برد، مشخص می شود. دوم اینکه از طریق بکارگیری پرسشنامه های مکمل می توان اختلالات همراه را هم در سطح عینی در کنار مصاحبه بالینی تشخیص داد و برای درمان بهتر آماده شد.

در سال های اخیر ابزارهای جدیدتر دیگری نیز به این حیطه اضافه شده اند که در تشخیص بالینگر در کنار مصاحبه یک ملاک عینی خوب را فراهم می کند. الکتروانسفالوگرافی کمی یا QEEG، MRI و دیگر روش های مشابه مواردی هستند که براساس راحتی انجام هر کدام و میزان دقتی که در تشخیص مشکل روانشناختی دارند، به صورت های مختلفی مورد استفاده قرار می گیرند.

ارزیابی و تست های کامپیوتری شناختی ابزار دیگر هستند که می توان از آنها برای بررسی کارکردهای ذهنی و توانمندی های آن استفاده کرد. در اینتست ها از طریق کامپیوتر و آزمون های طراحی شده توانمندی هایی مانند حل مساله، توانایی بازداری رفتار، توجه و تمرکز، حافظه و انواع آن و موارد مشابه ارزیابی می شود و مشکل فرد را در این سطح بهتر می توان تشخیص داد.

در مجموع این از طریق مصاحبه و تشخیص بالینگر مربوطه است که تشخیص اصلی گذاشته می شود. اما روش های دیگری که معرفی شدند، می توانند بسیار در تشخیص دقیق تر کمک کننده باشند.

آزمون ها و تشخیص

تشخیص اختلال انفجاری متناوب را فقط زمانی می توان گذاشت که اختلالات همراه با فقدان گاه به گاه کنترل تکانه های پرخاشگرانه رد شده باشد. این اختلالات عبارتند از: اختلالات روانپریشی، تغییر شخصیت ناشی از بیماری پزشکی عمومی، اختلال شخصیت ضد اجتماعی یا مرزی، مسمومیت مواد (مثل الکل، باربیتورات ها، توهم زاها و آمفتامین ها)، صرع، تومورهای مغزی، بیماری های اضمحلال عصبی و اختلالات اندوکرین.

در اختلال سلوک الگوی رفتاری تکراری و مقاومی وجود دارد که آن را از کیفیت دوره ای اختلال انفجاری متناوب متمایز می کند. تفاوت اختلال انفجاری متناوب با اختلالات شخصیت پرخاشگری و رفتار تکانشگری جزئی از منش بیمار است و به همین دلیل در بین حملات نیز وجود دارد. در اسکیزوفرنی با مشکلات حرکتی و سوء ظن بیماران در واکنش به هذیان ها وتوهم ها خود دست به رفتار خشونت آمیز می زنند و واقعیت سنجی آنها شدیدا مختل است. بیماران ستیزه جوی مبتلا به شیدایی ممکن است به طور ناگهانی رفتارهای پرخاشگرانه نشان دهند، اما عموما معاینه وضعیت روانی و تظاهرات بالینی، تشخیص اصلی را مشخص می کند.

درمان

اختلال انفجاری متناوب ممکن است در هر سنی شروع شود، ولی معمولا در اواخر نوجوانی تا اوایل بزرگسالی ظاهر می شود. شروع آن ممکن است ناگهانی یا بی سر و صدا باشد و سیر آن دوره ای یا مزمن است. در اکثر موارد شدت اختلال با شروع میانسالی فروکش می کند، ولی افزایش اختلال عضوی ممکن است سبب بروز حمله های بیشتر و شدیدتر گردد.

رویکرد ترکیبی دارو درمانی و روان درمانی احتمال موفقیت بیشتری دارد. ولی روان درمانی بیماران مبتلا به اختلال انفجاری متناوب دشوار است چون ممکن است حمله های خشم به آنها دست می آید. درمانگران ممکن است مشکلاتی در مورد احساسات خود نسبت به مراجع پیدا کنند. گروه درمانی ممکن است فوایدی داشته باشد. خانواده درمانی نیز در این رابطه می تواند بر مشکلات اصلی خانواده و روابط با والدین متمرکز شود و ریشه‌ ای تر آن را بررسی کنند. خانواده درمانی به خصوص در رابطه با نوجوانان و جوانان می تواند مفید باشد. یکی از اهداف درمان وادار کردن بیمار به تشخیص و بر زبان آوردن افکار یا احساساتی است که قبل از حملات انفجاری ایجاد می شوند، تا به این ترتیب از برون ریزی خشم و عمل به این افکار و احساسات جلوگیری شود.

داروهای ضد تشنج مدت ها برای درمان این بیماران به کار رفته استکه نتایج و فواید درمانی مختلفی را به همراه داشته است. مطالعات علمی وجود دارند که نشان داده اند لیتیوم در کم کردن رفتار پرخاشگرانه مفید است و کاربامازپین، والپرات یا دی والپروئکس و فنی تویین نیز مفید گزارش شده است. برخی از پزشکان نیز از سایر داروهای ضد تسنج اشتفاده کرده اند. گاهی نیز از ضد اضطراب ها یا به اصطلاح بنزودیازپین ها استفاده می شود ولی گزارش شده است که در برخی موارد واکنش های متناقضی ایجاد کرده و سبب از بین رفتن کنرل می گردند.

