اختلال افسردگی اساسی در کودکان و نوجوانان

افسردگی اساسی

افسردگی اساسی

افسردگی اساسی

تعریف اختلال

همه ساله سازمان های سلامت جهانی اطلاعیه هایی را در مورد میزان شیوع و گزارش اختلالات شاخه افسردگی اعلام می کنند. در این مسان نگرانی های زیادی درباره روند رو به افزایش اختلال افسردگی اساسی به خصوص در بزرگسالان ابراز می شود. افسردگی اساسی که به سرماخوردگی روانی مشهور است، روز به روز در حال روند رو به افزایش خود است و در همین راستا نیز نیاز بشر به درمان آن را بیشتر می کند. هر چند که پیشگیری در رابطه با هر بیماری و اختلالی به خصوص مسائل روانشناختی بهترین درمان است، اما درمان های مختلفی که برای این اختلال وجود دارند، بسته به نوع آن می توانند متفاوت باشند. این موضوع مخصوصا در درمان موارد مقاوم به درمان بیشتر به چشم می خورد.

با وجود شیوع بالا و رو به افزایش افسردگی مخصوصا در سال های اخیر توجه و دقت به نحوه شکل گیری آن توجه ما را به دوران کودکی بر می گرداند. در بیشتر مواردی که افراد دارای اختلال افسردگی مزمن هستند، مشاهده می شود که آنها همواره تجارب ناخوشایندی را در دوران کودکی خود داشته اند و هیجانات منفی زیادی را در ارتباط والد – فرزندی و ارتباطات بین فردی تجربه کرده اند. افسردگی دوران کودکی به دلیل متفاوت بودن سن فرد می تواند دامنه علائم متفاوتی داشته باشد و رفتارهای متفاوتی را از کودک ببینیم. در همین رابطه مثلا مشاهده می شود که خطر خودکشی در کودکان با اختلال افسردگی به دلیل رشد و تحول پایین تر نسبت به بزرگسالان کمتر است و در بیشتر مواقع آنها دست به خودکشی نمی زنند. اما مشاهده می شود که در بزرگسالان و یا نوجوانان با اختلال افسردگی خطر خودکشی از جمله موارد مهم و جزو موارد اورژانس روانپزشکی محسوب می شود.

در جمعیت عمومی فراوانی اختلالات افسردگی با افزایش سن افزایش می یابد. اختلالات خلقی در کودکان سنین پیش دبستانی بسیار نادر است. میزان اختلال افسردگی اساسی در سنین پیش دبستانی حدود ۳/۰ درصد برآورد شده است که مقدار آن در درمانگاه ها ۹/۰ درصد است. در میان کودکان سن مدرسه شیوع اختلال افسردگی اساسی در حدود ۲ تا ۳ است. در نمونه های ارجاع داده شده از کودکان سنین مدرسه، شیوع افسردگی در پسرها و دخترها یکسان نشان داده شده است. هر چند که برخی مطالعات میزان شیوع و بروز آن در پسر ها به نسبت با دخترها را بیشتر تخمین زده اند. حدود ۴ تا ۸ درصد نوجوانان نیز به اختلال افسردگی اساسی دچار می شوند و میزان افسردگی در نوجوانان دختر دو تا سه برابر پسران نوجوان به دست آمده است. میزان شیوع تجمعی افسردگی اساسی تا سن ۱۸ سالگی ۲۰ درصد برآورد می شود. در کودکان با سابقه خانوادگی افسردگی در یکی از بستگان درجه اول احتمال بروز این اختلال در کودکان فاقد سابقه خانوادگی اختلالات هیجانی سه برابر نشان داده شد. بروز و شیوع اختلال در افسردگی در ودکان و نوجوانان متفاوت است. در کودکان ۶/۰ تا ۶/۴ درصد آن را به دست آورده اند. این در حالی است که در نوجوانان ۶/۱ تا ۸ درصد بروز می کند. این میزان از تغییر از کودکی تا نوجوانی نشان می دهد که علائم افسردگی می تواند تحت تاثیر بلوغ و دوره رشد باشد و از جمله عوامل خطر در این رابطه بحران نوجوانی است. در مواردی افسردگی به صورت پایدار خود را نشان می دهد و تا سنین بالاتر مخصوصا در صورت عدم دریافت درمان خود را حفظ می کند. میزان بروز افسردگی اساسی در زمینه اختلال افسردگی پایدار طی دوره ۶ ماهه اختلال افسردگی پایدار حدود ۹/۹ درصد تخمین زده شده است. هر چند این آمار در رابطه با بیشتر کودکان صدق می کند با این حل به نظر می رسد که مقدار آن در میان کودکان بستری در بیمارستان به دلیل اختلالات روانی متفاوت است. در میان این کودکان نرخ بروز بالاتر است و تا ۲۰ درصد کودکان و ۴۰ درصد نوجوانان بستری افسرده هستند که این رقم نشان از اهمیت بسیار زیاد در پیشگیری و درمان این اختلال است.

