اختلال شخصیت اسکیزوئید

اختلال بیش فعالی

اختلال بیش فعالی

برای نمایش توضیحات هر بخش، کلیک کنید.

تعریف اختلال

تشخیص اختلال شخصیت اسکیزوئید در بیمارانی مطرح می شود که الگوی همیشگی زندگیشان انزوای اجتماعی بوده است. آنچه در آنها بسیار مشهود است، این است که در تعامل های انسانی ناراحت می شوند. این افراد درونگرا هستند و حالت عاطفیشان کند و محدود است. افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید را دیگران، افرادی نامتعارف، منزوی و تکرو می دانند. میزان شیوع اختلال شخصیت اسکیزوئید به درستی تعیین نشده است با این حال این امکان وجود دارد در ۷.۵ درصد از جمعیت عمومی وجود داشته باشد. نسبت جنسی این اختلال نا معلوم است. ولی در برخی مطالعات نسبت مرد به زن را در این اختلال ۲ به ۱ گزارش کرده اند. افراد مبتلا به این اختلال بیشتر جذب مشاغل انفرادی می شوند که مستلزم حداقل تماس با دیگران است. بسیاری از این افراد شب کاری را بر کار روز ترجیح می دهند. این روش به این خاطر است که دیگر مجبور نخواهند بود با افراد زیادی برخورد داشته باشند. بیماران مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید در ابتدای معاینه روانپزشکی ممکن است به نظر برسد از مساله ای ناراحت هستند. آنها به ندرت تماس چشمی را برقرار می کنند. مصاحبه‌گر بالینی در می یابد که این گونه بیماران دوست دارند که هر چه زودتر مصاحبه تمام شود. حالت عاطفی آنها محدود، سرد یا به نحو نابجایی جدی است. ولی بالینگر دقیق و با تجربه در پس این سردی و نجوشی، ترس بیمار را می تواند ببیند. شاد و شنگول بودن برای بیمار کار سختی است. او سعی می کند خود را به زور اهل شوخی و طنز نشان دهد اما این تلاش ها خام و نابجا به نظر می رسد. تکلم بیمار، هدفمند است و در هر شرایطیصحبت نمی کند. او بیشتر جواب هایی کوتاه به سوال ها می دهد و سعی می کند در صحبت کردن پیش دستی نکنند. این گونه بیماران گاه از نحوه کلام و سحبت خاصی پیروی می کنند که بیشتر ادبی است. مواردی مانند استعاره های عجیب و غریب به کار می برند. آنها ممکن است شیفته اشیای بی جان یا مفاهیم ماورای طبیعی باشند. در محتوای ذهنی آنها احساس صمیمیت ناموجهی نسبت به کسانی که خوب نمی شناسند یا مدت زیادی ندیده اند، ممکن است وجود داشته باشد. وضعیت هشیاری و شناخت این گونه بیماران سالم است. حافظه آنها خوب کار می کند. از ضرب المثل ها تفسیری انتزاعی ارائه می دهند. و در ارتباط برقرار کردن گویی زبان و حال و هوای ذهنی خود را دارند. اختلال شخصیت اسکیزوئید معمولا در کودکی شروع می شود و مثل همه اختلالات شخصیت دارای تداوم طولانی در زندگی فرد است. با این حال این الزاما به معنای آن نیست که مادام العمر است. معلوم نیست این اختلال در چه درصدی از بیماران تشدید و به اسکیزوفرنی تبدیل می شود.

