اختلال شخصیت پارانویید

اختلال شخصیت پارانویید

اختلال شخصیت پارانویید

اختلال شخصیت پارانویید

تعریف اختلال

مشخصه افراد مبتلا به اختلال شخصیت بدگمانی یا پارانوئید، شکاکیت و بی اعتمادی مداوم و دیرپا به رفتارهای همه افراد دیگر است. مسئولیت این احساسات از نظر آنها نه بر عهده خود آنها که بر دوش دیگران است و این آنها نیستند که مقصر هستند بلکه دیگران هستند که دارای نیت ها و رفتارهای شکاکیت زا هستند. این بیماران اعلب دارای خشم و عصبانیت، خصومت، تحریک پذیر و خشمگین هستند. افراد متعصب و جزمی اندیش، کسانی که مدارکی دال بر تخلف از دیگران جمع می کنند، افرادی که به همسیر خود سوء ظت بیماری گونه دارند و افرادی بدعنق که اهل دعوا و مرافعه هستند، اغلب دچار اختلال شخصیت پارانوئید می باشند.

میزان شیوع اختلال شخصیت پارانوئید ۲ تا ۴ درصد از جمعیت عمومی می باشد. این گونه بیماران به ندرت خودشان به جستجوی درمان می روند و در صورتی هم که همسر، خانواده و یا همکاری آنها برای درمان به متخصص ارجاع دهد و ببرد، اغلب می توانند رنجیدگی و درد خود را از مشکلی که دارند، پنهان کنند و خود را طبیعی و عادی جلوه دهند. در بستگان بیماران و افراد دچار به اختلال روانی اسکیزوفرنی میزان بروز این اختلال روانشناختی بیشتر از افراد گروه دیگر است. اختلال شخصیت پارانوئید در مردان به نسبت با زنان شایع تر است. در هم جنس گرایان هم بر خلاف آنچه که در گذشته فکر می شد، میزان بروز آن بیشتر از حالت معمول و عادی نیست. با این حال اعتقاد بر این  است که در گروه های اقلیتی، مهاجران، افراد ناشنوا و گاهی نابینا بیشتر از جمعیت عمومی است.

افراد دچار اختلال شخصیت پارانوئید یا بدگمان این امکان را دارند که در حین معاینه روانپزشکی یا روانشناختی خود را رسمی نشان دهند و از اینکه آنها را مجبور کرده اند تا از دیگران و بخصوص روانپزشک یا روانشناس کمک بگیرند، ناراحت هستند. تنش عضلانی، ناتوانی از آسوده بودن و منبسط کردن عضلات خود، نیاز به جستجو و کاویدن محیط برای یافتن سر نخ هایی در آن ممکن است در افراد با این اختلال دیده شود. حالت عاطفی و هیجانی این افراد اغلب جدی است. برخی از پیش فرض های آنها در بحث ها و جدل هایشان ممکن است اشتباه و غلط باشد، صحبت کردن و نحوه بیان آنها منطقی است و مقصودشان را به نحو حق به جانب و درستی می رساند. در محتوا و معنای فکر آنها شواهدی از فرافکنی، پیش داوری و در مواقعی افکار انتساب به خود دیده می شود. فرافکنی به این معنا است که فرد نیت و افکاری را که در درون و ذهن خدش است به دیگری منتسب می کند و از متعلق بودن این افکار به خودش، دست به انکار می زند. در این حالت به دلیل اینکه انتساب این افکار به خود می تواند اضطراب و تشویش را برای فرد به همراه داشه باشد، فرد تلاش می کند تا آن را به فرد دیگر و خارج از دنیای خودش منتقل کند و در مقابل این رفتار و نیت دیگران واکنش نشان دهد. در بخش بعدی ملاک های اختلال را ذکر خواهیم کرد.