علائم

علائم اختلال افسردگی اساسی در بزرگسالی را غم و غصه فراوان، بی حالی و لذت نبردن، کم حوصلگی، عدم علاقه به امور مختلف، خود سرزنش گری، خشم و عصبانیت و موارد مشابه است. با این حال علائم کودکی در مواردی مشابه و در مواردی نیز متفاوت است.

طبق ملاک های تشخیصی کتاب راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی نسخه پنجم (DSM-5) برای اختلال افسردگی اساسی حداقل باید ۵ علامت در یک دوره دو هفته ای وجود داشته باشد و باعث عملکرد منفی و مختل شدن آن در فرد کند. از جمله این علائم ضروری عبارت است از: خلق افسرده و یا تحریک پذیر و فقدان علاقه یا احساس لذت. ۴ علامت دیگر در اختلال موارد ذیل را در بر می گیرد: ناتوانی کودک در کسب حداقل وزن مورد انتظار در طول دوره سنی و متناسب با سنش. بی خوابی و یا زیاد خوابیدن روزانه، تحریک شدن و یا کندی حرکتی در رفتارها به گونه ای که این کندی حرکتی به دلیل مشکل در اندام حرکتی کودک و یا مشکل پزشکی خاصی نیست و کودک به دلیل احساس ضعف انرژی این حالت را دارد. خستگی روزانه و یا فقدان انرژی، احساس بی ارزشی و احساس گناهی که با رفتار کودک نامتناسب است. کاهش توجه و تمرکز کودک و ضعف در عملکرد های ذهنی. افکار تکرار شونده و نشخوار فکری. هر کدام از این علائم به اندازه ای مشکل ساز هست که باعث شود کودک در معرض مشکلات مرتبط دیگری قرار بگیرد. با این حال این علائم زمانی که عملکرد کودک را در حوزه های ارتباطات بین فردی و به خصوص تحصیلی با مشکل مواجه کردند، نیاز به درمان را بیشتر برجسته می کند. نکته دیگر که برای تشخیص مطرح است، این می باشد که کودک نباید این علائم را تحت تاثیر مصرف ماده خاصی نشان دهد. در چنین مواردی لازم است تا علت زیستی برطرف شود. همچنین لازم است تا مشکلات پزشکی مرتبط همچنین کم کاری و یا پر کاری تیروئید یا عملکرد غده های مختلف بررسی و ارزیابی شوند.

دوره افسردگی اساسی در کودکان قبل از سن بلوغ این احتمال را دارد که به صورت شکایت های جسمانی، تحریک شدگی روانی و حرکتی و در مواردی که اختلال از شدت برخوردار است با توهم های متناسب با خلق افسرده فرد همراه باشد. فقدان احساس لذت شایع است. با این حال فدان احساس لذت، ناامیدی، کندی روانشناختی و حرکتی و هذیان (افکاری که اشتباه و یا عجیب و غریب هستند و فرد باور جدی به درست بودن آنها دارد) در نوجوانان و افراد بزرگسال مبتلا به دوره های افسردگی اساسی شایع تر از کودکان و نوجوانان افسرده است. در نوجوان این امکان وجود دارد که رفتارهای منفی کارانه یا ضد اجتماعی بارز و یا در موارد دیگر سوء مصرف مواد یا الکل دیده شود. احساس بی قراری، بد اخلاقی، پرخاشگری، بی میلی برای همکاری در جریانات خانوادگی، کناره گیری از فعالیت های اجتماعی و تمایل به فرار از خانه همه از جمله مواردی است که به خصوص در شرایط افسردگی شدید در نوجوانان دیده می شود. نوجوانان افسرده ممکن است که نسبت به ظاهر خود بی توجه باشند و در عین حال هیجان گرایی در آنها بالا برود و به خصوص نسبت به طرد شدن در روابط عاشقانه و عاطفی حساس باشند.