علائم

افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید اشخاصی سرد و نجوش به نظر می رسند که خویشتن دار و گوشه گیر هستند و هیچ توجهی به اتفاقات روزمره و علایق سایر افراد نشان نمی دهند. آنها ظاهری آرام، منزوی و غیر معاشرتی دارند. سرشان در لاک خودشان است و به هیچ وجه نیاز یا اشتیاقی به داشتن پیوند های عاطفی و احساسی با دیگران از خود نشان نمی دهند. آنها به نسبت با دیگران از همه دیرتر به تغییرات اجتماعی در سطح رفتار، پوشش، سبک های ارتباطی و موارد مشابه واکنش نشان می دهند.
تاریخچه زندگی آنها نشان می دهد که آنها به کارهای اجتماعی و گروهی علاقه ای ندارند بلکه در انجام کارهای خود به صورت انفرادی نیز تک رو و نسبت به اظهار نظر خواستن از دیگران و یا توجه کردن به نظرات دیگران مقاومت دارند. آنها به امور انفرادی علاقه دارند و درمشاغل یک نفره و غیر رقابت طلبانه ای که برای دیگران غیر قابل تحمل است، با موفقیت به کار می پردازند. زندگی جنسی آنها نیز ممکن است منحصرا در خیال طی شود و ایجاد روابط جنسی پخته را هر بار به وقتی دیگر موول کنند. مردانی که به این اختلال مبتلا هستند، ممکن است هیچ وقت ازدواج نکنند چون نمی توانند با کسی صمیمی شوند. زن های مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید ممکن است منفعلانه به ازدواج با مردان پرخاشگر که خواهان چنین زن هایی هستند، تن دهند. افراد مبتلا به این اختلال شخصیت معولا هیچ وقت نمی توانند خشم خود را مستقیما ابراز کنند. با این حال می توانند در امور فارغ از روابط انسانی، مثل ریاضیات و نجوم، سرمایه احساسی و عاطفی قابل توجهی صرف کنند. همچنین ممکن است دلبستگی بسیاری به حیوانات و یا اشیا بی جان خاصی پیدا کنند. این افراد اغلب مجذوی مدهای غذایی و بهداشتی (مانند گیاه خواری و خام خواری)، نهضت های فلسفی و طرح های مربوط به بهبود وضعیت اجتماعی می شوند. مخصوصا طرح هایی که به هیچ وجه مستلزم دخالت و نقش فعال خود فرد مبتلا نباشد.
گرچه افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید به نظر می رسد که در لاک خود فرو رفته اند و روزها به افراط غرق در رویا می شوند، اما قابلیت شناخت واقعیت را به هیچ وجه از دست نداده اند. آنها ارتباط با واقعیت را برخلاف اختلالات روانپریشانه مثل اسکیزوفرنی از دست نداده اند و علامت مهمی که در آنها بیشتر از هر چیزی نمایان است، انفرادی زندگی کردن و ترس از نزدیک شدن به دیگران است. از آنجا که اعمال پرخاشگرانه جای چندانی در مجموعه واکنش های معمول آنها ندارد اگر با تهدید یا خطری روبرو شوند، اکثر اوقات یا غرق درخیالات همه توانی می شوند یا تسلیم می شوند و به رضا تن در می دهند. این گونه افراد اغلب سرد و تودار به نظر می رسند اما کاهی اندیشه هایی در واقع خلاقانه و ابتکاری هم از خود نشان می دهند که می توانند آنها را بچرورانند و در اختیار دیگران بگذرانند. راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی انجمن روانپزشکی آمریکا علائم زیر را به ورت مشخصی برای این اختلال ذکر کرده است:
• الگوی نافذ از بی علاقگی نسبت به روابط اجتماعی و دامنه محدود ابراز هیجانات در موقعیت های بین فردی که از اوایل بزرگسالی آغاز شده است و در زمینه های محتلف به چشم می خورد و با چهار مورد یا بیشتر از موارد زیر مشخص می گردد:
• از روابط نزدیک از جمله عضوی از یک خانواده بودن نه لذت می برند و نه تمایلی به آن دارند.
• تقریبا همواره فعالیت های انفرادی را انتخاب می کنند.
• تمایل چندانی به تجربه جنسی با شخص دیگری ندارد.
• از هیچ کاری لذت نمی برد یا فقط از فعالیت های بسیار معدودی لذت می برند.
• به جز بستگان درجه اول هیچ دوست صمیمی یا مورد اعتمادی ندارند.
• نسبت به تحسین یا انتقاد سایرین بی تفاوت هستند.
• دچار سردی عاطفی، بی علاقگی یا فقدان عاطفه هستند.
• منحصرا در سیر و طی کردن اختلالات دیگر روانشناختی مانند اسکیزوفرنی، اختلال دو قطبی یا اختلال افسردگی توام با با تظاهرات روان پریشی، اختلال روانپریشی دیگر، یا اختلال طیف اوتیسم رخ نداده است و قابل انتساب به اثرات فیزیولوژیکی یک بیماری طبی دیگر هم نیست.

