وابستگی کودک به مادر تا حدی بخشی طبیعی از رشد عاطفی اوست؛ بهخصوص در سالهای نخست زندگی که مادر برای کودک منبع اصلی امنیت، آرامش و حمایت محسوب میشود. اما زمانی که کودک برای انجام فعالیتهای روزمره، بازی، خوابیدن، ماندن در مهد یا حتی جدا شدن برای مدت کوتاه، به حضور مادر وابسته باشد، این وابستگی میتواند به مرور برای کودک و خانواده چالشبرانگیز شود.
وابستگی شدید معمولاً یکشبه ایجاد نمیشود و میتواند تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند اضطراب جدایی، تجربههای استرسزا، تغییرات خانوادگی، سبک فرزندپروری، کمبود احساس امنیت یا ویژگیهای فردی کودک شکل بگیرد. گاهی نیز والدین از روی محبت و نگرانی، ناخواسته فرصت تجربه استقلال را از کودک میگیرند.
خبر خوب این است که استقلال عاطفی و رفتاری مهارتی قابل یادگیری است. با شناخت علت وابستگی و استفاده از روشهای درست در خانه و در صورت نیاز کمک گرفتن از متخصص، میتوان به کودک کمک کرد احساس امنیت بیشتری داشته باشد، جدایی را راحتتر تحمل کند و قدمبهقدم مستقلتر شود.
در این مقاله بررسی میکنیم چرا بعضی کودکان وابستگی بیشتری به مادر دارند، چه نشانههایی نیاز به توجه جدیتری دارند و والدین چگونه میتوانند بدون ایجاد ترس یا فشار، مسیر استقلال کودک را هموار کنند.
وابستگی کودک به مادر چیست و آیا طبیعی است؟
وابستگی کودک به مادر به این معناست که کودک برای احساس امنیت، آرام شدن، بازی کردن یا انجام بعضی فعالیتهای روزمره، حضور مادر را بیشتر از حد معمول نیاز دارد. این وابستگی در سالهای ابتدایی زندگی تا حد زیادی طبیعی است؛ چون کودک هنوز در حال شکل دادن به احساس امنیت، اعتماد و استقلال عاطفی خود است و مادر معمولاً یکی از مهمترین منابع آرامش او محسوب میشود.
با رشد کودک، انتظار میرود بهتدریج بتواند برای مدت کوتاهی از مادر فاصله بگیرد، با افراد دیگر ارتباط برقرار کند، بهتنهایی بازی کند و بعضی کارهای شخصی را بدون کمک مستقیم مادر انجام دهد. بنابراین، اصل وابستگی در کودکی نگرانکننده نیست؛ میزان و شدت آن اهمیت دارد.
وابستگی زمانی میتواند نیاز به توجه بیشتری داشته باشد که متناسب با سن کودک نباشد یا در زندگی روزمره او اختلال ایجاد کند؛ برای مثال:
- کودک حتی برای چند دقیقه نمیتواند از مادر جدا شود.
- هنگام جدا شدن واکنشهای شدید مانند گریه طولانی، ترس یا وحشت نشان میدهد.
- بدون حضور مادر نمیتواند بخوابد، بازی کند یا در مهد و مدرسه بماند.
- برای انجام کارهایی که متناسب با سنش است، دائماً به مادر نیاز دارد.
- از ارتباط با سایر کودکان یا بزرگسالان اجتناب میکند.
- ترس از دور شدن مادر باعث محدود شدن فعالیتهای خانوادگی و اجتماعی میشود.
در چنین شرایطی بهتر است بهجای مجبور کردن کودک به مستقل شدن یا قطع ناگهانی حمایت عاطفی، علت وابستگی بررسی شود. گاهی این رفتار بخشی از یک مرحله طبیعی رشد است و با افزایش تجربه و احساس امنیت کاهش پیدا میکند؛ اما در برخی کودکان ممکن است با اضطراب جدایی، تغییرات محیطی، تجربههای استرسزا یا مشکلات تنظیم هیجان ارتباط داشته باشد.