علائم

خصوصیات بنیادین اختلال شخصیت پارانوئید، شکاکیت و بی اعتمادی به دیگران است که شکل بروز و تظاهرات آن به صورت میلی نافذ و ناموجه برای تفسیر اعمال دیگران به اعمالی که گویا به قصد تهدید و یا تحقیر فرد مبتلا انجام شده است. این تمایل در اوایل بزرگسالی شروع می شود و در زمینه های مختلفی نمایان می گردد. افراد مبتلا به این اختلال تقریبا همیشه منتظر آن هستند که دیگران به طریقی آنها را استثمار کنند و یا به آنها ضرر برسانند. افراد مبتلا در بسیاری از اوقات بی هیچ مدرک و توجیهی، در وفاداری یا صداقت دوستان و همکاران یا خانواده خود تردید مبی دلیل و شدیدی می کنند اغلب به صورت نامنسب و نابهنجاری حسادت دارند و در وقاداری همسر خود بی دلیل شک و تردید می کنند. این افراد در حقیقت احساسات و افکار خود را به بیرون از خود می ریزند و یا به اصطلاح برون سازی می کنند و به اصطلاح دفاع روانی مورد استفاده آنها فرافکنی است. یعنی تکانه ها و افکاری را که خودشان دارند و برایشان غیر قابل قبول و مشکل زا است را به دیگر منتسب می کنند. در حقیقت این افراد مصداق بارزی از ضرب المثل « کافر همه را به کیش خود پندارد» هستند. افکار انتساب به خود و خطاهای ادراکی که قابل دفاع منطقی است، در این بیماران شایع است. بیماران مبتلا به این اختلال حالت عاطفی و هیجانی محدودی دارند و به نظر می رسد فاقد هر گونه احساس و هیجانی باشند. آنها از اینکه در رفتار وافکارشان استدلال دارند و به صورت عینی می اندیشند، به خود افتخار می کنند و آن را ارزشمند می دانند. این در حالی است که در واقعیت این گونه نیستند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید چندان افراد گرم و صمیمی نیستند و قدرت و منزلت افراد آنها را تحت تاثیر قرار می دهد و به آن دقیقا توجه دارند واگر کسی را ضعیف و بیمار درک کنند، با تحقیر به او خواهند نگریست. این افراد این امکان وجود دارد که در موقعیت های اجتماعی و بین فردی، افرادی فعال و با کارایی بالا به نظر برسند در حالی که آنها در بیشتر موارد صرفا دیگران می ترسانند و یا افراد را به جان هم می اندازند. خصومت و پرخاشگری ارتباطی و منفعلانه آنها مشکلات زیادی را برای دیگران به وجود می آورد. راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی انجمن روانپزشکی آمریکا علائم این اختلال به صورت زیر خلاصه کرده است:

  1. بی اعتمادی و بدگمانی فراگیر نسبت به دیگران، به صورتی که نیات و انگیزه های آنها بدخواهانه تعبیر می شود. این حالت از اوایل بزرگسالی آغاز شده و در زمینه های مختلف به چشم می خورد و با ۴ مورد از مواردی که در ادامه می آید، مشخص می گردد:
  2. بد گمانی بی پایه و اساس درباره اینکه دیگران استثمارگر، سوء استفاده کننده، آسیب زننده، بد نیت و فریب کار هستند.
  3. اشتغال ذهنی با تردید های ناموجه درباره وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان و اطرافیان
  4. عدم تمایل برای اعتماد به سایرین. این مساله به دلیل ترس بی دلیل از اینکه اطلاعات مغرضانه بر ضد او به کار خواهند گرفت.
  5. در پس اظهارات بی غرضانه یا رویدادهای خوش خیم، ادراک و معنایی تحقیر آمیز یا تهدید کننده پنهانی بیابند.
  6. کینه جویی پایدار (به معنای اهانت ها، بی حرمتی ها یا بی اعتنایی ها را نمی بخشند).
  7. تلقی حمله به منش و یا شهرت خود که برای دیگران واضح نبوده و به سرعت نسبت به آنها رفتار و واکنش خصمانه نشان دهد و یا به حمله متقابل بپردازد.
  8. بروز بدگمانی های تکرار شونده و بی دلیل به وفاداری همسر.
  9. حالات بیان شده در گزینه ۱، در سیر اسکیزوفرنی، اختلال افسردگی دو قطبی و یا افسردگی با تظاهرات و علائم روانپریشی یا اختلال روانپریشی دیگری رخ نداده باشد. همچنین این موارد نباید ناشی از مصرف مواد و بیماری های فیزیولوژیکی و جسمی خاصی باشد.