دلایل

در رابطه با دلایل مختلفی که می توان برای این بیماری و افراد مبتلا به آن ذکر کرد باید در نظر دشات که علاوه بر بعد ژنتیک و فیزیولوژی روانی فرد، روابط والد فرزندی و دوران کودکی نیز نقش خاصی را دارند.

این افراد معمولا در اطرافیان درجه یک خود دارای خویشاوندانی با خصوصیات و ویژگی های مشابه و یا دیگر اختلالات شخصیت و روانشناختی هستند. به همین دلیل به نظر می رسد که ژنتیک در این اختلال نقش خاصی را بازی می کند.

نقش روابط کودکیفرد با والدینش و دیگر اعضای خانواده از اهمیت برخوردار است. افراد با شخصیت اسکیزوئید معمولا دارای  مراقبی غیر قابل دسترس و غیر پاسخگو به نیازهای کودک بوده اند. آنها در ارتباط برقرار کردن عاطفی با این مادر مایوس شده اند و ترجیح داده اند تا به دنیای درونی خود بخزند. این کار می توانسته است فرد را از تعامل آسیب شناسانه با مراقب محفوظ کند و او را فقط متکی به خود و دوری جو از دیگران بار بیاورد. این افراد با توجه به اینکه در کودکی و ساله ای اولیه زندگی چنین تجربه ای را داشته اند، اساسا مساله اعتماد کردن به دیگران را و دلبستگی به آنها را در سازمان روانی خود ندارند. آنها نمی توانند بپذیرند که در ادامه زندگی خود تجربه آسیب شناسانه دیگری را همانند تجربه رابطه با مراقب خود تجربه کنند و به همین دلیل هم به صورت دفاعی در مقابل نزدیکی دیگران و گرایش به آنها مقاومت دارند. چسبیدن به این حالت هم به گونه ای است که بسیار نامنعطف و نفوذناپذیر است. روانکاوان در این زمینه ذکر می کنند که لازم است تا به این جنبه اجتنابی از رفتار افراد اسکیزوئید و دوری گزینی آنها توجه ویژه داشت و در درمان آنها باید از نشان دادن تمایل زیاد به نزدیکی و فعال کردن دفاع های روانشناختی آنها پرهیز کرد. درمان مبتنی بر روابط گذشته فرد و فعلی او دارای اهمیت خاصی هستند.

عوامل خطرساز

در رابطه با عوامل خطرساز می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ژنتیک
  • روابط کودکی ناسالم
  • سبکدلبستگیاجتنابی
  • عدم در دسترس بودن والدین و به خصوص مادر یا مراقب
  • تجربه های بی اعتمادی متعدد در دوران کودکی و بزرگسالی

عوارض

این اختلال با توجه به مشکل جدی که در ارتباط فرد با دیگران برای او ایجاد می کند، عواقب و عوارض بسیاری دارد. اولین مورد گسستگی و انزوای فرد از دیگران است. همانطور که ماهیت انسان نشان می دهد، انسان موجودی اجتماعی است و دارای نیاز در جمع بودن و ارتباط است. با این حال زمانی که این افراد در معرض ارتباطات آسیب شناسانه قبلی قرار گرفته اند و به دلیل عدم توانایی در ارتباط درست، نمی توانند ارتباطی را با دیگران برقرار کنند خود به خود این نیازهای ارتباطی هم مورد غفلت واقع می شوند و با مشکلات روانشناختی دگری مانند اضطراب های فردی و افسردگی همراه است. این مشکلات نیز خود می توانند علائم اسکیزوئید را تشدید کنند.

