برای رزرو نوبت آنلاین و دریافت خدمات ویژه ایرانیان خارج از کشور | وارد شوید.

جهان به‌دنبال «تغییر واقعی» است، ایران از «عبور از بحران» می‌گوید

هفته سلامت روان ۱۴۰۵؛ شنیدن روایت‌های جامعه و حرکت به‌سوی تغییر واقعی
۵ دقیقه مطالعه
5
(1)

آیا شنیدن صدای مردم کافی است یا زمان آن رسیده که این صداها به تصمیم و اقدام تبدیل شوند؟

از ۱۸ تا ۲۴ مهرماه، هفته ملی سلامت روان در ایران با شعار «شنیدن روایت‌های جامعه؛ گامی برای عبور از بحران» برگزار می‌شود؛ درحالی‌که شعار جهانی روز سلامت روان در سال ۲۰۲۶، «شنیده‌شدن تجربه‌های زیسته؛ صداهای واقعی، تغییر واقعی» است. دو شعاری که در نگاه نخست بسیار به یکدیگر نزدیک‌اند، اما با تأمل در پیام آن‌ها، پرسشی مهم درباره آینده سلامت روان مطرح می‌شود: آیا قرار است فقط درباره رنج‌های روانی حرف بزنیم یا صدای افرادی که این رنج‌ها را تجربه می‌کنند، واقعاً چیزی را تغییر خواهد داد؟

از شنیدن روایت‌ها تا ایجاد تغییر واقعی

شعار ملی امسال بر شنیدن تجربه‌ها و دغدغه‌های مردم و استفاده از این گفت‌وگوها برای عبور از بحران تأکید دارد. انتخاب این رویکرد در شرایطی که افراد ممکن است با فشارهای روانی، خانوادگی و اجتماعی روبه‌رو باشند، اهمیت ویژه‌ای دارد. فراهم‌کردن فضایی امن برای بیان احساسات، بدون ترس از قضاوت و برچسب‌خوردن، می‌تواند نخستین گام برای دریافت حمایت باشد.

در مقابل، شعار جهانی امسال یک مطالبه روشن‌تر را نیز مطرح می‌کند: شنیدن تجربه‌های زیسته باید به تغییر واقعی در سیاست‌ها، خدمات و تصمیم‌گیری‌های مرتبط با سلامت روان منجر شود. سازمان جهانی بهداشت تأکید می‌کند افرادی که مشکلات سلامت روان را تجربه کرده‌اند، نباید صرفاً راوی داستان خود باشند؛ بلکه باید در طراحی و ارزیابی خدمات و تصمیم‌هایی که بر زندگی‌شان اثر می‌گذارند، مشارکت داشته باشند.

به بیان دیگر، شنیدن نقطه شروع است؛ نه خط پایان.

گفت‌وگوی گروهی و شنیدن تجربه‌های افراد با هدف حمایت از سلامت روان

پرسش چالشی: وقتی کسی از رنجش می‌گوید، بعد از آن چه اتفاقی می‌افتد؟

تصور کنید نوجوانی از اضطراب خود می‌گوید، اما در محیط خانواده همچنان با سرزنش مواجه می‌شود. کارمندی از فرسودگی روانی حرف می‌زند، اما در محیط کار فرصتی برای استراحت یا دریافت حمایت ندارد. یا فردی که پس از تجربه یک بحران، برای کمک‌گرفتن تردید دارد؛ چون نگران قضاوت دیگران است یا نمی‌داند چگونه به خدمات تخصصی دسترسی پیدا کند.

در چنین موقعیت‌هایی، آیا صرفاً شنیده‌شدن کافی است؟

پاسخ روشن است: شنیده‌شدن ارزشمند است، اما اگر به همدلی، حمایت، دسترسی به خدمات مناسب و اصلاح شرایط آسیب‌زا منجر نشود، اثر آن محدود خواهد ماند.

از همین‌جا تفاوت ظریف دو شعار اهمیت پیدا می‌کند. شعار ملی، شنیدن روایت‌های جامعه را گامی برای عبور از بحران معرفی می‌کند؛ شعار جهانی، بر این نکته انگشت می‌گذارد که تجربه‌های زیسته باید در شکل‌گیری تغییر واقعی نقش داشته باشند. این دو پیام لزوماً در تقابل با یکدیگر نیستند؛ بلکه می‌توان آن‌ها را دو مرحله از یک مسیر دانست: ابتدا شنیدن، سپس اقدام.