دارو های ضد روانپریشی مثل فنوتیازین ها و مواد اثرگذار بر مواد شیمیایی عصبی مانند سروتونین و دوپامین و داروهای ضدافسردگی سه حلقه ای در برخی موارد موثر بوده اند. با این حال می توانند در افتراق این اختلال از اسکیزوفرنی یا اختلالات خلقی درمانگر را به اشتباه بیندازند. زمانی که احتمال فعالیت شبه تشنجی در مناطق زیر قشری مغزی وجود دارد، دارو هایی که آستانه تشنج را پایین می آورند، می توانند وضعیت بیمار را وخیم تر کنند. داروهای ضد افسردگی بازدارنده بازجذب سروتونین یا SSRI ها، ترازودون و بوسپیرون در کاهش تکانشگری و پرخاشگری مفید هستند.

پروچرانولول و سایر مواد شیمیایی تاثیر گذار بر گیرنده های عصبی بتا-آدرنژیک و مهار کننده های کانال های کلسیم عصبی نیز در برخی موارد موثر بوده اند. برخی از جراحان اعصاب درمان های جراحی را برای موارد خشونت و پرخاشگری مقاوم به درمان انجام داده اند ولی شاهدی دال بر موثر بودن این درمان در دست نیست.

درمان های روانشناختی اما در کنارد ارو درمانی بسیار ضروری هستند. همانطور که ذکر شد بد رفتاری های موجود در گذشته این بیماران، کنترل و مدیریت رفتاری و پرخاشگری را در آنها تحت تاثیر قرار داده است. در جلسات درمانی لازم است تا علت این انفجارهای خشمی مشخص شود و نشان داده شود که این رفتارها واکنشی به درون خود و ادراک ها و تعبیرهای آنها زا این رفتارها بوده است. با این حال در کنار روشن و مشخص کردن این مشکلات، درمانگر روانشناس روی آموزش و راهنمایی مهارت های سازگارانه در مواقع انفجارهای خشم می پردازد. این کار باعث می شود تا فرد خزانه روانشناختیش غنی تر شده و بتواند در مواقع لازم از آنها استفاده کند. مدیریت رفتاری و خشم از اهمیت خاصی برخوردار است و لازم است تا در جلساتی مانند گروه درمانی و روان درمانی پوشش داده شود. گاهی خانواده درمانی است که می تواند در تعامل با خانواده و درگیر کردن آنها با مشکل فرد، علائم و انفجارهای خشم فرد را کنترل کند.  

سازگاری و حمایت

مشکلات این افراد در چندین سطح مداخله و مشکل ایجاد می کند. رابطه فرد با خودش. روابط بین فردی، خانوادگی و زوجی. عدم کنترل بر روی رفتار و خشم در این محورها مشکلات جدی ایجاد می کند. با این حال، باید همراهان و اطرافیان فرد در کنار خود او همراهش باشند. فرد ابتدا و قبل از هر چیز باید بداند و سپس بپذیرد که این مشکل در درون او است و تنها توسط او است که بهبود حاصل می شود. ضمن اینکه باید فرد از یک دید مثبت به تغییر و بهبودی برخوردار باشد و مقاومت کمی در مقاوم بهبودی از خود نشان دهد. در همین مواقع است که رابطه فرد با خودش شروع می شود و روان درمانی فردی با رویکرد خاص درمانگر می تواند بسیار کمک کننده باشد. اطرافیان و خانواده فرد نیز می توانند در کمک کردن به فرد مبتلا بسیار اثرگذار و مثمر ثمر باشند. اطرافیان معمولا ابتدا و قبل از هر چیز می توانند از طریق رفتار مناسب خود و درک فرد مبتلا از اثرات زیان بار آن بر فرد مبتلا بکاهند و در جهت ارجاع به درمان یا افزایش مهارت های بین فردی او کمک کننده باشند. پس بهبود توانایی های خود فرد از طریق درمان های فردی و بهبود توانمندی های اجتماعی او از طریق درمان های گروهی و جمعی و حمایت اجتماعی می تواند در سازگاری با مشکل بسیار کمک کننده باشد.

اطلاعات بیشتر

اصطلاح شخصیت صرعی برای توصیف کیفیت صرع گونه حملات مشخص که با رفتار معمول فرد مبتلا هماهنگی ندارد و نیز اشاره به احتمال درگیری یک فرآیند عضوی (مانند آسیب و صدمه به دستگاه عصبی مرکزی انسان) به کار رفته است. چندین خصوصیت مرتبط به هم وجود دارد که احتمال وجود یک حالت صرع گونه را مطرح می کند. این حالات شامل این موارد هستند: وجود پیش درآمد یا حالت آورا، تغییرات هوشیاری و شناخت مشابه حالت پس از تشنج از جمله فراموشی نسبی یا لکه ای، حساسیت بیش از حد به محرک های نوری، شنوایی یا صوتی.