در کنار این مسائل فرد امکان دارد که تا آخر عمر تمایلی به ازدواج نداشته باشد و صرفا زندگی انفرادی را انتخاب کند. آنها در محیط کاری و شغلی ارتباطی با کسی برقرار نمی کنند و همین مساله می تواند در برطرف کردن مشکلات شغلی و گیر و گورهای شغلی مشکل ایجاد کند. درنتیجه می توان انتظار از دست شغل و مشکلات اقتصادی را هم برای آنها انتظار داشت.

این افراد معمولا در حل مشکلاتشان به دلیل عدم شجاعت کافی و ناتوانی در ارتباط برقرار کردن، نمی توانند مشکلات و حق و حقوق خود را بگیرند و به همین دلیل معمولا هم مورد ظلم واقع می شوند. سازگاری های اجتماعی بسیار پایینی دارند و همین مساله استرس های روانی مختلفی را هم برایشان به همراه دارد.

در برخی موارد که فرد ازدواج می کند، سرانجامی مناسب را برای این رابطه نباید انتظار داشت. این مشکل مخصوصا زمانی بیشتر خود را نشان می دهد که شریک زندگی فرد مبتلا دارای ویژگی های ارتباطی جمع گرا و اجتماعی است. درنتیجه معمولا رابطه آنها به جدایی می کشد.

آمادگی برای اولین مراجعه

افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید در بسیاری از مواقع علاقه ای برای مراجعه به متخصص و مصاحبه گر بالینی ندارد. از آنجا که آنها در برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارند، نسبت به مراجعه به پزشک یا روانشناس مربوطه مقاومت می کنند. هر چند که می دانند که نیاز به مراجعه هست با این حال ترس از رابطه برقرار کردن حتی در حد یک معاینه برای آنها سخت است. اطرافیان اما باید نقش مهمی را در این رابطه برقرار کنند. آنها باید بتوانند در صحبت با فرد مبتلا متقاعدش کنند که برای یک ارزیابی اولیه اقدام کند. درنتیجه در بیشتر مواقع این اطرافیان هستند که نقش مهمی را در ارجاع این افراد به مراکز بهداشتی بازی می کنند. در کنار این مساله می توان جهت شروع درمان و با انجام این کار توسط یک درمانگر و پزشک باتجربه، به آنها کمک کرد.

آزمون ها و تشخیص

در کنار مصاحبه بالینی که اولین مرحله در ارزیابی و تشخیص اولیه است، انجام آزمون ها و ارزیابی های عینی می تواند کمک کننده باشد. این کار معمولا توسط ارزیاب برای ارزیابی دقیق تر و با جزئیات بیشتر صورت می گیرد. انجام تست ارزیابی شخصیت و بخصوص پرسشنامه MMPI بسیار رایج است. این پرسشنامه ملاک های دیگری را در رابطه با دیگر رگه های شخصیت ارائه می دهد و می توان در کنار مشکلات و الگوهای شخصیتی آسیبگونه، اختلال دیگرروانشناختی مانند اضطراب و افسردگی یا وسواس و دیگر مشکلات را تشخیص داد. در موارد دیگری به خصوص روانکاوان از آزمون SWAP برای ارزیابی شخصیت استفاده می کنند و از این طریق می توان راهنمایی را برای درمان طراحی کرد.

درمان

دو گروه درمان به صورت اصلی برای این افراد وجود دارد. اول روان درمانی است که بسیار لازم و ضروری است. این درمان می تواند بر اساس پیش فرض ها و اصول درمانی روش رواندرمانی خود رفتارها و الگوهای آسیب زای شخصیت فرد را مشخص و روی آن کار کند. دسته دوم دارو درمانی است که در موارد مقاومت شدید بیمار برای شروع درمان می تواند کمک خاصی به بهبودی در فرد و ادامه رواندرمانی کند.