دلایل

یکی از مواردی که باید و نیاز است تا به آن توجه بسیار کرد، ژنتیک و ریشه داشتن این مشکل در DNA فرد است. در مطالعات مختلف نشان داده شده است که معمولا در خانواده و اقوام درجه یک این افراد مشکلاتی از اختلالات روانی دیگر با شدت بالا وجو دارد. معمولا وجود اختلالات روانپریشی مانند اسکیزوفرنی از مواردی است که در اطرافیان می تواند وجود داشته باشد. یکی دیگر از دلایل این مشکل در افراد می تواند ناشی از سبک های فرزندپروری و سابقه روانشناختی فرد مبتلا باشد. زمانی که ژنتیک فرد آمادگی لازم برای این مشکل را دارد، در تعامل با محیط مناسب بروز بیماری و زمین حاصل خیز خود مقاومتی نشان نمی دهد و علائم کم کم شروع می شود. ژنتیک در کنار محیط می توانند با هم شرایطی را ایجاد کنند که فرد افکار انتسابی مختلفی را که در محیط برانگیخته می شوند و فرد نمی تواند از داشتن و احساس این افکار و هیجانات در خودش، تحمل کافی داشته باشد، بهترین کاردور ریختن آنها از خود و درنتیجه انتسابش به دیگران است.

عوامل خطرساز

ژنتیک و سابقه روانشناختی و الگوهای دفاعی نابهنجار در شخصیت و پیشینه بالینی فرد مبتلا

عوارض

بدون شک اختلال شخصیت پارانوئید یکی از مشکل زا ترین اختلالات روانشناختی است که عوارض زیاد و جبران ناپذیری را می تواند برای رد به همراه داشته باشد. با این حال مشکل فقط متوجه خود فرد نیست و در موارد حاد و بدگمانی نسبت به همسر و شریک جنسی فرد مبتلا، می تواند با تهدید و خطر مرگ همراه باشد.

همانطور که قبلا گفته شد این افراد ویژگی که مشخصه اصلی آنها است بد گمانی و سوء ظن نسبت به رفتار دیگران است. در موارد بسیاری آنها رفتار دیگران را ناشی از بد طینتی اطرافیان می دانند و همین مساله روابط بین آنها مشخصا و به شکل آسیب شناسانه ای تحت تاثیر قرار می دهد. در موارد بسیاری پیش می آید که فرد همکار یا یکی از اطرافیان هدیه تولد و یا شیرین را به دیگران می دهد. در این حالت فرد پارانوئید به جای تشکر ودرک موقعیت به این می اندیشد که قرار است این فرد در آینده در پی درخواست و گرفتن چه چیزی از او است. در موارد دیگری پیش می آید که رفتارهای خوش و بش دیگران با کس دیگر یا با خود را به صورت نشان علاقه و چرب زبانی و یا گرفتن امتیاز از او یا دیگری می دانند و به همین دلیل براساس اسن استدلال نیز به رفتار فرد واکنش نشان می دهند. کافی است تا فرد سلام و احوال پرسی ساده همسر خود با دیگری را ببیند و احساس کند که او علاقه جنسی را به او نشان می دهد. در چنین مواردی حتی می توان منتظر تهدید جانی برای مخاطب بود. در موارد بسیاری پیش می آید که فرد مبتلا رفتارهای اجتماعی دیگران را منفی ارزیابی می کند و نیت های جنسی و منفعت طلبانه را در پشت آنها می بیند. در همین راستا امکان دارد که پیش دیگران نظرات خود را بیان کند و باعث شایعه پراکنی شود. خصومت های پنهان آنها براساس بد گمانی هایی که دارند، می تواند باعث مشکل ایجاد کردن برای دیگران شود و در حالی که فرد دیگری اصلا در جریان این مساله نیست. در رابطه با مسائل اقتصادی نیز همین مسائل می تواند در زندگی فرد و اطرافیان او مداخله کند و سوء ظن دزدی و کلاهبرداری حتی نسبت به برادر و یا والدین خود فرد مبتلا را به همراه داشته باشد. در نتیجه اساسا در این شرایط انتظار عدم حمایت و پشتیبانی اجتماعی چیز غیر مترقبه ای نیست. این مساله در رابطه آینده فرزندان فرد در صورت ازدواج نیز می تواند مداخله کند و ارتباطات آسیب شناسانه ای را در فرد با فرزدنش ایجاد کند. در کلیه حالات ممکن همانطور که می بینید، سوء ظن و بدگمانی که فرد دارد باعث مختلف شدن زندگی اجتماعی و ابراز رفتارهای پرخاشگرانه و خصمانه در او می شود. عدم دریافت حمایت اجتماعی، رابطه زوجی نامناسب، ارتباطات اجتماعی و بین فردی مختل، مشکل ایجاد کردن برای دیگران، شایعه پراکنی، رابطه نامناسب با فرزندان و خانواده خود، تجربه هیجانات منفی و خصمانه و خشم، رفتار براساس ذهنیات و ظن خود و تهدید زندگی اطرافیان همگی از مواردی هستند که نیاز است تا درمان لازم را برای این افراد تدارک دید.