دلایل

سبب شناسی افسردگی در کودکان چندان تفاوتی را به نسبت با افسردگی در بزرگسالان ندارد. ژنتیک، عدم تعادل شیمیایی در انتقال دهنده های عصبی و مشکل ارتباطات عصبی رد شبکه های عصبی، روابط والدی – فرزندی نامناسب و هیجانات منفی از جمله عللی هستند که در این رابطه ذکر شده. هر چند که ژنتیک از موارد مشترک در هر دوی کودکی و بزرگسالی است، با این حال ظهور این اختلال در کودکی می تواند نشان از ژنتیک قدرتمندتر و مشکلات محیطی زود هنگام باشد.

مطالعات دو قلو ها نشان می دهد که در حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد افسردگی اساسی در افراد ژنتیکی و ارثی است. خطر بروز افسردگی در کودکانی که والدین مبتلا به این اختلال را دارند، بیشتر است و در شرایطی که والدین نیز در سن پایینی افسردگی را نشان داده باشند، این خطر احتمالش بالاتر هم می رود. مطالعات حاکی از تفاوت های وابسته به سن در به ارث بردن افسردگی اساسی است. این به این صورت است که در کودکان کوچک تر عوامل محیطی نقش بزرگ تری را دارند. مطالعات انجام شده در سطح خانواده از این خبر می دهند که در صورتی که والد سابقه ابتلا به اختلال افسردگی اساسی داشته باشد، خطر بروز افسردگی اساسی دو برابر می شود و در صورتی که هر دو والد افسرده باشند، خطر بروز این اختلال در فرزندان قبل از ۱۸ سالگی ۴ برابر می شود. به همین ترتیب کودکانی که بیشترین دوره های شدید را از سنین پایین تر دارند، بیشترین سابقه خانوادگی از نظر اختلال افسردگی را دارا هستند.

در مطالعات مختلف به وضوح نشان داده شده است که از جمله مواردی که می تواند در به وجود آمدن و بروز افسردگی نقش داشته باشد، وجود ژن های خاصی در ساختمان DNA فرد حامل ژن است که باعث اثرگذاری در جنبه های رفتاری فرد می شود. این ژنتیک اما از طریق کالبدشناسی و تولید و یا عدم تولید پروتئین های خاص و همچنین الگوهای فعالیت سلول های عصبی به تنهایی و در تعامل با هم نقش خود را ایفا می کند. نشان داده شده است که افسردگی با حجم مغز و به خصوص ناحیه هیپوکامپ که وظیفه ذخیره اطلاعات دراز مدت و یادگیری و همچنین هیجانات را بر عهده دارد، در ارتباط است. مطالعات تصویربراری سیستم عصبی و مغز کودکان با اختلال افسردگی نشان داده است که این کودکان دارای حجم کمتر ماده سفید ناحیه پیشانی، حجم بیشتر ماده خاکستری ناحیه پیشانی و حجم بالاتر بطن های جانبی هستند. هر کدام از این مسائل مطرح شده می تواند نشان دهنده این باشد که الگوهای عملکرد سلول ها و شبکه های عصبی در مغز تحت تاثیر این مسائل هستند و در بروز علائم نقش دارند. همچنین نشان داده شده است که قسمت مغزی مسئول تنظیم دریافت هیجانات (آمیگدال یا بادامه) در کودکان دارای اختلال افسردگی دارای پاسخ کندتری نسبت به کودکان غیر افسرده در ارتباط با چهره های ترسناک هستند. در این رابطه مطالعات نشان داده اند که کودکان دارای اختلال افسردگی، حجم آمیگدال کمتری دارند. یکی از یافته های مهم در این حوزه نقش انتقال دهنده های عصبی است. انتقال دهنده های عصبی مواد شیمیایی هستند که ارتباط بین سلول های عصبی را امکان پذیر می کنند. از جمله این مواد انتقال دهنده سروتونین است. انتقال دهنده سروتونین باعث می شود تا پیام عصبی از سلول قبلی به سلول بعدی و به همین شکل در شبکه عصبی بپیچد و سلول ها از این طریق با یکدیگر صحبت کنند. با این حال مشاهده شده است که میزان ماندگاری این انتقال دهنده در شکاف بین سلول های عصبی کمتر مقدار زمان لازم برای انتقال پیام به سلول بعدی است و سریع جذب سلول عصبی قبلی می شود. این مساله باعث شده است تا غلظت این ماده در افراد افسرده در شکاف بین سلول ها پایین بیاید و همین مساله علائم را در پی دارد. در رابطه با این انتقال دهنده نشان داده شده است که ژن های خاصی گیرنده های دریافت کممده آن را کد گذاری می کنند و تولید توزیع این انتقال دهنده نیز تحت تاثیر ژن های خاصی است. مساله ای که در پژوهش های مختلف نقش آن به خوبی نشان داده شده است.