درمان بیماران دچار اختلال شخصیت اسکیزوئید شبیه درمان افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید است. اما این دو از این نظر تفاوت دارند که تمایل و استعداد بیماران اسکیزوئید برای درون نگری با نتظارات درمانگر همخوانی دارد و این ها هر چند که ممکن است با درمانگر و دکتر خود رابطه صمیمی را برقرار نکنند، با این حال مشارکت فعالانه ای را در رواندرمانی دارند. با جلو رفتن روند درمان و در همان حال که بیمار شروع به اعتماد به درمانگر می کند، با دلشوره و هیجان، ترس افراطی خود را از اینکه به شکل غیرقابل کنترلی وابسته شود و حتی به تدریج با درمانگر یکی شود و نیز خیالات و دوستان خیالی فراوان خود را، برملا می کند.

یکی از درمان هایی که معمولا برای بهبود عملکرد در این بیماران می توان بکار گرفت گروه درمانی است. درمان در گروه و یا جمع می تواند بیشتر روی ارزیابی و مدیریت رفتار سازگارانه و ارتباطی فرد تاثیر بگذارد. با این حال وقتی که آنها وارد این درمان می شوند ساکت می مانند و مدت زمانی طول می کشد تا بالاخره بتوانند شروع به همجوشی با گروه و ارتباط برقرار ردن با هم گروهی هایشان شوند. در این درمان، گاهی ممکن است دیر اعضای گروه به فرد اسکیزوئید برای این همه ساکت بودن و مشارکت نکردن حمله کنند. در برابر حملات پرخاشگرانه سایر اعضای گروه به این بیماران باید از بیمار دفاع کرد. با این حال با جلو رفتن روند درمان و ارتباط بهتر اعضای گروه می توانند برای بیمار اهمیت پیدا کند و او که در جاهای دیگر انزوا و ناهمجوشی با دیگران را انتخاب می کند، ممکن است که تنها تماس خود را با این کروه براقرار و حفظ کند.

در زمینه دارو درمانی می توان داروهای مختلفی را برای مخصوصا پوشش دادن مشکلات همراه اختلال شخصیت اسکیزوئید در فرد تجویز کرد. درمان با مقادیر کمی دارو های ضد روانپریشی، ضد افسردگی و محرک های روانی در برخی از بیماران اسکیزوئید موثر واقع شده است. داورهایی که روی ماده شیمیایی عصبی به نام سروتونین اثر گذار هستند، امکان دارد که از حساسیت فرد مبتلا به طرد شدن کم کند. داروهای دیگری به نام بنزودیازپین ها امکان دارد که به کاهش اضطراب در فرد اسکیزوئید کمک کنند.

در ساله ای اخیر درمان های دیگری مانند کاهش اضطراب و استرس با روش های مراقبه و بهشیارانه طراحی شده است و اثربخشی آن در اختلالات مختلف افسردگی، اضطرابی و وسواس نشان داده شده است. این درمان ها نیز می توانند در تمرکز بر عواطف و مشکلات نابهنجار درونی تمرکز کنند و در شناخت بیشتر فرد از هیجاناتش کمک کننده باشند. در موارد دیگری تکنیک های مختلف و تمرین های ارتباطی وجود دارند که معمولا در درمان های رفتارگرایانه و متمرکز بر شناخت و محتوای ذهن فرد مبتلا کار می کنند. این تمرین ها هم براساس رویکرد درمانی روانشناختی می توانند اثربخشی های خاص خود را داشته باشند.