علت وابستگی کودک به مادر چیست؟
وابستگی کودک به مادر معمولاً یک علت واحد ندارد و میتواند حاصل ترکیبی از ویژگیهای رشدی، شرایط محیطی و تجربههای عاطفی کودک باشد. در سالهای اول زندگی، مادر مهمترین منبع امنیت کودک است؛ بنابراین طبیعی است که کودک در زمان ترس، خستگی یا قرار گرفتن در موقعیتهای جدید، بیشتر به او پناه ببرد. اما اگر این وابستگی شدید یا طولانیمدت باشد، باید عوامل زمینهای آن را بررسی کرد.
مهمترین عواملی که میتوانند وابستگی کودک به مادر را بیشتر کنند عبارتاند از:
- اضطراب جدایی: بعضی کودکان هنگام دور شدن از مادر اضطراب زیادی تجربه میکنند و برای کاهش این اضطراب، دائماً به حضور او نیاز دارند.
- تجربههای استرسزا: تغییر خانه یا مدرسه، تولد فرزند جدید، بیماری، جدایی والدین یا تجربه یک اتفاق ترسناک میتواند احساس امنیت کودک را تحت تأثیر قرار دهد.
- سبک فرزندپروری: حمایت بیش از اندازه، انجام کارهای کودک بهجای او یا نگرانی دائمی والدین ممکن است فرصت تجربه استقلال را کمتر کند.
- ویژگیهای شخصیتی کودک: بعضی کودکان ذاتاً محتاطتر، حساستر یا دیرتر با محیط و افراد جدید سازگار میشوند و در موقعیتهای ناآشنا بیشتر به مادر تکیه میکنند.
- کمبود فرصت برای استقلال: اگر کودک کمتر فرصت داشته باشد متناسب با سنش انتخاب کند، بازی مستقل داشته باشد یا کارهای شخصیاش را انجام دهد، ممکن است وابستگی رفتاری او بیشتر شود.
- تغییرات ناگهانی در زندگی: شروع مهدکودک، ورود به مدرسه، تغییر مراقب یا حتی تغییر قابلتوجه در برنامه روزانه میتواند موقتاً وابستگی کودک را افزایش دهد.
- مشکلات تنظیم هیجان: کودکی که در مدیریت ترس، خشم یا نگرانی مشکل دارد، ممکن است برای آرام شدن بیش از حد به مادر متکی شود.
وابستگی کودک به مادر در چه سنی طبیعی است؟
وابستگی به مادر در سالهای ابتدایی زندگی بخش طبیعی رشد عاطفی کودک است. نوزاد از همان ماههای اول برای تغذیه، آرامش و احساس امنیت به مراقب اصلی خود وابسته است و با شکلگیری دلبستگی، ممکن است نسبت به دور شدن مادر واکنش نشان دهد. این رفتار از حدود ۶ ماهگی بیشتر دیده میشود و اضطراب جدایی میتواند در حدود ۱۰ تا ۱۸ ماهگی پررنگتر شود.
با افزایش سن، کودک بهتدریج یاد میگیرد که حتی وقتی مادر در کنارش نیست، همچنان امنیت دارد و مادر دوباره برمیگردد. به همین دلیل انتظار میرود وابستگی شدید به مرور کمتر شود و کودک بتواند مدت بیشتری مستقل بازی کند، با افراد آشنا بماند و فعالیتهای متناسب با سنش را بدون حضور دائمی مادر انجام دهد.
البته شدت وابستگی در همه کودکان یکسان نیست. ممکن است یک کودک در موقعیتهای جدید همچنان به مادر بیشتر بچسبد، در حالی که کودک دیگری خیلی زودتر مستقل شود. مهمتر از یک سن مشخص، شدت رفتار، روند رشد کودک و میزان تأثیر آن بر زندگی روزمره است.
اگر کودک در سنین بالاتر همچنان جدایی کوتاهمدت را بسیار سخت تحمل میکند، از رفتن به مهد یا مدرسه امتناع دارد، بدون مادر نمیتواند فعالیتهای معمول خود را انجام دهد یا هنگام جدایی واکنشهای شدید و مداوم نشان میدهد، بهتر است وضعیت او توسط روانشناس کودک یا متخصص رشد بررسی شود. این بررسی کمک میکند مشخص شود رفتار کودک بخشی از تفاوتهای طبیعی رشد است یا با اضطراب جدایی و سایر عوامل هیجانی مرتبط است.