همانطور که نظریه استرس – دیاتز توضیح می دهد، اختلال روانی به وجود نمی آید و خود را نشان نمی دهد مگر این که در کنار وجود ژن بیماری زا در فرد، یک محیط مستعد برای رشد این بیماری وجود داشته باشد که باعث فعال شدن ژن و ظاهر شدن علائم شود. این مساله نیز زمانی بیشتر مطرح است که محیط خوراک بیشتری را برای ژنتیک موجود در فرد مهیا کند تا شدت علائم بیشتر هم شود. به همین دلیل معمولا روابط اولیه والد – فرزندی را از جمله مشکلات عمده محیطی در ارتباط با افسردگی کودکان می دانند.

والدین کودکان دارای اختلال افسردگی با توجه به این که معمولا خود نیز از داشتن اختلالات خاصی رنج می برند، از ایجاد ارتباط درست با فرزند ناتوان هستند. این مساله مخصوصا برای مادر حساس تر است. مادر والدین است که بیشترین وقت را در سال های پیش دبستانی به نوعی با کودک دارد و منبع ارضای نیاز های او است. زمانی که مادر والدی غیر حساس به نیازهای کودک است و برای برطرف کردن آنها در دسترس کودک نیست، هیجانات منفی ترس و احساس بی امنیتی را در سال های اول برای کودک به وجود می آورد. در سال های بعدی معمولا این سهت گیری و سرزنش های والدین است که با ایجاد یک خود پنداره اشتباه در کودک همراه است و به عزت نفس او آسیب می زنند. ارتباطات نامناسب می تواند تا سال ها خاطراتش در ذهن کودک بماند.

عوامل خطرساز

از آنجا که مطالعات دو قلو ها و مطالعات فرزند خواندگی نشان داده است که حدود ۴۰ درصد تا ۵۰ درصد ار افسردگی تحت تاثیر ژنتیک است و عوامل محیطی در کودکان کمتر از آن تاثیری گذاری دارد، عوامل محیطی و خانوادگی باید بررسی شوند. رویدار های ناگوار دردوران کودکی نقش بسیار جدی را می توانند بازی کنند. بد رفتاری با کودک، سوء رفتاری یا غفلت از او، مرگ و از دست دادن والدین، بیماری ها و اختلالات جسمانی و روانشناختی والدین، سوء مصرف مواد در کودک و یا والدین، تعارضات ارتباطی والد – کودک و ارتباط زوجی و خانوادگی والدین از جمله موارد ناگوار و مشکل ساز برای شروع افسردگی در کودکان می تواند باشد. نتایج علمی به دست آمده از مطالعات انجام شده در دو قلوها نشان داده است که تعامل عوامل محیطی و ژنتیک نقش اساسی را در بروز اختلال افسردگی بازی می کند چرا که همبستگی رویداد های ناگوار زندگی و افسردگی در کودکان و نوجوانان دارای استعداد ژنتیکی شناخته شده قوی تر است.