روش های دیگری که می توانند در کاهش و یا عدم مصرف دارو برای این بیماران و پرهیز از عوارض جامبی دارویی کمک کننده باشند، روش های تحریک مغزی و یا نوروفیدبک و بایوفیدبک است. در یکی از این روش ها که TMS نامیده می شود،می توان برای کاهش علائم اضطراب و افسردگی و در مواردی وسواس از آن کمک گرفت و از مصرف دارو پرهیز کرد. tDCS نیز روش دیگری است که از تحریک الکتریکی استفاده می کند و در درمان و کاهش علائم مشکلات روانشناختی مثمر ثمر بده است. در روش نورورفیدبک و بایو فیدبک نیز می توان بر عملکرد سیستم عصبی مغزی و همچنین اعصاب محیطی بدن تمرکز کرد و در کاهش مشکلات به خصوص در بایوفیدبک مشکلات اضطراب را کاهش داد

سازگاری و حمایت

یکی از بهترین مواردی که می توان برای سازگاری بهتر این افراد در مسائل ارتباطی ایجاد کرد، این است تا همراه و دوستی داشته باشند تا در این ارتباط مهارت های اجتمعیشان و اعتماد به برقراری ارتباط را ارتقا دهند. به همین دلیل است که گروه درمانی بسیار توصیه می شود. با این حال همکاری و درک متقابل خانواده و اطرافیان فرد بسیار مهم است. در بسیاری از موارد این افراد بسیار نجوش هستند و در محیط های کلاسی، دوستی و کاری اساسا تمایلی به برقراری ارتباط بادیگران را ندارند و یا صرفا با یک نفر ارتباط برقرار می کنند. به همین دلیل است که آستانه تحمل اطرافیان در میزان حضور اضطراب و افسردگی و دیگر مشکلات روانشناختی فرد اثرگذار است.

اطلاعات بیشتر

یکی از مششکلات تشخیص و وجود این اختلال، وجه اشتراک آن با دیگر اختلالات شخصیتی و بیماری های روانی است. به همین دلیل این موضوع اهمیت خاصی دارد.. وجه افتراق اختلال شخصیت اسکیزوئید از اسکیزوفرنی، اختلال هذیانی و اختلال خلقی همراه با خصائص روان پریشانه اسن است که در اختلالات مزبور برخلاف اختلال شخصیت اسکیزوئید علائم روانپریشانه مثبت نظیر توهم و هذیان دیده می شود. بیماران مبتلا به اختلال شخصیت پارانویا یا بدگمانی علی رغم این که در بسیاری از صفات با مبتلایان به اختلال شخصیت اسکیزوئید اشتراک دارند، ولی دارای روابط اجتماعی بهتری هستند، سابقه پرخاشگریکلامی دارند  و بیشتر ممکن است احساسات خود را به دیگران نسبت بدهند. بیماران با مشخصان اختلال شخصیت وسواسی- اجباری (حساس به نظم و ترتیب و سر وقت بودن هر چیزی و به صورت تمام و کمال) و همچنین بیماران با اختلال شخصیت دوری گزین و اجتنابی (افرادی که از برقراری ارتباط فرار می کنند) گر چه از نظر محدود بودن حالت هیجانی کاملا شبیه بیماران مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید هستند، اما تنهایی برای آنها ملا آور است، از نظر رابطه با والدینو مراقب دارای رابطه غنی تری هستند و به اندازه شخصیت های اسکیزوئید دچار درخودماندگی و عزلت لذت بخش آن نمی شوند. تفاوت اصلی بیماران مبتلا به شخصیت اسکیزوتایپال با بیماران مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید از لحاظ تعریف و نظری در این است که افراد بیمار اسکیزوتایپی از لحاظ عجیب و غریب بودن فکر، احساس، ادراک و روابط اجتماعی شباهت زیادی را به بیمارن با اختلال اسکیزوفرنی دارند. بیمارنمبتلابهاختلالشخصیتاجتنابینیزهرچندکهافرادیمنزویو

گوشه نشین هستند، با این حال عمیقا دلشان می خواهد در فعالیت های اجتماعی شرکت کنند، حال آنکه اینمشخصه در بیماران اسکیزوئید به هیچ وجه وجود ندارد. تفاوت اختلال شخصیت اسکیزوئید از اختلال اوتیسم و آسپرگر نیز حائز اهمیت است. چرا که هر دوی این گروه از ارتباط برقرار کردن و با دیگران بودن پرهیز دارند. تفاوت این دو گروه در این است که در دو اختلال اوتیسم و آسپرگر شدت تخریب ارتباطات اجتماعی و رفتارها و علائق قالبی بیشتر است.