نشانههای وابستگی بیش از حد کودک به مادر چیست؟
وابستگی شدید همیشه فقط با «چسبیدن به مادر» مشخص نمیشود. گاهی کودک در ظاهر آرام است، اما برای انجام فعالیتهای روزمره، ارتباط با دیگران یا مدیریت احساساتش دائماً به حضور مادر نیاز دارد. مهم است که این رفتارها را متناسب با سن کودک و میزان اختلالی که در زندگی او ایجاد میکنند بررسی کنیم.
نشانههای عاطفی و رفتاری
- اصرار شدید به اینکه مادر همیشه در کنار او باشد
- گریه، جیغ یا بیقراری شدید هنگام جدا شدن از مادر
- ترس زیاد از تنها ماندن، حتی برای مدت کوتاه
- نگرانی مداوم درباره اینکه برای مادر اتفاقی بیفتد
- دنبال کردن مادر در خانه و ناتوانی در ماندن در اتاق دیگر
- آرام نشدن کودک با پدر، مادربزرگ، مربی یا مراقب دیگر
- نیاز مداوم به در آغوش گرفتن یا تماس فیزیکی با مادر
- نشان دادن اضطراب شدید در محیطهای جدید یا در حضور افراد ناآشنا
- وابستگی شدید هنگام خواب و ناتوانی در خوابیدن بدون مادر
نشانههای مربوط به استقلال
- ناتوانی در بازی کردن بهتنهایی متناسب با سن
- درخواست کمک مادر برای کارهایی که خودش از انجام آنها برمیآید
- ناتوانی در انتخابهای ساده بدون تأیید مادر
- انتظار اینکه مادر دائماً کارهای شخصی او را انجام دهد
- ترس از امتحان کردن فعالیتهای جدید بدون حضور مادر
- کنار کشیدن از فعالیتها به دلیل نبودن مادر
- وابستگی شدید برای انجام تکالیف، بازی یا فعالیتهای آموزشی
- دشواری در تصمیمگیریهای ساده و روزمره بدون مادر
نشانههای اجتماعی
- ناتوانی در ماندن در مهدکودک یا مدرسه بدون مادر
- امتناع شدید از شرکت در مهمانی یا فعالیتهای اجتماعی بدون مادر
- دشواری در ماندن نزد اقوام یا مراقب آشنا
- اجتناب از بازی با کودکان دیگر در صورت نبودن مادر
- استفاده مداوم از مادر به عنوان واسطه برای صحبت کردن با دیگران
- ترس یا اضطراب قابلتوجه در موقعیتهای اجتماعی جدید
نشانههای جسمی و اضطرابی
گاهی اضطراب جدایی خودش را به شکل جسمی نشان میدهد، نه فقط گریه و چسبیدن:
- دلدرد یا تهوع هنگام جدا شدن از مادر
- سردرد یا احساس ناخوشی در زمان جدایی
- اختلال خواب یا کابوسهای مکرر
- بیقراری شدید و افزایش تحریکپذیری
- تغییر محسوس در اشتها در موقعیتهای جدایی
- شکایتهای جسمی تکرارشونده بدون علت پزشکی مشخص، بهخصوص قبل از مهد یا مدرسه
چرا کودک از جدا شدن از مادر میترسد؟
ترس از جدا شدن از مادر در بسیاری از کودکان، بخشی از روند طبیعی رشد دلبستگی است. کودک در سالهای ابتدایی زندگی، مادر را یکی از مهمترین منابع امنیت خود میداند؛ بنابراین وقتی مادر از او دور میشود، ممکن است احساس کند منبع آرامش و حمایت خود را از دست داده است. با رشد مغز و افزایش درک کودک از زمان، محیط و روابط، معمولاً یاد میگیرد که دور شدن مادر به معنی از دست دادن او نیست و مادر دوباره برمیگردد.

اما شدت این ترس میتواند تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار بگیرد:
- سن و مرحله رشد: اضطراب جدایی در دورههایی از رشد طبیعیتر و شایعتر است.
- خلقوخو و حساسیت کودک: کودکان محتاط یا حساس ممکن است در موقعیتهای جدید واکنش شدیدتری نشان دهند.
- تجربههای استرسزا: بیماری، تغییر خانه یا مهد، جدایی والدین، تولد خواهر یا برادر و اتفاقات ناخوشایند میتوانند احساس امنیت کودک را موقتاً کاهش دهند.
- تغییر ناگهانی مراقب: سپردن کودک به فرد جدید یا شروع مهدکودک بدون آمادهسازی تدریجی میتواند جدایی را دشوارتر کند.