زمانی که کودک یا نوجوانی یک دوره افسردگی اساسی را تجربه می کند مسائل اجتماعی و روانی آسیب پذیری او را نسبت به بروز دوره های بعدی افزایش می دهد. تخریب های روانشناختی و و اجتماعی در کودکان افسرده مدت ها پس از بهبودی دوره افسردگی باقی می ماند. در میان کودکان پیش دبستانی افسرده هر چقدر رویدادهای ناگوار زندگی زمینه ساز افسردگی زودتر شناسایی شوند مداخلات مربوط به درمان افسردگی را می توان زودتر و در زمان سریع تری انجام داد.

عوارض

بدون شک یکی از عوارض و مشکلات اصلی که در افسردگی مطرح است، خطر جان فرد مبتلا یا همان خودکشی است. در بزرگسالان یکی از مهمترین مواردی که لازم است تا بالینگر و مصاحبه کننده قبل از اتمام جلسه تشخیصی آن را مشخص کند، سابقه خودکشی و تمایل فعلی بیمار به خودکشی است. با این حال این مساله چندان در مورد کودکان صدق نمی کند. کودکان به دلیل عدم تحولی که در سیستم ذهنی آنها وجود دارد، چندان معنای خوکشی و آسیب زدن به خود از این طریق را نمی دانند. با این حال همواره لازم است تا آرزوی مرگ کردن و یا سوالات کودک در مورد مرگ را پرسیده و رفتار کودک را در رابطه با این موضوع از والدین در مرحله جویا شویم.

از جمله مشکلات دیگری که افسردگی در کودکان می تواند به همراه داشته باشد، ارتباطات بین فردی است. کودکان با اختلال افسردگی امکان دارد که علائم افسردگیشان را به صورت پرخاشگری و تحریک پذیری یا بی قراری نشان دهند. آنها ممکن است که بد خلق باشند و به دلیل تحمل پایینی که دارند نمی توانند در ارتباطات بین فردی عملکرد مناسبی داشته باشند. این کودکان ممکن است به سایر بچه ها پرخاش کنند و همین مساله با تنبیه آنها همراه باشد. با این حال در مواردی انزوا و گوشه گیری در کودک مشاهده می شود. همچنین نمی توانند برای شروع دوستی و حفظ آن رفتار مناسب از خود بروز دهند.

در موارد بسیاری معمولا به دلیل تداخلی که افسردگی کودک در تحصیل و درس های فرد می کند، اولین ارجاع صورت می گیرد. کودک با اختلال افسردگی در انجام دادن تکالیف تاخیر و تعویق دارد. با اهمال کاری و اغماض تکالیف را انجام می دهد و معمولا درس خواندن و مدرسه را کاری سخت و بیهوده می بیند. همین مساله می تواند در برچسب گرفتن شاگرد تنبل در مدرسه نقش اساسی را داشته باشد و عزت نفس کودک را به شدت تضعیف کند.

سوء مصرف مواد، تمایل به گرفتن دوسان ناباب در نوجوانی، دزدی، پرخاشگری و موارد مشابه از جمله مشکلاتی است که در زندگی کودکان و نوجوانان افسرده امکان اتفاق افتادن آنها مورد انتظار است.   

آمادگی برای اولین مراجعه

اولین مراجعه در کودکان برای دریافت و بررسی تشخیص افسردگی معمولا در ارتباط با یک مساله رفتاری با دیگران و یا در زمینه تحصیل خود را نشان می دهد. این کودان به دلیل هیجان های منفی که در خود احساس می کنند این امکان را دارند که گوشه گیر باشند و در ارتباط برقرا کردن به مشکل بخورند. در مواقعی اما ممکن است که به دلیل انباشت زیاد خشم و ناراحتی و یا تحریک پذیری زیاد کودک با رفتارهای پرخاشگرانه با دیگر کودکان یا بزرگتر ها رفتار کرده باشد که همین مساله دلیل مراجعه باشد. در موارد بیشتر اما مشاهده می شود که کودک به دلیل مشکلات تحصیلی ارجاع داده شده است. یکی از مشکلاتی که کودکان و نوجوانان افسرده همواره با آن گلاویز هستند، مشکلات توجه و تمرکز است. آنها زود خسته می شوند و نمی توانند تمرکز طولانی در درس ها و دیگر کارها داشته باشند. همچنین ضعف در کارکرد حافظه آنها وجود دارد که در ذخیره اطلاعات می تواند ایجاد نقص کند. در همین رابطه است که آنها مشکلات تحصیلی مختلفی را امکان دارد که تجربه کنند و به همین دلیل نیز این امکان وجود دارد که به دلیل مشکلات تحصیلی در مرتبه اول مراجعه کنند.