آمادگی برای اولین مراجعه

جهت اولین مراجعه برای ارزیابی و تشخیص بهترین کار ابتدا ارجاع به یک روانشناس یا روانپزشک است. در این حالت متخصص بر اساس ارزیابی خود و تشخیصی که می تواند بین این اختلال و اختلال همپوش دیگر بگذارد، می تواند همراهان و فرد را راهنمایی کند و درمان مناسب را هم شروع کنند. به همین جهت باید در نظر داشت تا در اولین فرصت به نزدیک ترین مرکز روانشناختی مراجعه شود. گاهی این افراد بسیار می توانند خطرناک باشند و براساس افکار بد گمانانه خود رفتار کنند که برای جان دیگران خطرناک باشند. به همین دلیل مداخله اولیه هر چه زوتر انجام شود بهتر خواهد بود.

آزمون ها و تشخیص

اولین راه برای تشخیص این اختلال می تواند مصاحبه بالینی باشد. در مصاحبه بالین فرد مصاحبه کننده بر اساس راهنماهای تشخیصی و ملاک های اختلال، تشخیص اصلی را می گذارد و شواهد کافی را برای تایید وجود این اختلال و رد اختلالات دیگر ثبت می کند. سپس در صورت نیاز تست ها و آزمون های دیگر را تجویز خواهد کرد.

یکی از رایج ترین تست های کاربردی برای افراد با اختلالات شخصیت استفاده از پرسشنامه های ارزیابی شخصیت است. آزمون های دیگری هم وجود دارند که براساس نظریه های روانکاوی و از طریق مصاحبه انجام می شوند. پرسشنامه شخصیت MMPI  و آزمون سوآپ (SWAP) از جمله آزمون های پر کاربرد در این زمینه هستند که در درمانگاه های روانشناختی و مراکز درمانی انجام می شوند.

درمان

اختلالات شخصیت معمولا اختلالاتی با تغییرپذیری و پاسخ به درمان سختی هستند. این اختلالات نیاز به کار دراز مدت و فشرده دارند. ضمن اینکه از آنجا که علائم و نشانه های آنها ریشه در اعماق شخصیت و دوران کودکی و ژنتیک فرد دارد، تغییر دادن آنها نیز مشکل است. این افراد معمولا به سازوکارهای روانی خشک و نامنعطفی می چسبند که تغییر آنها به دلیل احساسات منفی که می تواند در آنها نشان دهد، بسیار سخت است. درنتیجه درمان دارای یک زمان به نسبت طولانی است. با این حال به صورت کلی دو دسته درمان برای این افراد وجود دارد: اول دارو درمانی و در گزینه دیگر روان درمانی طولانی مدت. در دارو درمانی می توانیم تغییراتی را در عملکرد سیستم مغزی و ارتباطات و عملکرد سلول های عصبی ایجاد کرد و انعطاف پذیری را به رفتار تا حدودی باز گرداند. با این حال این فقط قدم اول است ولازم است تا روان درمانی و تمرکز آن بر دنیای درون فرد در کنار دارو درمانی انجام شود. در این حالت بر رفتارهای فرد و رویارو کردن او با آنها تمرکز می شود و سعی بر ایجاد رفتارهای سازگارانه در خزانه رفتاری فرد است.

 برای مقابله با آشفتگی روانی و سراسیمگی و اضطراب در این مبتلایان، دارو درمانی می تواند مفید باشد. در بیشتر موارد، دارو های ضد اضطراب می توانند مفید باشند. داروی ضد اضطرابی مانند دیازپام می تواند کافی باشد. با این حال در مواردی نیز این امکان وجود دارد که باید از داروی ضد روانپریشی مثل هالوپریدول استفاده کرد. این دارو باید به مقدار کم و مدت کوتاهی استفاده شود تا بتوان آشفتگی و سراسیمگی شدید یا افکار نیمه هذیانی را کنترل کرد. دارو اورَپ هم می تواند در مواردی برای کاهش افکار بد گمانانه و سوء نیّتانه فرد استفاده شود.