- ترس و نگرانی والدین: کودک از حالات چهره، لحن و رفتار والدین پیامهای زیادی دریافت میکند. نگرانی شدید هنگام خداحافظی ممکن است ناخواسته اضطراب کودک را بیشتر کند.
- تجربه کمِ جداییهای کوتاه: کودکی که فرصت کمی برای تجربه جداییهای امن و کوتاه داشته، ممکن است هنوز یاد نگرفته باشد که میتواند بدون حضور مادر هم احساس امنیت کند.
- مشکلات اضطرابی: در بعضی کودکان، ترس از جدایی شدید و پایدار است و میتواند با اضطراب جدایی مرتبط باشد.
نکته مهم این است که گریه کردن هنگام جدا شدن بهتنهایی به معنی وجود مشکل نیست. باید سن کودک، شدت واکنش، مدت ادامه آن و تأثیری که بر مهد، مدرسه، خواب و زندگی روزمره دارد در نظر گرفته شود.
وابستگی شدید کودک به مادر چه تأثیری بر رشد و استقلال او دارد؟
رابطه امن و عاطفی با مادر برای رشد کودک ضروری است؛ بنابراین هدف، از بین بردن وابستگی کودک نیست. مسئله زمانی اهمیت پیدا میکند که وابستگی بیش از حد، فرصت تجربه کردن، تصمیم گرفتن و حل کردن مسائل را از کودک بگیرد. کودک برای رشد سالم نیاز دارد بهتدریج از «مادر کنار من است» به «حتی وقتی مادر کنارم نیست، از پس بعضی کارها برمیآیم» برسد.
اگر وابستگی شدید ادامهدار باشد، ممکن است در بخشهای مختلف رشد کودک اثر بگذارد:
- کاهش استقلال: کودک برای کارهای متناسب با سن خود دائماً منتظر کمک مادر میماند.
- کاهش اعتمادبهنفس: وقتی کودک کمتر فرصت تجربه موفقیت مستقل را پیدا میکند، ممکن است تواناییهای خودش را دستکم بگیرد.
- ترس از تجربههای جدید: حضور نداشتن مادر میتواند باعث شود کودک از مهد، مدرسه، کلاسهای جدید یا فعالیتهای گروهی دوری کند.
- ضعف در تصمیمگیری: وابستگی زیاد ممکن است فرصت انتخاب کردن و پذیرفتن پیامد انتخابهای ساده را کاهش دهد.
- مشکل در حل مسئله: اگر مادر همیشه سریع وارد عمل شود، کودک فرصت کمتری برای پیدا کردن راهحل بهتنهایی خواهد داشت.
- دشواری در روابط اجتماعی: کودک ممکن است برای برقراری ارتباط، بازی یا تعامل با دیگران بیش از حد به حضور مادر متکی باشد.
- افزایش اضطراب هنگام جدایی: هرچه کودک کمتر جداییهای کوتاه و امن را تجربه کند، ممکن است جدا شدن در موقعیتهای جدید برایش دشوارتر شود.
- مشکل در سازگاری با مهد و مدرسه: وابستگی شدید میتواند شروع مهدکودک یا مدرسه و حضور مستقل در محیط آموزشی را سختتر کند.
- کاهش تحمل ناکامی: اگر مادر همیشه برای جلوگیری از ناراحتی کودک مداخله کند، کودک فرصت کمتری برای یادگیری مدیریت شکست، انتظار و ناکامی پیدا میکند.
- وابستگی در انجام فعالیتهای روزمره: کارهایی مانند لباس پوشیدن، جمع کردن وسایل، غذا خوردن یا آماده شدن برای مدرسه ممکن است بیش از حد به کمک مادر وابسته بماند.
البته این پیامدها به این معنی نیست که هر کودک وابسته حتماً در آینده با مشکل مواجه میشود. رشد استقلال یک فرایند تدریجی است و با فراهم کردن فرصتهای مناسب برای انتخاب، تجربه، اشتباه کردن و موفق شدن میتوان آن را تقویت کرد.