آزمون ها و تشخیص

برای تشخیص اختلال افسردگی اساسی در کودکان بدون شک از بهترین روش ها مصاحبه بالینی تشخیصی و در کنار آن گرفتن شرح حال از والدین است. با این حال مصاحبه به گونه ای نیست که صرفا با کودک باشد. این مخصوصا در زمان هایی که کودک سن پایین تری دارد و شناخت چندانی از رفتارش ندارد، جوابگو نیست. به همین دلیل حضور والدین و یا یکی از آنها می تواند بسیار کمک کننده باشد. با این حال ابزار خاصی که دقیق مشکل را تشخیص دهد برای کودکان هنوز طراحی نشده است. با این حال، استفاده از مقیاس ها و پرسشنامه هایی که توسط والدین و یا درمانگر در مورد علائم و رفتارهای کودک پر می شوند می توانند کمک کننده باشند. یکی از این موارد مقیاس درجه بندی افسردگی کودکان – تجدید نظر شده (CDRS – R) است. 

در سال های اخیر از ابزارهای دیگری که استفاده می شود که بر اساس ویژگی عملکرد سلول های عصبی است. الکتروانسفالوگرافی کمّی یا QEEG از جمله ابزارهایی است که نشان داده است در افراد بزرگسال افسرده فعالیت نیم کره سمت چپ مغز کمتر می شود که این با افزایش دامنه امواج آلفا در این نیمکره همراه است. در همین رابطه می توان از این ابزار برای تشخیص های بهتر و دقیق تر در کودکان استفاده کرد که انیاز به بررسی های بیشتردر آینده دارد.

درمان

درمان اختلال افسردگی در کودکان درمانی متفاوت از بزرگسالان نیست. دارو درمانی، روان درمانی شناختی – رفتاری، روانکاوی کودکان، بهبود روابط والد – کودک و درمان های TMS و tDCS از جمله این موارد است.

دارو درمانی یکی از مواردی است که مخصوصا یکی از مواردی است که در درمان موارد حاد و شدید باید از آن استفاده کرد. این مخصوصا در ماردی که کودک نیاز به بستری دارد و دارای افکار خودکشی است مد نظر قرار گیرد. از جمله دارو هایی که می توان در کودکان افسرده استفاده کرد، دارو های بازدارنده انتخابی بازجذب سروتونین یا به اختصار SSRI ها هستند. این دارو ها که مواردی مانند فلوستین، پاروکستین، سیتالوپرام، اس – سیتالوپرام، سرترالین را شامل می شوند، از نتایج بالینی خوبی در بزرگسالان و کودکان برخوردار هستند. هر چند اثر ترکیبی آنها به همراه درمان شناختی – رفتاری بیشتر بوده است.

روان درمانی از دیگر درمان های روانشناختی است که لازم است تا در درمان این کودک مورد استفاده قرار گیرد. فرضیه زیر بنایی در درمان شناختی – رفتاری این است که افکار اشتباه و نادرست مبنای هیجانات و رفتارهای ناخوشایند در انسان هستند. همچنین لازم است تا انواع افکار منفی در ذهن فرد استخراج و در تغییر آنها تلاش کرد. این مساله نیز لازم است تا در نظر گرفته شود که این افکار خود به خود بوجود نمی آیندو خود به خود هم بهبود نمی یابند. در نتیجه لازم است تا در درمان بر آنها متمرکز شده و در تغییر دادن آنها برای تاثیرگذاری مثبت بر افکار، احساسات، هیجانات و رفتار بهره برد.