لازم است بدانید که درمان انتخابی برای این اختلال روان درمانی است. درمانگر در تمام برخوردهایی که با این گونه از افراد دارد، باید کاملا صریح و آشکار سخن بگوید و روراستی در رفتارهایش باشد. در صورتی که به دلیل تناقض یا اشتباهی ( مثلا به خاطر دیر کردن در جلسه درمان) کم کاری  و قصوری از جانب درمانگر انجام شود، بهترین کار شاید این باشد که صادقانه دلیل قصورش را بیان کند و در این رابطه هم از بیمار عذرخواهی کند. در صورتی که درمانگر و یا هر فرد دیگری در این حالت شروع به توجیه یا توجیح مشکل کند، ارتباط درمانی و بین فردی می تواند مختل شود و در این حالت درمانگر و یا فرد همراه ممکن است با این کار فقط افکار و احساسات بد گمانه فرد مبتلا را بیشتر تحریک کند. درمانگر و افراد همراه باید همواره در نظر داشته باشند که اعتماد و تحمل روابط صمیمانه برای برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید مشکل و دشوار است. در نتیجه در روان درمانی فردی، درمانگر باید رفتاری حرفه ای داشته باشد. این مساله در مورد افراد مرتبط با فرد نیز به همین شکل است. در این شرایط درمانگر باید ضمن حفظ رفتار حرفه ای خود، زیادی هم با مراجعه کننده گرم نگیرد. اگر در این شرایط درمانگر بخاطر انگیزه زیادی که خود دارد، از تفسیر و تعبیرهای مفرط و زیاد استفاده کند (به ویژه در مورد احساس وابستگی شدید بیمار، مسائل جنسی و رزویش برای داشتن روابط صمیمانه)، بی اعتمادی او را فقط افزایش داده است و مهر تاییدی را بر پیش فرضیه های مراجعش گذاشته است. افراد مبتلا به پارانویا معمولا در درمان هایی مانند گروه خوب عمل نمی کنند و پیشرفت خوبی ندارند. با این حال در مواردی برای ارتقا روابط اجتماعی و بین فردی و کاهش شکاکیت آنها به استفاده از روش هایی مانند ایفای نقش می تواند مفید باشد. بسیاری از این افراد رفتار درمانی را هم که برای پرورش مهارت های اجتماعی به کار می رود، ممکن است مزاحم و مداخله گر فرض کنند و نتوانند آن را بر تابند.

لازم است بدانید که در مواقعی رفتار این بیماران به حدی خطرناک و تهدید کننده است که نیاز به مهار و کنترل آنها از جانب درمانگر است. گاهی لازم است تا درمانگر محدودیت هایی را برای او وضع کند. در شرایط تهمت زدن های هذیانی بیمار باید واقع بینانه و آرام و به شکل غیر تحقیرآمیز برخورد کرد. افراد مبتلا به پارانویا زمانی که ببینند فرد یا کسی که می خواهد به آنها کمک کند ضعیف و درمانده است، بسار وحشت زده می شوند و در نتیجه درمانگر یا افرادی که با آنها در کار یا منزل همراه هستند نباید کاری کنند که بیمار خیال کند او می خواهد روی رفتار او مسلط شود. مگر آنکه هر دو طرف بر سر آن به توافق رسیده باشند و قادر به انجام آن باشند.

سازگاری و حمایت

برای سازگاری لازم است تا براساس شدت اختلال و مشکلات سابقه ای فرد در زندگی، از طریق روان درمانی و دارو درمانی به همراه آموزش خانواده و اطرافیان نزدیک فرد عمل کرد.