چگونه وابستگی کودک به مادر را کاهش دهیم؟
کاهش وابستگی کودک به مادر به معنی کم کردن محبت یا ایجاد فاصله عاطفی نیست. کودک زمانی راحتتر مستقل میشود که ابتدا احساس امنیت کند و بعد، قدمبهقدم فرصت تجربه کردن را به دست بیاورد. بهتر است این مسیر تدریجی باشد و کودک ناگهان با جدایی طولانی یا مسئولیتهایی بیشتر از توانش مواجه نشود.

چند راهکار کاربردی برای تقویت استقلال کودک
- جداییهای کوتاه را تمرین کنید.
از زمانهای کوتاه شروع کنید؛ مثلاً کودک چند دقیقه با پدر، مادربزرگ یا مراقب آشنا بماند. وقتی این تجربهها برایش قابل پیشبینی و امن شوند، میتوان مدت جدایی را بهتدریج بیشتر کرد. - خداحافظی را طولانی و اضطرابآلود نکنید.
خداحافظیهای طولانی، گریه کردن والد یا برگشتن مکرر ممکن است اضطراب کودک را بیشتر کند. با آرامش و اطمینان خداحافظی کنید و به وعدهای که درباره زمان برگشت دادهاید عمل کنید. - کارهای متناسب با سنش را به خودش بسپارید.
اجازه دهید کودک لباس سادهاش را خودش بپوشد، وسایلش را جمع کند، برای بعضی فعالیتها انتخاب کند و کارهای شخصی متناسب با سنش را انجام دهد؛ حتی اگر کمی کندتر یا ناقصتر انجامشان دهد. - بهجای انجام دادن، راهنمایی کنید.
وقتی کودک برای کاری که از عهدهاش برمیآید کمک میخواهد، فوراً کار را بهجای او انجام ندهید. میتوانید بگویید: «اول خودت امتحان کن، اگر سخت بود من کمکت میکنم.» - زمان بازی مستقل ایجاد کنید.
هر روز زمانی را برای بازی کودک بدون حضور مستقیم مادر در نظر بگیرید. در ابتدا میتوانید نزدیک او باشید و بهتدریج فاصله را بیشتر کنید. - احساس کودک را تأیید کنید، اما ترس را تقویت نکنید.
بهجای گفتن «نترس، چیزی نیست»، بهتر است بگویید: «میدونم دلت میخواد پیش من بمونی، ولی میتونی چند دقیقه با مربیت بازی کنی و من برمیگردم.» این کار به کودک کمک میکند احساسش را بشناسد و همزمان تجربه کند که میتواند از پس آن بربیاید. - استقلال را تشویق کنید، نه فقط نتیجه را.
وقتی کودک کاری را خودش انجام میدهد، تلاش او را ببینید: «دیدی خودت تونستی لباسهات رو آماده کنی؟» این نوع بازخورد میتواند احساس توانمندی کودک را تقویت کند. - از تهدید و اجبار استفاده نکنید.
جملاتی مانند «دیگه بزرگ شدی، نباید بچسبی به من» یا «اگه گریه کنی میرم» ممکن است احساس ناامنی کودک را بیشتر کند. استقلال با احساس امنیت بهتر شکل میگیرد، نه با ترساندن کودک. - رابطه کودک با افراد امن دیگر را تقویت کنید.
بازی با پدر، پدربزرگ و مادربزرگ، مربی یا سایر مراقبان قابل اعتماد میتواند به کودک نشان دهد که برای دریافت محبت و حمایت فقط به یک نفر وابسته نیست.
اگر با وجود اجرای این روشها، کودک همچنان جدایی را بسیار سخت تحمل میکند، از مهد یا مدرسه اجتناب میکند یا وابستگی او خواب، روابط اجتماعی و فعالیتهای روزمره را مختل کرده است، بهتر است علت این وابستگی توسط متخصص کودک بررسی شود. در این شرایط، بازیدرمانی و رواندرمانی کودک و در صورت نیاز سایر مداخلات تخصصی میتوانند در تقویت تنظیم هیجان، احساس امنیت و استقلال کودک نقش داشته باشند.
چه زمانی وابستگی کودک به مادر نیاز به مراجعه به روانشناس دارد؟
وابستگی به مادر در بخشهایی از دوران کودکی طبیعی است؛ اما اگر این وابستگی شدید، طولانیمدت و متناسب با سن کودک نباشد یا زندگی روزمره او را مختل کند، بهتر است با روانشناس کودک مشورت شود. هدف از مراجعه، برچسب زدن به کودک نیست؛ بلکه پیدا کردن علت این وابستگی و کمک به او برای رسیدن به احساس امنیت و استقلال بیشتر است.