پیشگیری

شاید بهترین راه پیشگیری از این اختلال توجه به روابط اولیه دوران کودکی و رابطه مراقب با کودک است. این اختلال در اصل ترس از ارتباط و بی اعتمادی است. مساله ای که در سال های اولیه زندگی و تعامل با مراقب که معمولا مادر و پدر هستند، صورت می گیرد. به همین دلیل نیز لازم است تا با داشتن و امکن یک رابطه درست از این بیماری جلوگیری کرد. سبک های فرزندپروری والدین می توانند با وجود حضور ژن این بیماری در فرزند، باز هم اثرات مثبتی را به همراه داشته باشند. گسترش تعاملات افراد در دوره های مختلف زندگی با افراد همسال و غیرهمسال و همچنین تعاملات مناسب با خواهر و برادر ها از جمله موارد حائز اهمیت هستند.

خلاصه

اختلال شخصیت اسکیزوئید یکی از اختلالات محور دوم راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی انجمن روانپزشکی آمریکا است که با مشکل جدی در ارتباط برقرار کردن می باشد. این افراد دارای ترس از ارتباط هستند و هر چند به ارتباط برقرار کردن علاقه مند هستند، با این حال از نزدیک شدن و اعتماد به دیگران ترس دارند.

از جمله عللی که برای این اختلال ذکر کرده اند ژنتیک و روابط اولیه دوران کودکی نامناسب است. والدین این کودکان در دسترس نبوده اند و معمولا به نیازهای کودک توجهی نشان نداده اند. این مساله بخصوص در رابطه مراقب کودک و مادر صادق است. به همین توصیه می شود تا جهت پیشگیری از این مساله، سبک های فرزندپروری درست به والدین آموزش داده شود و از ارتباطات بین فردی آنها به شکل درست حمایت شود.

آزمون های MMPI و SWAP از جمله ارزیابی های پرسشنامه ای و مصاحبه ای هستند که می توانند در تشخیص بیماری و دیگر اختلالات همراه در فرد مبتلا کمک کننده هستند. لازم به ذکر است که این اختلال می تواند با اختلالات دیگری مانند شخصیت پارانوئید، اسکیزوتایپال، اسکیزوفرنی، مشکلات اضطراب و افسردگی، اوتیسم و طیف اوتیسم و شخصیت اجتنابی اشتباه گرفته شود که به همین دلیل نیز ارزیابی آن باید توسط بالینگر مجرب انجام شود.

درمان های رواندرمانی و دارو درمانی از جمله روش های ایجاد بهبودی در این افراد است که لازم است با دقت و احتیاط با این افراد انجام  شود. روان درمانی از روش های درمانی اصلی است که بر ادراک فرد از روابط و کیفیت روابط تمرکز می کند. با این حال در مواقع دیگر از دارو درمانی و یا روش های مانند TMS، تحریک الکتریکی مغزی و بایوفیدبک جهت پوشش مشکلات همراه می توان استفاده کرد.

منابع

خلاصه روانپزشکی کاپلان. ترجمه فرزین رضاعی. انتشارات ارجمند.

تشخیص روان تحلیلی. ترجمه غلامرضا جوادزاده. انتشارات ارجمند

کلینیک مربوطه

کلینیک تشخیص

یک متن توضیح درباره کلینیک میشه اینجا نوشت

کلینیک تشخیص

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کلینیک تشخیص

یک متن توضیح درباره کلینیک میشه اینجا نوشت

کلینیک تشخیص

برای مشاهده توضیحات کلینیک کلیک کنید
ورود به صفحه کلینیک

کادر درمان

ویدئوها

نمونه های موفق