اطلاعات بیشتر

هیچ گونه مطالعه دراز مدت و به اندازه کافی قوی در مورد اختلال شخصیت پارانوئید در برخی از افراد و مراجعان مبتلا به این بیماری، صورت نگرفته است. اختلال شخصیت پارانوئید در برخی از مراجعین و بیماران مادام العمر و در برخی دیگر می تواند مقدمه ای برای شروع یک اختلال دیگر یعنی اسکیزوفرنی باشد. برخی دیگر با پخته تر شدن روانشناختی و یا کاهش و از بین رفتن عوامل فشارزای روانی برای او، صفات بدگمانانه و سوء ظنانه خود را وارونه سازی می کنند و به این ترتیب به افرادی تبدیل می شوند که توجهی در خور و مناسب به اخلاقیات و نوع دوستی را از خود نشان می دهند. با این حال افراد مبتلا به اختلال  شخصیت پارانوئید در مجموع و معمولا تا آخر عمر در کار و زندگی در کنار دیگران با مشکلاتی دست و پنجه نرم خواهند کرد. مشکلات شغلی و زناشویی که در این بیماران جای خود دارد و در بسیاری موارد زندگی او را با داستان های زیادی مواجه خواهد کرد.

لازم است تا خوانندگان بدانند که اختلال شخصیت پارانوئید یا بدگمان از اختلال دیگری به نام اختلال هذیانی ( اختلال هذیانی از اختلالاتی است که در محتوای فکر رخ می دهد. در این حالت فرد افکار و هیجاناتی را تجربه می کند که ارتباطی با واقعیت ندارد و صرفا یک فکر غلط و خود ساخته از جانب فرد است. این مشکل در دو شکل محتوای فکر غریب و غیر عریب خود را نشان می دهد. مثلا امکان دارد فرد بگوید که توسط سیستم های امنیتی مختلفی تحت تعقیب است و این درحالی است که او اصلا فرد مهمی از این نظر نیست و صرفا این یک فکر در درون او است. در مواردی امکان دارد که فرد فکر کند او پیامبر است و برای هدایت مردم مبعوث شده است. در این حالات تشخیص اختلال هذیانی محتوای فکر گذاشه می شود) اغلب از این جهت قابل تشخیص  افتراق است که اساسا در اختلال شخصیت پارانوئید ما شاهد هذیان تثبیت شده که در این افراد وجود داشته باشد، نیستیم. در مواردی فرد دارای اسکیزوفرنی که ارتباطش را با واقعیت از دست داده است و دارای علائمی مانند توهم، هذیان، گفتار نامنظنم، رفتار نامنظم و هیجانات نامنظم است، دارای بد گمانی و پارانویا است. در این موارد اختلال شخصیت از اسکیزوفرنی پارانوئید قابل افتراق است چرا که در اختلالات شخصیت ما شاهد توهم و یا هذیان و یا اختلال در کفتار و شکل فکر نیستیم. از اختلال شخصیت دیگری به نام اختلال شخصیت مرزی نیز می توان این اختلال را تشخیص داد و آن به این گونه است که این افراد بر خلاف افراد با شخصیت مرزی به ندرت می توانند روابطی آشفته و بی نظم با دیگران برقرار کنند. در حالی که در افراد می توان انتظار این رفتار را داشت. سابقه دراز مدت رفتار ضد اجتماعی هم که در اختلال شخصیت ضد اجتماعی دیده می شود، در بیماران و افراد مبتلا به پارانویا دیده نمی شود. افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید نیز که افرادی منزوی و نجوش هستند، چون دارای افکار سوء ظنانه نمی باشند، در نتیجه از افراد پارانوئید قابل افتراق و تشخیص هستند.

پیشگیری

پیشگیری در این بیماری باتوجه به اینکه در شخصیت و عمق وجود فرد ریشه دارد، بسیار مشکل است. یکی از راه های جلوگیری از این بیماری شاید در سبک رفتاری والدین با آنها نهفته باشد. در بسیاری از موارد بتوان با دادن توضیحی واضح و صادقانه به کودکتان دلیل رفتارهایی که منباب میل او نیستند، افکار و احساسات صحیحی را به او منتقل کنید. در مواردی والدین می توانند از طریق رفتارهای خود و با الگو شدن برای آنها سوء نیت و سوء برداشت را در افکار کودکشان ریشه ندوانند. درنتیجه توصیه می شود تا والدین در این زمینه نکات لازم  و تخصصی را در نظر داشته باشند.