موارد زیر میتوانند نشانهای باشند که بهتر است وابستگی کودک جدیتر بررسی شود:
- کودک با وجود افزایش سن، همچنان نمیتواند برای مدت کوتاهی از مادر جدا شود.
- هنگام جدایی واکنش بسیار شدید و طولانی مانند گریه، وحشت، بیقراری یا عصبانیت نشان میدهد.
- به دلیل ترس از جدایی، از رفتن به مهدکودک، مدرسه یا کلاسهای آموزشی خودداری میکند.
- بدون حضور مادر نمیتواند بخوابد یا مرتب برای اطمینان از حضور او بیدار میشود.
- کودک دائماً نگران است که مادر بیمار شود، آسیب ببیند یا دیگر برنگردد.
- برای ماندن نزد پدر، مادربزرگ، مربی یا مراقب آشنا نیز اضطراب شدیدی دارد.
- وابستگی باعث شده کودک از بازی با همسالان یا فعالیتهای اجتماعی دوری کند.
- کودک برای انجام کارهایی که متناسب با سنش است، دائماً به مادر نیاز دارد.
- هنگام جدایی دچار دلدرد، تهوع، سردرد یا سایر علائم جسمی تکرارشونده میشود.
- وابستگی بعد از یک اتفاق استرسزا یا تغییر مهم در زندگی کودک بهطور ناگهانی شدید شده است.
- اضطراب و وابستگی کودک باعث ایجاد اختلال قابلتوجه در زندگی خانوادگی شده است.
- والدین با وجود تلاش و ایجاد جداییهای تدریجی، همچنان نمیتوانند وابستگی کودک را مدیریت کنند.
سن، شدت علائم و میزان اختلال در زندگی کودک اهمیت زیادی دارد. برای مثال، گریه کوتاهمدت یک کودک خردسال هنگام جدا شدن از مادر لزوماً نگرانکننده نیست؛ اما اگر ترس از جدایی برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و مانع حضور کودک در مدرسه، خواب مناسب یا روابط اجتماعی او شود، ارزیابی تخصصی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
سوالات متداول
چرا کودک بیش از حد به مادر وابسته است؟
وابستگی میتواند به دلیل سن و مرحله رشد، اضطراب جدایی، ویژگیهای شخصیتی کودک، تجربههای استرسزا یا سبک فرزندپروری ایجاد شود. اگر این وابستگی شدید و مداوم باشد، بهتر است علت اصلی آن توسط متخصص بررسی شود.
وابستگی کودک به مادر تا چه سنی طبیعی است؟
وابستگی و اضطراب جدایی در سالهای ابتدایی زندگی طبیعی است و معمولاً با افزایش سن و تجربه استقلال کمتر میشود.
میزان و شدت وابستگی مهمتر از یک سن مشخص است؛ بهخصوص اگر در زندگی روزمره کودک اختلال ایجاد کند.
چگونه وابستگی کودک به مادر را کم کنیم؟
با جداییهای کوتاه و تدریجی، ایجاد فرصت برای بازی و انجام کارهای مستقل و تقویت رابطه کودک با افراد امن دیگر میتوان استقلال را بیشتر کرد. بهتر است این روند بدون تهدید، اجبار یا قطع ناگهانی حمایت عاطفی انجام شود.
آیا وابستگی شدید کودک به مادر نشانه اضطراب جدایی است؟
وابستگی شدید میتواند یکی از نشانههای اضطراب جدایی باشد، اما بهتنهایی برای تشخیص آن کافی نیست. شدت، تداوم علائم و تأثیر آن بر مدرسه، خواب، روابط اجتماعی و فعالیتهای روزمره باید بررسی شود.
چه زمانی برای وابستگی کودک به مادر باید به روانشناس مراجعه کرد؟
اگر کودک نمیتواند متناسب با سنش از مادر جدا شود یا وابستگی باعث اختلال در مدرسه، خواب، روابط اجتماعی یا فعالیتهای روزمره شده است، ارزیابی تخصصی توصیه میشود. روانشناس کودک میتواند علت وابستگی را بررسی کرده و راهکار مناسب برای تقویت احساس امنیت و استقلال کودک ارائه دهد.