در افراد مبتلا به این اختلال میزان بروز یافته های زیر بالاتر از معمول است: نشانه های عصبی خفیف مانند عدم تقارن در بازتاب های عصبی و جسمی فرد، یافته های غیر اختصاصی و مشخص در نواز مغز یا الکتروانسفالوگرافی فرد، نتایج غیر طبیعی آزمون های عصبی- روانشناختی ( مثل اشکال در برعکس نویسی حروف) و استعداد بروز حوادث. آزمایش های شیمیایی خون (مانند آزمایش های عملکرد کبدی و تیروئید، فند ناشتای خون، الکترولیت های بدن)، تجریه ادرار فرد مبتلا (مانند سم شناسی ادرار) و آزمایش های سرولوژی سیفلیس، به کنار گذاشتن سایر علل پرخاشگری کمک می کند. تصویربرداری MRI می تواند به آشمار ساختن تغییرات قشر جلو پیشانی مغز که با فقدان کنترل تکانه ارتباط دارد، کمک کند.

آموک حمله ای از رفتار حاد خشونت آمیز است که شخص آن را به خاطر نمی آورد. آموک معمولا در آسیای جنوب شرقی دیده می شود. با این حال در شمال آمریکا نیز گزارش شده است. وجه تمایز آموک از اختلال انفجاری متناوب، منفرد بودن حمله آن و داشتن خصوصیات بارز تجزیه ای است.

پیشگیری

ارتباط بهتر والد- فرزندی

توجه کردن به انواع سبک های فرزندپروری و عدم استفاده از سبک های ناکارآمد

شرکت دادن کودک در جمع های اجتماعی متفاوت البته با این لحاظ که جمع دوستان و اجتماعی قابل اعتماد باشد

افزایش توانایی های کنترل خشم و عصبانیت در سنین مختلف و در سطوح روانشناختی مختلف

برطرف کردن استرس های روزمره و اضطراب هایی که می توانند برای افراد زمینه بروز مشکلات خاص روانی را ممکن کنند

حمایت های بین فردی و خانوادگی که فرد در کنار آنها احساس ارزشمندی، عزت نفس، اعتماد به نفس، صمیمیت و کفایت کند.

خلاصه

اختلال انفجاری متناوب یکی از اختلال های روانی دسته کنترل تکانه و سلوک می باشد که مختص دوران بزرگسالی است. این اختلالبا دوره های برون ریزی خشم و عصبانیت شدید در یک بازه زمانی اشاره دارد که فرد کاملا از درون احساس برانگیختگی می کند و نیاز مبرم به تخلیه هیجانی در درون خود احساس می کند. در این اختلال با اینکه فرد در حین عصبانیت دست به پرخاشگری می زند، با این حال زود آتش و خشم درون فروکش می کند و احساس گناه و اضطراب یا افسردگی به سراغ او می آیند.

این مشکل می تواند دشواری هایی را برای زندگی درون فردی و بین فردی به همراه داشته باشد. تخلیه خشم ها  عدم کنترل بر تکانه های درونی خود در مواقع زیادی کار را به مراکز انتظامی و قضایی کشانده اند. از مشکلات دیگری که به همراه دارد، روابط بین فردی مختل شده ناشی از انفجارهای خشم متناوب در تعامل با دیگران است که نیاز به یادگیری و روان درمانی فردی را برجسته می کند. در روابط خانوادگی و بخصوص زوجی نیز مداخله جدی ایجاد می کند.

درمان های ترکیبی باید برای این اختلال در نظر گرفت. دارو درمانی یکی از موارد مهم است که شاید لازم باشد تا حتما استفاده شود. در کنار آن اما روان درمانی فردی یا گروهی و خانوادگی جهت بررسی دقیق تر مشکلات و ساز و کارهایی که زیربنای آنها است لازم است. باید در این جلسات از طریق مداخله های روانشناختی توانایی های سازگارانه فرد بالا برود و ارتباطات و کنترل بیماری را کنترل کرد.

کلینیک مربوطه

کلینیک کودک و خانواده

در كلینیك کودک و خانواده، هدف این است كه به كل پازل خانواده و شیوه ای كه این پازل كنار هم چیده می شود، توجه شود؛ نه این كه فقط به یك تكه پازل توجه شود.

کلینیک کودک و خانواده

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کلینیک مصاحبه و تشخیص

کلینیک مصاحبه و تشخیص زیر مجموعه کلینیک روانشناسی آتیه است که نقطه ورود تمامی مراجعین جدید به کلینیک روانشناسی آتیه در مرحله اول محسوب می شود.

کلینیک مصاحبه و تشخیص

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

آزمایشگاه روان سنجی و نقشه مغزی

این آزمایشگاه به عنوان نمایندۀ انحصاری مرکز HBimed سوئیس، مجهز به روزآمدترین دستگاه های ثبت (Mitsar, Neuroamp II) و نرم افزارهای تحلیل (Neuroguide, HBimed) است.

آزمایشگاه روان سنجی و نقشه مغزی

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کادر درمان

ویدئوها

دانستنی ها