خلاصه

اختلال شخصیت پارانوئید یا بد گمانی یکی از اختلالات در حوزه شخصیت است که دارای علائم بد گمانی، شک و تردید و خصومت و خشم نسبت به افکار و رفتار دیگران است. این افراد در برداشت های خود از رفتار و صحبت های دیگران سوء برداشت می کنند و اساسا بر اساس این ظن و گمان ها با آنها رفتار می کنند. آنها تصور می کنند که دیگران برای منفعت و سود بردن از آنها با او یا دیگران ارتباط برقرار می کنند و به همین دلیل هم از رفتار آنها سوء برداشت می کنند و واکنش نشان می دهند. مشکلاتی که از این بد گمانی برای فرد به وجود می آید، باعث می شود تا خطرات جدی برای اطرافیان هم محتمل شود. به عنوان مثال در مواردی امکان دارد که فرد نسبت به همسر و یا شریک خود بد گمان شود و احساس کند که به او خیانت می کند و در همین رابطه هم دست به تلافی و رفتارهای تهدید آمیز یزند.

در رابطه با تشخیص این بیماری لازم است گفته شود که تخصص این کار فقط در حیطه متخصص روانپزشکی یاروانشناس است. علائم این اختلال می تواند در اختلالات دیگری مانند اسکیزوفرنی پارانوئید و یا شخصیت مرزی و ضداجتماعی هم دیده شود. با این حال این بر عهده و در حوزه تخصص روانپزشک یا روانشناس است که باید افتراق این اختلالات از هم و تشخیص بالینی درست بگذارد. در مواردی مشاهده می شود که افراد از طریق پرسشنامه ها و تست های قرار داده شده در فضای مجازی تشخیص اختلالی را برای خود می گذارند و این روند اساسا مبنای بالینی و علمی ندارد. با این حال دو نوع آزمون که می تواند در تشخیص این اختلال در کنار مصاحبه تشخیصی بسیار مفید و دقیق باشد، آزمون های MMPI و SWAP هستند که توسط کارشناسان انجام می شود. این آزمون ها نه تنها می توانند به مشکل پارانویا بلکه مشکلات دیگر شخصیتی را هم مشخص کنند و اختلالات همراه دیگر را نیز تعیین کنند.

مشکلات مختلفی را این حالت بد گمانی می تواند برای فرد به همراه داشته باشد. مختل شدن روابط بین فردی و اجاتماعی، بد گمانی نسبت به همسر و شریک زندگی، بد گمانی و روابط مختلف با والدین و خانواده فرد، بد گمانی نسبت به رفتارها و صحبت های افراد دیگر و واکنش منفی و خصمانه نشان دادن نسبت به آنها از موارد مهم در ارتباطات فرد هستند. با این حال در مواردی که دارای شدت بالایی از بد گمانی و شکاکیت نسبه دیگران است و مواردی مانند شایعه پراکنی یا شکاکیت به همسر وجود دارد، امکان دارد فرد مبتلا رو به جبران کند و تهدید و خطراتی را برای اطرافیان ایجاد کند. در نتیجه برای درمان این اختلال باید در سریع ترین زمان اقدام کرد.

درمان های دارو درمانی و روان درمانی موارد درمانی هستند که باید در درمان این افراد در نظر گرفت. با این حال روان درمانی درمان اصلی و انتخابی است که باید با دقت و حساسیت خاصی صورت پذیرد. لازم به ذکر هم هست که روان درمانی این افراد دارای زمانی طولانی و دراز مدت است و لازم است تا خانواده و فرد بیمار همکاری و صبر لازم را داشته باشند.

منابع

خلاصه روانپزشکی کاپلان. ترجمه فرزین رضاعی. انتشارات ارجمند

کلینیک مربوطه

آزمایشگاه روان سنجی و نقشه مغزی

این آزمایشگاه به عنوان نمایندۀ انحصاری مرکز HBimed سوئیس، مجهز به روزآمدترین دستگاه های ثبت (Mitsar, Neuroamp II) و نرم افزارهای تحلیل (Neuroguide, HBimed) است.

آزمایشگاه روان سنجی و نقشه مغزی

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کلینیک مصاحبه و تشخیص

کلینیک مصاحبه و تشخیص زیر مجموعه کلینیک روانشناسی آتیه است که نقطه ورود تمامی مراجعین جدید به کلینیک روانشناسی آتیه در مرحله اول محسوب می شود.

کلینیک مصاحبه و تشخیص

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کادر درمان

ویدئوها

دانستنی ها

بیماری الزایمر

درمان آلزایمر با TMS

TMS چیست؟ تحریک مغناطیسی مغز یا  TMS (Transcranial Magnetic Stimulation)، روشی غیرتهاجمی و بدون درد برای تحریک مغز با استفاده از میدان مغناطیسی است که