چرا تجربه زیسته باید جدی گرفته شود؟

متخصصان سلامت روان دانش علمی و تجربه حرفه‌ای ارزشمندی دارند؛ اما تجربه فردی که با اضطراب، افسردگی، سوگ، فشارهای اجتماعی یا پیامدهای یک بحران زندگی کرده است، اطلاعاتی فراهم می‌کند که همیشه از طریق آمار و ارزیابی‌های تخصصی به دست نمی‌آید.

این تجربه‌ها می‌توانند به شناسایی موانع مراجعه، درک بهتر نیازهای خانواده‌ها، بهبود شیوه ارائه خدمات و کاهش انگ اجتماعی کمک کنند. البته هیچ تجربه فردی به‌تنهایی نماینده همه افراد نیست؛ اهمیت موضوع در این است که روایت‌های متنوع مردم، در کنار شواهد علمی و تخصص حرفه‌ای، در تصمیم‌گیری‌ها جدی گرفته شوند.

مسئولیت سلامت روان فقط بر دوش فرد نیست

یکی از خطرهای پرداختن سطحی به سلامت روان این است که تمام مسئولیت بهبود شرایط به خود فرد واگذار شود؛ گویی هرکس باید به‌تنهایی یاد بگیرد با فشارها کنار بیاید.

درحالی‌که سلامت روان علاوه بر عوامل فردی، تحت تأثیر روابط خانوادگی، محیط کار و تحصیل، شرایط اجتماعی و اقتصادی، حمایت اطرافیان و دسترسی به خدمات تخصصی قرار دارد.

بنابراین، عبور از بحران فقط به معنای افزایش تاب‌آوری فردی نیست. خانواده‌ها باید شنونده‌های بهتری باشند، محیط‌های آموزشی و کاری به نیازهای روانی افراد توجه کنند و سیاست‌گذاران نیز برای دسترسی مناسب‌تر به خدمات سلامت روان برنامه‌ریزی کنند.

هفته سلامت روان؛ فرصتی برای شنیدن یا آغاز یک تغییر؟

شاید مهم‌ترین پیام مشترک شعارهای ملی و جهانی امسال این باشد که سلامت روان را نمی‌توان صرفاً با توصیه به آرامش، مثبت‌اندیشی یا تحمل شرایط بهبود داد.

گاهی نخستین کمک، قضاوت‌نکردن است. گاهی، فراهم‌کردن امکان گفت‌وگو. گاهی، مراجعه به متخصص و دریافت حمایت حرفه‌ای. و گاهی نیز، تغییر شرایطی که رنج روانی را تشدید می‌کند.

اگر قرار باشد پس از پایان هفته سلامت روان فقط شعارها باقی بمانند، چه چیزی واقعاً تغییر کرده است؟

این پرسش، چالشی برای همه ماست؛ از خانواده‌ها و متخصصان گرفته تا مراکز ارائه‌دهنده خدمات سلامت روان و مسئولان. شنیدن صدای مردم زمانی به نقطه قوت جامعه تبدیل می‌شود که این صداها در تصمیم‌ها، خدمات و رفتارهای روزمره بازتاب پیدا کنند.

هفته سلامت روان می‌تواند فرصتی برای آغاز این مسیر باشد؛ مسیری که از شنیدن شروع می‌شود، با حمایت ادامه پیدا می‌کند و تنها با تغییرات ملموس به نتیجه می‌رسد.

این مقاله چقدر برای شما مفید بود؟

این مقاله چقدر برای شما مفید بود؟

تعداد آرا ثبت شده: 1 / میانگین امتیاز: 5

اولین نفری باشید که نظر میدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

هفته سلامت روان ۱۴۰۵؛ شنیدن روایت‌های جامعه و حرکت به‌سوی تغییر واقعی

جهان به‌دنبال «تغییر واقعی» است، ایران از «عبور از بحران» می‌گوید

اهمال کاری و درگیر شدن ذهن با شروع نکردن کارها

اهمال‌کاری چیست؟ چرا کارها را عقب می‌اندازیم و چگونه آن را متوقف کنیم؟

قیمت rTMS و هزینه جلسات تی ام اس در سال ۱۴۰۵

قیمت و هزینه جلسات rTMS در سال ۱۴۰۵؛ هزینه هر جلسه تی ام اس و دوره درمان

سندرم ایمپاستر و احساس ناکافی بودن با وجود موفقیت

سندرم ایمپاستر چیست؟ چرا با وجود موفقیت احساس می‌کنیم کافی نیستیم؟

درمان اختلالات خواب با بیوفیدبک در آتیه کلینیک

درمان اختلالات خواب با بیوفیدبک؛ آیا می‌توان با بیوفیدبک خواب بهتری داشت؟