روانکاوی نیز از جمله روش های روان درمانی است که دارای پیشینه خاصی در حوزه درمان مشکلات روانشناختی است. در این روش بر هیجانات و افکار و نحوه آنها مخصوصا در تعامل با والدین تمرکز می شود و با استفاده از روش های خاص در خنثی کردن راه های ناکارآمد مقابله و سازش با این احساسات  سعی در بهبود رفتار و هیجانات دارد.

روش های تحریک مغزی از جمله درمان هایی هستند که در سال های اخیر توجه خاصی را به خود جلب کرده اند. این روش ها به دلیل استفاده از تکنولوژی های روز به درمان های تکنولوژیک مشهور هستند. یکی از این روش ها روش تحریک مغناطیسی فراجمجمه ای یا TMS است که در رابطه با درمان افسردگی مقاوم به درمان دارای تاییدیه سازمان غذا و دارو ایالات متحده آمریکا است. این دستگاه همچنین توانسته است تا در رابطه با درمان وسواس مقاوم به درمان نیز تاییدیه FDA بگیرد. هر چند این دستگاه در بزرگسالان با نتایج مثبت خوبی در درمان افسردگی و دیگر اختلالات همراه بوده است (این روش مخوصا به دلیل عدم استفاده از دارو و نبود عوارض جانبی دارو، همچنین اثرات طولانی مدت و شروع زود هنگام اثرات درمانی از محبوبیت بیشتری برخوردار است) اما تحقیقات علمی کمی را در رابطه با درمان افسردگی در کودکان در کارنامه خود دارد که این راه پژوهشی برای محققان می تواند باشد.

روش دیگر در درمان افسردگی کودکان تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای یا tDCS است که از طریق اعمال جریان الکتریکی ضعیفی به مغز باعث کاهش علائم افسردگی می شود. این روش هر چند که تاییدیه سازمان غذا و دارو را دریافت نکرده است اما از حمایت و پشتیبانی پژوهش های مختلفی در رابطه با اثرگذاری آن برخوردار است و توانسته است توجه بالینگران را به خود جلب کند.

سازگاری و حمایت

اولین موردی که لازم است تا در ارنباط با سازگاری این کودکان به آن نظر داشت این است که تنها نمانند. مخصوصا زمانی که امکان آسیب زدن به خود در آنها وجود دارد. این مساله در نوجوانان و دختران و پسرانی که در دوران بلوغ هستند بسیار مهم است. به همین دلیل توصیه می شود تا والدین وقت بیشتری را با آنها بگذرانند و در اولین فرصت به متخصص روانپزشک و یا روانشناس مراجعه کنند.

در مورد کودکان اما توصیه می شود که والدین و به خصوص مادر زمان بیشتری را با کودک صرف کند. صرف کردن زمان بیشتر باید به گونه ای باشد که کودک در این رابطه در کنار مادر بودن را همراه با امنیت و دوست داشته شدن بداند. لازم است تا در انجام کارهای مختلف شرکت داده شود و بازخوردهای مثبتی در رابطه با عملکرد او داده شود.

ورزش کردن و داشتن یک یا دو کلاس تفریحی می تواند در ارتباطات مثبت و کسب مهارت های فردی و جمعی بسیار کمک کننده باشد. داشتن ساعت های مشخصی برای بیرون رفتن و وقت را با هم گذراندن بسیار می تواند در بهبود ارتباط والد – فرزندی کمک کنده باشد.

توصیه می شود تا والدین خود نیز در بهبود مشکلات روانی و اضطراب و افسردگی و یا هر مورد دیگری که می تواند باعث تداوم بیماری در کودک شود، اقدام کنند. در بسیاری از موارد پیش می آید که علائم کودک به دلیل مشکلات مادر و پدر است. به همین دلیل بهبودی آنها با بهبودی در کودک می تواند همراه باشد. این مساله مخصوصا در زمان اختلافات زوجی بین والدین بیشتر مطرح است. طلاق و جدایی والدین از جمله عوامل خطرساز برای افسردگی کودکان می تواند باشد.

روش دیگری که بسیار می تواند کمک کنده باشد، همکاری هر دو والد در روند درمان کودک می باشد.

اطلاعات بیشتر

سیر و پیش آکهی افسردگی اساسی در کودکان و نوجوانان به شدت بیماری و سرعت مداخلات و میزان پاسخ به آنها بستگی دارد. به صورت کلی ۹۰ درصد کودکان به دنبال دوره اول اختلال افسردگی متوسط تا شدید ظرف یک تا دو سال بهبود می یابند. سن شروع، شدت دوره افسردگی و وجود اختلالات همراه نیز برسیر و پیش آگاهی تاثیر می گذارند. در مجموع هر چه سن شروع پایین تر باشد، میزان برگشت و عود دوره های متعدد بیشتر باشد و اختلالات همراه نیز وجود داشته باشد به معنای پیش آگهی بد تر است. متوسط طول یک دوره درمان نشده افسردگی اساسی در کودکان و نوجوانان حدود ۸ تا ۱۲ ماه است. احتمال تجمعی عود ظرف دو سال ۲۰ تا ۶۰ درصد و تا ۵ سال ۷۰ درصد است. بیشترین خطر عود و برگشت در ۶ ماه تا ۱ سال پس از قطع درمان است. کودکان افسرده ای که در خانواده هایی با سطح بالای تعارض مزمن زندگی می کنند، بیشتر ممکن است دچار عود شوند. اگر که کودکی دچار افسردگی اساسی شود احتمال بروز دوره افسردگی در بزرگسالی نیز بالا است. در یک نمونه سطح جامعه ۴۵ درصد نوجوانان دارای سابقه افسردگی اساسی در اوایل بزرگسالی دچار دوره دیگری از افسردگی اساسی شدند.

پیشگیری

عدم سخت گیری ارتباطی به کودک از جانب والدین، حل کردن اختلافات زوجی و خانوادگی، رفع مشکلات خانواده مخصوصا اختلاف زوجی والدین به دور چشم کودک، ارتباط صحیح برقرار کردن بین خواهر و برادرها

خلاصه

افسردگی یکی از اختلالات با شیوع بالا در بزرگسالان است که به همین دلیل سرماخوردگی روانی نام گرفته است. این اختلال در کودکی می تواند به شکل متفاوتی خود را نشان دهد. بی قراری، عدم احساس لذت از چیزی، پرخاشگری، انزوا و گوشه گیری، مشکلات توجه و حافظه، مشکلات تحصیلی و ارتباطی، کم حوصلگی و زود خسته شدن از جمله مشکلات کودکان با افسردگی است.

ژنتیک، الگوهای منتقل شدن پیام های عصبی از طریق ماده سروتونین، کالبدشناسی و ارتباطات مختل والد – فرزندی در کودکی از جمله علت های مطرح برای این اختلال هستند.

درمان های دارویی مانند دارو های بازدارنده انتخابی بازجذب سرتونین، روان درمانی های شناختی – رفتاری و روانکاوی، تمرکز روی ارتباطات بین فردی، تحریک مغزی از جمله روش های درمانی برای این بیماری هستند. 

منابع

راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی. ترجمه فرزین رضاعی. انتشارات ارجمند.

خلاصه روانپزشکی کاپلان. ترجمه فرزین رضاعی. انتشارات ارجمند.

آسیب شناسی روانی. ترجمه و تالیف مهدی گنجی. انتشارات ساوالان.

کودک خوشبین. نوشته مارتین سلیگمن. ترجمه فروزنده داورپناه. انتشارات رشد.

مهارت های مقابله با افسردگی کودک و نوجوان. ترجمه فاطمه نیکویی و اکبر احمدی فرد. انتشارات ارجمند.

غلبه بر افسردگی. ترجمه سیاوش جمالفر. انتشارات رشد.  

کلینیک مربوطه

کلینیک تشخیص

یک متن توضیح درباره کلینیک میشه اینجا نوشت

کلینیک تشخیص

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کلینیک تشخیص

یک متن توضیح درباره کلینیک میشه اینجا نوشت

کلینیک تشخیص

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کادر درمان

ویدئوها

نمونه های موفق

متن راهنمای ثبت نام

۱- ابتدا از طریق لینک زیر وارد سایت ثبت نام در کارگاه­های مهارت­های زندگی شوید. https://atiehclinic.com/workshop_tejarat/ ۲-کارگاه مورد نظر خود را انتخاب کنید. ۳- وارد